تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ» (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: ارهان نالچاجی
شنبه، ۸ فوریه ۲۰۲۵

چرا سرمایه‌داری نمی‌تواند ملت‌ها را هم‌گرا کند: مورد «نفتا»

 

ترامپ هم‌چنان کل جهان را تکان می‌دهد. جهان ممکن است کوچک باشد، اما کارهایی که او به نام سرمایه آمریکا انجام داده است را نمی‌توان یک‌جا بررسی کرد. در این مقاله به تاثیر او بر روند هم‌گرایی ملت‌ها می‌پردازیم.

مقوله ملت به عنوان یک پیشرفت تاریخی، به ویژه پس از انقلاب فرانسه، تحت رهبری بورژوازی پدیدار شد. در برابر قطعه-قطعه سازی فئودالی، بورژوازی برای ایجاد روابط تولید سرمایه‌داری ملت-دولت‌ها را ساخت، که در آن به یک بازار بزرگ دست یافت و نیروی کار آزاد را در اختیار گرفت.

هدف آینده طبقات کارگر در جهان در قرن بیست و یکم، سوسیالیسمی است که در آن ملت‌ها از نظر اقتصادی، فرهنگی و سیاسی هم‌بسته باشند. البته، این مرحله بوسیله دولت‌ها و مؤسسات سوسیالیستی ملی دنبال خواهد شد.

«جهانی‌سازی» که در دهه ۱۹۹۰ مانند یک سرود پیروزی خوانده می‌شد، نام نظام غارت و استثماری شد که در آن امپریالیسم خود را بر گلوی طبقات کارگر همه ملت‌ها تحمیل کرده است.

در مقابل، امپریالیسم هم‌چنان به ایجاد شالوده عینی برای همگرایی سوسیالیستی آینده ادامه داد. این تحول، بر خلاف اجتماعی‌شدن پیشرفته تولید، بر مالکیت خصوصی بر ابزار تولید قرار داشت. ما اکنون شاهدیم که مواد اولیه و محصولات میانی که در تولید یک محصول نهایی بکار برده می‌شوند، پیش از این‌که به بازار برسند، بارها از مرزهای ملی عبور می‌کنند. این وضعیت باعث یک جهش در حجم تجارت جهانی شد که پیش از این در تاریخ سابقه نداشته است.

از سوی دیگر، در این شرایط، دولت‌های امپریالیستی در جهت همگرایی ملت‌ها برای یک بازار بزرگ‌تر، منبع مواد خام و در نهایت هژمونی امپریالیستی گام‌هایی برداشتند. توسعه یافته‌ترین نمونه امروز اتحادیه اروپا است. اجازه بدهید در این‌جا تضادها، و در مقاله دیگری هزینه و احتمال تجزیه همگرایی‌های امپریالیستی را بررسی کنیم.

نمونه دیگر «توافق‌نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی» (نفتا) بین ایالات متحده، مکزیک و کانادا به رهبری سرمایه ایالات متحده بود. این توافق‌نامه در سال ۱۹۹۴ پس از مذاکرات طولانی و توافق‌های دوجانبه متعدد بین دولت‌ها، به اجرا درآمد. «نفتا» برخلاف اتحادیه اروپا، شامل یک ارز مشترک، سیاست‌های مالی مشترک و سیاست‌های تجاری الزام آور علیه کشورهای دیگر نبود. اگر از جزییات بگذریم، طبق «نفتا» این سه کشور تعرفه‌های تجاری را علیه یکدیگر اعمال نخواهند و تجارت و سرمایه‌گذاری را تسهیل خواهند نمود.

«نفتا» که ترامپ امروز با اعمال یک تعرفه ۲۵ درصدی بر هر دو کشور عملاً آن را نابود کرده است، ۳۰ سال پیش به مثابه یک پیروزی سرمایه انحصاری آمریکا تلقی می‌شد. «نفتا» از نظر تجاری یک جغرافیای وسیع را با درآمد ملی حدود بیست تریلیون دلار ادغام می‌کرد.

با نگاه به نتایج آن می‌توان درک کرد که چرا این توافق یک پروژه طبقات سرمایه سه کشور بوده است.

اول از همه، مکزیک که تا دهه ۱۹۹۰ یک کشور دارای اقتصاد برنامه‌‌ای، عمومی و حمایت‌گر بود، با «نفتا» به سرعت به سمت روابط بازار آزاد رفت. بله، مکزیک رشد کرد و صنعتی شد، اما کارگران در جا ماندند و به طرف بازنده تبدیل شدند.

ایالات متحده نیز کارگران خود را از دست داد زیرا کارخانه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های جدید، به دلیل وجود نیروی کار ارزان، به مکزیک نقل مکان کردند. کارگران ایالات متحده با یک رژیم کار نابسامان و غیرمولد مواجه بودند. در مکزیک، مناطق آزاد تجاری و صنعتی بسیاری ایجاد شد که به معنای استثمار نامحدود بود.

