تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
چهارشنبه، ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
منبع: «902.gr»، پایگاه خبری حزب کمونیست یونان
پنجشنبه، ۱۲ مارس ۲۰۲۶
سخنرانی افتتاحیه دیمیتریس کوتسومباس در کنفرانس مجازی احزاب کمونیست و کارگری شرق مدیترانه، خاورمیانه و خلیج فارس (فیلم – عکس)
دیمیتریس کوتسومباس، دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان، امروز سخنرانی افتتاحیه کنفرانس مجازی احزاب کمونیست و کارگری شرق مدیترانه، خاورمیانه و خلیج فارس را، که به ابتکار حزب کمونیست یونان پیرامون تحولات منطقه پس از آغاز حمله امپریالیستی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران برگزار شد، ایراد نمود.
حزب دموکراسی و سوسیالیسم الجزایر، حزب کمونیست یونان، حزب کمونیست اردن، حزب توده ایران، حزب کمونیست اسرائیل، آکل قبرس، حزب مردم فلسطین، حزب کمونیست فلسطین، حزب کمونیست سودان، حزب کمونیست سوریه و حزب کمونیست ترکیه در این کنفرانس مجازی شرکت کردند.
متن کامل سخنرانی مقدماتی دیمیتریس کوتسوباس به شرح زیر است:
«رفقای گرامی،
من میخواهی من میخواهیم از شما برای پاسخ به دعوت حزب کمونیست یونان و شرکت در کنفرانس مجازی فوقالعاده امروز احزاب کمونیست و کارگری منطقه ما تشکر کنیم، کنفرانسی که در شرایط بسیار خطرناکی برای مردم ما برگزار میشود، شرایطی که با حمله جنایتکارانه و محکوم ایالات متحده و اسرائیل علیه مردم ایران به طرز چشمگیری وخیمتر شده است.
این رویدادی است که تاکنون جان صدها غیرنظامی را گرفته است، ویرانی لجستیکی عظیمی را، هم در ایران و هم در دیگر کشورهای منطقه به بار آورده است، و در واقع، در زمانی که جنگ خونین امپریالیستی برای پنجمین سال در سرزمینهای اوکراین ادامه دارد، کشورهای خلیج فارس و کشورهای مدیترانه شرقی، دریای خزر، قفقاز را به آتش جنگ کشانده است.
در کشور ما، دولت «دموکراسی نو»، با حمایت دیگر احزاب بورژوایی، در ادامه مسیر دولتهای قبلی، در حال تعمیق دخالت یونان در جنگها و برنامههای امپریالیستی ایالات متحده، ناتو و اتحادیه اروپا، و به دنبال ارتقاء جایگاه بورژوازی، تبدیل کشور به یک قطب انرژی و حملونقل و تصاحب سهم بیشتر از غنایم جنگها و مداخلات امپریالیستی است.
سیاست خطرناک مداخله از طریق بهرهبرداری از کل کشور به عنوان پایگاه نظامی ناتو، با استفاده از پایگاههای آمریکایی، حمایت از رژیم زلنسکی و ارسال سلاح به اوکراین و همچنین روابط استراتژیک با دولت اسرائیل اجرا میشود.

واحدهایی از نیروهای مسلح یونان به مأموریتهای امپریالیستی در خارج از کشور، به دریای سرخ، خلیج فارس و بالکان اعزام میشوند. قرار است ارتش یونان به نوار غزه اعزام شود و موضع وزارت دفاع یونان که از مردم میخواهد با «فرهنگ تابوت» آشنا شوند، به ویژه خطرناک است.
در عمل ثابت شده است که مشارکت در برنامههای ایالات متحده، ناتو، اتحادیه اروپا و اسرائیل نه تنها امنیت مردم را تضمین نمیکند، بلکه کشور را به هدف انتقامجویی تبدیل میکند و تحولاتی را آغاز کرده است که حقوق حاکمیتی را به چالش میکشد.
