تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

چهار‌شنبه، ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده:  انگین سولاک‌اوغلو
دوشنبه، ۹ مارس ۲۰۲۶

جبهه‌های مبارزه با امپریالیسم

 

هفته گذشته سعی کردم روزهای اول جنگ را درک و توصیف کنم. یک هفته از جنگ گذشته است. به نظر می‌رسد فعلاً هیچ تغییری در پیش‌بینی‌ها پیرامون اهداف احتمالی ایالات متحده و اسرائیل، همانطور که در پاراگراف اول آن مقاله آمده است، ایجاد نشده است. سازمان جنایتکار تل‌آویو-واشنگتن به دنبال نابودی ایران و به بردگی گرفتن آن، مانند سوریه، است.

با نگاهی به آنچه در هفته گذشته اتفاق افتاد، به راحتی می‌توان دید که کارزار بمباران امپریالیستی نه تنها با هدف نابودی قابلیت‌های دفاعی ایران، بلکه با هدف نابودی کل زیرساخت‌های آن نیز انجام می‌شود. هدف آن‌ها تضعیف دولت و ایجاد هرج و مرج است. واضح است که آن‌ها به آسیبی که چنین هرج و مرجی به کل منطقه و احتمالاً جهان وارد می‌کند، اهمیت زیادی نمی‌دهند.

رهبران هر دو ماشین کشتار تحت حمایت دولت نمی‌خواهند جنگ را بدون دستیابی به پیروزی یا ظاهر پیروزی به پایان برسانند. هدف نتانیاهو این است که نسل‌کشی دوم را در حرفه سیاسی خود بگنجاند و علاوه بر این، به لطف نظم جهانی تحت کنترل سرمایه بین‌المللی، از پیگرد قانونی به خاطر آن اجتناب کند. برای درک کامل آنچه در ذهن آن اراذل نارنجی‌پوش در واشنگتن می‌گذرد، احتمالاً باید متخصص روانپزشکی بود.

اگر اشتباه نکنم، چند روز پیش، فهیم تاشتکین گزارش داد که یک روزنامه آمریکایی دریافته است که ترامپ در طول دوران ریاست جمهوری خود، از جمله دوره اول ریاست جمهوری‌اش از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، به طور متوسط ۲۱ بار در روز دروغ گفته است. ما می‌دانیم که دروغگویی نقش غالبی در سیاست‌های بورژوازی دارد، اما سابقه ترامپ در این زمینه واقعاً خیره‌کننده است. فقط با نگاه به این موضوع، می‌توانیم بگوییم که با یک دروغگوی روانی سروکار داریم.

بنابراین، من معتقدم که تلاش برای توضیح تجاوز امپریالیستی ترامپ، که او آن را به سطح جدیدی رسانده است، صرفاً از طریق اهداف سیاسی یا استراتژیک داخلی کافی نیست. به عبارت دیگر، هدف سرمایه ایالات متحده برای محاصره چین یا قصد آن برای ورود به انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر با پیروزی نظامی به تنهایی کافی نیست. ترامپ شخصیتی است که از کشتن، نابودی، تحقیر و توهین لذت می‌برد. همانطور که خودش گفته است، هیچ قانون یا مرز اخلاقی ندارد که احساس کند موظف به رعایت آن است.

با نگاهی به این تصویر، حتی طرح این پرسش که آیا رژیم ایران یا دست‌نشانده آمریکا و دست‌نشانده اسرائیل تهدید بزرگ‌تری برای جهان است، بی‌معنی می‌باشد. گروه دوم تقریباً ظرفیت بی‌حد و حصری برای آسیب رساندن دارد. بنابراین، متوقف کردن آن‌ها به نوعی، و در صورت امکان، سرکوب آن‌ها یک ضرورت است.

یبایید به روند جنگ نیز نگاهی بیندازیم. دنبال کردن تحولات و رسیدن به یک نظر درست بسیار دشوار است. دستگاه تبلیغاتی قدرتمند در دست اتحاد آمریکا و اسرائیل مانع از این امر می‌شود. جالب اینجاست که «سی‌ان‌ان» بین‌المللی مستقر در آمریکا می‌تواند با تأیید رژیم به اصطلاح ارتجاعی و ضد دموکراتیک ایران، اطلاعات را از ایران منتقل کند. این شبکه، ویرانی‌ها در تهران یا سایر شهرها را نشان می‌دهد. در اسرائیل، که تنها دموکراسی منطقه نامیده می‌شود، وضعیت متفاوت است. رژیم صهیونیستی سانسور شدیدی اعمال می‌کند. اگر درست به خاطر بیاورم، یک خبرنگار در یک کانال مکزیکی پس از اینکه گفت اسرائیل فیلمبرداری را محدود می‌کند، توسط مدیریت کانال مجبور به پس گرفتن اظهارات خود شد.