کارگران مکزیک هم‌چنین بهای افزایش آلودگی ناشی از صنعتی شدن سریع و برنامه‌ریزی نشده را پرداختند. آلودگی مشکل کارگران است، زیرا کارگران نمی‌توانند محل را ترک کنند، اما بورژوازی در جاهایی که هنوز هوا و آب را آلوده نکرده است، خوش می‌گذراند.

یکی دیگر از مشکلات بوجود آمده بوسیله «نفتا»، کسری تجاری بزرگ ایالات متحده با دو کشور شریک خود بود. نمودار زیر در این‌مورد گویاست

نمودار۱: نمودار تغییر در کل کسری تجارت خارجی ایالات متحده با شرکای خود در «نفتا»- کانادا و مکزیک- را طی سال‌ها نشان می‌دهد. به دنبال فشار مداوم ایالات متحده در اولین دوره ریاست جمهوری ترامپ، و پس از به اجرا درآمدند «توافق‌نامه ایالات متحده-مکزیک-کانادا» (USMCA) در سال ۲۰۲۰، برخلاف انتظارات، کسری تجاری حتا افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۳، ۱۵۳ میلیارد دلار از کسری تجاری حدود ۲۳۰ میلیارد دلاری آمریکا با مکزیک بود.

گفته می‌شود بخشی از کسری تجاری مربوط به کانادا به دلیل صادرات نفت خام از کانادا به ایالات متحده است. به نظر می‌رسد دلیل واقعی کسری تجاری با مکزیک این است که ایالات متحده در حال تبدیل شدن به کشوری است که با صنعتی شدن مکزیک به دنبال سرمایه‌گذاری‌های آزمندانه سرمایه ایالات متحده در مکزیک، کم‌تر و کم‌تر تولید می‌کند.

به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۷، در حالی که ۳۰ میلیارد دلار محصولات میانی برای تولید خودرو از ایالات متحده به مکزیک رفت، ۱۱۰ میلیارد دلار محصولات میانی از مکزیک به ایالات متحده صادر شد.

نمودار ۱ هم‌چنین اثرات مداخله ترامپ در «نفتا» را در اولین دوره ریاست جمهوری او نشان می‌دهد. در نتیجه مداخله با افزایش عوارض گمرکی در سال ۲۰۲۰ «توافق‌نامه ایالات متحده- مکزیک-» (USMCA) به امضا رسید. بر اساس این توافق‌نامه، ۷۵ درصد از محصولات میانی در صادرات خودرو باید منشاء آمریکای شمالی داشته باشند.

برای درک این‌که چرا این اصلاح صورت گرفت، می‌توانیم به نمودار ۲ نگاه کنیم:

نمودار۲: نمودار عدم تعادل تجاری بین مکزیک و چین را نشان می دهد. مکزیک با یک کسری تجاری رو به رشد روبه‌رو است، که انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۳ از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر برود. برگرفته از:

https://www.statista.com/statistics/1105881/mexico-trade-value-china/

همانطور که می‌توان دید، مکزیک در حالی‌که با چین کسری تجاری دارد، آن‌را با درآمدی که از ایالات متحده بدست می‌آورد جبران می‌کند، احتمالاً محصولات میانی چینی از این طریق در داخل کالاهای مکزیکی به ایالات متحده فروخته می‌شوند.

ما پیش از این بررسی کردیم که چگونه ایالات متحده به دلیل هژمونی دلاری و استقراض آسان خود توانسته است کسری تجاری عظیم خود را تا حدی تحمل کند. ایالات متحده به دلیل کاهش هژمونی دلار و کاهش سهم آن در تولید جهانی، خود را در یک چرخه باطل قرار داده است. اکنون کسری تجاری و بدهی داخلی آن به سمت نقطه‌ای ناپایدار پیش می‌رود. به همین دلیل سعی در برداشتن گام‌هایی دارد که استیصال را نشان می‌دهند.

برای خروج از این بن‌بست، سرمایه ایالات متحده باید ارزش نیروی کار را در داخل ایالات متحده کاهش دهد. می‌توان پیش‌بینی کرد که برخورد محافل بورژوازی پیرامون ترامپ به زودی به جنگ طبقاتی خشونت‌آمیز بین سرمایه و طبقه کارگر تبدیل خواهد شد.

همگرایی ملت‌ها کار ماست، زیرا ما می‌دانیم که مانع واقعی همگرایی، تضاد بین ماهیت اجتماعی تولید و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است. همگرایی سه کشور از طریق «نفتا» به دلیل عدم مالکیت عمومی و برنامه‌ریزی و دشمنی با کارگران در حال فروپاشی است. فقط ما می‌توانیم این تضاد را حل کنیم.

قدرت ما تنها در اتکای ما به طبقات کارگر، که اکثریت قاطع مردم جهان را تشکیل می‌دهند نیست، بلکه در دانش ما از آن‌چه که باید انجام دهیم نیز نهفته است.

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/erhan-nalcaci/kapitalizm-neden-uluslarin-butunlesmesini-saglayamaz-nafta-ornegi-396035