ویتنام با پنج کشور «مشارکت استراتژيک جامع » تشکیل داده است: چین (۲۰۰۸)، روسیه (۲۰۱۲)، هند (۲۰۱۶)، جمهوری کره [کره جنوبی] (۲۰۲۲)، و ایالات متحده آمریکا (۲۰۲۳).

تلاطم‌های کنونی منطقه‌ای و جهانی، و هم‌چنین رقابت‌های قدرت‌های بزرگ که در زمان‌هایی به رویارویی کشیده شده‌ است، بشر را در سطحی از خطر غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌دهند. چشم‌انداز جهانی چند-قطبی و چند-مرکزی و رقابت استراتژیک بین دولت‌های قدرتمند تشدید خواهد شد، و خطر درگیری و رویارویی چالش‌های مهمی را برای کشورهای در حال توسعه، به‌ویژه آن‌هایی که مانند کشور ما دارای اقتصاد بسیار باز ،و انعطاف‌پذیری و رقابت‌پذیری محدود می‌باشند، ایجاد می‌کند. در این بستر، ویتنام پیوسته سیاست «چهار نه» را دنبال کرده است: نه به اتحادهای نظامی، نه به جانبداری از یک کشور علیه کشور دیگر، نه به میزبانی پایگاه‌های نظامی خارجی یا استفاده از خاک ویتنام برای مقابله با دیگر کشورها، و نه به استفاده از زور یا تهدید به استفاده از زور در روابط بین‌الملل.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: شبکه همبستگی (SolidNet)
۲۵ ژوئن ۲۰۲۴
نویسنده: نگوین هی هوآ

توضیح عدالت: مقاله زیر در نوامبر ۲۰۲۳ در شماره ۱۰۳۵ «بررسی کمونیستی» (Communist Review) ارگان تئوریک سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست ویتنام منتشر شد. در پی سفر ولادیمیر پوتین به ویتنام، و انتشار برخی تحلیل‌های خواست‌اندیشانه درباره سیاست خارجی ویتنام، حزب کمونیست ویتنام آن‌را برای اطلاع احزاب کمونیست و کارگری جهان جهت بازانتشار به «SolidNet» ارسال نمود.

***

«بررسی کمونیستی»: در بحبوحه تلاطم‌های جهانی مهم مرتبط با رقابت بین قدرت‌های جهانی، به ویژه درگیری در اوکرائین، موضوع «جانب یک‌طرف را گرفتن»، اتحاد و همسویی در روابط بین‌الملل به شدت دوباره ظهور کرده است. تصمیم‌ها درباره جانب یک‌طرف را گرفتن یا نگرفتن می‌تواند منجر به آشفتگی و سردرگمی بشود، و بالقوه می‌تواند برای ایجاد اختلاف در جامعه مورد سوء استفاده قرار گیرد و به بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی بیانجامد. در این بستر، حزب کمونیست ویتنام و دولت ویتنام تصریح کرده‌اند که آن‌ها «جانب یک‌طرف را نمی‎گیرند». بجای آن، آن‌ها عدالت، انصاف و درستکاری را بر اساس اصول حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل انتخاب می‌کنند.

«جانبداری» یا انتخاب منافع ملی؟

 

تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که کشمکش‌ها و اختلافات عمیق در منافع همیشه در میان کشورهای بزرگ، به‌ویژه دو قدرت بزرگ وجود دارد. هنگامی که قدرت‌های جهانی در کشمکش‌ها درگیر می‌شوند، اتحادها تشکیل می‌دهند، و برای نفوذ رقابت می‌کنند، این اغلب به پیامدهای مهمی منجر می‌شود، کشورهای متوسط و کوچک را به پذیرش ریسک «جانبداری از یک‌طرف» وامی‌دارد.