حزب کمونیست یونان ادعاهای بیاساس امپریالیستها را رد میکند، ماهیت امپریالیستی مداخله ایالات متحده با هدف تصرف ثروت انرژی کشور را آشکار میکند و فاش میسازد که هدف کلی اسرائیل و ایالات متحده، ایجاد فضای اقتصادی و ژئوپلیتیکی «خاورمیانه جدید»، از طریق توافقات اسرائیل با مجموعهای از کشورهای عربی (توافقنامههای ابراهیم) و اجرای «مسیر تجاری هند» (آسیا – خاورمیانه – اروپا)، در تضاد با «جاده ابریشم جدید» چین و برنامههای ایران است.
حزب کمونیست یونان پیوسته در کنار مردم فلسطین ایستاده و اشغال و نسلکشی آنها توسط دولت قاتل اسرائیل با حمایت ایالات متحده، ناتو و اتحادیه اروپا را محکوم کرده است.
این حزبی است که از یک موضع اصولی، از همان روز اول تشدید جدید جنایات و نسلکشی اسرائیل در نوار غزه، به بهانه حمله حماس در اکتبر ۲۰۲۳، همبستگی انترناسیونالیستی یکپارچه خود را ابراز نمود، و قاطعانه تلاش برای بدنام کردن مبارزه فلسطینیها، عملیات یکسانسازی متجاوز و قربانی توسط دولت «دموکراسی نو» و دیگر احزاب بورژوایی را که با مواضع اسرائیل و جنایتکار جنگی نتانیاهو و با جعل حق اشغالگر برای «دفاع از خود» هماهنگ بودند، محکوم کرد.
امروز، حزب کمونیست یونان، بار دیگر، در یونان رهبری محکوم کردن حمله جنایتکارانه و جنگ امپریالیستی اروپا-آتلانتیک توسط ایالات متحده-ناتو در منطقه خاورمیانه را بر عهده دارد، در همبستگی با مردم ایران ایستاده است، فاش میکند که پایگاههای ایالات متحده-ناتو که سکوی پرش برای جنگها هستند، در عین حال یک «مغناطیس» خطرات برای مردم ما هستند و تعطیلی آنها میطلبد.

ما برای بازگشت واحدهای نیروهای مسلح یونان که برای منافع بورژوازی و متحدان آن در منظقه مستقر هستند، مبارزه میکنیم و فاش میکنیم که اعزام کشتیهای جنگی و هواپیما به قبرس نه برای حفاظت از مردم قبرس، بلکه برای حفاظت از پایگاههای انگلیس-ناتو است که به عنوان قلمرو انگلیس در آنجا حضور دارند.
ما همچنان از تصمیمات اتحادیههای کارگری و دیگر نهادهای جنبش مردمی برای جلوگیری از عبور نیروهای ناتو و محمولههای مرگ از بنادر یونان حمایت خواهیم کرد، همانطور که در دوره قبل توسط کارگران اسکله «کاسکو» در پیرائوس، تسالونیکی، الکساندروپولیس، تیرناووس و سایر مناطق انجام شد.
حزب کمونیست یونان قاطعانه از سربازان و افسرانی که با سیاست ضدمردمی و این طرحهای امپریالیستی مخالفند، حمایت میکند.
با مداخله کمونیستها در جنبش کارگری و مردمی، این درک درست که بین کارگران و سرمایهداران، هیچ منافع ملی مشترکی، حتی در شرایط جنگی، وجود ندارد، گسترش مییاید.
رفقا،
ما تخمین میزنیم که طرح ایالات متحده این بار حتی گستردهتر از دوره قبل است. گذشته از همه اینها، این عمدتاً توسط خود امپریالیستهای آمریکایی اعلام شده است که با دولت قاتل مردم فلسطین همکاری خوبی دارند.
