تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ»» (soL)
۳۱ اوت ۲۰۲۵

«واقعیت کوبا» نشریه‌ای است که در فوریه ۲۰۲۳ به ابتکار حزب کمونیست ترکیه راه‌اندازی شد. مقالات منتشر شده در «واقعیت کوبا»، که ترجمه مقالات نویسندگان کوبایی در مورد موضوعاتی مانند سیاست، اقتصاد، زندگی و فرهنگ در کوبا را منتشر می‌کند، اکنون در «چپ» به اشتراک گذاشته می‌شوند.

https://haber.sol.org.tr/haber/dosya-kuba-gercegi-yazilari-390454

***

تله فاصله برابر

 

حضور اخیر اسرائیل روخاس، رهبر گروه دو نفره «بوئنا فه»، در برنامه «گفتگوی بعد از شام» (La Sobremesa) در پلاتفرم دیجیتال «کویای جوان» (La Joven Cuba)، بحث جالبی را در میان روشنفکران انقلابی کوبا برانگیخته است. حضور مودبانه، اما قاطع، صادق و آرام او توسط بسیاری به عنوان نشانه‌ای از صراحت و شجاعت مورد ستایش قرار گرفته است. و بدون شک همینطور است. اما این شناخت نمی‌تواند ما را به نادیده گرفتن بساری که تبادل در آن صورت می‌گیرد، سوق دهد. زیرا در سیاست – و به ویژه در نبرد فرهنگی – صحنه به اندازه کلمات اهمیت دارد، و وقتی فیلم‌نامه توسط دشمن نوشته می‌شود، هیچ گفتگوی معصومانه‌ای وجود ندارد.

صحنه به عنوان گفتگو بین افراد مختلف، یک گفتگوی کوبایی پس از شام با لحنی کثرت‌گرا ارائه می‌شود. اما این یک صحنه‌آرایی کاملاً حساب‌شده است: فضایی که برای فرسایش مشروعیت نمادین پروژه انقلابی از درون، تحت پوشش روزنامه‌نگاری «انتقادی» یا «مستقل» طراحی شده است. کلید ماجرا دقیقاً در همین کلمه مستقل نهفته است. مستقل از چه؟ مستقل از که؟ و با چه منابعی؟

این موضوع کوچکی نیست. در دوران جنگ فرهنگی و محاصره‌ ترکیبی، زمانی که دشمن نه تنها با موشک‌های اقتصادی، بلکه با گفتمان‌های ظاهراً بی‌طرف نیز بمباران می‌کند، انتخاب فضا به اندازه‌ی محتوای پیام اهمیت دارد. «کوبای جوان» فقط یک انجمن نیست: این پلاتفرمی است که از سفارت نروژ در هاوانا حمایت مالی دریافت کرده است، و خطوط همکاری آن بیش از یک دهه است که ارتقاء یک اکوسیستم رسانه‌ای «جایگزین» در این جزیره را در اولویت قرار داده است. اما جایگزین برای چه؟ برای رسانه‌های عمومی کوبا، بله. اما هم‌چنین – و جدی‌تر – جایگزینی برای خود پروژه انقلابی، که آن را به عنوان یک ناهنجاری یا خودکامگی پنهان در لباس مشروعیت تاریخی ارائه می‌دهد.

استراتژی جدید نیست. در سال ۲۰۱۱، در دوره دوم ریاست جمهوری باراک اوباما، سیاست «تغییر رژیم» در قبال کوبا آشکارا از طریق ایجاد اجماع پیچیده اصلاح شد. کاخ سفید به جای دنبال کردن رویارویی مستقیم، یک «جامعه مدنی» مصنوعی پرورش یافته را با حمایت لجستیکی و مالی از سوی «آژانس ایالات متحده برای توسعه بین‌الملل» «USAID»، «موقوفه ملی برای دمکراسی» (NED) و سفارتخانه‌های مختلف متحدیم اروپایی ترویج کرد. در این چارچوب، پروژه‌های دانشگاهی، فرهنگی و روزنامه‌نگاری افزایش یافتند که تحت شعارهای حقوق بشر، صداهای متنوع یا نوسازی دولت، در واقع یک جهش ایدئولوژیک را ترویج کمی‌ردند: خالی کردن فضای عمومی از محتوای انقلابی و جایگزینی آن با یک فاصله مساوی کاذب بین قربانی و قربانی‌کننده، بین محاصره‌شده و متجاوز.

البته مشکل اسرائیل روخاس نیست. حضور او در این فضا امکان داده است صدای کوبایی که مقاومت می‌کند، به محیطی که اغلب در برابر بحث‌های صادقانه سرسختی نشان می‌دهد، راه یابد. اما این حضور بطور ناخواسته به ایجاد یک کثرت‌گرایی کاذب نیز کمک کرده است: یگ گفتگو «در میان برابرها» که به طور مصنوعی دفاع از یک پروژه انقلابی را با دشمنان استراتژیک آن برابر قرار می‌دهد. و این، در کشوری که تحت محاصره اقتصادی، مالی، سیاسی و رسانه‌ای است، بی‌طرفانه نیست: این عملی با عواقب است.