در دهه سوم قرن بیست و یکم، به ویژه در دوره کنونی تغییرات عمیق ژئوپلیتیک، رقابت بین کشورهای بزرگ، و تعدیل سیاست‌های استراتژیک به طور قابل‌توجهی با دوره‌های پیشین متفاوت شده است و عوامل غیرقابل پیش‌بینی بسیاری را در بر می‌گیرد. این فاکت که قدرت‌های جهانی رویکردهای گوناگون به معماری منطقه‌ای، ارتقاء گردآوری نیروها، افزایش نفوذ از طریق ابتکارات منطقه‌ای، تشکیل ائتلاف‌های سه‌جانبه و چهارجانبه و استفاده از «قدرت نرم» برای جلب حمایت از طریق کانال‌های گسترده‌ای مانند اقتصاد، سرمایه‌گذاری، تجارت، انتقال فناوری و کمک را دنبال می‌کنند، کشورهای متوسط و کوچک را در آستانه «جانبداری از یک‌طرف» قرار می‌دهد. چگونگی حفظ سیاست مستقل و متکی به خود و عدم اتکاء به هیچ طرف، در عین تأمین منافع ملی، برای بسیاری از کشورها به یک معضل پیچیده تبدیل شده است.

علاوه بر این، در روابط بین‌الملل معاصر، کشورها هم‌زمان با یکدیگر همکاری و رقابت نموده، هم به عنوان شریک و هم به عنوان رقیب عمل می‌کنند. تعامل و وابستگی متقابل بین کشورها، یک شبکه‌ پیچیده و دارای اشتراک را ایجاد نموده، حفظ استقلال و اتکاء به خود و اجتناب از «جانبداری» را برای آن‌ها به یک چالش فزاینده‌ تبدیل کرده است. نظرات متفاوت پیرامون این‌که جانب کدام «طرف» را گرفت می‌تواند منجر به گیجی‌های اجتماعی بشود و اغلب برای خدمت به اهداف سیاسی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد و منجر به شکاف اجتماعی و بی‌ثباتی می‌شود.

علاوه بر این، جانبداری لزوماً به معنای حراست از حاکمیت و منافع ملی نیست، زیرا قدرت‌های جهانی اغلب اجازه می‌دهند که جاه‌طلبی‌هایشان فراتر از قوانین بین‌المللی گسترش یابد و هم‌چنین در برخورد با متحدین خود، منافع خویش را در اولویت قرار می‌دهند. حتی زمانی که منافع آن‌ها در نقاط یا جوانب مشخصی هم‌سو می‌شود، قدرت‌های جهانی هم‌چنان مایلند به هزینه کشورهای کوچک‌تر معامله کنند.

زمانی که یک کشور بدون شناخت کامل یا پیش‌بینی محاسبات استراتژیک قدرت‌های جهانی «جانب یک‌طرف» را می‌گیرد، کشور مذکور قطعاً با تقسیم‌بندی‌های جدیدی مواجه خواهد شد، که بالقوه می‌تواند منجر به فاجعه شود. اگر یک کشوری جانب یک‌طرف را بگیرد و به یک اتحاد بپیوندد، هزینه آن چیست؟ آیا با وعده‌ها و تعهدات می‌توان امنیت ملی، حاکمیت و منافع ملی را تضمین کرد؟ آیا اتکا به یک کشور، چه «ملت توسعه یافته» یا «قدرت بزرگ»، استقلال، خوداتکایی و منافع ملی را تضمین خواهد کرد یا تنش‌ها و پیچیدگی‌ها را تشدید خواهد نمود؟ تجربه نشان می‌دهد زمانی که کشوری نتواند استقلال و خوداتکایی خویش را حفظ کند و مجبور شود حمایت یا مداخله نیروهای خارجی را بخواهد، در محاسبات استراتژیک قدرت‌های بزرگ گرفتار می‌شود. و آن کشور ممکن است در هرج و مرج جنگ‌های نیابتی سقوط کند.

