تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
نویسنده: اسعد ابوخلیل
جمعه، ۲۰ دسامبر ۲۰۲۴
پدیده خالد مشعل
خالد مشعل یک پدیده است، و نه به معنای مثبت کلمه. او اکنون ظاهر شده است تا به مردم سوریه برای رهایی آنها از نظام سوریه درود بفرستد. این حق اوست، اما: این مرد سازمان خود را تحت حمایت نظام سوریه بنا کرد، در سوریه اقامت کرد، و سوریه از او و سازمانش محافظت کرد.
پس از آغاز قیام علیه نظام در سال ۲۰۱۱، او از نظام فاصله گرفت، و حتی با مخالفان مسلح سوری اعلام همبستگی کرد. پس از آنکه مخالفان مسلح نتوانستند رژیم را سرنگون کنند، او بازگشت و سعی کرد رابطه خود را با نظام اصلاح کند و از طریق حزبالله پیام فرستاد. حزبالله او را بخشید، اما نصرالله پس از «توبه» او ترجیح داد با او ملاقات نکند.
ممکن است کسی بگوید: مشعل با مردم سوریه علیه یک نظام واقعاً ظالم همدردی کرد، اما اگر این صحیح باشد، چرا او با نظامهای استبدادی خلیج [فارس]، که ارتباط نزدیکی با رژیم قطر دارند، متحد است؟ اگر مشعل را به خاطر کوتاهیها، لغزشها و تغییراتش ببخشید، چگونه میتوانید او را به خاطر اظهاراتش در رسانههای عربستان در زمان جنگ مقاومت ببخشید؟ این در شبکه «العربیه» نظام سعودی رخ داد، و او در مبارزه با اسرائیل از حزبالله پیشی گرفت.
او گفت که حزبالله باید بیشتر کار کند. حزبالله از بدو تولد به دلیل همدردی و حمایت از مبارزات مردم فلسطین، بزرگترین فاجعه را متحمل شده است. حزبالله اکثر رهبران خود را به دلیل جنگ حمایتی از دست داد، اما مشعل از آنها بیشتر خواست. آیا او از نظام قطر مطالبه بیشتری داشت؟ آیا از نظام سعودی بیشتر خواست؟ نه، او در صحبتهای خود در ایستگاه سعودی، حتی جرأت نکرد به خدمات این ایستگاه به تلاشهای جنگی اسرائیل اشاره کند.
رسانههای اسرائیلی اذعان میکنند که «العربیه» و «الحدث» چیزی جز بلندگوهای ارتش اسرائیل و اطلاعات آن نیستند، اما مشعل با این رسانه مشکلی ندارد زیرا او علاقهمند به حفظ روابط عالی با نظامهای خلیج [فارس] است، حتی زمانی که امارات متحده عربی از ترور یکی از رهبران حماس حمایت میکند، و حتا زمانی که نظام سعودی اعضا و مسؤولين حماس را دستگیر میکند.
خالد مشعل باری بر دوش «حماس» شده است. سینوار مثال یک رهبر اصولگرا بود که منافع مقاومت را بالاتر از همه ملاحظات دیگر قرار میدهد و به منافع مادی و شخصی توجه نمیکند. اگر برای رهبر یک جنبش فلسطینی، فلسطین باید ملاک باشد، مشعل از اطمینانهای دولت جدید دمشق به اسرائیل آزرده نشد.
***
بعد «بهار عربی» و صعود سریع، هرچند گذرای اخوان مسلم آغاز شد و حماس به عنوان سازمان در مبارزه مسلحانه علیه دولت سوریه در کنار اخوان مسلم قرار گرفت. «هندلزبلات» (روزنامه اقتصادی آلمانی) در فوریه ۲۰۱۲ از اسماعیل هنیه یکی از رهبران حماس نقل قول کرد: «من … به خلق قهرمان سوریه درود میفرستم که برای آزادی، دمکراسی و رفرم مبارزه میکند.» نتیجه این اقدام قطع کمکهای ایران بود. با خروج خالد مشعل از سوریه اوائل سال ۲۰۱۲ قطر وارد جریان شد.
تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: عصرما
۲۳ سپتامبر ۲۰۱۶
حماس راه خود را جدا کرد
در ژوئیه سال جاری فاش شد که قطر قصد دارد ۳۰ میلیون دلار بابت پرداخت حقوق کارمندان خدمات اجتماعی در نوار غزه در اختیار حماس قرار دهد. حماس که دولت این بخش از فلسطین را بعهده دارد البته بسیار شادمان شد.
حماس یک سازمان اهل سنت اسلامی است که در سال ۱۹۸۷ بعنوان شعبهای از اخوان مسلم در فلسطین تاسیس شد. حماس خود را یک سازمان مقاومت علیه سیاست اشغالگرانه اسرائیل معرفی کرد و از طرف ایران و سوریه مورد پشتیبانی قرار گرفت. هنوز در سال ۲۰۰۹ رئیس دفتر سیاسی حماس در مصاحبهای با روزنامه آلمانی FAZ از پشتیبانی حماس از طرف ایران سخن میگفت. این گفتگو در حومه شهر دمشق صورت گرفت که در آن زمان برای خالد مشعل نیز پناهگاهی امن محسوب میشد.
در آن زمان حماس سیاست پیچیدهای که بین سیاستهای اخوان مسلم و مقاومت علیه سیاست اشغالگرانه اسرائیل نوسان میکرد، اتخاذ کرده بود. بعد «بهار عربی» و صعود سریع، هرچند گذرای اخوان مسلم آغاز شد و حماس به عنوان سازمان در مبارزه مسلحانه علیه دولت سوریه در کنار اخوان مسلم قرار گرفت. «هندلزبلات» (روزنامه اقتصادی آلمانی) در فوریه ۲۰۱۲ از اسماعیل هنیه یکی از رهبران حماس نقل قول کرد: «من … به خلق قهرمان سوریه درود میفرستم که برای آزادی، دمکراسی و رفرم مبارزه میکند».
نتیجه این اقدام قطع کمکهای ایران بود. با خروج خالد مشعل از سوریه اوائل سال ۲۰۱۲ قطر وارد جریان شد.
سازمانهای سیاسی و نظامی حماس، رهبران محلی و رهبران در مهاجرت تصورات سیاسی متفاوتی داشتند. عمدتاً این رهبری سیاسی سازمان بود که مبارزه اخوان مسلم علیه سوریه را مورد پشتیبانی قرار میداد. گردانهای عزالدین قسام، جناح مسلح حماس از پشتیبانی نظامی و مالی ایران و سوریه برخوردار بودو با رهبری سیاسی سازمان در تضاد قرار داشت.
اوائل ژوئیه ۲۰۱۴ ارتش اسرائیل حمله خود به غزه را آغاز کرد. در روز نخست عملیات نیروی هوائی اسرائیل ۵۰ هدف مختلف را مورد ضربه قرار داد. در آن زمان طی مقالهای در روزنامه سوری الوطن به شکل تحریکآمیزی آمده بود: «همبستگی با مقاومت فلسطین، ولی نه با رهبران سیاسی حماس که دستهایشان به خون مردم سوریه آغشته است … حماس برود به جهنم …»
کمک از قطر
قطر یکی از غنیترین کشورهای جهان است. قطر در عینحال کشوری است که امیر آن رئیس کشور، صاحب مطلق قدرت اجرائیه و مقننه است (که در آن شریعت منبع اصلی قانونگذاری محسوب میشود) و در ضمن خود را «دمکرات» مینامد.
قطر دارای ذخایر عظیم مالی است که از طریق موسسات سرمایهگذاری در سهام بینالمللی سرمایهگذاری میکند. این موسسات در بارکلی، کردیت سوئیس، تیفانی و شرکا، ویوندی، فولکسواگن و بسیاری دیگر شریک است.