امپریالیسم آمریکای شمالی، که با حمله به ونزوئلا با ربودن مادورو، تحولات پاناما که در آن کنترل کانال پاناما را از انحصارات چین خارج کرد، و همچنین مذاکرات مخفی با رهبری روسیه و اقدامات مربوطه برای «کشیدن» هند، جسورتر شده است، چشم به یک طرح کلیتر دوخته است. نیات تهاجمی برای گرینلند، و علیه مردم قهرمان کوبا، که دهههاست عواقب محاصره و خفقان اقتصادی را تجربه میکنند، تصادفی نیست.
با باز کردن یک پرانتز در اینجا، میخواهم تأکید کنم که حزب کمونیست یونان همیشه در کنار مردم و حزب کمونیست کوبا در مبارزه آنها برای دفاع از انقلاب کوبا ایستاده است، و ما دیروز در آتن برای محکوم کردن طرحهای امپریالیستی علیه کوبا، یک گردهمایی باشکوه و راهپیمایی به سمت سفارت آمریکا داشتیم.
برنامهریزی ایالات متحده تحت رهبری ترامپ، گامهای روشمندی را، چه از طریق ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک-سیاسی یا نظامی، برای تقویت مواضع انحصارات آمریکایی به هزینه رقبای آنها، در درجه اول چین، که امروز یک اقتصاد سرمایهداری قدرتمند است و در بسیاری از جبههها با ایالات متحده رقابت میکند و به دنبال ایجاد اتحاد اوراسیایی خود است، در نظر دارد.
هدف مبارزه آنها ثروت معدنی، انرژی، عناصر خاکی کمیاب و همچنین مسیرهای حملونقل کالا و حمایتهای ژئوپلیتیکی است، که در نهایت همه اینها سهم بازار و سود انحصارات را تعیین میکنند.
در این طرح، حلقه کلیدی، ایران و کنترل آن است. ما میبینیم که قدرت آتش ایالات متحده و متحدان آن، که در منطقه متمرکز شده است، از جمله ۳ ناو هواپیمابر، و همچنین قصد آنها برای استفاده از نیروهای زمینی، در جهت معکوس کردن موضع ژئوپلیتیکی رهبری کنونی ایران در رقابت ایالات متحده و چین حرکت میکند. این حتی ممکن است به معنای تلاش برای تجزیه ایران به کشورهای کوچکتر، طبق تاکتیک امپریالیستی مورد علاقه آن یعنی «تفرقه بینداز و حکومت کن» باشد.
امپریالیستها، برای متقاعد کردن مردم، از بهانههای گوناگونی مانند «دموکراسی» و «آزادی» مردم ایران استفاده میکنند، آنها عمداً از بسیجهای بزرگ و عادلانهای که در گذشته برای حقوق اجتماعی و سیاسی آنها صورت گرفته است، سوءاستفاده میکنند. اما آنها نمیتوانند کسی را فریب دهند! آنها از همین بهانهها در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه سوءاستفاده کردند و هر آدم عاقلی امروز میتواند ببیند که آنها دروغ میگویند، که آنها ریاکارند!
رفقا،
در یونان ما کارگران را آگاه میکنیم که جنگ امپریالیستی، جنگ مردم نیست! اکنون زمان مسئولیتپذیری تک تک آنهاست. اینکه مردم چگونه در رویارویی با تحولات طوفانی ایستادگی خواهند کرد، اکنون مورد قضاوت قرار میگیرد. مهمتر از همه، لازم است که خود را از برنامههایی که آنها را به نابودی سوق میدهد، جدا کنند و بر اساس منافع واقعی خود، خط مبارزاتی تشکیل دهند. موضعی که عامل مردمی در قبال این سیاست مشارکت اتخاذ خواهد کرد، میتواند واقعاً تحولات را تعیین کند.
