تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: پولیتسرم ، رسانه و سازمان مارکسیست – لنینیست
۲۰ سپتامبر ۲۰۲۳

سقوط قره‌باغ

 

در ۱۹ سپتامبر، آذربایجان «عملیات ضد- تروریستی» در خاک قره‌باغ کوهستانی را علیه «جمهوری قره‌باغ کوهستانی» برسمیت شناخته‌نشده (جمهوری آرتساخ) به منظور تضمین «امنیت پرسنل نظامی و برقراری مجدد نظام قانون اساسی» اعلام کرد.

یک روز بعد، دولت جمهوری قره‌باغ کوهستانی پایان مقاومت و موافقت با خواسته‌های آذربایجان را اعلام کرد. توافق برای توقف «اقدامات ضد-تروریستی» بر اساس خروج تمامی نیروهای مسلح ارمنستان و قره‌باغ کوهستانی، خلع‌سلاح کامل ارتش و تسلیم تسلیحات و تجهیزات سنگین آن به نیروهای آذربایجان صورت گرفت. در بیانیه وزارت دفاع آذربایجان تاکید شده است: «اجرای این روندها با هماهنگی نیروهای حافظ صلح روسیه تضمین می‌شود.»

نتایج و پیامدهای این «عملیات» چیست؟

نتایج درگیری
آذربایجان – در ۳۰ سال گذشته، آذربایجان بارها تلاش کرده است جمهوری قره‌باغ کوهستانی برسمیت شناخته نشده‌ را از بین ببرد. در آخرین درگیری بزرگ در سپتامبر- نوامبر ۲۰۲۰ ، آذربایجان در نتیجه توافق‌های سه‌جانبه بین ارمنستان، آذربایجان و روسیه توانست به پیروزی دست یابد و کنترل بر بیش از نیمی از سرزمین‌ها را به دست آورد.

در پایان سال ۲۰۲۲، محاصره قره‌باغ آغاز شد: آذربایجان بزرگراه استپاانکرت-گوریس- بردزور را، که در امتداد آن ارتباطات باقی‌ماندۀ ارمنستان و جمهوری برسمیت شناخته‌نشده انجام می‌شد، مسدود کرد. اطلاعات درباره تدارکات برای درگیری‌ها از طرف آذربایجان چند هفته پیش از شروع درگیری‌های جدید ظاهر شد.

برای آذربایجان، پایان مناقشه قره‌باغ یک «جنگ پیروزمندانه کوچک» دیگر، یک نمایش قدرت برای افزایش نفوذ سرمایه آذربایجان در منطقه و یک فرصت برای تقویت حمایت از بورژوازی حاکم به رهبری علی‌اف است.

ترکیه – در طی دهه‌های گذشته، آذربایجان بطور فعال همکاری با ترکیه را توسعه داده است. سرمایه ترکیه که ادعا می‌کند بزرگ‌ترین نیرو در دریای سیاه و ماوراءقفقاز است، نیاز به دسترسی بدون مانع به منابع آذربایجان دارد.

بنابراین جای تعجب نیست که نمایندگان ترکیه به شدت از اقدامات نیروهای مسلح آذربایجان حمایت کردند. اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه در ۱۹ سپتامبر در نشست مجمع عمومی سازمان ملل گفت که قره‌باغ قلمرو آذربایجان است و ارمنستان باید به تعهدات خود عمل کند؛ پیش از هر کار دیگر، دالان زنگزور بین آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان را باز نماید.

اردوغان گفت: «ما از آذربایجان در گام‌هایش برای حفاظت از تمامیت ارضی خود حمایت می‌کنیم.» الهام علی‌اف رئیس‌جمهور آذربایجان بنوبه خود از رئیس‌جمهور ترکیه بخاطر حمایت او تشکر کرد.

در همان روز گفت‌وگوی تلفنی بین وزرای دفاع دو کشور انجام شد، که طی آن یاشار گولر وزیر دفاع ترکیه از «اقدامات ضد تروریسم» حمایت کرد.

