فلسفه جهانیسازی بازار را به عنوان بازيگر برتر در جامعه، و تواناترين ابزار برای تحويل خدمات برای رفاه عمومی در نظر میگيرد. بنابراين، دولتها بايد به طور جدی نقش خود در خدمات اجتماعی را کاهش دهند. برنامههای تعديل ساختاری حذف برنامههای اجتماعی در جهان سوم را اجباری میکنند. گفته میشود اين حذفها برای کارآمد کردن هزينههای دولت برای آنکه بهتر بتواند رقابت کند، لازم است. سياستگذاران فرض میکنند که زنان بار اضافی مراقبت از پدران، مادران و فرزندان بيمار خود را بدوش خواهند گرفت.
تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: مرکز برای رهبری جهانی زنان
نويسنده: ا. نازومبه
برگردان: ع. سهند
۶ تیرماه ۱۳۸۸
کار زنان: يک عامل کليدی در جهانیسازی
مخالفان و هواداران جهانیسازی در يک چيز مشترکند: کم بها دادن به نقش زنان در [اين] روند. زنان و کار آنها عامل ناگفته در معادله جهانیسازی است. در حالی که سياستگذاران جهانیسازی تصميمات خود را میگيرند، حضور زنان هم به عنوان کارگر مزدبگير و هم به عنوان کارگر بدون مزد، به عنوان مصرف کننده، سرپرست خانواده و حتا فعال اجتماعی مُسلّم و برای «موفقيت» استراتژیهای بازار آزاد ضروری در نظر گرفته میشود. کار زنان جزو اعلام نشدۀ فرمول بانک جهانی و صندوق بينالمللی پول برای «موفقيت اقتصادی» است و شامل حذف يارانهها به خدمات اجتماعی، جايگزين کردن محصولات غذايی با محصولات صادراتی، و جلب سرمايه خارجی با ارتش ذخيره کار ارزان میشود. اگر زنان و کار آنها در روند جهانیسازی محوريت دارد، آيا آنها حق ندارند به طور کامل از حقوق خود: حق کار، حق حمايت اجتماعی، حق تماميت جسمی برخوردار شوند؟
کار زنان سرمايهگذاران را جلب میکند
سرمايهگذاری فراملی يک استراتژی کليدی برای جهانیسازی است. سرمايهگذاران فراملیتی تقاضا برای يک نيروی کار ارزان و «انعطافپذير» را مطرح میکنند. ملتها و اجتماعات فقير، در جهت رقابت برای جلب سرمايهگذاران از طريق پايين نگاه داشتن دستمزدها تا آنجا که ممکن است و با به حداقل رساندن مقررات ايمنی کار، کارگران زن را استخدام میکنند.
زنان اغلب کارگران موقت، نيمهوقت و (يا) خانگی هستند، با دسترسی اندک به مزايای کار، بدون امنيت شغلی در بخش خدمات که سنتاً دستمزدهای کمتری میپردازد. اين بخشی است که بيشترين رشد را در بسياری از کشورها نشان میدهد. کجاست حق زنان برای انتخاب آزاد شغلی که برای کار مساوی دستمزد مساوی بپردازد؟ کجاست حق يک زن کارگر به شرايط کار امن و سالم و به دستمزدهای عادلانه و منصفانهای که يک زندگی شايسته حرمت انسانی را ممکن سازد؟ آيا جهانیسازی به زنان فرصت برابر برای اشتغال و حمايت در مقابل بيکاری را میدهد؟ به نظر میرسد در شرايط جهانیسازی جايی برای حقوق زنان وجود ندارد. اما اگر زنان کار نکنند، آيا جهانیسازی میتواند کار کند؟
کار زنان کليد بازپرداخت بدهیهای خارجی
استراتژیهای توسعۀ شکستخورده برای بسيار از کشورها بدهیهای خارجی عظيمی به بار آورده است. بانک جهانی و ديگر مؤسسات وامدهنده اين را روشن کرده اند که بازپرداخت بدهیها لازمه دسترسی به وامهای جديد است.
