تارنگاشت عدالت- دورۀ سوم
۵ شهریور ۱۴۰۴
منبع: شبکه همبستگی (SolidNet)
۵ اوت ۲۰۲۵
حزب کمونیست یونان: چشمانداز جنبش ضد-جنگ و ضد-امپریالیستی چگونه باید باشد؟

برخی معتقدند که میتوان جنگ را متوقف کرد یا از تشدید آن جلوگیری کرد. به عنوان مثال، اسرائیل ممکن است تحت فشار همبستگی بینالمللی یا اقداماتی مانند تحریم محصولات و شرکتهای اسرائیلی عقبنشینی کند.
حقیقت این است که یک جنبش اعتراضی علیه جنگ، هر قدر هم که قوی و عظیم باشد، نمیتواند از آن جلوگیری کند. این یک خیالپردازی است که باور کنیم «قدرتمندان» تحت فشار مردمی میتوانند عقبنشینی کنند، یا مثلاً اتحادیه اروپا را میتوان برای دفاع از فلسطین تحت فشار قرار داد. این تصور، ماهیت واقعی جنگ امپریالیستی را نادیده و دست کم میگیرد: این جنگی است که توسط منافع عظیم شرکتهای سرمایهداری و دولتهای بورژوایی پشتیبانی میشود؛ در پشت آن، مبارزهای حیاتی برای یافتن جایپا در نظام امپریالیستی، برای تقسیم سرزمینها و مناطق نفوذ، نهفته است.
این تصور، توهمات و خیالاتی را پیرامون توانایی نهادهای بورژوایی و اتحادهای امپریالیستی فراکشوری برای «طرفدار صلح» شدن تحت «فشار مردمی» در خود جای داده است. این باعث میشود جنبش ضد-جنگ علیه جنگ، توافقهای موقت صلح گوناگونی را با میانجیگری امپریالیستها دنبال کند، و آن را به حامی آتشبسهای موقت و شکننده گوناگون مبدل نماید.
به دیگر سخن، در حالی که جنگ امپریالیستی در اوج خود است، در حال تشدید و گسترش است و جنبشهای کارگری و مردمی باید برای این آماده شوند، مواضعی مانند موارد فوق به خوشخیالی منجر میشوند. این مبارزه مردم را در برابر تبلیغاتی که خواستار سازشهای موقت با اسلحهای است که روی سر مردم قرار گرفته، آسیبپذیر میکند. اگرچه پتانسیل گسترش رویارویی و به چالش کشیدن سیاست غالب وجود دارد، اما این تصور اساساً رادیکالیزه شدن را خنثی میکند و این ایده اتوپیایی را دائمی میکند که بازهای جنگ میتوانند به کبوترهای صلح تبدیل شوند.
نهایتاً، آنها این واقعیت را پنهان میکنند که جنگ در ذات سرمایهداری است، و از قوانین آن سرچشمه میگیرد. آنچه در زمان صلح «رقابتپذیری»، «سودآوری» و «تصرف بازارهای جدید» نامیده میشود، در زمان جنگ به شکل کشتار جمعی، نسلکشی و تصرف سرزمین در میآید.
منطقاً، این مفهوم از آنچه توسط نیروهایی ترویج میشود که استدلال میکنند نتیجه جنبش مردمی باید یک دولت «مترقی»، «چپگرا»، «سربلند» و غیره باشد که بتواند کشور را از جنگ خارج کند، به تغییر «مترقی» در توازن نیروها در اتحادیه اروپا کمک کند یا «بیطرفی» اعلام نماید، چندان دور نیست.
بنابراین، به این پرسش که آیا یک جنبش ضد-جنگ میتواند موفق شود یا راهی برای خروج از جنگ امپریالیستی ارائه نماید، باید از چشمانداز خود جنبش پاسخ داد. اگر این صرفاً یک جنبش اعتراضی ضد-جنگ، صدایی علیه جنایات جنگی، یک واکنش مردمی تودهای که در رویارویی با دوراهی «جنگ یا صلح؟» صرفاً میگوید «صلح»، باقی بماند، مسلم است که قادر به گشودن راه خروج از جنگ نخواهد بود.
