تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

دوشنبه، ۲۲ دی ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاک‌ اوغلو
دوشنبه، ۱۲ ژانویه ۲۰۲۷

رقص ایران با سیاهی در تاریکی

 

هفته گذشته ما با بحران‌های جدی در جنوب و شرق خود مواجه شدیم.

درگیری‌های خونین در حلب سوریه، به نظر می‌رسد فعلاً فروکش کرده است. من نظرات خود را پیرامون بازیگران گوناگون دخیل در طراحی امپریالیستی در سوریه در مقاله‌ای که حدود یک ماه پیش با عنوان «وضعیت ذهنی بیمارگونه قورباغه و ژئوپلیتیک» نوشتم، بیان کردم. به طور خلاصه، کسانی که سعی می‌کنند از سناریویی که واشنگتن نوشته است منحرف شوند، با عواقبی روبه‌رو می‌شوند. این بدان معنا نیست که همه چیز برای ایالات متحده در سوریه به راحتی پیش می‌رود. در این محیط که هیچ بازیگر خارجی مقاومتی نشان نمی‌دهد، ایجاد ساختاری، هرچند ضعیف، که بتواند به جای دولت ویران شده در سوریه، روی پای خود بایستد، زمان می‌برد. حتی زمانی که این ساختار ایجاد شود، «پایایی» آن، اصطلاحی که در سال‌های اخیر بسیار مد شده است، همچنان موضوع بحث خواهد بود. این بدان معناست که ما برای مدت طولانی به نوشتن و صحبت درباره سوریه ادامه خواهیم داد.

موضوعی که امروز سعی خواهم کرد به آن بپردازم، ایران است. دو هفته از آغاز اعتراضات گذشته است. با نگاهی به وضعیت امروز، می‌توان گفت که هر دو طرف تندخوتر شده‌اند. افزایش سطح خشونت مشهود است، اما این‌که آیا فقط دو طرف درگیر هستند، جای بحث بسیار دارد.

اعتراضات دو هفته پیش آغاز شد، زمانی که مغازه‌داران پس از کاهش ناگهانی ارزش پول ملی، ریال، کسب و کار خود را تعطیل کردند و در میادین مرکزی پایتخت تجمع کردند. با گذشت زمان، این اعتراضات در دو محور جداگانه گسترش یافت. تظاهرات گسترده‌تر، درگیری‌های شدیدی را به دنبال نداشت. مشروعیت خواسته‌های معترضان توسط دولت، حداقل در سطح کلامی، به رسمیت شناخته شد.

در پاسخ، گروه‌های کوچک، و گاهی مسلح در نقاط مختلف کشور مستقیماً با نیروهای انتظامی درگیر شدند، و به ساختمان‌های عمومی و ایستگاه‌های پلیس حمله کردند و آن‌ها را به آتش کشیدند. نیروهای انتظامی نظام به شدت واکنش نشان دادند. واضح است که انگیزه تخریب و خرابکاری این گروه‌ها از خارج سرچشمه گرفته است.

بنابراین، تقریباً می‌توان گفت که سه طرف وجود دارد: معترضان، فعالان و دولت. البته این استنباط مبتنی بر این فرض است که دولت یکپارچه است. من سعی خواهم کرد این فرض را در انتهای مقاله زیر سوال ببرم.

چون اینترنت از روز پنج‌شنبه قطع شده است، تأیید گزارش‌های مربوط به تلفات و هم‌چنین سایر تحولات غیرممکن است. برخی می‌گویند ۵۰ نفر، برخی دیگر ۵۰۰ نفر. آنچه مسلم است این است که تعداد کشته‌شدگان و خشونت در حال افزایش است.

تفسیر تحولات بدون درک پیشینه موضوع دشوار است. اقتصاد ایران که عمدتاً به درآمدهای صادرات نفت وابسته است، به دلیل تحریم‌های اعمال شده توسط ایالات متحده و غرب همیشه در تنگنا بوده است. این وضعیت در واقع ۴۶ سال است که ادامه دارد. این نیز درست است که ایران تا حدودی در برابر تحریم‌ها مقاومت کرده، شرکای تجاری جایگزین پیدا کرده، گام‌های مهمی در جهت خودکفایی برداشته و راه‌هایی برای دور زدن آن‌ها ایجاد کرده است.

