تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
۱۴ مرداد ۱۴۰۴
منبع: «چپ»
۴ اوت ۲۰۲۶
«درس»های آکادمی «سازمان اطلاعات ملی» (میت) از جنگ اسرائیل- ایران: «ما تهران را حداقل به اندازه آمریکا یک تهدید میدانیم»

«آکادمی ملی اطلاعات» (MIA)، که در «سازمان اطلاعات ملی» (MIT) تأسیس شده است، گزارش جدیدی در مورد جنگ ۱۲ روزه اسرائیل-ایران منتشر کرده است.
این گزارش با عنوان «جنگ ۱۲ روزه و درسهایی برای ترکیه»، دادههای بسیار روشنی در مورد اینکه دولت در کدام طرف این درگیری ایستاده است، ارائه میدهد.
انتظار این است که گزارش درباره این رویداد، که به مدت ۱۲ روز تمام جهان از نزدیک آنرا دنبال کرد، و از نظر جغرافیایی به ترکیه مرتبط است، تمام جزئیات را به طور انتقادی تجزیه و تحلیل کند؛ فعالیتهای همه طرفین را به دقت بررسی نماید، و تمام پارامترهای مربوط به «درسهایی که باید برای کشور آموخته شود» را ذکر کند.
با این وضف، گزارش منتشر شده توسط «آکادمی ملی اطلاعات» بیشتر شبیه تبلیغات اسرائیلی است تا تحلیل از اوضاع. این گزارش در حالیکه بیوقفه از سیستمهای جنگی اسرائیل تمجید میکند، تقریباً هیچ جزئیاتی درباره فعالیتهای نظامی ایران در این دوره ارائه نمیدهد
«درس»های این گزارش برای ترکیه نیز آموزنده است. در حالی که گزارش تا آنجا پیش میرود که با خجالت ایران را به خاطر جنگ سرزنش میکند، بخشهای قابل توجهی از گزارش به صراحت استدلال میکند که ترکیه باید در کنار ایالات متحده و اسرائیل قرار گیرد. علاوه بر این، این استدلالها از این زاویه ارائه میشوند که اسرائیل به عنوان یک تهدید برای امنیت ترکیه تلقی میشود.
ستایش ماشین جنگی اسرائیل
بخش اول گزارش بر ستایش برتری اسرائیل بر ایران در جنگ متمرکز است.
بخش اول که تصاویری از تمام سیستمهای جنگی و تجهیزات هوایی مورد استفاده اسرائیل در طول جنگ را نشان میدهد، تقریباً هیچ جزئیاتی در مورد قابلیتهای جنگی ایران ارائه نمیدهد. بخش کوچکی با اشاره به اینکه موشکهای بالستیک ایران به اسرائیل اصابت کردهاند، به تفصیل اثربخشی سلاحهای اسرائیل در ایران را بند به بند شرح میدهد.
تنها تصویری که از سیستم تسلیحاتی ایران به اشتراک گذاشته شده، سیستم «دفاع هوایی سوم خرداد» است که اسرائیل ادعا میکند آن را خنثی کرده است.
این گزارش با کلماتی مانند «موثر»، «برتر»، «دقیق» و «چندمنظوره» از توانایی رزمی اسرائیل تمجید میکند، در حالی که اشاره به ایران به دلیل «ظرفیت محدود» و «ناکافی بودن» مورد توجه قرار میگیرد.
اگرچه اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه برتری هوایی بر ایران ایجاد کرد، اما ایران با موشکهای بالستیک خود به نهادهای حیاتی اسرائیل حمله کرد. این درگیری که به نظر میرسید از نظر اقتصادی برای هر دو کشور دشوار است، نه با برتری نظامی یکی از دو طرف، بلکه با مداخله ایالات متحده پایان یافت.
فهرست منابع گزارش: مطبوعات اسرائیلی و غربی
بخش فهرست منابع و یادداشتها در بخش پایانی گزارش نیز قابل توجه است.
به نظر میرسد نویسندگان گزارش فقط از منابع اسرائیلی و غربی استفاده کردهاند، و منابع ایران یا کشورهای متحد آنرا حذف کردهاند.
این کتابشناسی نه تنها دربرگیرنده مقالات علمی است، بلکه شامل آژانسهای خبری غربی نیز میشود که از آغاز قتلعام در غزه آشکارا از اسرائیل حمایت کردهاند، و در سراسر جنگهای منطقه به انتشار تبلیغات اسرائیل پرداختهاند: «رویترز»، «یورونیوز»، «بیبیسی»… یکی از منابع حتی مستقیماً از سایت خبری اسرائیلی «تایمز اسرائیل» گرفته شده است.
همچنین قابل توجه است که تمام مقالات و گزارشهای خبری ذکر شده به زبان انگلیسی است.
اولین «درس» گزارش: «ایران باید توجه میکرد»
بخش پایانی گزارش، «درسهایی که باید از جنگ ۱۲ روزه آموخت» را فهرست میکند.
