تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
منبع: «چپ»، پایگاه خبری حزب کمونست ترکیه
نویسنده: ارهان نالچاجی
حمعه، ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶
امروز ارزشمندترین چیز برای بشریت: استقلال از سرمایه
در حالی که ترامپ تمام آمریکای شمالی، تا گرینلند، را با پرچم آمریکا رنگآمیزی کرد و در مقابل آن ژست گرفت، و آلمان ۱۳ سرباز را برای دفاع از گرینلند فرستاد، اما پس از شنیدن ۲۵٪ تعرفه اضافی، آنها را عقب کشید، و در حالی که مأموران اجرای قانون، که هویتشان مشخص نیست (چه پلیس باشند چه سرباز)، مردم را در خیابانهای آمریکا تعقیب میکردند، و در حالی که یک کمیته صلح برای ساخت و فروش خانههای لوکس بر روی استخوانهای ۷۰ هزار نفر قتلعام شده در غزه تشکیل شد، و در حالی که بلر، یک کلاهبردار بدنام که به خاطر دروغهایش درباره سلاحهای کشتار جمعی در عراق شناخته میشود، به عنوان رئیس این کمیته منصوب شد…
بنابراین، با توجه به اینکه جهان بخش زیادی از عقل و وجدان خود را از دست داده است، ما درک میکنیم که ارزشمندترین چیز برای بشریت، یک فاعل سیاسی مستقل از سرمایه است.
یک برنامه سیاسی مستقل،
یک سازمان مستقل،
روابط ائتلافی مستقل.
برای ایجاد مقاومت، تجهیز جامعه به خرد، و رهایی بشریت از سرمایهداری.
داستانهای هشداردهندهای در این مورد وجود دارد: بیایید یکی از آنها را بررسی کنیم.
برای استقلال از سرمایه در ونزوئلا
حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا به رهبری چاوز در سال ۱۹۹۸ به قدرت رسید و چاوز رئیسجمهور شد.
در سال ۲۰۰۲، او در جریان کودتایی که توسط ایالات متحده و همدستان آن سازماندهی شده بود، برای مدت کوتاهی بازداشت شد، اما کودتا توسط سازماندهی مردمی و حمایت نظامی خنثی شد، و او به پست خود بازگشت. یک گروه فیلمبردار ایرلندی که بهطور اتفاقی برای ساخت یک مستند به آنجا رفته بودند، شاهد تمام وقایع بودند. مستند آنها، «انقلاب از تلویزیون پخش نخواهد شد»، که مدتی بعد منتشر کردند، برای درک عمق فساد و قدرت فریبکارانه امپریالیسم ایالات متحده بسیار اساسی شد.
در سال ۲۰۰۵، کنفرانس جهانی جوانان در ونزوئلا برگزار شد. در مراسم افتتاحیه، که هفده هزار جوان از کشورهای مختلف در آن شرکت داشتند، من با چشم خود دیدم که چاوز، با ژاکت قرمز و گردنبند بومیاش، با وقار پرچم حزب کمونیست ترکیه را میبوسید، پرچمی که مرد جوانی برای حمل آن، گویی پرچم صفوف خودش بود، از صف بیرون آمده بود. و من با گوش خود شنیدم که سربازان میگفتند: «ما هم انقلابی هستیم، رفیق!»
در آن دوره تاریک که جهان از سر میگذراند، ونزوئلای چاوز برای مدتی مانند یک ستاره درخشید.
با این حال، خیلی زود متوجه شدیم که این جنبش مستقل از سرمایه نبود.
جنبش چاوز از چه چیزی حمایت میکرد؟
ضد امپریالیسم مبتنی بر استقلال از ایالات متحده،
اتحاد خلقهای آمریکای لاتین،
دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی،
ملیسازی محدود،
التیام زخمهای یک جمعیت به شدت فقیر.
این برنامه تحت لوای سوسیالیسم قرن بیست و یکم اجرا شد.
ما از کجا میدانستیم که این برنامه مستقل از سرمایه نیست؟
نخست، ملیسازی کامل صورت نگرفت، و به سرمایه کمپرادور ونزوئلا اجازه داده شد رسانهها، احزاب سیاسی، پیوندهای خود با امپریالیسم و اتحادهای ارتجاعی را در داخل کشور، مطابق با قانون اساسی که مورد ستایش قرار گرفت، حفظ کند.