این پرسش که ایران تا چه مدت می‌تواند در برابر این مقاومت کند، مدام مطرح می‌شود. سه هفته؟ نه هفته؟ سه یا نه ماه؟ این قابل درک است زیرا ایران نه تنها با اسرائیل و آمریکا می‌جنگد. ایران در بهترین حالت، با دو سوم سرمایه‌ جهان روبرو است. واضح است که سه کشور اروپای غربی، انگلیس، فرانسه و آلمان، به بهانه «دفاع» مشتاق مداخله در جنگ هستند و حتی به طور غیرمستقیم وارد این درگیری شده‌اند. بنابراین، پایان جنگ با ورود ارتش‌های ایران به تل‌آویو یا واشنگتن غیرممکن است.

برای ایران، بزرگ‌ترین پیروزی، بقای آن خواهد بود. در عین حال، هر ضربه‌ای که به اسرائیل، دژ امپریالیسم در منطقه، و رژیم‌های منطقه‌ای که امتداد آن را تشکیل می‌دهند، وارد کند، سهم مثبتی در بشریت خواهد داشت.

ایران، تحت بمباران بسیار سنگین، از یک تاکتیک جنگی بسیار منطقی استفاده می‌کند. با آگاهی از اینکه صرفاً دفاع در برابر چنین قدرت آتش برتری غیرممکن و بیهوده است، با حمله می‌جنگد. خساراتی که به تأسیسات ایالات متحده در منطقه خلیج فارس وارد کرده است، در حال حاضر به سطح قابل توجهی رسیده است. تأیید شده است که موشک‌های «لوله‌بخاری» یا «قوطی‌حلبی» آن، چهار رادار آمریکایی را که هر کدام بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارند، منسوخ کرده‌اند.

یکی از اهداف حمله ایران به منطقه، تأکید بر این تصور غلط است که پناه بردن به زیر بال‌های ایالات متحده، امنیت را فراهم می‌کند. به نظر می‌رسد واشنگتن قابلیت‌های دفاعی خود را در اسرائیل متمرکز کرده و شیوخ، امیران و پادشاهان خلیج فارس را بدون حمایت رها کرده است. این یک تحول نگران‌کننده برای این رژیم‌ها است که مشروعیت آنها در میان مردم خود به مویی بند است، اما معتقدند که با پرداخت میلیاردها دلار به ایالات متحده، حمایت را خریداری کرده‌اند. فعلاً، به نظر می‌رسد که آن‌ها با پول خود، خود را رسوا کرده‌اند. باشد که اوضاع برای آن‌ها بدتر شود!

گزارش‌های خبری، که عمدتاً توسط سرمایه بین‌المللی منتشر می‌شوند، بر کاهش مداوم تعداد موشک‌ها و پهپادهای پرتاب‌شده توسط ایران تأکید دارند، و نشان می‌دهند که تهران در حال اتمام نیرو است. به گفته کسانی که با مسائل نظامی آشنا هستند، این امر می‌تواند دو دلیل اصلی داشته باشد: اول، کاهش ذخایر و دوم، کاهش تعداد پرتابگرهایی که از روز اول توسط ایالات متحده و اسرائیل هدف قرار گرفته‌اند.

در حالی که احتمال درست بودن فرض دوم بیشتر به نظر می‌رسد، حدس من این است که ایران از منابع خود به طور محدود استفاده می‌کند. تهران محاسبه می‌کند که یک جنگ طولانی مدت باعث ایجاد نوعی خستگی در طرف مقابل خواهد شد. و در این مورد درست می‌گوید. حمایت از این جنگ در داخل ایالات متحده بسیار کم‌تر از موارد قبلی است. در همین حال، جنگ جاری هم‌اکنون به ضربه زدن به اقتصاد بین‌المللی را آغاز کرده است. موضوع تنگه هرمز پیچیده است. آخرین اخبار حاکی از آن است که این تنگه رسماً باز است، اما برای برخی بسته است. یکی از جنبه‌های جالب سیستم سرمایه‌داری این است که نفوذ «لویدز» بر ترافیک هرمز بیش‌تر از نفوذ ایران است. وقتی ایران به سه نفتکش موشک شلیک کرد، شرکت‌های بیمه با افزایش حق بیمه، سه هزار نفتکش را از حرکت باز داشتند.

تحولات بازار انرژی قطعاً فقط بر اقتصاد تأثیر نمی‌گذارد. آن‌ها همچنین سیاست‌های تحریمی پوچِ هژمونی رو به زوال امپریالیستی را متزلزل می‌کنند. آنها در حالی که سعی در خفه کردن ایران دارند، اکنون راه را برای صادرات سوخت به روسیه، که ۱۸ ماه پیش دشمن اصلی آن‌ها بود، باز می‌کنند. همین دو ماه پیش، آن‌ها سراسر هند را زیر پا می‌گذاشتند تا مانع خرید نفت از روسیه توسط آن شوند و اکنون به آن چراغ سبز نشان می‌دهند. این تحولات، ملموس‌ترین گواه این است که صحبت ما در مورد زوال هژمونی، فقط یک خیال‌پردازی یا تبلیغات نیست. یک سطل سوراخ، آب را در خود نگه نمی‌دارد.