تحریم‌ها و فشارها بُعد نظامی نیز دارند. ایران هم‌چنین در ژوئن امسال مورد حمله همه‌جانبه اسرائیل قرار گرفت، حمله‌ای که با حمایت ایالات متحده انجام شد. ایران در این حملات متحمل خسارات سنگینی شد، پدافند هوایی آن فروپاشید و به عدم محافظت از مردم خود متهم شد. در پاسخ، رژیم تهران، به لطف صنعت تسلیحاتی عمدتاً توسعه‌یافته داخلی خود، خسارات قابل توجهی به اسرائیل وارد کرد. علاوه بر این، خشم و واکنش‌های میهن‌پرستانه‌ای که حملات اسرائیل و ایالات متحده در بین مردم ایران ایجاد کرد، مشکلات داخلی را موقتاً به تعویق انداخت.

در جبهه ژئوپلیتیک، سقوط سوریه، خنثی‌سازی مقاومت فلسطین از طریق نسل‌کشی که تقریباً توسط همه قدرت‌های جهانی نادیده گرفته شد، و موضع دفاعی اجباری حزب‌الله در لبنان به دلیل حملات تروریستی آشکار اسرائیل، تحولات منفی برای ایران بودند. این وضعیت هم‌چنین بحث دیرینه در ایران در مورد دلیل دخالت این کشور در خاورمیانه را تشدید کرد. این تصور که فقر مردم ایران و بحران‌های اقتصادی مستمر ناشی از منابعی است که تهران به «محور مقاومت» خود هدایت می‌کند، با تحریک بازیگران خارجی، تقویت شد.

با این حال، بین این تصور و واقعیت، شکاف قابل‌توجهی وجود دارد. درست است که ایران از بازیگران مشخصی در منطقه حمایت مالی، سیاسی و نظامی می‌کند. با این وجود، مقیاس مالی حمایت ایران از عناصر مقاومت در منطقه، با توجه به این‌که ایران یکی از کشورهای دارای غنی‌ترین ذخایر سوخت فسیلی است، به اندازه کافی فقر و بحران در این کشور را توضیح نمی‌دهد.

از سوی دیگر، اگرچه مسلم است که ایران به عنوان یک «خار» در پهلوی خاورمیانه عمل می‌کند، خاورمیانه‌ای که مطابق با منافع اسرائیل در حال تغییر شکل است، اما این نیز درست نیست که ایران تنها دلیل وجود گروه‌های مقاومت در منطقه باشد. همه این گروه‌های مقاومت، از حوثی‌های یمن گرفته تا حزب‌الله لبنان، دلایل موجهی برای وجود خود دارند. این فرض که آن‌ها بلافاصله سرکوب می‌شوند و منطقه بدون ایران در صلح خواهد بود نیز اشتباه است. هر جا که فشار و استثمار امپریالیستی وجود داشته باشد، آن مقاومت خود را بازتولید می‌کند. و به این ادامه خواهد داد.

یک جنبه وضعیت ایران بدون تردید سعی شدید ایالات متحده و اسرائیل برای بی‌ثبات کردن این کشور از درون است. ایران بارها ثابت کرده است که کشوری نیست که بتوان آن را به راحتی با نیروی صرفاً نظامی شکست داد. این قطعاً امکان‌پذیر است، اما بسیار پرهزینه است. بنابراین، هدف خنثی کردن تهران از طریق یک عملیات سیاسی و حذف آن به عنوان یک «خاری» در پهلو است.