بنابراین، کشورهای کوچک‌تر باید روحیه استقلال و خوداتکایی خویش را به حداکثر برسانند، و در مواضع خود ثابت قدم بمانند و در عین حال در مبارزه برای منافع ملی با حزم و انعطاف‌پذیری از کشمکش و تقابل احتراز نمایند. آن‌ها هم‌چنین باید فضای توسعه خود را در نظر بگیرند و از قرار دادن خویش در موقعیت نامطلوب در بحبوحه نامعلومی‌ها در روابط بین‌الملل و ساختار متغیر قدرت جهانی اجتناب نمایند.

اکثر کشورهای منطقه در حال حاضر برای جلوگیری از اختلافات، اِشکالات و خطرات ناشی از تشدید آن‌ها به کشمکش‌ها و تقابل‌های همه‌جانبه، در عین به حداکثر رساندن همکاری و بهینه‌سازی منافع امنیتی و توسعه‌ای، از روابط متوازن دفاع می‌کنند. اکثر کشورهای آسه آن (ASEAN) در پاسخ به رقابت بین قدرت‌های جهانی، موضع عدم «جانبداری» را اتخاذ می‌کنند. این یک موضوع حیاتی برای این کشورها است زیرا «جانب یک‌طرف» را گرفتن می‌تواند به شکاف‌ها و چنددستگی جدید در منطقه منجر شود، و آن را به «صحنه‌ای برای درگیری‌های ژئوپلیتیک» تبدیل نماید. یک سیاست انعطاف‌پذیر برای اجتناب از درگیری‌ها و تقابل‌ها به مثابه بهترین گزینه برای بهینه‌سازی منافع ملی، حراست از حاکمیت ملی، حفظ خوداتکایی استراتژیک و نشان دادن آرزوی یک «آسه‌آن» انعطاف‌پذیر، بی‌طرف، صلح‌آمیز و باثبات، و تقویت «نقش محوری» آن، در بحبوحه افزایش نفوذ استراتژیک قدرت‌های بزرگ، تلقی می‌شود.

جانب یک‌طرف را گرفتن در اوج رقابت قدرت‌های بزرگ به «ریختن نفت بر روی آتش» شبیه است، و تنش‌ها را بین طرف‌های مخالف تشدید می‌کند، به درگیری‌ها بین اتحادها دامن می‌زند، و نهایتاً به منافع کشورهای درگیر آسیب می‌رساند. بنابراین، ویتنام معتقد است که «جانب یک‌طرف را گرفتن» در روابط بین‌الملل به طور اعم، و برای ویتنام به طور اخص، وهمی، غیرواقعی و بی‌اساس است. منافع ملی گزینه مناسب، تغییر‌ناپذیر و پایدار است.

ویتنام مانند بسیاری از کشورهای منطقه این اصل را کاملاً درک می‌کند. ویلیام چونگ، عضو ارشد «مؤسسه یوسف اسحاق» (ISEAS)* مستقر در سنگاپور، در مقاله خود با عنوان «چابک و ظریف: رویکرد ویتنام به مدیریت رقابت قدرت‌های بزرگ» که در ۱۰ مه ۲۰۲۱ در «به چین فکر کن» (ThinkChina)** منتشر شد، سیاست خارجی ویتنام را برجسته نمود. او نوشت: «اگر عاملیت در این زمینه به مثابه توانایی در به حداکثر رساندن منافع از هر دو قدرت در عین اتخاذ استراتژی‌های حفاظتی برای حفظ فاصله از آن‌ها تعریف شود، ویتنام یک ویترین کلاسیک از آن هنر است، که می‌تواند برای دیگر کشورهای آسیای جنوب شرقی مفید باشد.»

برافراشتن پرچم «آسه‌آن» در هانوی، به مناسبت پنجاه و ششمین سالگرد تاسیس آسه‌آن در ۸ اوت ۱۹۶۷، و بیست و هشتمین سالگرد عضویت ویتنام در آسه‌آن (۲۸ ژوئیه ۱۹۹۵- ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۳)

ویتنام عدالت، درستکاری، صلح و توسعه را به جای «انتخاب یک‌طرف» برمی‌گزیند.