با این حال، اگر این برنامه متعلق به سیاستهای طبقه کارگر مستقل از سرمایه میبود، فعالیت سیاسی سرمایه، که در نهایت به ضدانقلاب تبدیل میشود، و انباشت سرمایهای که آن را تغذیه میکند، مجاز نمینبود.
دوم، روابط ائتلافی حقیقت را برای ما آشکار کرد. فشار قابل توجهی بر حزب کمونیست ونزوئلا برای پیوستن به جنبش، که ائتلافی از احزاب مختلف بود، وجود داشت. حزب کمونیست ونزوئلا در حالی که از اصلاحات پوپولیستی و ملیسازیها از بیرون حمایت میکرد، در جنبشی که هیجان زیادی در سراسر جهان ایجاد کرده بود، غرق نشد. حتی علیرغم مواجهه با تهدید انحلال در سالهای اخیر، موجودیت مستقل خود را حفظ کرد.
بیایید به وضعیت فعلی نگاه کنیم.
ونزوئلا توسط نیروی دریایی ایالات متحده محاصره شد، و در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، در یک حمله ناجوانمردانه، رئیسجمهور مادورو و همسرش در عملیاتی که منجر به کشته شدن بسیاری از سربازان و غیرنظامیان شد، به ایالات متحده ربوده شدند، و در یک محیط مضحک محاکمه شدند.
در ۵ ژانویه، دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور، به عنوان رئیسجمهور موقت انتخاب شد و وفاداری خود را به مادورو اعلام کرد.
اندکی پس از آن، رودریگز با در کاراکاس با رئیس «سیا» دیدار کرد. یک مدیر ناشناس «سیا» گزارش داد که آنها درباره موضوعاتی مانند ثبات اقتصادی، همکاری اطلاعاتی و اقدامات برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر گفتوگو کردند.
انگار این دولت سرکش هیچ نوع جنایتی علیه ونزوئلا مرتکب نشده است، مردمش را نکشته و بیشرمانه رئیسجمهورش را ندزدیده است، و این فقط یک ملاقات دیپلماتیک معمولی بین دو کشور بوده است. در واقع، رئیس «سیا» (اگر بویی از چیزی برده بود، به کاراکاس نمیآمد) باید فوراً دستگیر میشد.
سپس دولت ونزوئلا آزاد کردن زندانیان سیاسی، از جمله مأموران آمریکایی را آغاز کرد.
و آنها ۵۰۰ میلیون دلار نفت به آمریکا فروختند و به آن افتخار کردند.
ترامپ گفت که او مأمور برنده جایزه نوبل [ماریا کورینا ماچاد] را ترجیح نمیدهد، و او و رودریگز با هم ونزوئلا را اداره خواهند کرد.
آنها اکنون شرکتهای نفتی آمریکایی را به سرمایهگذاری در ونزوئلا تشویق میکنند، و قصد دارند شرکتهای مزدور را برای امنیت آن مستقر کنند.
گزارشهایی مبنی بر مذاکرات رودریگز با ایالات متحده وجود دارد. ما نمیتوانیم با اطمینان چیزی بگوییم زیرا تأیید نشدهاند.
عملاً این یک قانون است که هیئتهای نمایندگی از کشورهای امپریالیستی همیشه در هر جنبشی که به سرمایه آلوده شده است، دخیل هستند.
ایالات متحده رودریگز را «میانهرو» مینامد. همیشه در احزاب آلوده به سرمایه، جناحبندیهایی وجود دارد؛ آنها نمیتوانند موضع همگنی ارائه دهند.
و حزب کمونیست ونزوئلا که به مثابه یک فاعل سیاسی مستقل از سرمایه، این روزها را پیشبینی میکرد و توانست از خود محافظت کند، پرسید: «چگونه میتوانید با رئیس سیا ملاقات کنید؟»
این پرسش مهم است زیرا نجات کشور با این پرسش آغاز میشود.
حزب کمونیست ترکیه در طول تاریخ جمهوری، حتی در درخشانترین و پرشورترین دورههای انقلاب جمهوری، استقلال خود را حفظ کرد.
و او اکنون میپرسد: «چرا از وضعیت سوریه خوشحالید؟ چون یک دولت شریعت تحت حمایت آمریکا تأسیس شده است؟»
به همایش آنکارا در اول فوریه بیایید تا شاهد باشید که چگونه آزادی ترکیه توسط یک فاعل سیاسی مستقل از سرمایه تعریف میشود، و چه پرسش مطرح میشود:
حزب کمونیست ترکیه، مانند کشتیهایی که با امواج روبهرو هستند، چالشی را مطرح میکند!