جنگ فرهنگی و ضدانقلاب نرم: تله فاصله برابر
سیاست خارجی ایالات متحده در قبال کوبا با دولت أوباما، نه در اهداف، بلکه در روش‌های آن به طور قابل‌توجهی تغییر کرد. سرنگونی انقلاب با تفنگداران دریایی یا اختناق کامل آن دیگر مطرح نبود، بلکه درباره پرورش یک «جامعه مدنی» جایگزین بود که به نام گشایش، ارزش‌های لیبرالیسم بورژوایی – فردگرایی، شایسته‌سالاری، کثرت‌گرایی انتزاعی – را در بافت ایدئولوژیک کوبا جا بیندازد. این همان چیزی است که جوزف نای آن را قدرت نرم می‌نامد: نه تحمیل از بیرون، بلکه مطلوب جلوه دادن سلطه از درون. چیزی که آنتونیو گرامشی از چشم‌انداز ماتریالیستی، آن را به عنوان هژمونی فرهنگی تحلیل کرد.

در راستای این هدف، شبکه‌ای کامل از بودجه و حمایت نهادی برای پروژه‌های رسانه‌ای، دانشگاهی و هنری فعال شد، که بدون اعلام آشکار خود به عنوان ضدانقلاب، مشروعیت دولت سوسیالیستی را زیر سؤال می‌بردند، نقش حزب کمونیست را به چالش می‌کشیدند، و بازسازی دموکراتیک را به شیوه‌ای لیبرال پیشنهاد می‌کردند. یکی از بارزترین ثمرات این استراتژی، تکثیر رسانه‌های دیجیتال مانند «کوبای جوان» بوده است که اتفاقاً نام آن، تصاحب نمادین میراث آنتونیو گوئیتراس – انقلابی عمیقاً ضد امپریالیستی است که هرگز پول خارجی را برای آرمان خود نمی‌پذیرفت.

در اینجا یک تمایز اساسی ضروری است: انتقاد از درون روند انقلابی، به مثابه یک شکل دیالکتیکی از حد مطلوب آن، یک چیز است، و انتقاد کارکردی از برچیدن پروژه سوسیالیستی، که توسط کسانی که آرزوی نابودی آن را دارند تأمین مالی و تأیید می‌شود، کاملاً چیز دیگری است. این انتقاد، انتقاد نیست؛ بلکه ضدانقلاب نرم است، با چهره‌ای دوستانه و رفتاری آکادمیک.

اسرائیل روخاس، به عنوان هنرمندی متعهد به سرنوشت جمعی کشور خود، همواره از یک چشم‌انداز مردمی، انتقادی و خلاقانه از انقلاب دفاع کرده است. حضور او در «گفتوگوی بعد از شام» از این مسیر نمی‌کاهد. اما لازم است به محیط آن توجه شود. اسرائیل با ورود به آن محیط، حتی با بهترین نیت‌ها، خواسته یا ناخواسته به عنصری مشروعیت‌بخش در طرح داستان تبدیل می‌شود.

این برنامه صرفاً به دنبال گفتگو نیست. بلکه به دنبال ایجاد یک گفتگو بین «برابرها» بین انقلاب و کسانی است، که با لبخندی حساب‌شده، طرفدار برچیدن آن هستند. آن‌چه به عنوان کثرت‌گرایی ارائه می‌شود، در واقع، راهبردی برای عادی‌سازی ضدانقلاب تحت پوشش تنوع است. مسأله مناظره کردن نیست: مسأله پذیرش کسانی به عنوان یک مخاطب مشروع است که از خارج از کشور برای تضعیف نظم قانون اساسی کوبا بودجه دریافت می‌کنند، به ویژه هنگامی که این بودجه‌ها از سفارتخانه‌هایی مانند نروژ می‌آید که سال‌هاست پروژه‌های سمعی و بصری، هنری و روزنامه‌نگاری مرتبط با فعال‌ترین بخش‌های دستور کار ضد-انقلاب را که تحت عنوان «جامعه مدنی» استتار شده‌اند، تأمین مالی می‌کند.

گرامشی نسبت به استفاده از مفهوم «جامعه مدنی» به عنوان پوششی برای قدرت بورژوازی، که قادر به جذب انرژی‌های فکری و اخلاقی دشمن و خنثی کردن آن‌ها در محدوده نظام است، هشدار داد. در کوبا، این منطق از طریق ایجاد فضاهای ترکیبی بازتولید می‌شود که متکثر، انتقادی و مدرن به نظر می‌رسند، اما به عنوان مکانیسم‌های مشروعیت‌بخش برای احیای سرمایه‌داری در لباس شهروندی انتقادی عمل می‌کنند. این چهره دوستانه ضدانقلاب است.