 

اولاً، ویتنام در طول تاریخ انقلابی خود و هدف کنونی سازندگی و دفاع ملی، بر سیاست نگرفتن «جانب یک‌طرف» پافشاری کرده است.

روشن است که حزب کمونیست ویتنام یک سیاست خارجی پیوسته و تزلزل‌ناپذیر استقلال، خوداتکایی، صلح، دوستی، همکاری و توسعه، متنوع‌سازی و چندجانبه سازی روابط خارجی؛ و تضمین بالاترین منافع ملی را بر اساس اصول اساسی منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل دنبال کرده است. این سیاست بدون وابستگی به هیچ ملت دیگری «در اهداف ثابت قدم و در اقدامات انعطاف‌پذیر» است.

این سیاست خارجی مستقل و متکی به خود عمیقاً در تاریخ ویتنام ریشه دارد، و منعکس‌کننده روحیه استوار ملت کوچک است که در برابر مهاجمان قدرتمند خارجی ایستاده است. روحیه استقلال و خود-اتکایی در اسناد اولیه حزب در جریان قیام عمومی برای به دست گرفتن قدرت یازتاب یافت، و در عزم «استفاده از نیروی خود برای رهایی خویش» تبلور یافت. رئیس‌جمهور هوشی مین یک‌بار گفت: «استقلال بدین معنی است که ما امور خود را بدون دخالت خارجی اداره می‌کنیم.»[۱] این فلسفه استقلال و اتکا به خود به یک رهنمود ثابت در شکل دادن به امور خارجی ویتنام تبدیل شده است. این در طول مبارزات انقلابی به طور کامل وارد عمل شد، و به پیروزی نهایی جنگ‌های مقاومت مردم ویتنام کمک کرد. با پیروزی بزرگ بهار ۱۹۷۵، دیپلماسی مستقل و متکی به خود ویتنام به اوج خود رسید، و عصر جدیدی از نوسازی و سازندگی و دفاع ملی را آغاز کرد.

ویتنام در طول تاریخ با پیگیری استوار اهداف و اصول استقلال و خوداتکایی از منافع ملی خود حراست کرده است. علی‌رغم تلاطم‌های داخلی، منطقه‌ای و جهانی در اواخر دهه ۱۹۸۰، به ویژه بحرانی که سوسیالیسم با آن مواجه شد و ایمان به آینده سوسیالیسم در سراسر جهان کاهش یافت، ویتنام قاطعانه در مسیر انتخاب‌شده توسط حزب و رئیس‌جمهور هوشی مین ادامه داد. ویتنام با ارزیابی مجدد وضعیت جهانی برای تعیین یک سیاست خارجی مناسب در شرایط جدید، استقلال و خود-اتکایی خویش را با موفقیت حفظ نموده و به پیش رفته است.

در طول دوره نوسازی، ویتنام اصول استقلال و خوداتکایی را خلاقانه برای اجرای سیاست چندجانبه‌سازی و متنوع‌سازی در روابط خارجی خود، اجتناب از وابستگی به هر کشور یا گروهی از کشورها، به کار گرفته است. این سیاست خارجی از طریق کنگره‌های حزبی گوناگون، از «ویتنام می‌خواهد یک دوست باشد» و «ویتنام آماده است یک دوست باشد» تا امروز «ویتنام یک دوست، یک شریک قابل اعتماد و یک عضو فعال، مسئول جامعه بین‌المللی است» تکمیل و اصلاح شده است. این یک موضوع ثابت، اصولی و حیاتی برای روند نوسازی ویتنام است.