دالان زنگزور که دسترسی به آن پس از انحلال جمهوری قره‌باغ کوهستانی باز می‌شود، به سرمایه‌داران ترکیه امکان می‌دهد کالاهای کشورهای منطقه را از طریق خاک خود به اروپا منتقل کنند و نفوذ خود را نه تنها بر آذربایجان، بلکه در کل منطقه ماوراء قفقاز نیز تقویت کنند.

ارمنستان – با از دست دادن آرتساخ، ارمنستان اعتبار سیاسی خود را از دست می‌دهد و حتا به یک کشور وابسته‌تر مبدل می‌شود.

پس از آغاز درگیری‌ها، یک تجمع خودجوش در میدان مرکزی پایتخت ارمنستان آغاز شد، و خواستار به رسمیت شناختن آرتساخ و مداخله در درگیری شد. معترضان نارضایتی خود را از انفعال مسئولان اعلام کردند. نیکول پاشینیان نخست‌وزیر ارمنستان خطاب به ملت گفت مقامات ارمنستان تهاجم آذربایجان به قره‌باغ کوهستانی را محکوم می‌کنند، اما قصد مداخله در این مناقشه را ندارند: «آذربایجان در تلاش است ارمنستان را به یک جنگ تمام عیار بکشاند.»

پس از آن‌که جمهوری قره‌باغ کوهستانی شروط آذربایجان را پذیرفت، پاشینیان سخنرانی دیگری خطاب به ملت ایراد کرد. رهبر ارمنستان بار دیگر با اشاره به تلاش آذربایجان برای کشاندن ارمنستان به جنگ سعی کرد اقدامات خود را توجیه کند و مسئولیت شکست را به عهده رهبری قره‌باغ و روسیه گذاشت.

رویدادهای جاری به رشد احساسات شوونیستی و کین‌توزانه در ارمنستان کمک خواهد کرد. همراه با اظهارات ضدروسی رهبری ارمنستان در ماه‌های گذشته، افزایش بیش‌تر وابستگی ارمنستان به قدرت‌های امپریالیستی قوی‌تر و جستجوی متحدان در میان کشورهای اتحادیه اروپا را باید انتظار داشت.

روسیه – نفوذ سرمایه روسیه در منطقه ماوراء قفقاز در حال ضعیف شدن است. تکرار عدم کمک واقعی روسیه به ارمنستان، اقتدار اتحادیه رسمی «سازمان پیمان امنیت جمعی» (CSTO) و «وجهه» امپریالیسم روسیه را بیش‌تر تضعیف کرده است.

در رابطه با وقایع قره‌باغ، رهبری فدراسیون روسیه پیام‌های منفی به رهبری ارمنستان فرستاد. در ۱۹ سپتامبر، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه گفت: «اقدامات اخیر ایروان زمینه مساعدی را برای سیاست خصمانه غرب در قبال روسیه ایجاد می کند… فدراسیون روسیه از اظهارات ارمنستان مبنی بر این‌که اقدامات ضد- روسی به هیچ وجه بر روابط دوجانبه تأثیر نمی‌گذارد، راضی نیست.»

دیمیتری پسکوف، دبیر مطبوعاتی رئیس‌جمهور روسیه، گفت: «مسکو سرزنش‌های ارمنستان در ارتباط با قره‌باغ را نمی‌پذیرد، آن‌ها بی‌اساس هستند… قانوناً ما درباره اقدامات باکو در خاک خود صحبت می‌کنیم.»

دیمیتری مدودف با انتشار پیامی در کانال تلگرامی خود، در قالبی تمثیلی، پاشینیان را مسئول اقدامات ضد-روسی دانست.


پیام مددوف: «یک روز یکی از همکارانم از یک کشور برادر به من گفت: «خب، من برای تو غریبه‌ام، تو مرا نمی‌پذیری.» در پاسخ من آنچه را که می‌باید گفتم: «ما نه براساس زندگی‌نامه، بلکه براساس اعمال قضاوت خواهیم کرد.» او سپس جنگ را باخت، اما به طرز عجیبی در جای خود ماند. سپس تصمیم گرفت روسیه را برای شکست مفتضحه خود مقصر بداند. سپس بخشی از خاک کشورش را واگذار کرد. سپس تصمیم گرفت با ناتو مغازله کند و همسرش با سرکشی با شیرینی به سراغ دشمنان ما رفت.
حدس بزنید چه سرنوشتی در انتظار اوست…»

با از دست دادن ارمنستان، روسیه تنها متحد خود را در ماوراء قفقاز از دست می‌دهد، که به تقویت جدی آذربایجان و ترکیه و همچنین تقویت منافع اتحادیه اروپا و ناتو، که ترکیه نیز یکی از اعضای آن است، منجر می‌شود.