امید و راه برونرفت از دنیای در حال سوختن میتواند و باید توسط خود مردم با مبارز آنها، با همبستگی قاطع، اینجا در یونان، با حزب کمونیست یونان، که مسئولیت رهبری این مبارزه را بر عهده دارد، فراهم شود.
ما معتقدیم که دوراهی «اردوگاه یورو-آتلانتیک یا اوراسیا» نادرست است، علیه منافع طبقه کارگر، خلقها است، و مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی مستقل آنها را برای سرنگونی نهایی سرمایهداری، برای سوسیالیسم-کمونیسم تضعیف میکند.
تقویت مبارزه علیه نظام پوسیده سودوزی، که مترادف با استثمار و جنگ است، برای شکستن «زنجیری» که مردم را به ورطه نابودی میکشاند، برای گشودن راه برای سرنگونی، برای جامعه نوین، برای سوسیالیسم-کمونیسم، جامعه رفاه واقعی، صلح و همبستگی با خلقهای سراسر جهان، ضروری است.
«از شما بسیار سپاسگزارم و برای مبارزات پیش رویمان، با این باور که مبارزه مشترک و همبستگی بینالمللی ما سلاح خلقها است، برایتان قدرت و توان آرزو میکنم.»
***
سایت حزب تودۀ ایران
متن سخنرانی نمایندهٔ حزب تودهٔ ایران در نشست حزبهای کمونیست و کارگری منطقهٔ مدیترانهٔ شرقی و خلیج فارس
رفقای گرامی،
نخست مایلم از حزب کمونیست یونان، برای ابتکار در سازماندهی این نشست آنلاین دربارهٔ اوضاع بسیار پیچیده و در عین حال خطرناکی که اکنون در کشور ما و در منطقهٔ وسیع غرب آسیا (خاورمیانه) در حال شکلگیری است تشکر کنم.
رفقای عزیز،
با توجه به اینکه میدانم اغلب رفقای حاضر در این نشست با اساس و روند زمانی تحولات اخیر آشنا هستند، مستقیم به ارزیابی حزب تودهٔ ایران میپردازم…
بار دیگر، در حالی که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در حال مذاکرات دیپلماتیک بودند و نشانههای روشنی از پیشرفت و امیدواری برای جلوگیری از وقوع جنگ وجود داشت، کشور ما مورد حملهٔ وحشیانهٔ ماشینهای جنگ آمریکا و اسرائیل قرار گرفت.
اکنون در سیزدهمین روز این جنگ غیرقانونی، ناعادلانه، و فاجعهبار قرار داریم که بر مردم ایران تحمیل شده و چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. شهرها و زیرساختهای سراسر ایران در غیاب هرگونه دفاع هوایی مؤثر هدف حملههای اسرائیل و امپریالیسم آمریکا قرار گرفتهاند. گزارشهای متعددی از هدفگیری عمدی و بمباران سنگین شهرها و اماکن غیرنظامی منتشر شده است، از جمله کشتار فجیع حدود ۱۶۰ دختر دانشآموز در میناب، در جنوب ایران، بر اثر شلیک موشکهای تاماهاوک آمریکا در یک حملهٔ «دو مرحلهیی». این حملهها جنایتهای جنگی آشکاریاند که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، شخصی که پیش از این نیز مسئول نسلکشی و جنایتهای جنگی در غزه بوده، مرتکب شدهاند.
آنچه در ایران رخ میدهد تجاوز جنایتکارانهٔ بیرحمانه و تحریکنشدهٔ امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل است. بمباران شهرها، کشتار غیرنظامیان، و ترور رهبر یک کشور مستقل نشاندهندهٔ فروپاشی نظم بینالمللی بهاصطلاح «مبتنی بر قانون» است، بهویژه هنگامی که کشورهای بزرگ غربی- جز اسپانیا- از محکوم کردن این اقدامات خودداری میکنند و دولتهایی مانند بریتانیا حتی کمک غیرمستقیم هم میکنند.