ویتنام در طول تاریخ مبارزه انقلابی، و هم‌چنین در نهضت کنونی سازندگی و دفاع ملی همواره روحیه استقلال و خوداتکایی را حفط نموده، به هیچ اتحاد نظامی با قدرت‌های بزرگ ملحق نشده، و طرف هیچ قدرتی را نگرفته است. ویتنام ارتقای قدرت داخلی، جلب حمایت دوستان بین‌المللی، و اجرای سیاست خارجی صلح، دفاع از خویش، عدالت، انسانیت و انسان دوستی را برای حراست قاطع از استقلال، حاکمیت، وحدت، تمامیت ارضی، و منافع ملی دنبال کرده است. حاکمیت و منافع ملی مقدس، عالی و تخطی‌ناپذیر است. این یک موضوع تغییر ناپذیر، محوری و اساسی است که نه می‌توان آن را مبادله کرد نه در آن سازش نمود. هیچ کشور دیگری اجازه بازی با سرنوشت ویتنام یا تعیین آن‌را ندارد. این رویکرد در اصل تزلزل‌ناپذیر حزب «تامین عالی‌ترین منافع ملی بر اساس اصول اساسی منشور ملل متحد، حقوق بین‌الملل، برابری، همکاری و منافع متقابل» بازتاب یافته است.

ویتنام در تاریخ انقلابی خود، زمانی خود را گیرافتاده در محاسبات قدرت‌های بزرگ یافت، اما توانست بر چالش‌های خطرناک غلبه نماید و دستاوردهای انقلابی خود را حفظ کند. در حالی‌که رقابت کنونی بین قدرت‌های بزرگ جهان را تهدید می‌کند و تأثیرات پیچیده و چندوجهی بر روابط بین‌الملل دارد، ویتنام هم‌چنان در سیاست خارجی خود مبتنی بر استقلال، خود-اتکایی و عدم جانبداری ثابت قدم است. تعداد کمی از کشورها به اندازه ویتنام با قدرت های جهانی«مشارکت استراتژیک جامع» دارند.[۲] ویتنام با ۱۹۲ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل روابط دیپلماتیک برقرار کرده، و عضو فعال و مسئول بیش از ۷۰ سازمان و انجمن مهم بین‌المللی است. ویتنام منافع خود را با بسیاری از کشورها در اقتصاد، سیاست، دفاع، و امنیت در هم تنیده و هم‌سو کرده است. روابط آن با سایر کشورها، به ویژه قدرت‌های بزرگ، به طور فزاینده‌ای گسترده و پایدار است. ویتنام فعالانه روابط با شرکای خود را ترویج و تعمیق می‌بخشد و یکپارچگی بین‌المللی جامع و گسترده را دنبال می‌کند. در بحبوحه تحولات غیرقابل پیش‌بینی در سراسر جهان، ویتنام نقش خود را به عنوان یک عضو فعال و مسئول جامعه بین‌المللی حفظ کرده است، و به یک بازیگر هر چه مهم‌تردر حفظ صلح، ثبات، همکاری و توسعه در منطقه و جهان تبدیل شده است. دستاوردهای تاریخی مهم در طول نزدیک ۴۰ سال نوسازی، گواه بر سیاست خارجی ویتنام مبتنی بر استقلال، خود-اتکایی، انعطاف‌پذیری و صلح است که نیروی ملی را با نیروی دوران ترکیب می‌کند.

ثانیاً، ویتنام عدالت، درستکاری، صلح و توسعه را انتخاب می‌کند.

