تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: «چپ»، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
۲۱ آوریل ۲۰۲۵
مذاکرات هستهای ایران و آمریکا | رم دور ۲ : موضع چین و روسیه

مذاکرات هستهای جاری بین ایالات متحده و ایران در رم نه فقط به عنوان یک بحران دیپلماتیک بین طرفین، بلکه به مثابه عرصه مبارزه برای قدرت جهانی نیز جلوه میکند. در این روند، برخورد چین و روسیه به ویژه به مرحله جدیدی از مبارزه برای هژمونی امپریالیستی اشاره میکند.
موضع چین: مقاومت دیپلماتیک در برابر فشار آمریکا
چین آشکارا از تحریمهای یکجانبه و فشار هستهای آمریکا علیه ایران انتقاد کرده است. بر اساس گزارشهای اخیر در رسانههای آمریکایی، وزارت خارجه چین تاکید کرده است که سیاست «فشار حداکثری» آمریکا یک راهحل به همراه نداشته و فقط مشکل را عمیقتر کرده است. پکن معتقد است که موضوع هستهای فقط از راههای دیپلماتیک و گفتوگوی بیقید و شرط قابل حل است.
موضع چین نه تنها به عنوان تلاشی برای حفظ روابط اقتصادی خود با ایران، بلکه به عنوان یک استراتژی کلی برای محدود کردن نفوذ آمریکا در غرب آسیا تلقی میشود. پکن نمیخواهد در بستر بحران هستهای توافقنامههای انرژی و تجاری خود با ایران را از دست بدهد. در عین حال، بیطرفی و ظرفیت مقاومت ایران را به عنوان بخشی از استراتژی خود برای ایجاد یک نظم جایگزین در برابر هژمونی ایالات متحده در آسیا مهم میداند.
روابط تجاری ایران و چین (۲۰۲۲-۲۰۲۵)
حجم تجارت: حجم تجارت سالانه ایران و چین در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۵ میلیارد دلار بود که این رقم در سال ۲۰۲۳ به ۱۷ میلیارد دلار رسید و به رشد خود ادامه داد و در سال ۲۰۲۴ از ۱۸ میلیارد دلار گذشت
معاملات انرژی: چین همچنان یکی از بزرگترین مشتریان نفت ایران است. بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، چین با وجود تحریمها، سالانه حدود ۶۰۰ هزار بشکه نفت خام از ایران خریده است.
سرمایهگذاری و زیرساخت: در چارچوب توافقنامه همکاری استراتژیک ۲۵ ساله ایران و چین، میلیاردها دلار سرمایهگذاری برای پروژههای زیرساختی حملونقل، انرژی و ارتباطات در نظر گرفته شد.
همکاریهای فناوری و دفاعی: گزارش شده است که شرکتهای چینی از سال ۲۰۲۳ در پروژه زیرساختی «5G» در ایران مشارکت دارند، و اطلاعات مربوط به فناوریهای نظامی را به اشتراک میگذارند.
موضع روسیه: همبستگی استراتژیک و موضع در برابر غرب
از سوی دیگر، روسیه ایران را متحد مهمی میداند که میتواند در برابر غرب مقاومت کند. بر اساس اظهارات اخیر لاوروف، مسکو استدلال میکند که در مقابل نظم جهانی تک-قطبی که منافع ایالات متحده را تحمیل میکند، یک ساختار بینالمللی چند-قطبی، که در آن منافع اجتماعی و دولتی مختلف به رسمیت شناخته میشود، باید ایجاد شود.
میتوان گفت که رویکرد روسیه به ایران چند بُعد دارد: اول اینکه، مسکو محاصره ایران توسط غرب را یک تهدید برای منافع ژئوپلیتیک خود میداند. دوم، بقای ایران به عنوان یک قدرت منطقهای مستقل، مانع از تسلط کامل آمریکا و متحدین آن در غرب آسیا میشود. سوم، روسیه میخواهد هم وابستگی اروپا به انرژی را کنترل کند و هم با محدود کردن ادغام منابع انرژی ایران در غرب از صادرات انرژی خود محافظت نماید.
در این بستر، روسیه ترجیح میدهد که ایران بجای حذف برنامه هستهای خود، به صورت کنترلشده به آن ادامه بدهد. به این ترتیب، ایران میتواند همچنان به عنوان یک ابزار فشار استراتژیک علیه غرب و در عینحال نزدیک به آستانه هستهای باشد. از نظر مسکو، ایران به عنوان اهرمی عمل میکند که بدون نیاز به تشکیل یک اتحاد نظامی مستقیم با آن، میتواند نفوذ منطقهای آمریکا را بشکند.
(۲۰۲۲-۲۰۲۵) روابط تجاری و سیاسی روسیه و ایران
حجم تجارت: حجم تجارت سالانه بین روسیه و ایران در سال ۲۰۲۲ حدود ۴ میلیارد دلار بود، که تا سال ۲۰۲۴ این رقم به ۶ میلیارد دلار نزدیک شد. همکاریها به ویژه در زمینه انرژی و محصولات کشاورزی عمیقتر شده است. (منبع: رویترز، الجزیره)
همکاری انرژی: روسیه در زمینه انرژی هستهای غیرنظامی از ایران حمایت فنی میکند و در نوسازی زیرساختهای انرژی آن نقش دارد. دو کشور همچنین همکاری در پروژههای گاز طبیعی را افزایش دادهاند.
همکاری نظامی: گزارش شد که انتقال فناوری سامانههای پدافند هوایی و هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ بین روسیه و ایران انجام شده است.
مذاکرات رم مبارزه برای هژمونی امپریالیستی
مذاکرات رم دیگر فقط بحث پرونده هستهای نیست. هدف اصلی آمریکا که تلاش میکند ایران را از دستیابی به ظرفیت تسلیحات هستهای باز دارد، حفظ هژمونی منطقهای خود است. از سوی دیگر، چین و روسیه این روند را فرصتی برای ایجاد یک نطام قطبیشده میدانند که در آن وزن خود را در برابر تحمیل نظم یکجانبه ایالات متحده افزایش میدهند.
با این وصف، شکنندگی این نزدیکی استراتژیک بین چین، روسیه و ایران را نباید نادیده گرفت. اگرچه هر سه بازیگر در مقاطع گوناگون جهتگیری مشترکی را در برابر فشار جهانی ایالات متحده ایجاد کردهاند، تفاوتهای ساختاری و عدم تقارن اقتصادی بین آنها ممکن است اتحاد را تحت فشار قرار دهد. منافع اقتصادی چین و اولویتهای ژئوپلیتیک روسیه یا تمایل ایران برای نفوذ منطقهای ممکن است همیشه با هماهنگی کامل پیش نرود. بنابراین، آینده این الکوی همکاری سه جانبه نه تنها به واکنشهای مشترک در برابر فشارهای خارجی، بلکه به توانایی تحمل اولویتهای یکدیگر بستگی دارد.
در نتیجه، مذاکرات رم به یک صفحه شطرنج تبدیل شده است که نه تنها آینده ایران، بلکه موازنههای جدید قدرت در درون نظام امپریالیستی در آن شکل خواهد گرفت.
