تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
نویسنده: علی مطر
شنبه، ۱۲ آوریل ۲۰۲۵
مذاکرات عمان: تقاطع اصول و منافع در یک لحظه بحرانی بینالمللی

منطقه و در واقع جهان با شور و شوق به استقبال شنبه میرود، به این امید که پیشرفتی حاصل شود که به منطقه اجازه بدهد نفس راحتی بکشد. همه نگاهها به مسقط، پایتخت عربی مذاکرات، که پس از اعلام واشنگتن و تهران درباره مذاکره، میزبان دور جدیدی از مذاکرات ایالات متحده-ایران خواهد بود، دوخته شده است.
اغراق نیست اگر گفته شود این یکی از مهمترین نقاط عطف است، زیرا ممکن است نشاندهنده یک تغییر قاطع در درگیری چند دههای بین دو طرف باشد.
شاید من مانند سایر پژوهشگران، این مذاکرات را بیش از یک رویارویی دیپلماتیک گذرا، بلکه بخشی از یک بازی استراتژیک پیچیده میدانم، که تقاطع منافع و تهدیدها را در بر میگیرد، و در آن عناصر جغرافیای سیاسی، تاکتیکهای نظامی، دکترین سیاسی، ایدئولوژی و واقعگرایی هر طرف بنا به نیازهای آن ادغام میشوند. این دور جدید مذاکرات، اولین در نوع خود، در زمان تشدید تنشهای منطقهای در خاورمیانه به دلیل جنگ نسلکشی اسرائیل، در عهد رجلی که به دنبال تسلط بر جهان و مبارزه تا آخرین نفس برای حفظ هیمنه آمریکا است، انجام میشود؛ و این مصادف با وضعیت قطبیشدن جهانی است که بوسیله توازن قدرتی که در طول جنگ تجاری اعلام شده توسط دونالد ترامپ آشکار گردید.
انگیزهها و پتانسیلهای هر دو طرف برای مذاکره
در ظاهر، این مذاکرات یک گام در جهت درست به نظر میرسد، اما در پشت صحنه، ممکن است سرشار از بدبینی باشد، زیرا هر یک از طرفین انگیزهها، پتانسیلها و ابزارهای خاص خود را دارد.
فشار، تهدید، تهدید به اقدام نظامی، و تحریمهای اقتصادی سیاست واشنگتن علیه تهران را تشکیل میدهد. ایالات متحده از زمان خروج از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸، از سیاست «فشار حداکثری»، که شامل اعمال تحریمهای شدید و تشدید جنگ اقتصادی است، استفاده کرده است.
لکن، فیالواقع، واشنگتن متوجه است که فشار ِبدون افق، بهویژه با توجه به توانایی ایران برای واکنش، هرچند به شیوهای خویشتندارانه، میتواند به تشدید تنش منجر شود. بنابراین، ما تغییراتی را در تاکتیکهای آمریکایی میبینیم. واشنگتن با مذاکرات غیرمستقیم در مرحله اول موافقت کرده است، و این ممکن است فرصتهایی را برای کاهش تنش و حفاظت از منافع آن در خلیج فارس فراهم کند. این را باید در نظر گرفت که ستونهای سیاست خارجی واشنگتن ناشی از تواناییهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک و تسلط آن بر نظام بینالملل است. با این حال، این بدان معنا نیست که با توجه به آگاهی از هزینه بالا، به دنبال اجتناب از جنگ است.
در مورد جمهوری اسلامی ایران، به خوبی میداند که با «شیطان بزرگ» سر و کار دارد. بنابراین، علیرغم بی اعتمادی به دولت آمریکا، در پرتو مبارزه شدید آمریکا برای حفظ هیمنه خود و شکست همه کسانی که با آن مقابله میکنند، میخواهد قدرت منطقهای، نفوذ استراتژیک و نظام اسلامی خود را حفظ کند.
در عین حال ایران همچنین به دنبال بهبود وضعیت اقتصادی خود است، که تحت تحریمهای جاری رنج میبرد. تهران علیرغم اصرار بر عدم دست کشیدن از برنامه هستهای خود، مذاکرات را فرصتی برای کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی و حتی بهبود روابط بینالملل با تنظیم ترتیباتی میداند که به او امکان بدهند حضور و نفوذ خود را در منطقه حفظ کند. با این وجود، این مستلزم آن نیست که از اصول انقلابی و ایدئولوژیک خود دست بکشد.
