«حمله غافلگیرکننده»، «نتیجه غافلگیرکننده»… دنیا وقایع ۱۰ روز گذشته را این‌گونه به یاد می‌آورد. اما، جزئیات نشان می‌دهد که نه حمله غافلگیرکننده بود، و نه نتیحه.

در ۸ دسامبر، پس از این‌که مشخص شد رژیم اسد سقوط کرده است، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که «ایران تمام اطلاعات مربوط به نیروهای آموزش دیده‌ای را که آماده حمله بودند به ارتش سوریه داده بود.»

وزیر ایرانی گفت: «حضور نظامی ایران در سوریه برای مبارزه با داعش بود، اما ایران هرگز قرار نبود نقش ارتش سوریه را برای بشار اسد بازی کند.»

با این سخنان، عراقچی با گفتن این‌که «این کار سوری‌هاست»، نه تنها برای نجنگیدن ایران بهانه‌ای دست و پا کرد، بلکه با اعلام این‌که «داعش»» تنها دشمن ایران در سوریه است، راه را برای تماس با گروه‌های دیگر، از جمله «هیئت تحریر شام» هموار کرد.

در روز سرنگونی اسد، سخنگوی فرمانده کل نیروهای مسلح عراق، سرلشکر یحیی رسول، اعلام کرد که آن‌ها نیز از تحرکات در سوریه اطلاع قبلی داشتند و گفت: «عملیات بسیار خوب طراحی شده بود»، به این معنی که آن‌ها حتا با جزئیات آشنا بودند.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL)
نویسنده: ییگیت گونای
۹ دسامبر ۲۰۲۴

جهادی‌ها در مسجد اموی دمشق

هشت سامبر ۲۰۲۴، با سرنگونی رژیم بشار اسد در سوریه، یک نقطه عطف برای منطقه و جهان شد.

حملاتی که در ۲۷ نوامبر آغاز شد، در ۱۰ روز به سرنگونی دولت انجامید.

«چپ» (soL) در مجموعه مقالات «پرونده سوریه» این روند تاریخی را در تمامی ابعاد آن بررسی می‌کند.

* * *

«حرف آخر در میدان نبرد گفته خواهد شد.»

این ادعا بارها تکرار می‌شود. مخصوصاً آن‌هایی که مقاومت می‌کنند، بارها این را به ما یادآور می‌شوند.

اما در سوریه حرف آخر در میدان جنگ گفته نشد.

حرف آخر جنگ ۱۰ روزه که به سرنگونی رژیم اسد در سوریه انجامید پیش از آن‌که جنگ حتا شروع شود گفته شد.

«حمله غافلگیر کننده»… ما در بخش اول از سری مقالات‌مان، به خود این حمله می پردازیم.

از نظر نظامی در میدان چه اتفاق افتاد؟

این حمله برای که غافلگیرکننده بود؟ که از پیش از آن خبر داشت؟

«هیئت تحریرالشام» چگونه به این پیروزی غیرمنتظره دست یافت؟

* * *

هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه در ۲۳ نوامبر با جمعی از خبرنگاران در آنکارا دیدار کرد. موضوعی که در دستور کار قرار گرفت، ادعاهایی مبنی بر انتقال دفتر سیاسی حماس به ترکیه بود.

فیدان این ادعا را رد کرد. بعد بحث سوریه مطرح شد. دولت حزب عدالت و توسعه می‌خواست روند عادی سازی را با سوریه آغاز کند، اما تلاش‌ها ناموفق بود.

فیدان ابتدا چنین اظهار داشت: «ما هیچ قصدی برای تجاوز یا اشغال نداریم. ما هیچ قصدی برای تغییر رژیم نداریم. شما وقتی این را مطرح می‌کنید، طرف مقابل زنگ خطر را به صدا درنمی‌آورد. آن‌ها به تلاش‌های خود برای رسیدگی به مسائل باقی مانده در منطقه ادامه می‌دهند.»

وی سپس افزود: «البته اگر این راه‌حل‌ها از طریق دیپلماسی و رویکردهای سازنده نتوانند پاسخ دهند، ما باید ببینیم که در زمان مناسب چگونه می‌توانیم گام‌های دیگری برداریم.»