برخی کشورها فقط منابع انسانی برای صادرات دارند و بنابراين صدها هزار زن را به ترک کشور خود و کار در کشورهای ديگر تشويق میکنند. فقر رو به رشد در کشورهای خودشان بدين معنی است که کار در خارج تنها وسيله موجود برای حمايت از خانوادههايشان است. اما انتخاب اين راه برای بقاء به معنی زندگی در جايی است که زن از حمايت قانونی داده شده به شهروندان محروم بوده و اغلب مورد تعرض جنسی و ارعاب قرار میگيرد. پول ارسالی اين کارگران مهاجر ارز خارجی مورد نياز برای بازپرداخت بدهی خارجی را تأمين میکند. آيا بدون آنکه زنان به عنوان کارگر مهاجر کار کنند، بدهیها قابل پرداختند؟
کار بدون مزد زنان حذف خدمات اجتماعی را جبران میکند
فلسفه جهانیسازی بازار را به عنوان بازيگر برتر در جامعه، و تواناترين ابزار برای تحويل خدمات برای رفاه عمومی در نظر میگيرد. بنابراين، دولتها بايد به طور جدی نقش خود در خدمات اجتماعی را کاهش دهند. برنامههای تعديل ساختاری حذف برنامههای اجتماعی در جهان سوم را اجباری میکنند. در آمريکای شمالی و اروپا، قطع پرداخت کمک نقدی عمومی و خدمات عمومی يارانهای مانند خدمات درمانی، تورهای ايمنی اجتماعی را تضعيف نموده و از بين میبرد. گفته میشود اين حذفها برای کارآمد کردن هزينههای دولت برای آنکه بهتر بتواند رقابت کند، لازم است. اين سياستها تأثير مخرب و نامتناسبی بر زنان و کودکان دارند. اين خدمات را میتوان حذف کرد، چون فرض بر اين است که زنان میتوانند راه طولانیتری را رفته و زمان بيشتری را در صف خدمات درمانی منتظر بمانند. سياستگذاران فرض میکنند که زنان بار اضافی مراقبت از پدران، مادران و فرزندان بيمار خود را بدوش خواهند گرفت.
پس وعدۀ اعلاميه جهانی حقوق بشر مبنی بر اينکه هر شهروند بتواند در زمان پريشانحالی مانند بيکاری و پيری برای بقاء از دولت انتظار کمک داشته باشد، چه شد؟ اين وعده که کودکان بدون توجه به موقعيتشان در هنگام تولد از حق حمايت برخورداند؟ آيا اگر زنان برای انجام وظايف تأمين اجتماعی وجود نداشته باشند، اجتماعات میتوانند باقی بمانند؟
حتا جسم زنان کالای جهانی شده است
عجب اينکه ثروت اضافی که جهانیسازی در بخشهايی از جهان به ويژه بخشهايی از اروپا و آسيا توليد کرده است، به افزايش تقاضا برای نوع متفاوتی از کار زنان، به افزايش شديد و ترسناک خريد و فروش زنان بر ی فحشا و توريسم جنسی، انجاميده است. جسم زنان صرفاً کالای قابل خريد و فروش ديگری شده است. ارعاب و خشونت بدنی و روحی و بدرفتاری متداول است. زنها از حمايت قانونی و منابع محدودی برخوردارند و در اکثر موارد اين حداقلها هم وجود ندارد.
چگونه کالايی شدن جسم زنان میتواند متوقف و حق امنيت شخصی و حق تماميت جسمی اعلام شده در اسناد بينالمللی حقوق بشر رعايت شود؟ آيا بدون کارگران جنسی که استثمار میشوند صنعت جنسی میتواند وجود داشته باشد؟
احترام به حقوق زنان لازمه ارزشگذاری به کار زنان است
اگر کار زنان در بسياری از مکانيسمهايی که جهانیسازی بر آن قرار دارد يک عامل اساسی است، پس چرا تأثير آن مکانيسمها بر حقوق زنان جدی گرفته نمیشود؟ الگوهای اقتصادی که جهانیسازی بر آنها قرار دارد، نه تنها برای کاهش رنج زنان، بلکه برای احترام به نقشی که آنها در نظام جهانی رفاه و عدالت ايفا میکنند، بايد دگرگون شوند. نظام اقتصادی جهانی که زنان در مرکز آن قرار دارند، نظامی است که در آن زنان از حقوق کامل خود برخورد باشند.
فلسفه جهانیسازی بازار را به عنوان بازيگر برتر در جامعه، و تواناترين ابزار برای تحويل خدمات برای رفاه عمومی در نظر میگيرد. بنابراين، دولتها بايد به طور جدی نقش خود در خدمات اجتماعی را کاهش دهند. برنامههای تعديل ساختاری حذف برنامههای اجتماعی در جهان سوم را اجباری میکنند. گفته میشود اين حذفها برای کارآمد کردن هزينههای دولت برای آنکه بهتر بتواند رقابت کند، لازم است. سياستگذاران فرض میکنند که زنان بار اضافی مراقبت از پدران، مادران و فرزندان بيمار خود را بدوش خواهند گرفت.
