تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

پنج‌شنبه،۶ آذر ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: غمزه اربیل
۲۶ نوامبر ۲۰۲۵

این‌که آیا تحولات پیرامون قرار گرفتن نام اخوان المسلمین در فهرست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده، مشکلات منطقه‌ای/سیستمی آنکارا پس از سال ۲۰۱۳ را دوباره زنده خواهد کرد یا نه، هنوز مشخص نیست. با این حال، پیوندهای ایجاد شده توسط مرتجعین با اخوان المسلمین و سم پاشی توسط این شبکه‌های سایه، از زمان جنگ سرد، ترکیه را مسموم کرده است.

 

میراث زهرآگین اخوان المسلمین: از جنگ سرد تا خاورمیانه بزرگ

 

تظاهراتی که در سال ۲۰۱۳ در آنکارا علیه سرنگونی دولت اخوان المسلمین در مصر برگزار شد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یک‌شنبه اعلام کرد که اخوان المسلمین را یک سازمان تروریستی اعلام خواهد کرد، مقدمات این کار در حال انجام است و این تصمیم «با نهایت شدت اجرا خواهد شد.» دیروز گزارش شد که او یک فرمان اجرایی امضا کرده است که ظاهراً بخش‌های خاصی از این سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این وضعیت نشان می‌دهد در خاورمیانه، که تصور می‌شد با رفتن اسد از صحنه در دسامبر گذشته مسیر مشخصی را در پیش گرفته است، روندهای «عادی‌سازی» آنطور که انتظار می‌رفت، عمل نمی‌کنند و در طی دو سال گذشته دچار تنش شده‌اند. چنانکه همه کس بخوبی می‌داند ، ایالات متحده و امپریالیسم غرب، تحت دولت ترامپ، مداخلات خود را در خاورمیانه، جایی که موازنه‌ها مختل شده و پس از حملات در عراق و سوریه خصومت‌های بزرگی بروز نموده‌، تشدید کرده‌اند. با این حال، امروزه گره‌های باز‌نشدنی در منطقه و خصومت‌هایی که امپریالیست‌ها «سعی در مدیریت» آن‌ها دارند، دائماً پتانسیل درگیری‌های جدید را افزایش می‌دهند.

بحران‌های داخلی ایالات متحده و تناقضات شدید ایجاد شده توسط رقابت امپریالیستی، در قالب بحران‌های حکومتی در کشورهای منطقه منعکس می‌شوند، و اغلب دسیسه‌های پنهانی کسانی که «پول زیادی» دارند، به گردن آن‌ها انداخته می‌شود.

آیا این ثروتمندان منطقه را دوباره متحد خواهد کرد؟
در حالی که به نظر می‌رسد تعیین اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی، اقدامی است که به احتمال زیاد مورد توجه بلوک‌های ترکیه-قطر و عربستان-امارات-مصر، که بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ با هم اختلاف داشتند، قرار خواهد گرفت، اما هم‌چنین گامی را نشان می‌دهد که می‌تواند بر دستاوردهای اخیر ترکیه و خروج آن از انزوای منطقه‌ای تأثیر منفی بگذارد. اکنون مشخص است که روند «عادی‌سازی» که همه پس از سال ۲۰۲۱ درباره آن صحبت می‌کنند، در پرداختن به تضادهای منطقه با چالش‌های جدی روبه‌رو است.

عملکرد جسورانه قطر، یکی از کشورهای ثروتمند، به همراه ترکیه بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷، سایر قدرت‌های خلیج فارس و امپریالیسم آمریکا را خشمگین کرد و به دلیل عدم انطباق آن با طرح‌های مشترک آن‌ها، باعث درگیری‌ها و تنش‌های شدیدی شد.

با حرکت عمل‌گرایانه دولت «حزب عدالت و توسعه» در کنار نهادن برگ برنده اخوان المسلمین و روی آوردن به دیپلماسی معتدل‌تر – و تغییر در موازنه‌های متعدد دیگر، مانند جنگ اوکراین – راه برای آنکارا هموار شد تا روند «عادی‌سازی» خود را پیش ببرد. در واقع، در طول این روند، دولت «حزب عدالت و توسعه» با «ترمیم روابط خود با غرب»، جایگاه «بی‌رقیب» خود را در داخل کشور تثبیت نمود.

آیا تعیین اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی اینقدر مهم است؟
حرکت دقیقی که ایالات متحده انجام می‌دهد، تا حدودی به این بستگی دارد که چگونه قصد دارد به منطقه شکل بدهد. برخی معتقدند که آمریکا این موضوع را به عنوان ابزاری برای باج‌گیری دیپلماتیک مطرح می‌کند. واضح است که امپریالیست‌های غربی، از طریق نمونه «هیئت تحریر الشام»، تجربه کرده‌اند که چگونه «فهرست سازمان‌های تروریستی» می‌تواند به یک ابزار باج‌گیری مناسب تبدیل شود، و در صورت نیاز می‌توان آن را از نو ترسیم کرد. آنچه اکنون مسلم است این است که ایالات متحده این کارت را به عنوان یک ابزار «هم‌-محوری» جدید برای خاورمیانه در نظر می‌گیرد. مهم است به یاد آوریم که اخوان المسلمین نیز در فهرست کسانی است که باید با آن‌ها هم-محور شود.

دولت «حزب عدالت و توسعه» در یک سوی شبکه‌های این سازمان، که در شکل‌دهی به موازنه قدرت در خاورمیانه تأثیرگذار هستند، قرار دارد. تأثیر این پیوندها در به قدرت رسیدن «حزب عدالت و توسعه»، نقش‌هایی که در پروژه‌های امپریالیستی با هدف قرار دادن خاورمیانه به دست آورد، و سپس از دست داد، و انزوا و حذف بعدی آن، به خوبی شناخته شده‌اند.