ایران مقاومت می‌کند چون همه این‌ها را می‌بیند. باید مقاومت کند. روسیه و چین حمایت مستقیم ارائه نمی‌دهند، اما برخی گزارش‌ها حاکی از حمایت غیرمستقیم است. غیرممکن است که مسکو و پکن نگران طولانی شدن جنگ و آسیب بیش‌تر آن برای ایالات متحده و متحدانش نباشند.

موضوع مفصل و عمیق است. برای جلوگیری از طولانی شدن این ستون و خسته شدن خوانندگان، به جنبه‌های ترکیه و ناتو در این موضوع نمی‌پردازم. تلاش‌های اولیه ناتو و دستگاه‌های آن برای کشاندن مردم ترکیه به جنگ ناموفق بود، اما می‌توانیم مطمئن باشیم که آن‌ها به تلاش خود ادامه خواهند داد.

قطعاً مخالفت با این جنگ مهم است، اما تعریف صحیح دامنه و هدف مبارزه نیز به همان اندازه حیاتی است.

امپریالیسم پدیده جدیدی نیست. تقریباً سیصد سال است که با بشریت درگیر است. در طول این سه قرن، مواقعی وجود داشته که به عقب رانده شده و مواقعی که با چنگال‌های خونین خود نسل‌کشی‌هایی را به راه انداخته است.

ما با یک الکوی امپریالیستی روبه‌رو هستیم که مدتی است در حال عربده‌جویی است، دیگر ماهیت واقعی و وحشیگری خود را پنهان نمی‌کند، و ردای خود و ادعاهای برتری اخلاقی را کنار گذاشته است. در دو ماه گذشته، رئیس‌جمهور قانونی ونزوئلا ربوده شده است، محاصره ۶۶ ساله علیه کوبا به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده است و یک هیئت به‌اصطلاح صلح برای مشروعیت بخشیدن و نهادینه کردن نسل‌کشی انجام شده توسط دولت صهیونیستی در فلسطین تأسیس شده است. تجاوز مزمن اسرائیل به لبنان، با حمایت سیاستمداران لبنانی که از آمریکا و عربستان سعودی حقوق می‌گیرند، از آستانه قتل‌عام و پاکسازی قومی عبور کرده است.

تهدیدات آمریکا و اسرائیل که ماه‌هاست ادامه دارد، به یک جنگ تمام‌عیار نابودی علیه مردم ایران تبدیل شده است. این دو گروه وحشتناک اکنون در تلاشند تا جنگ را گسترش دهند و مردم اطراف را به این درگیری خونین بکشانند. واضح است که آن‌ها متوجه شده‌اند که نمی‌توانند به تنهایی به اهداف خود برسند. و آنها در این تلاش تنها نیستند. سرمایه بین‌المللی، شاخه‌های رسانه‌ای باند اپستین، ناتو و اتحادیه اروپا از همه طرف حمله می‌کنند.

فراموش نکنیم: همه این جنگ‌ها، این تجاوز، نه تنها افراد، بلکه خود بشریت را هدف قرار می‌دهد. فقط جان‌ها نیستند که هدف قرار می‌گیرند. هر فضیلت و زیبایی ذاتی بشریت مورد حمله قرار گرفته است. همبستگی، برادری، غریزه دفاع از زندگی – همه در چنگال این تجاوز قرار دارند.

این هشتمین یا نهمین روز از چنین جنگی است.

مردم ایران مقاومت می‌کنند، اما این کافی نیست. همه مردم، از جمله کسانی که انسانیت خود را از دست نداده‌اند، باید به مقاومت بپیوندند. فریب تصاویر انفجارها، موشک‌ها و هواپیماهای در حال پرواز و سقوط را نخورید. جنگ امپریالیستی نه تنها در خاورمیانه ادامه دارد. از واشنگتن تا برلین، از کیتو تا هاوانا، از هاتای تا دوغوبایزید، جنگ بین بشریت و امپریالیسم ادامه دارد. دومین تصور غلط احتمالی این است که جنگ توسط ارتش‌های ایالات متحده و اسرائیل علیه بشریت به راه افتاده است. هر روز می‌بینیم که سلاح‌های جبهه امپریالیستی بسیار متنوع هستند و در اشکال مختلفی ظاهر می‌شوند.

کسانی که می‌گویند «ایران به ما چه ربطی دارد؟»، کسانی که پشت بهانه‌ی آسان «نه این و نه آن» پنهان می‌شوند، و کسانی که می‌توانند بدون هیچ احساس شرمی بپرسند «چرا باید با کوبا ابراز همبستگی کنیم؟»، تأثیر مرگباری بر بشریت دارند که کم‌تر از تأثیر بمب‌افکن‌ها ب-۵۲ نیست.

بعضی‌ها به دلیل بی‌مغزی حاد این‌طور صحبت می‌کنند، بعضی دیگر چون شبیه بلندگوهای قلک‌دار هستند.

صرف نظر از توجیه، مبارزه بشریت علیه راهزنی امپریالیستی، که در نهایت شکست خواهد خورد، باید علیه چنین بی‌وجدانی نیز صورت گیرد. این مبارزه باید با عقل، آگاهی، وجدان و سازماندهی انجام شود.

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/emperyalizmle-savasin-cepheleri-407264