جهان وارد دورهای بهغایت خطرناک شده است. آمریکا زیر دولت راست افراطی ترامپ تلاش دارد افول هژمونی امپریالیستیاش را معکوس کند و همزمان اسرائیل در پی بازترسیم نقشهٔ ژئوپلیتیک غرب آسیا (خاورمیانه) است. کشور ایران و مردمش در مرکز این آتشافروزی قرار گرفتهاند، در حالی که همچنان در چنگال دیکتاتوری دینسالار بیرحمی گرفتارند که برای بقای خودش میجنگد.
به این ترتیب، شاهدیم که گویی سیاست خارجی آمریکا در قبال غرب آسیا عملاً به رژیم جنایتکار نتانیاهو واگذار شده و جنگی فاجعهبار برای پیشبرد طرح «خاورمیانهٔ جدید» و گسترش «توافقهای ابراهیم» به سراسر منطقه به راه انداخته شده است. در این طرح یک سازوکار نظامی-اطلاعاتی منطقهیی دائمی، نوعی «ناتوی خاورمیانهیی»، در نظر گرفته شده با این هدف که دولتهای متعهد به این طرح را کاملاً مطیع و تابع منافع آمریکا و اسرائیل و از داشتن هرگونه نقش مستقل در امور و تحولات منطقهیی محروم کند.
بدر البوسعیدی، وزیر خارجهٔ عمان، در اظهاراتی که اخیراً در رسانههای عمان منتشر شد گفت که «هدف واقعی این جنگ تضعیف ایران، بازآرایی منطقه، و پیشبرد دستورکار عادیسازی [روابط با اسرائیل]» و نیز تلاش «برای جلوگیری از تشکیل کشور فلسطین» است. او افزود که «طرحی گستردهتر برای منطقه در نظر گرفته شده و ایران تنها هدف نیست» و نیز اینکه «بسیاری از بازیگران منطقه به این واقعیت آگاهی دارند». او سپس تأکید کرد که عمان به «هیئت صلح» [که ترامپ تشکیل داده است] نخواهد پیوست و روابطش را با اسرائیل عادی نخواهد کرد. او در ادامه تصریح کرد که کشورش، که با حسن نیت مذاکرات ایران و آمریکا را میانجیگری کرده بود، خواهان پایان دادن به جنگ و بازگشت سریع به دیپلماسی است.
ضرورت این تجاوز نظامی جنایتکارانه علیه ایران، که با هدف پیشبرد سیاستهای استراتژیک دولت راست افراطی آمریکا انجام میشود، [برای آمریکا] به اندازهای است که حتی بخشی از طبقهٔ حاکم و سرمایهٔ بزرگ آمریکا هم حاضر است پیامدهای منفی آن بر اقتصاد جهانی را تحمل کند. آنان آشکارا در پی نابود کردن هرگونه چشمانداز همزیستی و ثبات مبتنی بر صلحاند و میخواهند آن را با نظمی جهانی جایگزین کنند که بر «حق با زور است» بنا شده و از طریق «جنگهای بیپایان» دنبال میشود.
حملهٔ گسترده به ایران تختهپرش مرحلهٔ جدیدی از سیاست خارجی آمریکا است که هدفش تثبیت سلطهٔ نظامی آمریکا و تحکیم قدرت شخصی ترامپ بهعنوان «پیروز نهایی»، به هر قیمتی، است.
با این حال، هدف اصلی ترامپ و نتانیاهو در دو روز نخست حمله، یعنی کشتن علی خامنهای، ولی فقیه رژیم، با این انگیزه که به فروپاشی رژیم و برانگیختن خیزش مردمی بینجامد، ناکام مانده است. معلوم شد که این نقشهای توهمآمیز بود، چون مردم ایران بار دیگر حاضر نشدند در دامی که این دو رهبر جنایتکار برای «تغییر رژیم» پهن کرده بودند گرفتار شوند.