فیدان ابتدا سعی کرد بگوید: «دولت اسد دست به هیچ کاری نمی‌زند، چه رسد به این‌که زنگ خطر ر به صدا درآورد، زیرا آن‌قدر مطمئن است که ما به تجاوز یا تغییر رژیم متوسل نمی‌شویم» و سپس بمب «انواع اقدامات دیگر» را پرتاب کرد.

این کلمات ۴ روز پیش از شروع حمله گروه‌های اسلام‌گرا در سوریه به رهبری «هیئت تحریر شام» بود. در آن زمان هیچ‌کس به این اظهارات توجه نکرد.

امروز، با نگاه به عقب، به نظر می‌رسد سخنان فیدان حتا یک تهدید نبود، بلکه هشداری در قالب «جهت اطلاع» بود.

زیرا بر اساس ادعاها، «میت» [سازمان اطلاعات و امنیت ملی] از قبل، حتا تقریباً سه ماه پیش، از حمله ۲۷ نوامبر خبر داشت.

* * *

از زمانی که به اصطلاح «بهار عربی» به مداخله مسلحانه امپریالیسم در سوریه مبدل شد، روزنامه‌نگارانی بوده‌اند که سعی کرده‌اند «اپوزیسیون سوری» را به جهان عرضه کنند. برخی از آن‌ها، به ویژه، چندین سال است که کارشناس «هیئت تحریر شام» شده ‌اند.

علاوه بر این، آن‌ها یک مزیت داشتند. «هیئت تحریر شام» پس از جدا شدن از القاعده، برخلاف سامان مادر آن، اعلام کرد از محققین و روزنامه‌نگاران خارجی حمایت خواهد کرد. غربی‌های «کارشناس» در مورد «هیئت تحریر شام» در ادلب تحقیق و مصاحبه انجام می‌دادند ، و اطلاعات جمع‌آوری می‌کردند.

یکی از این‌ها، چارلز لیستر نامی است، که نوشت این «حمله غافلگیرکننده» در ۳ دسامبر، زمانی‌که گروه‌های مسلح حلب را گرفته بودند و به سمت حماه پیشروی می‌کردند، در واقع غافلگیرکننده نبود.

ده سازمان تحت رهبری «هیدت تحریر شام» یک اتاق عملیات مشترک ایجاد کرده بودند و برنامه‌ریزی حمله به حلب را در اوایل سپتامبر آغاز کرده بودند. هدف از این عملیات که «جلوگیری از تجاوز» نام داشت، خنثی کردن توپخانه‌های واقع در غرب حلب بود که مرتباً ادلب را هدف قرار می‌دادند. قرار بود عملیات در اواسط اکتبر انجام شود.

بر اساس اطلاعاتی که لیستر از منابع این ائتلاف دریافت کرده است، «میت» از این نقشه مطلع بود- که با توجه به رابطه «میت» با سازمان‌های دیگر در اتاق عملیات آن و هم‌چنین با «هیئت تحریر شام»، آنطور که ما در این مقاله و در مقاله دوم از این مجموعه نشان خواهیم داد، تعجب آور نیست.

در واقع، این نقشه با «سرّیت مطلق» اجرا نشد. پس از تصمیم‌گیری در اوایل سپتامبر، «فرماندهی عملیات نظامی» که این ۱۰ سازمان در آن حضور دارند، هم به واحدهای مربوطه، و هم به ساختار «شبه-دولتی» هیئت تحریر شام در ادلب، «وزارت رسانه دولت نجات» و حتا برخی رزونامه‌نگاران نزدیک به «هیئت تحریر شام» اطلاع داد تا برای کارزار شبکه‌های اجتماعی عملیات «جلوگیری از تجاوز» آماده شوند. هسته‌های مخفی حلب نیز در تدارک عملیات بودند.

«میت» در این روند مداخله کرد. به گفته لیستر، افسران «میت» دو بار در ادلب و چندین بار در ترکیه با ائتلاف ۱۰ سازمان ملاقات نموده و از به تعویق افتادن طرح عملیات اطمینان حاصل کردند.

* * *

برخی از داده‌های دیگر نشان می‌دهد که علاوه بر «میت»، بازیگران دیگری نیز می‌دانستند که یک عملیات برای اواسط نوامبر در ادلب برنامه‌ریزی شده بود، یا حداقل «چیزی در حال پختن بود.»

