تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: دمکراسی مردم، نشریه حزب کمونیست هند (مارکسیست)
نویسنده: پرابهات پاتنایک
۱۱ مه ۲۰۲۵

 

نواستعمار در غرب آفریقا

 

کشورهای فرانسوی‌زبان آفریقا هرگز به طور کامل از استعمار رهایی نیافتند. به نام حفاظت از دارایی فرانسوی، واقع در مستعمرات سابق خود، فرانسه بر استقرار نیروهای فرانسوی در آن کشورها پافشاری نمود، و مستعمرات سابق نیز با آن موافقت کردند. این امر به فرانسه فرصت‌های عظیمی برای دخالت در سیاست مستعمرات سابق خود داد. علاوه بر این، این کشورها مجبور شدند واحد پولی فرانک «جامعه مالی آفریقا» (CFA) را، که در مقایسه با فرانک فرانسه نرخ مبادله ثابتی داشت، اتخاذ کنند. و برای حفظ این نرخ مبادله ثابت، سیاست پولی این کشورها توسط بانک مرکزی فرانسه کنترل می‌شد. چون سیاست پولی را نمی‌توان از سیاست اقتصادی به طور کلی جدا کرد، این اساساً به این معنی بود که سیاست اقتصادی در این کشورها تا حد زیادی توسط فرانسه کنترل می‌شد. کل این ترتیبات پس از ادغام فرانسه در نظام اتحادیه اروپا نیز پابرجا ماند. بنابراین، استقلال این مستعمرات سابق فرانسه همواره به شدت محدود بود؛ و تلاش‌ها برای خروج از این وضعیت توسط انقلابیونی که اتفاقاً در هر یک از این کشورها به قدرت می‌رسیدند، با اقدامات بی‌رحمانه نواستعماری فرانسه با حمایت آمریکا علیه چنین دولت‌های سرکشی مواجه می‌شد.

توماس سانکارا، انقلابی که در بورکینا فاسو به قدرت رسید و می‌خواست نیروهای فرانسوی را از کشورش بیرون کند، در کودتایی، که توسط یکی از اعضای حزب خودش ترتیب داده شده بود، اما آشکارا به تحریک و حمایت فرانسه انجام شده بود، کشته شد. با این وجود، مبارزه علیه نو-استعمار در این کشورها ادامه داشته است، و نیروهای مسلح محلی اغلب بخشی هستند که رهبری چنین مقاومتی از آن‌ها بیرون می‌آید. کاپیتان ابراهیم ترائوره، رهبر «جنبش میهنی برای حفاظت و احیا» (PMSR) که در اوایل سال ۲۰۲۲ در بورکینا فاسو تأسیس شد، پس از به قدرت رسیدن در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲، بر خروج نیروهای فرانسوی از کشورش اصرار داشت، و در واقع در انجام این موفق شد. علاوه بر این، او به ترتیبات فرانک «جامعه مالی آفریقا»، که کشورش در آن گرفتار شده بود نیز پایان داد. ترائوره ​​به همراه دو کشور همسایه، مالی و نیجر، که هر دو نیز درگیر استعمارزدایی واقعی بودند، «جامعه کشورهای ساحل» () را تشکیل داد. نیروهای فرانسوی و آمریکایی مجبور به عقب‌نشینی از نیجر شدند و یک ایستگاه پهپاد پنتاگون در آن‌جا تعطیل شد. بدین ترتیب، ظهور «جامعه کشورهای ساحل» به مثابه خاری در چشم امپریالیسم در منطقه‌ای که از نظر منابع معدنی بسیار غنی است، آغاز شد.