ولی قطر تنها در شرکتهای اقتصادی بینالمللی سرمایهگذاری نمیکند بلکه به سازمانهائی چون احرارالشام و سازمانهای اسلامی مسلح دیگر نیز کمک مالی میرساند. این امیرنشین بویژه این گروهها را از طریق رسانهای، با فرستنده خبری خود «الجزیره» کمک میکند. از زمانی که قطر دولت سوریه را دشمن اعلام کرد، کمکهای خود به حماس را افزایش بخشید.
برخی اوقات کمک به این سازمانها باعث تردید و تزلزل سرمایهگذاران و سیاستمداران میشد. مثلاً هنگامیکه امیر قطر در سال ۲۰۱۴ به آلمان آمد، خانم «کلائودیا روت» از حزب سبزها اشاره کرد که تردیدی نمیتواند وجود داشته باشد که قطر در سوریه گروههای اسلامی، که اکنون به نام «ولایت اسلامی» فعالیت میکنند را از نظر مالی کمک میکند. امیر قطر این اتهامات را رد کرد و خانم مرکل صدراعظم آلمان تکذیب وی را پذیرفت.
پیمان
اخوان مسلم در سال ۲۰۱۲ در اوج قدرت خود بود: محمد مرسی در آستانه ریاست جمهوری مصر قرار داشت، گروههای اسلامی از تونس تا سوریه مورد التفات غرب قرار گرفته بودندو رهبری سیاسی حماس در این شرایط راه خود را از پشتیبانان گذشته خود سوریه و ایران جدا کرد و بسوی امیرنشینان خلیج بویژه قطر رویآورد. ترک کردن سوریه برای رهبری حماس یک تصمیم استراتژیک بود: حماس موضع خود بعنوان سازمان اخوان مسلم مشخص کرده بود.
از سالها پیش سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در جهت تقویت جنبشهای اسلامی بود، با این هدف که با «تنظیم» نوین خاور میانه، در مقابل نفوذ فزاینده ایران در منطقه وزنهای ایجاد کند. در نتیجه سیاست خارجی قطر و پشتیبانی از حماس و دیگر گروههای مسلح اسلامی، سیاستی است که مورد پسند اسرائیل و «غرب» است، حتا اگر همیشه علناً مطرح نمیشود.
کشورهای خلیج، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در مورد کوشش برای تضعیف ایران متفقالقول هستند و به همین دلیل خالد مشعل پس از تغییر مسیر سیاسی حماس و موضعگیری نوین به نفع امیرنشینان خلیج، هنگامیکه در اواخر سال ۲۰۱۲ ازطریق مصر به غزه سفر کرد، با هیچ مانعی از سوی اسرائیل روبرو نشد. و همینطور نماینده قطر، «محمدالعمادی» هنگامی که در سال ۲۰۱۵ از غزه بازدید کرد و چند ده میلیون دلار برای بازسازی غزه و حماس باخود به ارمغان آورد، از طرف اسرائیل مورد پشتیبانی قرار گرفت.
تنها روی کاغذ حق باخانم «کلائودیا روت» است که گفت: «قطر در سوریه و نقاط دیگر گروههای سنی و اسلامگرا را مورد پشتیبانی قرار میدهد.»
ولی از نظر محتوائی حق با خانم مرکل است که به امیر قطر اعتماد کند، زیرا که کمکهای او به گروههای مسلح اسلامگرا در خدمت اسرائیل و غرب است.
کمک ۳۰ میلیون دلاری برای پرداخت حقوق کارمندان اموراجتماعی در نوار غزه تنها به حماس کمک نمیکند. تا چه حد این کمک وضعیت زندگی در غزه را تغییر خواهد داد هنوز روشن نیست. هنوز مناقشات مسلحانه با اسرائیل ممکن است زیرا که موضعگیریهای متفاوتی بین رهبری سیاسی و رهبری نظامی حماس وجود دارد. ولی با پول قطر و شراکت استراتژیکی علیه ایران این نوع درگیریها قابل کنترل خواهد بود.