هواپیماهای روسی که از ۱۴ تا ۱۷ نوامبر از پایگاه هوایی هیمیمیم بلند شدند، ادلب را به مدت چهار روز بمباران کردند. حملات پهپادی پراکنده ارتش سوریه علیه نیروها در ادلب از ۲۰ نوامبر بسیار مکرر شد.

افکار عمومی در جهان هنوز بوی آشوبی را که در شرف به راه افتادن بود حس نکرده بود. اما طرف‌های حاضر در میدان می‌دانستند که قرار است اتفاقی بیفتد، اگرچه نمی‌توانیم تخمین بزنیم که آن‌ها تا چه اندازه می‌دانستند.

سرنخ‌های دیگری در مورد اطلاعاتی که روسیه داشت وجود دارد. حمله در ۲۷ نوامبر آغاز شد، حلب در ۳۰ نوامبر در آستانه سقوط قرار داشت، و حامیان دولت سوریه و متحدین شوکه شده بودند و این سؤال را مطرح می‌کردند که چرا هیچ اقدامی انجام نمی‌شود.

حرکت گروه‌های تحت رهبری «هیئت تحریر شام» به سوی ادلب

الکساندر خارچنکو، خبرنگار جنگی «ریا نووستی»، آژانس دولتی روسیه، در آن روز در ارتباط با شکایات درباره این‌که چرا نیروهای روسیه در حلب کاری انجام نمی‌دهند، گفت: «آن‌ها نشستند، سکوت کردند و نتوانستند حمله را دفع کنند.»

«من درست یک هفته پیش از افرادمان در آن‌جا دیدن کردم. تحرکات و تجمعات شبه نظامیان به درستی رصد و ثبت می‌شود، و گزارش‌هایی که حقیقت را می‌رساند به پایگاه‌های آن‌ها ارسال می‌شود. مشکل روسیه افسران اطلاعاتی آن نیست.»

یک نشانه دیگر مبنی بر این‌که جبهه روسیه اطلاعات قبلی از این عملیات داشت، از سوی یک سازمان اپوزیسیون سوری، که در ترکیه یا جهان درباره آن زیاد صحبت نمی‌شودُ از «حزب اراده مردم» آمد.

در دسامبر ۲۰۱۵، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطع‌نامه ۲۲۵۴ را تصویب کرد [قطع‌نامه‌ای که باند ظریف-عراقچی در «بیانیه وزارت امر خارجه درباره تحولات سوریه» به آن استناد کرده‌اند- عدالت]. بر این اساس، مذاکرات رسمی بین دولت سوریه و نمایندگان مخالفان آغاز شد. آپوزیسیون باید توسط «کمیسیون مذاکره سوریه»، متشکل از نمایندگان سازمان‌ها بسیاری نمایندگی می‌شد.

یکی از ساختارهای این کمیسیون «پلاتفرم مسکو برای آپوزیسیون سوریه» است. عنصر اصلی پلاتفرم تشکیل شده توسط ساختارهای آپوزیسیون نزدیک به روسیه، «حزب اراده مردم» است که در سال ۲۰۱۲ توسط جناحی که در سال ۲۰۰۰ از حزب کمونیست سوریه جدا شد، تأسیس گردید. این حزب، که از روند «بهار عربی» حمایت می‌کند، دیروز پیامی منتشر کرد و پس از سقوط رژیم اسد «پیروزی مردم را جشن گرفت»

اجازه بدهید به موضوع خود برگردیم. در ۲۷ نوامبر، روز آغاز حمله، «پلاتفرم مسکو برای آپوزیسیون سوریه» یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و خواستار نشست «آپوزیسیون و رژیم» در مسکو شد. آن‌ها در بیانیه‌ای که در ۱ دسامبر منتشر کردند، چنین گفتند:

«زمانی که این فراخوان را دادیم، هنوز آخرین تحولات میدانی شنیده نشده بود، اما تا حدی انتظار آن تحولات وجود داشت، و این تحولات یکی از دلایل ابتکار عمل ما بود.»

