تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

سه‌شنبه، ۲۳ دی ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: جان کویومچو اوغلو
دوشنبه، ۱۲ ژانویه ۲۰۲۷

اعتراضات در ایران و قبل‌‌و‌قال درباره پهلوی: تلاش برای ارائه یک گذشته‌ امپریالیستی به عنوان «بدیل»

 

در ایران، اعتراضاتی که در ۲۸ دسامبر علیه بحران اقتصادی و افزایش تورم آغاز شد، به سرعت ماهیتی علیه مقامات سیاسی به خود گرفت و به تظاهرات گسترده ضد-حکومتی در سراسر کشور تبدیل شد.

سرکوب شدید اعتراضات جاری در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر توسط نیروهای امنیتی ادامه دارد. در عین حال، ایالات متحده آشکارا به مداخله اشاره می‌کند. در این فضا، پرچم‌هایی که نماد دوران شاه است نیز در اعتراضات ظاهر می‌شوند.

حضور دوباره پرچم‌هایی که نماد سلطنت پهلوی است در اعتراضات، نشانه‌ای مهم از کانال‌های سیاسی است که از طریق آن‌ها قرار است خشم علیه حکومت ایران هدایت شود.

رسانه‌های غربی این تصاویر را در روایتی از «بدیل شاه»، که مبارزه چندوجهی مردم ایران را از بستر تاریخی آن جدا می‌کند، و آگاهانه گذشته‌ای آمیخته با امپریالیسم را ستایش می‌کند، ارائه می‌دهند.

با این حال، دوره تاریخی که به عنوان «دوران شاه» در ایران شناخته می‌شود، اساساً فقط داستان یک سلطنت نیست؛ بلکه داستان نفت، مداخله امپریالیستی و سرکوب سیستماتیک مخالفت‌های اجتماعی نیز هست.

انتخاب امپریالیسم: سلطنت پهلوی
سلسله پهلوی در ایران در سال ۱۹۲۵ با حمایت آشکار انگلیس تأسیس شد. با این حال، دوره واقعاً تعیین‌کننده پس از جنگ جهانی دوم با به تخت نشستن محمدرضا پهلوی آغاز شد. در طول جنگ سرد، رژیم شاه ایران را به یک پایگاه ضروری برای آمریکا و انگلیس در خاورمیانه تبدیل کرد.

در حالی که درآمدهای نفتی به کشور سرازیر می‌شد، این ثروت به کارگران و دهقانان نمی‌رسید. ایران به عنوان منبع امن مواد اولیه برای انحصارات غربی و به عنوان سدی در برابر اتحاد شوروی برای بلوک غرب قرار گرفت. در ازای این نقش، به شاه با سلاح، وام و مصونیت سیاسی پاداش داده شد.

۱۹۵۳: «دموکراسی» در صندوق‌های رأی، کودتا در خیابان‌ها
نقطه عطف تاریخ مدرن ایران در سال ۱۹۵۳ رخ داد. محمد مصدق، نخست‌وزیری که نفت را ملی کرده و با حمایت مردمی به قدرت رسیده بود، در عملیاتی مشترک توسط «سیا» و «MI6» سرنگون شد. این کودتا نه تنها یک دولت، بلکه اراده مردم ایران را که در صندوق‌های رأی ابراز شده بود، هدف قرار داد. شاه با قدرت مطلق بازگشت؛ عرصه سیاسی در ایران عملاً مسدود شد.