چشم‌انداز بین‌المللی تحولات پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی را تجربه می‌کند. رقابت قدرت‌های بزرگ در منطقه و سراسر جهان به طور فزاینده‌ای تشدید می‌شود، و حوزه‌های مختلف و اشکال مختلف را در بر می‌گیرد، و با دامنه‌ای در حال گسترش، گاهی شبیه به جنگ سرد می‌شود. قدرت‌های بزرگ هم مبارزه می‌کنند و هم مصالحه، که در ارتباط با گردآوری نیروها، «ابتکارات» استراتژیک جدید و معاهداتی است که سپس با ایجاد اتحادهای جدید دنبال می‌شود. در این شرایط گاهی کشورها مجبور می‌شوند مواضع خود را در خصوص مشارکت یا عدم مشارکت و نحوه مشارکت برای حداکثرسازی منافع ملی خود روشن نمایند. با آشکارتر شدن قطب‌بندی جهانی، ویتنام، یکی از اعضای «آسه آن» با اهمیت ژئو-پلیتیک و ژئو-اکونومیک در منطقه، توجه قدرت‌های بزرگ را به خود جلب می‌کند. این بستر، ویتنام را ملزم می‌نماید اصول، منافع و رفتار خود را نسبت به دیگر کشورها بر اساس منافع متقابل تعیین کند، و استراتژی‌هایی را انتخاب نماید که به بهترین وجه منافع ملی آن را تامین نموده و با قوانین بین‌المللی مطابقت داشته باشد.

در روابط بین‌الملل همکاری و مبارزه موازی هم هستند. در روابط با شرکا و اهداف مبارزه، همکاری و مبارزه در هم تنیده‌اند. با در نظر گرفتن این، ویتنام می‌تواند از فرصت‌های همکاری استفاده کند و برای یافتن راه‌حل‌های مناسب، تفاوت‌ها در منافع را شناسایی نماید. در یک محیط بین‌المللی به طور فزاینده «مسطح»، که در آن تعاملات و وابستگی متقابل بین کشورها در سراسر جهان رشد می‌کند، ویتنام از تقویت روابط خارجی خود، چه به صورت دوجانبه و چه به صورت چندجانبه حمایت می‌کند. در مورد اختلافات، به ویژه در روابط با کشورهای قدرتمند و/یا کشورهای همسایه، ویتنام به دنبال آن است که با مهارت با آن‌ها برخورد کند، و از رویارویی و وضعیت‌هایی که در آن گزینه‌ای جز «جانبداری از یک‌طرف» وجود ندارد، اجتناب نماید. ویتنام در حالی‌که در اصول خود ثابت قدم می‌ماند، در گفتگو و همکاری برای رسیدگی به اختلافات و اختلاف نظرها برای هماهنگ کردن منافع بین طرف‌های درگیر و به حداکثر رساندن منافع ملی خود با یک چشم‌انداز استراتژیک خدمت به امنیت ملی، صلح و توسعه درگیر می‌شود. نگوین فو ترونگ، دبیر کل حزب در سخنرانی خود در «کنفرانس ملی نظامی-سیاسی» در ۲۰ دسامبر ۲۰۲۲، با تأکید بر نیاز به شناسایی سریع و برخورد مناسب، هماهنگ و انعطاف‌پذیر با شرکای دفاعی و اهداف مبارزه، اجتناب از افتادن در انفعال یا غافلگیر شدن در همه شرایط، جلوگیری از خطر درگیری و تقابل، اجتناب از انزوا و وابستگی، و عدم «جانبداری از یک‌طرف» بر این موضع مجدداً تأکید نمود.[۳]

تلاطم‌های کنونی منطقه‌ای و جهانی، و هم‌چنین رقابت‌های قدرت‌های بزرگ که در زمان‌هایی به رویارویی کشیده شده‌ است، بشر را در سطحی از خطر غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌دهند. چشم‌انداز جهانی چند-قطبی و چند-مرکزی و رقابت استراتژیک بین دولت‌های قدرتمند شدیدتر خواهد شد، و خطر درگیری و رویارویی چالش‌های مهمی را برای کشورهای در حال توسعه، به‌ویژه آن‌هایی که مانند کشور ما دارای اقتصاد بسیار باز و انعطاف‌پذیری و رقابت‌پذیری محدود می‌باشند، ایجاد می‌کند.[۴] در این بستر، ویتنام پیوسته سیاست «چهار نه» را دنبال کرده است: نه به اتحادهای نظامی، نه به جانبداری از یک کشور علیه کشور دیگر، نه به میزبانی پایگاه‌های نظامی خارجی یا استفاده از خاک ویتنام برای مقابله با دیگر کشورها، و نه به استفاده از زور یا تهدید به استفاده از زور در روابط بین الملل، برای پاسداری از میهن در برابر تهدیدات نزدیک و دور. این سیاست درست و بهترین استراتژی برای حفظ صلح و رژیم سوسیالیستی است.

