تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: وزارت خارجه فدرال
۱۳ ژوئیه ۲۰۲۳
سال گذشته، جمهوری فدرال آلمان نخستین سند استراتژیک خود را در ارتباط با جمهوری خلق چین تصویب نمود.
متن زیر، سخنرانی آنالنا بائربوک، وزیر امور خارجه آلمان در اتاق فکر «مؤسسه مرکاتور برای مطالعات چین» (مریکس) است.
مؤسسه مرکاتور، بطور مستقیم و غیرمستقیم، به گفتمان رایج در میان بخشی از گرایشات چپ، شکل میدهد.
سخنرانی بائربوک وزیر امور خارجه در اتاق فکر «مریکس» درباره آینده سیاست آلمان در مورد چین
۸۰۰ میلیون نفر. این تعداد چینیهایی است که در چند دهه گذشته راه برونرفت خود از فقر را پیدا کردهاند.
۲۹۸ میلیارد یورو. این ارزش تجارت کالا بین آلمان و چین در سال گذشته است- یک رکورد.
۸۷ گیگاوات. این میزانِ انرژی خورشیدی است که چین به تنهایی در سال گذشته نصب کرده است- بیش از کل ظرفیت خورشیدی نصب شدۀ آلمان.
۹۶ درصد. این سهم چین از تولید جهانی گالیوم است – و هفته گذشته چین اعلام کرد که میخواهد صادرات این کالا را محدود کند.
۶۹ کشتی جنگی. با اینها، چین طی پنج سال گذشته، نیروی دریایی خود را از نظر ارقام به بزرگترین نیروی دریایی جهان تبدیل کرده است.
یک میلیون دلار هنگکنگ. این جایزهای است که پلیس هنگکنگ برای هشت فعال دموکراسیخواه که در خارج زندگی میکنند تعیین کرده است.
اینها همه از جوانب کشوری است که به اندازه ۱٫۴ میلیارد نفری که در آنجا زندگی میکنند پیچیده و چندوجهی است.
کشوری که در ده سال گذشته شاید بیش از هر کشور دیگر جهان سریعاً تغییر کرده است.
کشوری که توسعه آن به قرن حاضر شکل خواهد داد.
و به همین دلیل بسیار مهم است که جامعه ما با این واقعیت روبهرو شود.
برای آلمان، چین یک شریک، حریف و رقیب سیستمیک باقی میماند.
اما، در چند سال گذشته، جنبه رقیب سیستمیک بیش از پیش برجسته شده است.
بنابراین لازم نیست سخت بگردیم تا ببینیم چین تغییر کرده است. هر کس که به چین گوش میدهد میداند که چقدر با اعتماد به نفس بر تحولات جهان ما تأثیر مهم خواهد گذاشت – به شکلی سرکوبکنندهتر در داخل، قاطعانهتر در خارج.
چین تغییر کرده است، و درنتیجه ما باید رویکرد خود به چین را تغییر دهیم.
این دقیقاً هدف این اولین استراتژی دولت فدرال درباره چین است، که ما امروز در کابینه آن را تصویب کردیم.
استراتژی حاصل بحثهای بیشمار در چند ماه گذشته در میان وزارتخانههای فدرال، با همکاران در بوندستاگ آلمان، با نمایندگان جامعه تجاری آلمان، با تمام بخشهای جامعه علمی و دانشگاهی، با سازمانهای غیردولتی، و بالاتر از همه با شرکای بینالمللی ما در سراسر جهان است.
و البته ما همچنین با شرکای چینی خود صحبت کردیم: خیلی زیاد- و به ویژه زمانی که ملاقاتهای رو در رو [پس از همهگیری] دوباره امکان پذیر شد – در پکن، در برلین و در بسیاری از نشستهای بینالمللی.
این روند وقت گرفت. اما لازم بود.
زیرا روابط ما با چین بسیار بیشتر از تماس بین وزارتخانهها، تماس بین دو وزیر خارجه، یا بین رئیسجمهور و صدراعظم فدرال معنی میدهد.