در میان این منابع، طلا جایگاه مهمی دارد و بورکینا فاسو با تولید ۵۷ تن طلا در سال ۲۰۲۴، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان طلا در آفریقا است. اما مردم این کشور به سختی از تولید طلای آن بهره‌مند می‌شوند، و بخش عمده‌ای از درآمد حاصل از طلا به شرکت‌های خارجی که مالک معادن طلا هستند، می‌رسد. دولت «جنبش میهنی برای حفاظت و احیا»  در سال ۲۰۲۴ یک شرکت دولتی به نام «سوپامیب» (SOPAMIB) تأسیس کرد، و از آن برای تصاحب تدریجی شرکت‌های خارجی که در استخراج طلا فعالیت داشتند، استفاده کرد، و درآمد بسیار بیش‌تری را که از معادن طلای ملی‌شده نصیب دولت می‌شد، به صنعتی‌سازی کشور و گسترش آموزش و مراقبت‌های بهداشتی در میان مردم بورکینا فاسو اختصاص داد. با افزایش اخیر قیمت طلا، همزمان با جمع شدن ابرهای تیره بر فراز سرنوشت دلار و روی آوردن بسیاری از دارندگان-دلار به نگهداری طلا، دولت بورکینا فاسو خود را در موقعیتی می‌بیند که می‌تواند از این وضعیت بهره‌برداری کند و تا حدودی اثرات تحریم‌های اقتصادی مستقیم و غیرمستقیمی را که پس از اخراج نیروهای فرانسوی از خاک این کشور اعمال شد، خنثی کند. این کل ماجرا نبود. دولت ترائوره ​​هم‌چنین بخش سنتی طلا را منظم کرد، یک پالایشگاه طلا در کشور تأسیس نمود، به دنبال فرآوری سایر محصولات اولیه بورکینا فاسو در داخل کشور بود، به دهقانان کمک کرد تا تولیدات کشاورزی را افزایش دهند، و در جهت دستیابی به خودکفایی در غلات گام‌هایی برداشت.

این اقدامات همانطور که قابل پیش‌بینی بود، خشم ایالات متحده را برانگیخت، و ژنرال مایکل لانگلی رئیس «فرماندهی ایالات متحده در آفریقا» (AFRICOM) در جلسه تحقیق و تفحص در کمیته سنای آمریکا، ابراهیم ترائوره ​​را به استفاده از درآمد حاصل از طلا برای مصارف شخصی، به ویژه برای افزایش امنیت شخصی خود، متهم کرد. اظهارات لانگلی که توسط رسانه‌های سراسر آفریقا به طور گسترده منتشر شد، در سراسر قاره انتقاد گسترده‌ای را از سوی مردم به دنبال داشت. اما اظهارات لانگلی شاید به منظور زمینه‌سازی برای کودتا علیه ترائوره ​​بود. در ۱۶ آوریل، در بحبوحه انبوهی از نوشته‌ها در غرب، اغلب از منابع ناشناس، درباره ماهیت «دیکتاتوری» دولت ترائوره ​​و نقض حقوق بشر در بورکینا فاسو، حسب المقرر کوششی برای کودتا صورت گرفت. اما، کوشش برای کودتا ناموفق بود، و توطئه‌گران دستگیر شدند، و بدین ترتیب اطمینان حاصل شد که ترائوره ​​به سرنوشت سانکارا دچار نشود.

کودتای نافرجام، که یک پاسخ قابل پیش‌بینی از سوی امپریالیسم به یک دولت آفریقایی خواهان استعمارزدایی است، پاسخی که شخص تقریباً احساس می‌کند یک فیلم‌نامه قدیمی و کلیشه‌ای را می‌خواند، بر دشواری‌هایی که مبارزه برای استعمارزدایی در قاره آفریقا، از جمله در آفریقای فرانسوی‌زبان، با آن روبه‌رو است، تأکید می‌کند. این مشکلات از منابع متعددی ناشی می‌شوند. به عنوان مثال، بورکینا فاسو، حتی در حالی که با امپریالیسم مقابله می‌کند، همزمان با شورش تروریست‌های اسلامی روبه‌رو است که تا ۴۰ درصد از خاک کشور را کنترل می‌کنند. علاوه بر این، این منطقه هم‌چنین مملو از رژیم‌های طرفدار غرب است که بوسیله امپریالیسم تأمین مالی می‌شوند و از طریق انتخابات دوره‌ایِ تشریفاتی و نمایشی از قدرت برخوردارند، که در آن به مردمی که از هرگونه عاملیت مؤثری محروم می‌باشند، اجازه شرکت داده می‌شود. امپریالیسم از چنین رژیم‌هایی برای خدمت به اهداف خود ، از وادار کردن آن‌ها به اعمال تحریم علیه دولت‌های منحرف گرفته تا فراهم کردن زمینه برای انجام کودتا علیه آن‌ها، استفاده می‌کند.