چیزی در حال پختن بود، دو طرف از آن خبر داشتند، و در مسکو کارد و چنگال روی میز چیده می‌شد.

* * *

بعید به نظر می‌رسد که دیگر شرکای ترکیه در ناتو، به ویژه آمریکا، از این عملیات مهم که «میت» از آن آگاه بود، و انتظار می‌رفت بن‌بست در سوریه را تغییر دهد، آگاه نبوده باشند.

در واقع، در هفته گذشته گزارش‌های زیادی در مطبوعات غربی منتشر شد که خلاف آن را نشان می‌داد. قابل توجه‌ترین این سخنان چیزی بود که آلستر کروک در ۲ دسامبر گفت.

یکی از دلایلی که این کلمات را قابل توجه می‌کند هویت کروک است. کروک یک دیپلمات سابق انگلیسی است، اما هویت دیپلماتیک او استتاری برای کار واقعی او بود. او نزدیک به ۳۰ سال به سرویس اطلاعات خارجی انگلیس (MI6) خدمت کرد. یکی از اولین مأموریت‌های او تهیه سلاح برای جهادی‌هایی القاعده -سلف «هیئت تحریر شام» بود که علیه اتحاد شوروی در افغانستان می‌جنگیدند. او سال‌ها در خاورمیانه کار کرد. وظیفه اصلی او ایجاد پل بین سازمان‌های اسلام‌گرای تندرو و دولت‌های غربی بود. او به عنوان ارتباط مستقیم «MI6» با حماس، سال‌ها با اطلاعات اسرائیل کار کرد.

به گفته کروک، ناتو و اسرائیل در پشت عملیاتی بودند که تحت رهبری «هیئت تحریر شام» در ۲۷ نوامبر آغاز شد. کروک مدعی شد که هم دبیرکل ناتو و هم رئیس سازمان اطلاعات داخلی اسرائیل- «شین بت» به آنکارا آمدند و پیش از آغاز عملیات با دولت ترکیه ملاقات کردند، و این‌که اردوغان این نقشه را تایید کرد.

اطلاعاتی که «soL» از منابع خود بدست آورده است با چارچوب ترسیم شده توسط کروک مطابقت دارد، اما با یک تفاوت: گفته می‌شود که سازمان سابق کروک- «MI6» نیز نقش فعالی در روند تدارک عملیات ایفا کرده است.

البته، برملا کردن حقیقت اطلاعات و فعالیت‌های سازمان‌های اطلاعاتی، بویژه در چنین حادثه تازه‌ای ممکن نیست. باید در نظر داشت که هیچ یک از این‌ها، بیش از یک ادعا یا سرنخ نیست.

با این وجود، آن‌چه در روی زمین در عملیات ۱۰ روزه رخ داد، فقط در چارچوب ارائه شده قابل توضیح است.

* * *

در میدان چه اتفاق افتاد؟

یک اتاق عملیات مشترک متشکل از ۱۰ سازمان روز چهارشنبه ۲۷ نوامبر حمله به حلب را آغاز کرد. این حمله با پرتاب موشک‌های «قیصر» به مواضع ارتش سوریه آغاز شد، این موشک‌ها توسط «هیئت تحریر شام» با مونتاژ قطعاتی که مصادره کرده بود تولید می‌شد. این موشک‌ها با پهپادهای متعدد همراه بودند. بخش قابل توجهی از آن‌ها «پهپادهای انتحاری» بودند که توانایی پرتاب بمب را نداشتند، و خود را روی اهداف خود منفجر می‌کردند.

این حرکت برای «هیئت تحریر شام» یک نوآوری تاکتیکی نبود. این گروه هم در جنگ دوم ادلب در سال ۲۰۱۵ و هم در حمله به جنوب حلب در سال ۲۰۱۶، با راندن کامیون‌های پر از مواد منفجره به سمت مواضع ارتش و منفجر کردن آن‌ها به موفقیت دست یافته بود. تاکتیک قدیمی بود، اما فناوری‌های مورد استفاده جدید بودند. «هیئت تحریر شام» طی چهار سال گذشته، ظرفیت نظامی خود را در ادلب، که تحت کنترل آن بود، افزایش داده بود – البته، حمایت قدرت‌های خارجی نقش مهمی در این موفقیت داشت. ما داستان «هیئت تحریر شام» را، با این جزئیات، در بخش دوم مجموعه مقالات خود که فردا منتشر می‌شود، خواهیم گفت.