من از آعاز وقایع اخیر در ایران، رسانه‌های اجتماعی را زیر نظر داشته‌ام. یکی از ویژگی‌های مشترک حساب‌هایی که پست‌های تحریک‌آمیز درباره ایران منتشر می‌کنند این است که به نوعی با اسرائیل مرتبط هستند. برخی از این افراد «اینفلوئنسر»هایی هستند که آنقدر بی‌اطلاع‌اند که حتی نمی‌توانند بدون فکر کردن، ایران را روی نقشه پیدا کنند. آن‌ها تصاویر و اطلاعات ارائه شده توسط «موساد» را به اشتراک می‌گذارند. گروه دیگری متشکل از «کارشناسان»ی هستند که با علم به نادرست بودن اطلاعات، در این عملیات شرکت می‌کنند. جالب اینجاست که گروه غربی‌ها و مأموران «محلی» آن‌ها که به عنوان سخنگوی رژیم الجولانی در سوریه عمل می‌کنند و گروهی که اخبار دروغ درباره ایران منتشر می‌کنند، تقریباً کاملاً با هم همپوشانی دارند. چارلز لیستر و آرون زلین اولین نام‌هایی هستند که به ذهن خطور می‌کنند.

در ترکیه، دشمنان ریشه‌دار و بیمارگونه‌ای برای ایران وجود دارند که از جبهه‌ای جداگانه فعالیت می‌کنند.

و سپس احمق‌های محلی و ملی خودمان هستند که تحت پوشش «روزنامه‌نگاری» یا به امید «جمع کردن چند دنبال‌کننده بیش‌تر و کنار گذاشتن چند دلار»، اطلاعات جعلی را از حساب‌های کاربری خود منتشر می‌کنند. من این را با نیت خیر، حتی خوش‌بینانه می‌گویم. آن‌ها نمی‌دانند چه چیز به چه چیز مربوط است، و صرفاً هر تصویری را که جذاب می‌دانند، منعکس می‌کنند.

در همین حال، این ادعا که «موساد» اعتراضات بسیار خشونت‌آمیز در ایران را تحریک کرده است، پارانویا یا تئوری توطئه نیست؛ این واقعیتی است که توسط منابع رسمی اسرائیلی تأیید شده است.

در بخش قابل توجهی از اخبار مربوط به ایران، ما به این دلقک به نام رضا پهلوی نیز برمی‌خوریم. اتفاقاً پرچم اسرائیل نیز در بیش‌تر حساب‌هایی که پست‌هایی درباره پهلوی، نوعی جانور که در استخر کلردار لس‌آنجلس زندگی می‌کند، به اشتراک می‌گذارند، دیده می‌شود.

حالا که بحث این موضوع شد، بیایید روشن کنیم، و بگذاریم این یک هشدار ملایم برای کسانی باشد که می‌گویند «در یک مقطع باید روابط با اسرائیل را اصلاح کنیم»، اسرائیل در حال حاضر مظهر سازمان‌یافته‌ترین و مرگبارترین شرارت است. همکاری با اسرائیل با بهانه‌هایی مانند «سیاست واقع‌گرایانه چنین ایجاب می‌کند»، «ما چاره دیگری نداشتیم» یا «چه کاری از دستمان بر می‌آمد، مجبور شدیم» یا ایستادن در کنار هر سیاست، رهبر یا به اصطلاح راه‌حلی که مورد حمایت اسرائیل باشد، نفرت‌انگیزترین وضعیتی است که یک نخستی (Primate)، که ما آن را انسان می‌نامیم و گفته می‌شود تقریباً دو میلیون سال پیش روی پای خود ایستاده‌اند، می‌تواند در آن گرفتار شود. کسانی که در کنار پرچم خود، پرچم اسرائیل را به اهتزاز در می‌آورند، نمی‌توانند انسان محسوب شوند.

ما درباره ساختاری صحبت می‌کنیم که در حالی که به ما پوزخند می‌زند، مرتکب نسل‌کشی می‌شود، زنان و کودکان را زنده زنده می‌سوزاند، و از آن‌ها به عنوان هدف تک‌تیراندازها استفاده می‌کند، در پارلمان خود از لزوم تجاوز به زندانیان فلسطینی صحبت می‌کند، و کم‌ترین شرمی از کشتن نشان نمی‌دهد. هیچ توجیه رئال‌پلیتیکی نمی‌تواند تجارت با عناصر این ساختار را توجیه کند. «رژیم ملاها»، «حماس ارتجاعی»، »تشیع رادیکال حزب‌الله» – هر معنایی که داشته باشد – همه در مقایسه با این جزئیات هستند. ما در صورت لزوم علیه همه آن‌ها موضع خواهیم گرفت و با آن‌ها مبارزه خواهیم کرد. با این حال، حتی اگر همه آن‌ها را با هم ترکیب کنید، آن‌ها نمی‌توانند به اندازه نتانیاهوی جنایتکار کراواتی و همدستان او در نسل‌کشی به بشریت آسیب برسانند.