به عنوان مثال، «جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا» (ECOWAS) علیه بورکینا فاسو بسیج شد. این جامعه ظاهراً به نام دفاع از دموکراسی (زیرا رژیم انقلابی آن‌جا با سرنگون کردن یک دولت «منتخب دموکراتیک» طرفدار غرب به قدرت رسیده بود) بورکینا فاسو را به تحریم‌های اقتصادی تهدید کرد. اما این کوشش با توجه به حمایت مردمی قوی که، از قضا، ابراهیم ترائوره ​​به اصطلاح «ضد دموکراتیک» در میان بورکینا فاسویی‌ها از آن برخوردار بود، چندان مؤثر واقع نشد، حمایتی که با تظاهرات بزرگ خیابانی در حمایت از دولت او نشان داده شد؛ و «جامعه کشورهای ساحل» (AES) به عنوان یک جامعه جدا شده از «جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا تشکیل شد. ساحل عاج، یک کشور همسایه، به عنوان پایگاهی برای منافع فرانسه جهت انجام کودتا در بورکینا فاسو مورد استفاده قرار گرفته است؛ در واقع، طراحان کودتا علیه توماس سانکارا در نهایت به ساحل عاج گریختند و هنوز در آنجا از پناهگاه برخوردارند، و حتی گزارش شده است که کودتای نافرجام آوریل امسال از ساحل عاج به عنوان پایگاه خود استفاده کرده است.

در مقابل این مشکلات، حرکت برای استعمارزدایی که در غرب آفریقا آغاز شده است، حمایت گسترده و پرشوری را در سراسر قاره آفریقا به دست آورده است. هزاران نفر در سراسر آفریقا در حمایت از ابراهیم ترائوره ​​تظاهرات کردند، و از امپریالیست‌ها خواستند که از بورکینافاسو دست بردارند. آرمانی که پاتریس لومومبا، امیلکار کابرال، ادواردو موندلین و توماس سانکارا جان خود را برای آن فدا کردند، و قوام نکرومه و جولیوس نایرره تمام عمر خود را برای آن جنگیدند، قوباً در میان مردم آفریقا طنین‌انداز است. و ما اکنون شاهد آغاز فصل جدیدی در مبارزه برای آزادی آفریقا هستیم.

با این وجود، امپریالیسم در روزهای آینده علیه این مبارزه حتی بی‌رحم‌تر خواهد شد. علاوه بر منافع قدیمی فرانسه، اکنون کوشش جدیدی برای مواد خام در سراسر جهان توسط رژیم دونالد ترامپ در جریان است که در آن آفریقا آشکارا نقش حیاتی ایفا خواهد کرد. در واقع، ترامپ از قبل طرحی را برای کنترل منابع معدنی کنگو با همدستی رژیم کنگو تدوین کرده است. فوریتی که ترامپ برای کنترل منابع معدنی جهان، به ویژه منابع مورد نیاز فناوری‌های جدید و نوظهور، موضوعی است که در مقاله دیگری به آن خواهیم پرداخت. اما این فوریت در معامله او با اوکراین، در تمایلش برای تصرف گرینلند، در برنامه‌هایش برای تبدیل کانادا به پنجاه و یکمین ایالت آمریکا، و در طرح‌های طمع‌آمیزش برای کنترل حتی کف اقیانوس مشهود است؛ حتی تمایل او برای ایفای نقش «میانجی صادق» برای صلح در جنگ بین روسیه و اوکراین را نمی‌توان کاملاً بی‌ارتباط با تمایلش برای دسترسی به منابع معدنی غنی هر دو کشور دانست.

در نتیجه، آفریقا در روزهای آینده به صحنه‌ مبارزه‌ شدید بین امپریالیسم از یک سو و نیروهای استعمارزدایی از سوی دیگر تبدیل خواهد شد، که اولی می‌خواهد منابع طبیعی غنی آن را برای خود کنترل کند و دومی می‌خواهد مالکیت این منابع را برای بهبود زندگی مردم به دست آورد.

https://peoplesdemocracy.in/2025/0511_pd/neo-colonialism-west-africa