ویتنام در روابط خارجی خود بطور کامل از قدرت «دیپلماسی بامبو» بهره برده است، دیپلماسی نرم و ماهرانه، انعطاف پذیر و خلاق، در عین حال جسور، سرسخت و تسلیم ناپذیر، همانطور که توسط دبیر کل حزب، نگوین فو ترونگ در «۲۹-مین کنفرانس دیپلماتیک» در سال ۲۰۱۶ و در «کنفرانس ملی روابط خارجی» در سال ۲۰۲۱ اعلام شد؛ و به حفظ استقلال، خود-کارآمدی، تمامیت ارضی و منافع ملی در هر زمان و در هر شرایطی کمک می‌کند. «دیپلماسی بامبوی ویتنام» محکم و در عین حال شکست‌ناپذیر، چندجانبه و در عین حال مستقل، انعطاف‌‌پذیر در روابط با هر کشور، ماهرانه و قابل انطباق است، اما اصل «برابری، احترام به حاکمیت، حقوق و منافع مشروع، و حل‌و‌فصل اختلافات با روحیه دوستی، با رعایت دقیق منشور ملل متحد و در مطابقت با قوانین و هنجارهای بین‌المللی» را دنبال می‌کند. این رویکرد نه تنها ویتنام را از میان معضل رقابت قدرت‌های بزرگ عبور می‌دهد، بلکه شبکه‌ای از منافع درهم تنیده را ایجاد می‌کند که در آن منافع ملی ویتنام با منافع سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی ادغام می‌شود و به حراست و تأمین منافع ملی کشور کمک می‌کند.

ویتنام به عنوان یک عضو فعال و مسئول جامعه بین‌المللی، با حفظ سنت پاسداشت دفاع مسالمت‌آمیز ملی، صلح، و دوستی، ضمن احترام به عدالت و درستکاری، به تعهدات خود مجدانه عمل نموده، بسیاری از مسئولیت‌های مهم بین‌المللی را بر عهده گرفته و فعالانه با دیگر کشورها در پرداختن به مسائل امنیتی نوظهور، کمک به تلاش‌های جامعه بین‌المللی برای صلح پایدار همکاری کرده است.

بنابراین، مفهوم «جانبداری از یک‌طرف» برای ملت ویتنام برای حراست از استقلال، خود-اتکایی و منافع ملی مشروع آن کاملاً مضر است. ویتنام «جانب یک‌طرف» را نمی‌گیرد، بلکه درستکاری و عدالت را انتخاب می‌کند. نخست‌وزیر فام مین چین در سخنرانی خود در «مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی» (CSIS) در ۱۲ مه۲۰۲۲ به روشنی گفت: «در یک جهان پر از تلاطم، رقابت استراتژیک و انتخاب‌های بسیار زیاد، ویتنام جانب هیچ طرفی را نمی‌گیرد. بجای آن برابری، انصاف و نیکی را بر اساس اصول حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل انتخاب می‌کند. ویتنام برابری، منافع مشترک برای همه و برد-برد برای همه را انتخاب می‌کند.» انتخاب عدالت به معنای پیگیری مستمر سیاست خارجی مستقل، خود-کارآمدی، صلح، دوستی، همکاری و توسعه است. انتخاب درستکاری به معنی انتخاب صلح و توسعه سعادتمندانه جهان است.