از این نظر، نمی‌توانیم پیوند بین این عملیات فرهنگی و پدیده‌هایی مانند اعتراضات «۲۷ نوامبر»، «جنبش سن ایسیدرو» یا کارزار تأثیرگذارهای دیجیتال را نادیده بگیریم، که در بحبوحه بحران اقتصادی ناشی از تشدید محاصره و همه‌گیری، به دنبال بهره‌برداری از نارضایتی عمومی برای ایجاد یک گسست نهادی بودند.

در رویارویی با محاصره هیچ تقارنی وجود ندارد
انتخاب نام «کوبای جوان» یک حرکت معصومانه نیست. این به دنبال ایجاد یک پیوستگی کاذب بین میراث قهرمانانه آنتونیو گوئیتراس – که در نبرد علیه امپریالیسم یانکی و دست نشانده‌های محلی آن جان باخت – و فضایی است که به جای مبارزه با قدرت جهانی، خود را با نان خرده‌های آن تأمین مالی می‌کند. همانطور که کارلوس فرناندز د کوسیو اشاره کرده است، مخالفت با انقلاب، صرف نظر از نام خانوادگی، ضدانقلاب است. و بنیانگذار «کوبای جوان» اصلی برای پیشبرد مبارزه خود به کمک خارجی نیازی نداشت و هرگز آن را نمی‌پذیرفت.

گرامشی اصرار داشت که نبرد برای هژمونی نه تنها در پارلمان‌ها یا کارخانه‌ها، بلکه در مدارس، روزنامه‌ها، دانشگاه‌ها و تئاترها نیز انجام می‌شود. امروزه، می‌توانیم بگوییم، در رسانه‌های اجتماعی، پادکست‌ها و رسانه‌های دیجیتال نیز این نبرد جریان دارد. و کوبا، تحت محاصره دائمی، از تجمل اعطای بی‌طرفی به این جبهه‌ها برخوردار نیست. و همانطور که رافائل کورئا هشدار داده بود، نه در زمانی که که آزادی مطبوعات، هم‌چنان اراده مالک چاپخانه است. و مالک، در این مورد، کوبایی نیست.

آنچه در معرض خطر است، یک بحث آکادمیک یا گفتگوی پسا-مدرن بین حساسیت‌های ایدئولوژیک نیست. آنچه در معرض خطر است، توانایی یک کشور محاصره شده، مورد حمله و جنایت قرار گرفته در دفاع از حاکمیت سیاسی، الگوی اجتماعی و مشروعیت تاریخی خود است. در این زمینه، هر فضایی که بخواهد انقلاب و دشمنان تأمین مالی شده‌اش را در یک سطح قرار دهد، فضایی برای گفتگو نیست: این یک تله نشانه‌شناختی، یک سناریوی با دقت صحنه‌آرایی شده است که برای تغییر محور عقل سلیم به سمت اجماع لیبرالی طراحی شده است.

شرکت در این صحنه فقط به معنای صحبت کردن نیست: بلکه به معنای مشارکت در تولید یک سناریوی جدید است، جایی که انقلاب به مثابه یکی از گزینه‌های ممکن، عاری از استثناگرایی اخلاقی و تاریخی، ظاهر می‌شود. و خطر در همین جا نهفته است.

دفاع از انقلاب کوبا امروز نه تنها شامل مقاومت در برابر حملات اقتصادی، بلکه شامل خوانش واضح نشانه‌های لحظه نیز می‌شود. در جنگ فرهنگی، اشکال، فضا، زبان، گفتگو، منبع مالی اهمیت دارند. این به معنای رد بحث نیست، بلکه به معنای از دست ندادن میدان است. این به معنای سانسور نیست، بلکه به معنای برافکندن ماسک است. و این به معنای حمله به کسانی که صادقانه مشارکت می‌کنند نیست، بلکه به معنای محکوم کردن ساختاری است که به دشمن امکان می‌دهد خود را معتدل جلوه دهد.

دفاع از پروژه سوسیالیستی نیازمند هوش، ظرافت و شجاعت است. و هم‌چنین مستلزم به خاطر سپردن این نکته است که در سیاست، همانند نمایش، صحنه هرگز خنثی نیست. گاهی اوقات، حتی بهترین مونولوگ اجرا شده نیز می‌تواند در نهایت به مشروعیت بخشیدن به نوع نادرستی از نمایش منجر شود.

گاهی اوقات، مشارکت به معنای گفتگو نیست، بلکه به معنای اعتبار بخشیدن به خود است. و اعتبار بخشیدن به حریف در زمین خودش، با قوانین خودش، به معنای تسلیم شدن در نبردی دیگر در این جنگ طولانی برای وجدان مردم است.

منتشر شده در: Cubadebate
تاریخ انتشار: ۴ اوت ۲۰۲۵
نویسنده: کارلوس گونزالس پنالوا
http://www.cubadebate.cu/opinion/2025/08/04/la-trampa-de-la-equidistancia/