یکی از پیامدهای بسیار سنگین برای مردم ایران که در طوفان سهمگین این جنگ گرفتار شدهاند- علاوه بر صدها کشته، هزاران زخمی، و خسارتهای مادّی عظیم و غیرقابل محاسبه- جانشینی موروثی مجتبی خامنهای بهجای پدر ترورشدهاش علی خامنهای بهعنوان ولی فقیه [و رهبر جمهوری اسلامی] است. رژیم حاکم صرفاً برای بقای «اسلام سیاسی» در ایران و تثبیت حاکمیت مطلق این «رهبر تندرو» جدید و ادارهٔ آیندهٔ کشور از طریق سرکوبهای شدیدتر همچنان به سرکوب و یورشها نامتقارن [به مردم] ادامه میدهد.
واقعیت تلخ این است که همهٔ دستاوردهای اخیر مبارزهٔ ضدّدیکتاتوری مردم بهخاطر این جنگ ضربهٔ جدّی خورده است، دستاوردهایی که از طریق هماهنگی و سازمانیابی رو به رشد جنبش کارگری بالندهٔ ایران و جامعهٔ مدنی در مبارزه برای صلح، آزادی، و عدالت اجتماعی حاصل شده بود.
ترامپ اعلام کرده که بهعنوان «مصالحه» احتمالی حاضر است رهبر مذهبی در ایران را بپذیرد و گفته است که دموکراسی برای این کشور ضروری نیست. امپریالیسم آمریکا باز هم آماده است که دور تازهای از استبداد را بر ملت ما تحمیل کند به شرط آنکه [حکومت ایران] مطیع اقتدار ترامپ باشد و در نقشهٔ ژئوپلیتیک بازآراییشدهٔ غرب آسیا (خاورمیانه) جای بگیرد. پیش از این نیز آمریکا همین کار را در قالب تحمیل سلطنت خشن کرده بود و اکنون هم از طریق تداوم رژیم دینسالار یک بار دیگر میخواهد همان کار را بکند.
متأسفانه مردم ایران در تصمیمگیری دربارهٔ جنگ یا شرایط هرگونه مذاکره هیچگونه نمایندگی یا نقشی ندارند. روشن است که هر تلاشی برای سازماندهی جنبش مردمی با مقابلهٔ خشن رژیم روبهرو خواهد شد و به بهانهٔ جنگ و امنیت ملی سرکوب خواهد شد.
حزب ما بر این باور است که در این برههٔ بحرانی برای مردم ایران، و با توجه به وضع بسیار خطرناک و ویرانگری که جنگ پدید آورده است، همهٔ تلاشها باید معطوف به تقویت همبستگی ملی، جلوگیری از هرجومرج و تحریک شکافهای قومی، و سازماندهی کمکرسانی در برابر ویرانیهای ناشی از بمباران وحشیانهٔ آمریکا و اسرائیل باشد.
ما معتقدیم آنچه در کوتاهمدت بیش از همه اهمیت دارد تلاش فعالان و نیروهای مترقی برای حفظ و تقویت امید جامعهٔ ایران به امکان و ضرورت سازماندهی برای مبارزه در راه تحقق صلح و رهایی از وضع جهنمی جنگ است تا بتوان مبارزهٔ ضدّدیکتاتوری برای دستیابی به استقلال، آزادی، و عدالت با فوریت و قدرت بیشتری به پیش برد.
ما حزبهای کمونیست و کارگری را فرامیخوانیم که همچنان هوشیار باشند و محکم و استوار از مبارزات مردمی برای صلح، حاکمیت ملی، و عدالت حمایت کنند، چه این مبارزات را مردم ایران بکنند و چه مردم کشورهای مستقل دیگری که با خطر مداخلهٔ خارجی و جنگ امپریالیستی روبهرو هستند.
سپاسگزارم.
۱۳ مارس ۲۰۲۶ (۲۲ اسفند ۱۴۰۴)