روابط بین چین و آلمان، بین چین و اتحادیه اروپا، همچنین به معنای کارگران در یک کارخانه خودروساز در بادن-وورتمبرگ است که لیتیوم برای باتری خودروهای الکتریکی خود را از چین میگیرد.
روابط مشترک ما همچنین، به معنای یک شرکت از نوردراین-وستفالن است که داروهای ضد بیماریهای کشنده را در چین تولید میکند.
دانشگاهها نیز روابط ما هستند. دانشگاه در ساکسونی که یک پروژه تحقیقاتی در زمینه هوش مصنوعی ارائه میدهد و سپس باید به چگونگی کاریست برنامههای کاربردی از چین فکر کند.
ما، به مثابه یک جامعه، به پاسخهای منسجم برای این پرسشها نیاز داریم.
بنابراین، میخواهم به سه جنبه از استراتژی ما در مورد چین، که بویژه برای من مهم هستند، اشاره کنم.
اولاً، هدف ما جدا شدن از چین نیست، بلکه کاهش ریسک تا حد امکان است.
سال گذشته، اینکه وابستگیهای یک جانبه چقدر ما را آسیبپذیر میکند، بطرز دردناکی به ما یادآور شد. برای اینکه این اشتباه تکرار نشود، ما، دولت فدرال و اتحادیه اروپا، ریسکزدائی را در اولویت قرار دادهایم.
این شامل اطمینان از این است که مسئولیت تصمیمات شرکتی ریسکدار روشن بماند. اعتماد به دست نامرئی بازار در زمانهای خوب و طلبیدن بازوی قوی دولت در زمانهای سخت، در مواقع بحران – این در دراز- مدت کارساز نخواهد بود. حتی یکی از قویترین اقتصادهای جهان نمیتواند آن را مدیریت کند.
بنابراین، برای منافع اقتصادی و اجتماعی مشترک خود، ما باید بیشتر بر امنیت اقتصادی خود تمرکز نماییم.
و مهمتر از همه اینها، امنیت اقتصادی به معنی به حداقل رساندن تمرکز ریسکهایی است که نه تنها بر افراد بلکه بر کل اقتصاد تأثیر میگذارد. به همین دلیل است که شرکتهایی که خود را بسیار وابسته به بازار چین میکنند، در آینده خودشان باید ریسک مالی بیشتری متحمل شوند.
امنیت اقتصادی همچنین به این معنی است که شرکتها اطمینان حاصل کنند که حقوق بشر در طی زنجیره عرضه آنها نقض نمیشود.
روشن است که، این به دلیل مسئولیت ما در حمایت از حقوق بشر – و همچنین به منظور به حداقل رساندن ریسک برای آلمان و اروپا به عنوان مکانهایی برای تجارت و سرمایه گذاری است؛ زیرا اگر در زنجیره عرضه نقض حقوق بشر را بپذیریم، تحریف رقابت، بویژه برای شرکتهای اروپایی خواهد بود.
همزمان با آن، ما با توسعه ابزارهای جدید، بیش از هر چیز اروپایی – و سپس با استفاده مشترک از آنها، از اقتصاد اروپایی خود در برابر رقابت ناعادلانه هم محافظت خواهیم کرد.
به عنوان مثال، ابزار ضد اجبار، که با آن میتوانیم در صورت لزوم از شرکتهای اروپایی در برابر کوشش برای باجخواهی توسط کشورهای ثالث، با تعرفهها یا محدودیتهای تجاری محافظت کنیم. در یک حرکت مشترک اروپایی – زیرا این تنها راهی است که کار خواهد کرد.
ما در مورد لیتوانی دیدیم که این بحث تئوریک نیست. و همچنین دیدهایم که اگر با هم با این آسیبپذیری مقابله نکنیم، چه رخ خواهد داد: از آن به زیان یک دولت اروپایی و جامعه آن سوء استفاده خواهد شد.