یادآوری چگونگی ایجاد این پیوند در دوران پس از جنگ سرد قابل توجه خواهد بود، زیرا نشان می‌دهد که این موضوع فقط به «حزب عدالت و توسعه» محدود نمی‌شود، بلکه پیامد تاریخی گزینه‌های آن برای نگه داشتن نظام سرمایه‌داری ترکیه است

نقش دده زاپسو در سازمان ترکیه
یک سند «سیا» مربوط به سال ۱۹۵۳ که بعداً از حالت طبقه‌بندی خارج شد، از بازداشت افرادی با روابط تأیید شده با اخوان المسلمین در استانبول و مرعش خبر می‌دهد. در این سند آمده است که این افراد با این سازمان غیرقانونی ارتباط برقرار کرده و برای فعالیت‌های ضد-دولتی خود پول دریافت می‌کردند.

در میان بازداشت‌شدگان، عبدالرحیم زاپسو، سردبیر مجله «اهل سنت»، که مدت‌ها به دلیل انتشار فعالیت‌های مورد حمایت اخوان المسلمین در قاهره و دمشق مورد سوءظن قرار داشت، دیده می‌شود. (زاپسو، صاحب مجله «اهل سنت» و انتشارات آن، پدربزرگ جونیت زاپسو است که به خاطر تلاش‌هایش برای متقاعد کردن غرب در مورد اردوغان در دوران «حزب عدالت و توسعه» مشهور است.)

زاپسو در ۶ اوت ۱۹۵۳ برای زیارت به مکه رفت، اما در هر توقف در سرزمین‌های عربی کنفرانس‌هایی برگزار نمود. او به طور مشخص سندی حاوی گواهی نجیب فاضل، که در یک قتل در مالاتیا دست داشت، پخش نمود. گزارش‌های دو افسر پلیس مخفی که او را همراهی می‌کردند، به ادامه تحت نظر قرار دادن او پس از بازگشت تبدیل می‌شود، و این سوءظن را ایجاد می‌کند که او در حال انجام یک مأمور مخفی بوده است. زاپسو هنگام ارسال گزارشی که با نام مستعار به قاهره نوشته بود، دستگیر شد.

ماموریت‌های منطقه‌ای، ارتجاع داخلی…
این سند ماهیت ماموریت مخفی زاپسو را مشخص نمی‌کند؛ با این حال، می‌توانیم اشاره کنیم که تاریخ سفر او به حج درست قبل از کودتا علیه مصدق در ایران بود که توسط «CIA» و MI6 (۱۹ آگوست ۱۹۵۳) ترتیب داده شده بود. این دوره، دوره متلاطم دیگری برای منطقه بود.

نکته قابل توجه دیگر در سند «سیا» این است که اعضای یک مرکز در مرعش که با سازمان مخفی «نورجو» و «انجمن نشر دانش» مرتبط بودند نیز هدف قرار گرفتند. سازمان «نورجو» با سازمان سعیدی نورسی مرتبط است که هفته‌نامه «مجله کلمات» «Sözler Mecmuası» را منتشر می‌کرد و  به اخوان المسلمین وابسته بود، و این‌که «انجمن نشر دانش» پوششی برای یک سازمان مخفی عربی بود که برای ایجاد مدارس مخفی برای آموزش روحانیون فعالیت می‌کرد.

«انجمن نشر دانش» به عنوان یک «سازمان مخفی عربی»
اگرچه این سند به ارتباط با اخوان المسلمین اشاره نمی‌کند، منابع متعدد دیگری از این ادعا حمایت می‌کنند که «انجمن نشر دانش» از نظر تاریخی پایه و اساس برای این روابط بود و در واقع شاخه ترکی اخوان المسلمین است. اخوان المسلمین در دوران جنگ سرد، با ماموریت‌هایی که در سند بالا شرح داده شد، به عنوان بخشی از شبکه‌هایی عمل می‌کرد که توسط بازیگران امپریالیستی، و خارج از تماس‌هایشان با دستگاه‌های معمول قدرت و دیپلماسی ایحاد شده بود، و اولویت آن‌ها حضور مداوم ترکیه در اردوگاه سرمایه‌داری بود. از همه معروف‌تر، این به عنوان ستون پروژه «کمربند سبز» عمل می‌کرد…

«پیوند مستکم محبت»
«انجمن نشر دانش» اخیراً هفتاد و پنجمین سالگرد تأسیس خود را (۱۶ اکتبر) برگزار کرد. یوسف تولون، رئیس این انجمن، تأکید کرد که این انجمن فعالیت‌های خود را از طریق «یک شبکه اجتماعی و پیوند مستحکم محبت» توسعه می‌دهد، در حالی که بلال اردوغان، رئیس هیئت امنای بنیاد خواهرخوانده، «انجمن نشر دانش»، تأکید کرد که «سنت نشر دانش عمیقاً با تاریخ و تاریخ اجتماعی کشور مرتبط است». این‌ها از هر منظری نکات معناداری هستند. ما نقش اردوغان کوچک را در این شبکه‌ها در جریان روند «عادی‌سازی» ترکیه در خاورمیانه نمی‌دانیم.

با این حال، با توجه به شرایط جدید، می‌توان با اطمینان گفت که وظیفه او دشوارتر خواهد شد. شاید زیاد طول نکشد که ببینیم کدام مهره‌ها جابجا می‌شوند و چگونه بر هر بازیگر، از جمله رقابت سیاسی در درون «حزب عدالت و توسعه»، تأثیر خواهند گذاشت.

https://haber.sol.org.tr/haber/musluman-kardeslerin-zehirli-mirasi-soguk-savastan-genisletilmis-ortadoguya-403700