گروه‌های جهادی در اطراف حلب

موشک‌ها و پهپادهای انتحاری با پهپادهای نظارتی و آتش توپخانه همراه بود، و واحدها به حلب حمله می‌کردند. در عین حال، سلول‌هایی که قبلاً توسط «هیئت تحریر شام» و شرکای آن در حلب مستقر شده بودند نیز بسیج شدند. این‌ها واحدهای سه تا هشت نفره بودند. آن‌ها حملاتی را به نقاط استراتژیک در غرب حلب انجام دادند و ورود مهاجمان را تسهیل کردند.

* * *

در این میان، تحول دیگری رخ داد، که جزئیات آن تقریباً هرگز فاش نشده است. فرماندهان ارشد ارتش و اطلاعات نظامی سوریه با شنیدن خبر این حمله جمع شدند. این جلسه مورد حمله قرار گرفت و حداقل شش نفر کشته شدند. یکی از کشته شدگان سرتیپ کیومرث پورهاشمی از نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بود که سال‌ها در سوریه خدمت می‌کرد. ایران در بیانیه‌ای مشتمل بر چند جمله، اعلام کرد که این حمله توسط «تروریست‌های تکفیری» انجام شده است اما جزئیاتی ارائه نکرد. چارلز لیستر، روزنامه‌نگار نیز نوشت که این حمله توسط یکی از سلول‌های مخفی، که می‌تواند بین سه تا هشت نفر را در شامل شود، انجام شد.

در حالی‌ که شهر مورد حمله قرار گرفته بود، حمله با یک نیروی کوچک به نقطه‌ای که در آن‌جا افرادی که وظیفه دفاع از شهر را بر عهده داشتند جمع شده بودند، و به همین دلیل می‌توان گفت تحت محافظت شدید قرار داشتند، و این فاکت که در این حمله ۶ نفر کشته شدند، که یکی از آن‌ها فرمانده ایرانی در منطقه بود و این‌که تقریباً هیچ جزئیاتی از این حادثه به دست نیامده است، پرسش‌هایی را ایجاد می‌کند. با توجه به روند جنگ در روزهای بعد، افشای این‌که چه کسی و چگونه حمله‌ای را که در آن پورهاشمی کشته شد انجام داد، ممکن است برای درک آنچه در آن ۱۰ روز تاریخی در میدان رخ داد، مهم باشد.

* * *

«هیئت تحریر شام» و دیگر نیروهای ائتلاف توانستند در ساعت اول به حلب بسیار نزدیک شوند. وقتی هوا تاریک شد، تیم رزم شبانه ۵۰۰ نفره «هیئت تحریر شام» که مدت‌ها آموزش دیده و تجهیز شده بود – حدس بزنید توسط که- وارد عمل شد. یگان‌های ارتش سوریه، که به توقف درگیری‌هایی در شب عادت کرده بودند، پس از حمله اول، که بطور بسیار پراکنده با آن مقابله کردند، فرصتی برای جمع و جور کردن خود نداشتند.

روز بعد، «هیئت تحریر شام» و نیروهای دیگر به حمله خود به حلب ادامه دادند، و توانستند بزرگراه ارتباط شهر به دمشق را قطع کنند. حلب در ۲۹ نوامبر سقوط کرد.

سقوط حلب برای همه کسانی که بوی غذای در حال پخت را حس نکرده بودند، یک تجربه شدیداً تکان‌دهنده بود. اما شوک واقعی زمانی رخ داد که «هیئت تحریر شام» و شرکای آن شروع به پیشروی به سمت جنوب کردند. ارتش سوریه با آشفتگی در حال عقب‌نشینی بود و به سختی می‌توانست هیچ مقاومت معناداری را در هیچ نقطه‌ای از خود نشان دهد. هواپیماهای روسیه ادلب و حلب را بمباران کردند. اما نیروها «هیئت تحریر شام» در روز روشن، در کاروان‌های نظامی که کیلومترها در امتداد جاده امتداد داشت، و گویی خطر حملات هوایی اصلاً وجود ندارد، توانستند به حما و حمص نزدیک شوند. برخی از یگان‌های ارتش سوریه از مناطق درگیری دور بودند. برخی برای مدتی در مواضع خود باقی ماندند و سپس طبق «دستورات دریافتی» به دمشق عقب‌نشینی کردند.