در چنین لحظاتی، اتحاد اروپایی ما نیروی ماست. بازار داخلی مشترک اروپا موثرترین ابزار ما در این زمینه است. این بازار هم یک اهرم است و هم یک سپر. زیرا بله، ما نه میتوانیم بازار عظیم چین را نادیده بگیریم، و نه میخواهیم نادیده بگیریم. اما، در عین حال، به همان اندازه درست است که بازار چین به بازار اروپا نیاز دارد.
به همین دلیل است که ما نمیتوانیم نسبت به تنشها بر سر تایوان بیتفاوت باشیم. تشدید تنش نظامی میلیونها نفر را در سراسر جهان، و در اینجا نیز، به خطر میاندازد.
نیمی از کشتیهای باری جهان از تنگه تایوان عبور میکنند. کشتیهای باری – و این چیز دیگری است که سال گذشته و در ماههای اخیر آموختیم – چیزهایی مانند داروی ضد تب، قطعات ماشینآلات، مواد غذایی، داروهای حیاتی را حمل میکنند. همه این چیزها از طریق این رگ حیاتی اقتصاد جهانی منتقل میشوند.
بنابراین برای ما این بدین معنی که باید از نزدیک نگاه کنیم. اما بدین معنی نیز هست که هر چه زنجیرههای تجاری و عرضه ما متنوعتر باشد، اروپا و آلمان به مثابه مکانهایی برای تجارت و سرمایهگذاری انعطافپذیرتر هستند.
این مرا به نکته دوم میرساند. ما برای اینکه خود را کمتر وابسته کنیم، در شراکتهای جهانی خود سرمایهگذاری می کنیم.
به عنوان مثال، با انعقاد مشارکتهای مواد خام در آفریقا، آمریکای لاتین و شدیداً در هند و اقیانوس آرام.
اتحادیه اروپا در حال حاضر ۹۸ درصد از خاکهای کمیاب مورد نیاز برای موتورهای الکتریکی و ژنراتورها را از چین وارد میکند. بدیهی است که ما نمیتوانیم آنرا یک شبه تغییر دهیم. اما میتوانیم شروع کنیم. و ما در واقع استفاده از منابع جدید و شکل دادن به زنجیرههای ارزش افزوده منصفانه را، نه فقط در اروپا، بلکه به ویژه فراتر از آن، آغاز کردهایم.
این یکی از اهداف ما در پیشبرد قراردادهای تجاری جدید است. ماه گذشته، من و همکارم هوبرتوس هايل [وزیر کار و امور اجتماعی دولت فدرال از حزب سوسیال دمکرات – عدالت] از برزیل دیدن کردیم، کشوری که صادرات آن به چین اکنون شش برابر صادرات آن به آلمان است.
و با صحبت درباره خاکهای کمیاب و کالاهای کمیاب و سپس نگاهی دقیق به منطقه، در واقع میبینیم که برای یافتن شرکتهای اروپایی و آلمانی در منطقه، باید سخت بگردید.
بنابراین اگر نمیخواهیم در این رقابت عقب بمانیم، چیزی که به آن نیاز داریم یک توافق قوی بین اتحادیه اروپا و مرکوسور است. این چیزی است که ما، همه ما، میخواهیم.
و خوبی آن در این است که ما را مجبور نکردهاند: بلکه، این به نفع متقابل ماست. و بنابراین ما قادر خواهیم بود به تجارت جهانی به شیوهای مثبت شکل بدهیم. ما میتوانیم استانداردهای جهانی برای انصاف و پایداری را، در عصر جدید شرکای برابر، تعیین کنیم.
نکته سوم من این است: ما خواهان تنوع بخشیدن هستیم. اما ما همچنین میخواهیم همکاری با چین را بیشتر گسترش دهیم، زیرا به آن نیاز داریم.
این در مورد تماسهای تجاری ما صادق است. زیرا ما نمیخواهیم مانع توسعه اقتصادی چین یا توسعه خودمان بشویم.