ایران – تقویت نفوذ آذربایجان و ترکیه برای سرمایه ایران، با آرزوی رهبری در منطقه، به شدت نامطلوب است، و زمینه را برای درگیری‌های آینده فراهم می‌کند. این به ویژه برای ایران اهمیت دارد، زیرا این کشور شامل استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، و همچنین اردبیل است، که ساکنان آن آذربایجانی هستند.

پیامدهای درگیری
رویدادها در قره‌باغ باعث دور دیگری از احساسات ناسیونالیستی در میان همه طرف‌های درگیری، و همچنین موجب جنگ‌های جدیدی برای تقسیم دوبارۀ قلمرو خواهد شد.

«بشریت با گزینه رفتن به سمت سوسیالیسم یا سال‌ها و حتا دهه‌ها رنج مبارزه مسلحانه بین قدرت‌های بزرگ برای حفظ مصنوعی سرمایه‌داری از طریق مستعمرات، انحصارات، امتیازات و همه نوع سرکوب ملی روبه‌رو است.» – ولادیمیر لنین، «سوسیالیسم و جنگ».

سرمایه‌دارانی که در ارمنستان و آذربایجان در قدرت هستند به مردمی که در درگیری‌های مسلحانه بی‌شمار جان خود را از دست داده‌اند اهمیتی نمی‌دهند: آن‌ها فقط به نفع شخصی و منفعت برای گروه بورژوازی خود علاقمند هستند.

در جنگ‌های مدرن چه کسانی یکدیگر را می‌کشند؟ کارگران از ملیت‌های گوناگون، سرمست از تبلیغات شوونیستی سرمایه‌داران محلی خود. بدون انترناسیونالیسم پرولتری و همبستگی با سایر کارگران منطقه، از جمله کارگران آذربایجان، ایجاد صلح پایدار و زندگی آرام ممکن نخواهد بود.

چه باید کرد؟
سوسیالیسم تنها راه مقاومت در برابر دشمنی قومی است. سوسیالیسم نشان‌دهنده این است که علی‌رغم اختلافات بین خود، هر دو طرف، مانند مورد اوکرایین، به دروغ کمونیست‌ها را به ایجاد بستر درگیری در قره‌باغ متهم می‌کنند. در واقع، تنها اتحاد شوروی توانست در این منطقه یک زندگی صلح‌آمیز را بین نمایندگان ملیت‌های گوناگون برقرار سازد.

به عنوان مثال، زمانی‌که در ارمنستان در ماه مه ۱۹۲۰ قحطی شروع شد، آذربایجان با ارسال غذا، سوخت، پول و کارشناسان برای احیای اقتصاد ملی به کارگران و دهقانان ارمنی کمک کرد. برای دهه‌ها، خلق‌های ماوراءقفقاز زندگی صلح‌آمیزی را در کنار هم بنا کرده بودند. و بر عکس: با سقوط سوسیالیسم بود که موج درگیری‌های قومی ممکن شد.

تنها احزاب کمونیست، مسلح به تئوری مارکسیستی-لنینیستی، می‌توانند کارگران کشورهای متخاصم را بمثابه یک طبقه سازماندهی کنند و به جنگ‌های ملی بیهوده پایان دهند.

«ما یا می‌گذاریم خود به خاطر منافع بورژوازی امپریالیستی کشته شویم، یا به طور سیستماتیک اکثریت استثمارشوندگان، و خود را، برای تصرفِ – به قیمت قربانی کم‌تر – بانک‌ها و سلب مالکیت از بورژوازی، برای پایان دادن به هزینه‌های بالای زندگی و جنگ آماده می‌کنیم» – ولادیمیر لنین، «درباره موضوع دفاع از میهن».

https://us.politsturm.com/the-fall-of-karabakh