نتیجهگیری گزارش در این بخش این است که ایران مسئول جنگی است که کاملاً در نتیجه تجاوز اسرائیل آغاز شد. بخش مربوطه در گزارش موارد زیر را بیان میکند:
«از دست رفتن بستر مذاکره درباره فعالیتهای هستهای ایران، که همزمان به یک عنصر کلیدی در روابط جهانی تبدیل شده است، منجر به همگرایی پویاییهای جهانی و منطقهای و به طور دقیقتر، همگرایی ایالات متحده و اسرائیل در حملات نظامی علیه ایران شده است. در نتیجه، عدم توجه ایران به ظرافتها و تلاش آن برای همسو کردن دولتهای اسرائیل و ایالات متحده در مورد تهدید ناشی از برنامه هستهای خود، عواقب بسیار دردناکی برای خود ایران داشته است.»
گزارش این واقعیت را که اسرائیل سلاحهای هستهای دارد، که رسماً اعلام نکرده است، و این واقغیت را که نگرانی اصلی آن در جنگ، افزایش سلطه خود در منطقه است، نادیده میگیرد. همچنین شایان ذکر است که هنوز هیچ مدرکی مبنی بر اینکه ایران از طریق روند غنیسازی اورانیوم، سلاحهای هستهای تولید کرده باشد، وجود ندارد.
درس دوم: «بیایید اسرائیل را عصبانی نکنیم، بیایید تنها نمانیم، بیایید به ترمیم روابط با ناتو ادامه دهیم»
بخش «درسها»ی این گزارش همچنین به اهمیت تنها نماندن در برابر تهدید اسرائیل اشاره میکند. این بخش همچنین به ادامه اتحاد سنتی با ناتو به عنوان یک راه حل اشاره میکند.
گزارش در این موارد چنین میگوید:
«در فضایی که استفاده از زور و تلفات غیرنظامیان بین کشورها در سطح بینالمللی عادی شده است، در حالی که اتحادهای سنتی محافظت مطلق و کاملی ارائه نمیدهند، نمونه ایران نشان میدهد کشورهایی که سعی در بیطرف ماندن دارند، به نوعی «یتیم» مانده و به راحتی هدف قرار میگیرند. در این راستا، گامهای اخیر ترکیه برای ترمیم روابط سنتی با متحدان، که همزمان با جنگ داخلی سوریه دچار فرسایش شده بود، اهمیت بیشتری پیدا میکند. بهبود اخیر روابط ترکیه با ایالات متحده در روابط آن با ناتو نیز منعکس شده است، و ادامه این روند مفید تلقی میشود.»
به عبارت دیگر، گزارش این پیام را میرساند: «ما باید در کنار اسرائیل باشیم تا تهدیدی برای ما ایجاد نکند.»
سومین «درس»: «ما باید به اندازه آمریکا و اسرائیل در برابر ایران هوشیار باشیم»
سومین «درس»ی که این گزارش از جنگ میگیرد این است که اولویت ترکیه پس از جنگ باید «تهدید ایران» باشد.
گزارش میگوید: «در این مرحله، ترکیه حداقل به اندازه اسرائیل و ایالات متحده، از فعالیتهای هستهای ایران، موجودی گسترده موشکها و پهپادهای این کشور و شبکه شبهنظامیان منطقهای آن احساس خطر میکند. با این حال، در صورت بروز تنشهای احتمالی بین ترکیه و ایران، هیچ تضمینی وجود ندارد که تهران قابلیتهای خود را علیه آنکارا بسیج نکند.»
در این گزارش که تلویحاً مشکلات بحرانهای «عراق-محور» را ناشی از شبهنظامیان تحت حمایت ایران میداند، آمده است: «این گروهها گهگاه پایگاههای ترکیه در عراق را مورد تعرض قرار دادهاند. بنابراین، توافقی که در آن نفوذ ایران بر بازیگران مسلح غیردولتی در منطقه محدود شود، ضمن حفظ ثبات داخلی و احیای اقتصاد آن که در سالهای اخیر به شدت آسیب دیده است، میتواند مثبتترین سناریو برای آنکارا تلقی شود.»
گزارش که بازنگری ایران از جایگاه منطقهای خود را تأیید میکرد، از عراق پس از حمله آمریکا به آن، از سوریه، جایی که جهادگرایان به قدرت رسیدند، و زا آذربایجان، که روابط خود را با اسرائیل تعمیق بخشیده است، به عنوان «نمونههای خوب» نام میبرد.
گزارش با این استدلال که فعالیتهای بالقوه شبهنظامیان تحت حمایت ایران در عراق میتواند باعث ایجاد آشفتگی شود، میگوید: «حملات گروههای شبهنظامی طرفدار ایران به پایگاههای آمریکایی در این کشور میتواند در را به روی تغییرات ساختاری در عراق باز کند. ترکیه باید روابط خود را با بغداد و اربیل تقویت کند، تا اطمینان حاصل شود که عراق، به عنوان یک شریک در پروژههای استراتژیک بلندمدت مانند مسیر توسعه، کمترین تأثیر را از این تنش میپذیرد، و حمایت لازم را برای جلوگیری از تبدیل شدن عراق به منطقه درگیری فراهم کند.»