همه این‌ها درست است. حمله امپریالیستی مجازی، اقتصادی و واقعی علیه ایران واقعی است. اما این تنها مسأله نیست.

ماهیت ارتجاعی رژیم ملاها – و اتفاقاً، به گفته برخی از افراد گیج، گفتن این موضوع ما را خائن و امپریالیست می‌کند – بله، زن‌ستیزی و سایر زشتی‌های ناشی از بنیان مذهبی آن یک واقعیت است، اما آن‌ها عامل تعیین‌کننده در بحران شدیدی که ما تجربه می‌کنیم نیستند. آن ماهیت ارتجاعی، عبا و عمامه ملاها، فقط یک پوشش برای چیزی عمیق‌تر است.

نخست، باید درک کنیم که ایران یک کشور سرمایه‌داری با نظام بازار است. به عبارت دیگر، این وضعیتی نیست که بتوانیم آن را با ونزوئلا مقایسه کنیم، کشوری که سعی دارد یک الگوی دولتی الهام گرفته از سوسیالیسم را، هرچند به طور ناقص، حفظ کند. بیایید سیب و پنیرک را با هم اشتباه نگیریم.

فساد، خویشاوندسالاری و ثروتمند شدن طبقه حاکم به قیمت جان مردم که سال‌هاست در کشور جریان دارد، همان چیزی است که مردم را به خیابان‌ها کشانده و باعث شورش آن‌ها شده است. بحران و فقر محصول حرص سرمایه و مبارزه داخلی برای منابع آن است.

این ارزیابی مبتنی بر هیچ ادعایی مبنی بر شناخت کامل ایران نیست، علی‌رغم این‌که درباره آن مطالب زیادی خوانده‌ام، و فقط یک بار به مدت حدود ۱۰ روز از آن بازدید کرده‌ام. در واقع، نداشتن اطلاعات کافی در مورد ایران، از جمله زبان و تمام جنبه‌های آن، یکی از حسرت‌های نادر من در زندگی است. این تمدن از اهمیت کلیدی برای درک ترکیه، فرهنگ و تاریخ ما برخوردار است.

به هر حال، برای جلوگیری از فراتر رفتن از محدوده یک ستون، بیش‌تر توضیح نمی‌دهم. برای درک جنبه‌های اقتصادی و سیاسی بحرانی که ایران با آن مواجه است، بسیار مفید است که نوشته‌های یک روزنامه‌نگار میهن‌پرست ساکن آن کشور را با دقت بخوانید، نه نوشته‌هایی که توسط غرب و اسرائیل تأمین مالی می‌شوند. من در این‌جا پیوند به مقاله فرشته صادقی را که در مجله «گهواره ترکیه» (Cradle Turkey)* منتشر شده است، به اشتراک می‌گذارم. تحلیل صادقی ابعاد ساختاری و سیستمی موضوع را آشکار می‌کند.

در مجموع، به نظر می‌رسد که مبارزه قدرت در ایران بین بخشی از نظام سرمایه‌داری که به دنبال روابط نزدیک‌تر با ایالات متحده است و بخشی که به عنوان «محافظه‌کار» تعریف می‌شود، بسیار شدیدتر و خطرناک‌تر از آن چیزی است که در خیابان‌ها می‌بینیم. ریشه مشکل به ویژه در زیرساخت اقتصادی کاملاً توسعه‌یافته، بازار-محور، خصوصی‌سازی- محور و لیبرالی نهفته است که در دوران رفسنجانی ایجاد شده است.

این ممکن است برخی را شگفت‌زده کند، اما نهادهای هیولایی که ما آن‌ها را بازار و سرمایه‌داری می‌نامیم، همیشه کت و شلوار و کراوات نمی‌پوشند.

 

* «سقوط ارزش پول ایران، سودورزانِ پشت این بحران را آشکار می‌کند»، فرشته صادقی:

https://shorturl.at/FUmWy

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/iranin-karanlikta-karanlikla-dansi-405194