در سیاست خارجی ایران، اگرچه این نیاز به توضیح بیشتر دارد، اما از قابلیتهای محکم مذاکراتی برخوردار است که ایران را به یک بازیگر محوری در مذاکرات تبدیل میکند. مهمترین آنها موقعیت جغرافیای سیاسی و استراتژیک ایران است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر سیاست خارجی ایران تأثیر میگذارد. این همچنین تا حد زیادی حوزه مستقیم سیاست خارجی کشور و همچنین منابع متنوع و غنی اقتصادی آن مانند نفت، گاز و سایر منابع معدنی را که در سطح جهانی منابع حیاتی یا استراتژیک تلقی میشوند، تعیین می کند.
اضافه بر این، عوامل و تأثیرات غیر مادی، از جمله شکل نظام سیاسی، ماهیت روابط سیاسی داخلی، ایدئولوژی، روحیه معنوی و اهمیت آن در تعامل بین منابع معنوی و مادی و غیره وجود دارد.
یک عامل مهم دیگر تهران انسجام داخلی آن علیرغم فشارهای بینالمللی، و شبکه متحدین منطقهای آن است که در مقابل هر گونه تشدید و تجاوز در کنار آن ایستادهاند. علاوه بر این، ایران با تجربه مذاکراتی طولانی خود، در چانه زنی بر سر موضوعات متعدد، در تقسیم پروندهها و پیوند دادن امتیاز در ازای امتیاز ماهر است، که مذاکره برای هر گونه توافقی را دشوار میکند. انتظار میرود تهران از همه اینها در روند مذاکره، به ویژه از نظر زمانی، استفاده کند.
علیرغم نشستن بر سر میز مذاکره، این بدان معنا نیست که تهران پرونده هستهای، برنامه موشکی یا دوستان و متحدین خود را رها خواهد کرد. ایران از این ایده حرکت میکند که درگیریهای منطقهای و بینالمللی از آرمان آن جدایی ناپذیرند. مقابله با هیمنه آمریکا و اسرائیل و در نتیجه پایبندی به آرمان فلسطین و حمایت از جنبشهای مقاومت در لبنان، فلسطین و عراق، بخش اساسی استراتژی امنیتی و سیاسی آن است. اگرچه نقطهعطف تاریخی و سیاسی در تاریخ جهان و منطقه، به ویژه پس از تمام رویدادهایی که در نتیجه جنگ نسلکشی اسرائیل در منطقه رخ داده است، مذاکره برای احتراز از سناریوی بد را میطلبد، اما این به معنای کنار گذاشتن اصول، تضییع نفوذ و یا کنار گذاشتن نقش ایران در منطقه نیست.
سناریوهای متوقع از مذاکرات
بدون شک چندین سناریو احتمالی یا پیشنهادی، از ادامه وضعیت موجود تا دستیابی به توافقهای جزئی، برای مذاکرات عمان وجود دارد.
ما نباید به طور کامل به مذاکره و رسیدن یکشبه به توافق کامل تکیه کنیم. با نگاه واقعبینانه به این موضوع، متوجه میشویم که ایران با استفاده آمریکا از سیاست فشار حداکثری، هیچ توافقی را امضا نخواهد کرد. با این حال، آنچه که از این دور انتظار میرود، غلبه بر موانع به منظور ایجاد فضای مثبت مذاکره و بازگرداندن اعتماد بین دو طرف است. این میتواند با برداشتن گامهای عملی که در خدمت روند مذاکرات باشد، محقق شود، روندی که به نظر میرسد طولانی باشد، به ویژه اینکه منافع تهران مستلزم استفاده از زمان است.
همانطور که واشنگتن علاقهمند به تقویت اعتماد از دست رفته تهران است، از ایران نیز انتظار میرود که نگرانیهای بینالمللی پیرامون برنامه هستهای خود را، بدون به خطر انداختن موضوع موشکی که یک موضوع داخلی ایران و مرتبط با امنیت ملی جمهوری اسلامی، بر اساس دکترین دفاعی آن است، برطرف نماید.
بنابراین، بر کسی پوشیده نیست که ما در واقع با یک سناریوی پیچیده و دشوار مذاکره روبهرو هستیم. اگر حصول توافقی محتمل باشد، بدون اینکه تصمیم نهایی درباره برنامه هستهای ایران گرفته شود، میتواند صرفاً یک اعلام قصد و توافق بر تنشزدایی نظامی در منطقه باشد.
در هر صورت، مذاکرات مسقط یک نقطه محوری در مسیر روابط ایران-آمریکاست. موفقیت آن، حتی جزئی، در را برای مسیرهای جدید تفاهم در منطقه، در زمانی که هر دو طرف با خطرات و چالشهای فزایندهای روبهرو هستند، باز میکند.