توهم «سکولاریسم»: «انقلاب سفید»
«انقلاب سفید» که در دهه ۱۹۶۰ اعلام شد، یک پروژه نمایشی برای رژیم بود. وعده‌های حق زنان، ابتکارات آموزشی و اصلاحات ارضی در واقع بخشی از یک مدرنیزاسیون تحمیلی از بالا به پایین بودند. در حالی که این اصلاحات، محافل سرمایه‌داری و نخبگان کوچکی را در اطراف کاخ تقویت می‌کردند، توده‌های بیشتر مردم با فقر دست و پنجه نرم می‌کردند

«ساواک» به عنوان نگهبان این سیستم عمل می‌کرد. «ساواک» که توسط «سیا» و «موساد» آموزش دیده بود، با اتاق‌های شکنجه، ناپدید شدن‌ها و تبعید به ابزار ترس رژیم تبدیل شد. چپ‌گرایان، اتحادیه‌های کارگری، اسلامگرایان و لیبرال‌ها همگی هدف همان مکانیزم سرکوب قرار گرفتند. رژیم شاه با سرکوب تمام راه‌های مخالفت، در نهایت سرنوشت خود را رقم زد.

۱۹۷۹: انفجار جامعه سرکوب‌شده
در اواخر دهه ۱۹۷۰، علی‌رغم درآمدهای نفتی، بیکاری، تورم و فقر فزاینده همراه با اعتصابات و اعتراضات خیابانی وجود داشت. با فروپاشی ارتش، شاه در ژانویه ۱۹۷۹ از کشور فرار کرد. سلطنت در فوریه سقوط کرد.

سقوط سلطنت نه تنها نتیجه مخالفت‌های داخلی، بلکه نتیجه رها کردن یک متحد توسط غرب بود که دیگر به آن نیازی نداشت.

در طول این روند، حس انتقام‌جویی در دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها و خیابان‌ها، نه تنها علیه سلطنت، بلکه علیه نظم امپریالیستی که آن را حفظ کرده بود، انباشته شده بود. با این حال، این انتقام‌جویی فاقد رهبری انقلابی سازمان‌یافته بود. نیرویی که خلأ ایجاد شده پس از فروپاشی رژیم را پر کرد، طبقاتی که انقلاب را به ثمر رسانده بودند، نبودند، بلکه جنبش اسلام‌گرا بود که نسبتاً کم‌تر از سرکوب رنج برده بود و توانسته بود خود را از طریق شبکه‌های مساجد سازماندهی کند.

«ولیعهد» تبعیدی
شخصی که امروز به عنوان «وارث بلافصل شاه» معرفی می‌شود، پسر شاه، رضا پهلوی، است. پهلوی که از سال ۱۹۷۹در آمریکا زندگی می‌کند، در پایتخت‌های غربی تحت پوشش «گذار دموکراتیک» تبلیغ می‌شود.

پهلوی که در آمریکا زندگی می‌کند، در سال‌های اخیر آشکارا از اعتراضات در ایران حمایت کرده و اغلب در رسانه‌های غربی به عنوان «چهره‌ای متحدکننده برای گذار دموکراتیک» معرفی می‌شود. با این حال، حضور این چهره کم‌تر به معنای حمایت سازمان‌یافته و توده‌ای در داخل ایران و بیش‌تر به معنای سیاست‌های مهاجران و روابط با پایتخت‌های غربی است.

گرچه آن‌ها از دفاع آشکار از سلطنت اجتناب می‌کنند، اما پیوندهای تاریخی بین خانواده پهلوی و امپریالیسم در خاطره جامعه ایران هم‌چنان تازه است.

پروژه‌های امپریالیستی و مبارزه خود مردم
دوران شاه در تاریخ ایران مترادف با نظمی وابسته بود که تحت پوشش مدرنیزاسیون، سلطه امپریالیستی سازماندهی شده از طریق نفت و سرکوب سیستماتیک برقرار شده بود. ارائه این گذشته به عنوان یک «بدیل» امروز، نشان‌دهنده یک گزینه واقعی برای آینده مردم ایران، بلکه بیش‌تر نشان‌دهنده اشتیاق غرب برای گذشته‌ای آشنا و قابل کنترل است. خشمی که در خیابان‌های ایران جاری است، بار دیگر نشان می‌دهد که این کشور در جستجوی راهی فراتر از این دوگانگی‌های کاذب تحمیل شده بر آن است.

https://haber.sol.org.tr/haber/irandaki-protestolar-ve-sah-tartismasi-emperyal-bir-gecmisi-alternatif-diye-sunma-cabasi