ویتنام صلح را انتخاب می‌کند زیرا جنگ‌های مقاومت طولانی‌ علیه مهاجمان خارجی را، با نسل‌هایی از ویتنامی‌ها که جان خود را برای دستیابی و حفظ استقلال، آزادی، حاکمیت و تمامیت ارضی ملی فدا کردند، تحمل نمود. در تاریخ انقلابی ویتنام، آرمان صلح به معنای آرمان استقلال ملی و سوسیالیسم است، که اکنون به بهروزی، خوشبختی و خود-کارآمدی گسترش یافته است.

ویتنام توسعه و همکاری را انتخاب می‌کند زیرا این یک گزینه منطقی برای هدف «خَلق ثروتمند و یک کشور نیرومند، دموکراتیک، عادلانه و متمدن» در راستای روند مشترک همه ملل در سراسر جهان است. «سیزدهمین کنگره ملی حزب» اهدافی را برای تبدیل شدند ویتنام به یک کشور در حال توسعه با صنایع دارای سمت‌گیری مدرن تا سال ۲۰۲۵؛ یک کشور در حال توسعه با صنعت مدرن و درآمد متوسط – بالا تا سال ۲۰۳۰؛ و یک کشور توسعه یافته و با درآمد بالا تا سال ۲۰۴۵ تعیین نمود. آرمان ویتنام برای توسعه با آرمان صلح، ثبات، همکاری و توسعه در منطقه و جهان همراه است.

این انتخاب هم‌سو با منافع ملی ویتنام است. تنها یک سیاست خارجیِ استقلال، خود-اتکایی، خود-کارآمدی، متنوع‌سازی و چندجانبه‌سازی روابط خارجی و تلفیق نیروی ملی با نیروی دوران می‌تواند تضمین‌کننده منافع ملی و تبدیل ویتنام به یک کشوری قدرتمند، سعادتمند و شاد باشد.

پی‌نویس‌ها:

۱- کلیات آثار هوشی مین، انتشارات ملی سیاسی، هانوی، ۲۰۰۰، ص. ۱۳۶

۲- ویتنام با پنج کشور «مشارکت استراتژيک جامع» تشکیل داده است: چین (۲۰۰۸)، روسیه (۲۰۱۲)، هند (۲۰۱۶)، جمهوری کره [کره جنوبی] (۲۰۲۲)، و ایالات متحده آمریکا (۲۰۲۳).

۳- نگوین فو ترونگ: «برخی مسائل پیرامون رهنمودهای نظامی و استراتژی دفاع ملی در راستای ساختمان و حراست از میهن سوسیالیستی ویتنام در دوره جدید»، انتشارات ملی سیاسی، هانوی، ۲۰۲۳، ص. ۱۷۷

۴- سخنرانی دبیر کل حزب در مراسم اختتامیه هشتمین پلنوم  سیزدهمین کمیته مرکزی حزب:

https://vtv.vn/chinh-tri/phat-bieu-cua-tong-bi-thu-nguyen-phu-trong-be-mac-hoi-nghi-trung-uong-8-khoa-xiii-20231008162333305.htm

http://solidnet.org/article/CP-of-Vietnam-Why-doesnt-Vietnam-take-sides-in-its-foreign-policy/

—————————————-

توضیحات عدالت:

* یوسف بن اسحاق (۱۹۷۰-۱۹۱۰)  نخستین رئیس‌جمهور سنگاپور بود که از سال ۱۹۶۳ اداره این کشور را عهده‌دار شد. وی برای سه دوره رئیس‌جمهور بود.

«مؤسسه یوسف اسحاق»، یک مؤسسه تحقیقاتی است، که زیر نظر وزارت آموزش و پرورش سنگاپور قرار دارد. پارلمان سنگاپور در  ۱۹۶۸ قانون تأسیس این مؤسسه را تصویب کرد.

https://www.iseas.edu.sg/

** «به چین فکر کن» یک مجله مجازی است که به زبان انگلیسی منتشر می‌شود، و گزارش‌ نظرات و ستون‌هایی را درباره طیف گسترده‌ای از موضوعات درباره تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و فناوری در چین منتشر می‌کند.

https://www.thinkchina.sg/