اما این در مورد بزرگترین بحران جهانی، کوشش برای کنترل بحران اقلیمی نیز صادق است. چین تقریباً یک سوم گازهای گلخانهای جهانی را تولید میکند، و دانسته است که نیروگاههای زغال سنگی بیشتری میسازد.
از سوی دیگر، چین نه تنها فرصتهای عظیم ارائه شده توسط گذار انرژی را به رسمیت شناخته است، بلکه با سرعت فوقالعادهای که ما هرگز نتوانستیم آن را مدیریت کنیم، از آنها استفاده میکند و انرژی خورشیدی بیشتری نسبت به کل دیگر نقاط جهان تولید میکند.
در رایزنیهای بیندولتی در ماه ژوئن، نیز، ما نه تنها تمایل خود، بلکه آرزوی مشترک خود را برای افزایش همکاری در زمینه اقدام اقلیمی دیدیم.
ما میخواهیم از این پتانسیل استفاده کنیم، نه تنها به مثابه اروپاییها با چین، بلکه به ویژه با شرکای خود در سراسر جهان – دوستان آمریکایی ما بلکه بسیاری از شرکای دیگر در سراسر جهان – زیرا همه ما به این تحول سبز نیاز داریم.
روشن است که بدون چین، ما نه قادر به مهار بحران اقلیمی و نه به افزایش بهروزی عادلانه در جهان خواهیم بود.
خانمها و آقایان،
همکاران،
همه این نکات و بسیاری موارد دیگر، موضوعاتی است که نه تنها در استراتژی ما در مورد چین به آنها پرداخته شده است، بلکه یک چارچوب سیاسی نیز به آنها داده شده است.
بنابراین، ما با چالشهای ناشی از اقدامات چین در ده سال گذشته روبهرو هستیم.
و ما راهها و ابزارهایی را برجسته میکنیم که آلمان در قلب اروپا را قادر میسازد، بدون اینکه نظم لیبرال دموکراتیک، بهروزی یا مشارکت ما با سایر کشورها را به خطر بیندازد، با چین همکاری کند..
ما نشان میدهیم که چگونه ۱٫۴میلیارد نفر با همه تنوع شگفت انگیزشان، از سینکیانگ تا شاندونگ، میتوانند بار دیگر از تماس، تبادل و همزیستی بیشتر با ۴۵۰ میلیون شهروند اتحادیه اروپا، از پورتو تا ویلنیوس، برخوردار شوند.
و در عین حال نشان میدهیم که واقعبین هستیم، اما ساده لوح نیستیم. من قویاً معتقدم که، اگر همه بخواهیم، با هم در رویارویی با این چالشها، به نفع جهان خود، رشد خواهیم کرد.
با تقویت بازار داخلی اروپا، با یک سیاست خوب برای جایگاه جمهوری فدرال آلمان، و بالاتر از همه برای همه اقشار جامعه.
از دانشگاه در زاکسن گرفته تا تولیدکننده خودرو در بادن-وورتمبرگ تا هر وزارتخانه فدرالی که این دولت فدرال خوب را تشکیل میدهد.
و بنابراین من مشتاقانه منتظر صحبت با شما هستم.
من از همکارانم در بوندستاگ و همچنین از همه افراد دیگر، که به اندازه سیاست جهانی در حال حاضر انعطاف پذیر هستند، سپاسگزارم.
و من به ویژه میخواهم از «مریکس»، یکی از مؤسسات تحقیقاتی پیشرو در اروپا تشکر کنم که به ما امکان داد امروز اولین استراتژی جمهوری فدرال آلمان در مورد چین را در اینجا ارائه کنیم – گرچه تاریخ این، نه فقط طی ۸۳ هفته، بلکه حتی طی ۸۳ ساعت گذشته مشخص نبود.
از شما بسیار متشکرم.
https://www.auswaertiges-amt.de/en/newsroom/news/policy-on-china/2608766