* * *

در طول جنگ، حامیان سوریه هرگز حمایت مورد انتظار را ارائه نکردند.

ما وضعیت روسیه را گزارش کردیم. ایران چطور؟ آیا برادر بزرگ «جبهه مقاومت شیعیان» برای این حمله غافلگیر شد؟

در ۸ دسامبر، پس از این‌که مشخص شد رژیم اسد سقوط کرده است، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که «ایران تمام اطلاعات مربوط به نیروهای آموزش دیده‌ای را که آماده حمله بودند به ارتش سوریه داده بود.»

وزیر ایرانی گفت: «حضور نظامی ایران در سوریه برای مبارزه با داعش بود، اما ایران هرگز قرار نبود نقش ارتش سوریه را برای بشار اسد بازی کند.»

با این سخنان، عراقچی با گفتن این‌که «این کار سوری‌هاست»، نه تنها برای نجنگیدن ایران بهانه‌ای دست و پا کرد، بلکه با اعلام این‌که «داعش»» تنها دشمن ایران در سوریه است، راه را برای تماس با گروه‌های دیگر، از جمله «هیئت تحریر شام» هموار کرد.

در روز سرنگونی اسد، سخنگوی فرمانده کل نیروهای مسلح عراق، سرلشکر یحیی رسول، اعلام کرد که آن‌ها نیز از تحرکات در سوریه اطلاع قبلی داشتند و گفت: «عملیات بسیار خوب طراحی شده بود»، به این معنی که آن‌ها حتا با جزئیات آشنا بودند.

در نهایت، به مدت ۱۰ روز، نه تنها ارتش سوریه ظاهر شد و ناپدید شد، بلکه متحدین آن نیز در هیچ کجا دیده نشدند.

* * *

به بیان حقوقی، جنگ «طبق جریان عادی زندگی» پیش نرفت.

طرف اصلی جنگ، بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه نیز در وضعیت عادی نبود. روزی که حمله آغاز شد، اسد در مسکو بود. او با دولت روسیه دیدار کرد. او به سوریه برگشت و تا زمانی که ۱۰ روز بعد با خانواده‌اش به روسیه رفت و پناهنده سیاسی شد، حتا یک بار خطاب به مردم سوریه و جامعه جهانی سخن نگفت.

آیا او سرنوشت خود را درک کرده و پذیرفته بود؟

ما هنوز نمی‌دانیم.

آیا این یک معامله بزرگ بود؟ آیا دست فشردنی بود که می‌گفت: «اوکرائین را بدهید، سوریه را بگیرید»؟ آیا برخی در دولت و ارتش سوریه متقاعد شده بودند؟

ما هنوز نمی‌دانیم.

ما می‌توانیم درک کنیم که این عملیات که برای مردم غافلگیرکننده بود، از قبل برای طرف‌های متخاصم شناخته شده بود، و حرف آخر در اتاق‌های ملاقات گفته می‌شد نه در میدان جنگ.

البته ظرفیت اشتباهات و محدودیت‌های رژیم اسد، فعالیت بازیگران متخاصم مانند ترکیه، آمریکا و اسرائیل و تصمیمات کشورهایی مانند روسیه و ایران نیز در نتیجه تأثیر زیادی داشت. در بخش‌های بعدی مجموعه مقالات خود به این و ابعاد دیگر این موضوع خواهیم پرداخت.

فردا:

● جولانی کیست؟
● آیا هیئت تحریر الشام واقعاً از القاعده جدا شد؟
● ترکیه در این روند جدایی چه نقشی ایفا کرد؟
● هیئت تحریر شام چگونه و با حمایت چه کسی قوی‌تر شد؟
● تمجیدهای غربی‌ها از هیئت تحریر شام چرا و چقدر واقعی است؟
● موضع اسرائیل

https://haber.sol.org.tr/haber/suriye-dosyasi-1-esad-yonetimi-nasil-10-gunde-devrildi-396654