گذشته از اینها، یک پیشینه تاریخی برای خروج از جنگها در بحبوحه جنبشهای انقلابی در حال ظهور وجود دارد. جنبشهایی وجود داشتهاند که قدرت بورژوازی را به چالش کشیده و سرنگون کردهاند. این در طول انقلاب اکتبر و موج انقلابی پس از آن در آلمان، مجارستان، ایتالیا و سایر کشورها رخ داد. با این وصف، نمونههای منفی نیز وجود دارند، مانند جدایی مبارزات رهاییبخش ملی، ضد-اشغال و مقاومت از مبارزه برای قدرت در تعدادی از کشورها و دورههای تاریخی.
بنابراین، موضوع حیاتی، جنبش کارگری-مردمی است که بر اساس تحولات جاری جنگ در خاورمیانه و اوکراین، علیه دخالت یونان در هر دو جنگ، در همبستگی با مردم فلسطین و مبارزه آنها، برای دستیابی به یک سمتگیری ضد-سرمایهداری و ضد-انحصاری، برای به چالش کشیدن بورژوازی، قدرت آن در کشور و منافع سرمایه بزرگ و گروههای و تجاری، در حال رشد است.
به این دلیل است که از امروز به بعد، تمرکز آن باید بر پرداختن به علت ریشهای جنگ، دشمن واقعی: امپریالیستها و رقبای آنها، خود نظام سرمایهداری باشد. به ویژه در این برهه حساس، هسته آن باید بر اساس اصل «عدم اعتماد به دولت و بورژوازی، به حکومت و نظام سیاسی آنها» باشد.
جنبش کارگری-مردمی باید علیه منافع بورژوازی کشور که در جنگ امپریالیستی، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، درگیر است، مبارزه کند. از این نقطه نظر، باید تدارکات جنگی را در سطح اقتصادی و سیاسی هدف قرار دهد. در محل کار، باید لفاظیهای طرفدار مداخله را رد کند. در بخشهای استراتژیک (بنادر، فرودگاهها، مخابرات، زیرساختها)، باید از تبدیل شدن کارگران به همدستان و عاملان قتلعام جلوگیری کند. در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، باید با هرگونه ارتباط با اهداف ناتو مخالفت نماید. در شهرها و شهرستانهایی که بخشی از برنامههای جنگی هستند، باید علیه پایگاهها و سایر زیرساختهای ناتو مبارزه کند. باید تلاش برای جلب رضایت کارگران برای دخالت در جنگ را در عمل در هم شکند.
جنبش کارگری-مردمی باید به مبارزات گستردهتر کارگران – مردم علیه استثمار، به مبارزات نیروهای مردمی علیه سیاستهایی که از انحصارات حمایت میکنند، مرتبط باشد؛ باید به تشکیل یک اتحاد اجتماعی بین طبقه کارگر، سایر نیروهای مردمی، کشاورزان و دارندگان مشاغل آزاد کمک کند، اتحادی که کل نظام استثمار و جنگهای امپریالیستی را که به نفع انحصارات به راه افتاده است، هدف قرار دهد. به همین دلیل است که این باید جنبشی مبتنی بر سازمانهای تودهای کارگران، نیروهای مردمی، دانشجویان، اتحادیههای کارگری و انجمنها باشد.
جنبشی که روی پوست موزِ راهحلهای جایگزینِ حکومتیِ بورژوایی سُر نخورد یا به سنگ بنایی برای تغییر و تحولات در نظام سیاسی بورژوایی تبدیل نشود، بلکه به رادیکالیزه شدن نیروهای کارگری-مردمی کمک نماید، اعتماد آنها به قدرت خود و تواناییشان برای درگیری با نظام سرمایهداری را تقویت کند. این جنبش توهمات جدیدی درباره «دولتهای انتقالی» در چارچوب سرمایهداری، که ظاهراً کشور را از جنگ خارج میکنند و با تکیه بر حمایت بلوک اوراسیا، راه را برای سرنگونی نظام هموار میکنند، ایجاد نخواهد کرد.
این جنبش، ریاکاری نیروهایی مانند سوسیال دموکراسی را افشا نموده و تحمل نخواهد کرد. در حالیکه آنها دستشان به خون آلوده است و همکاری خود را با دولت قاتل اسرائیل مهر و موم کردهاند، امروز در تلاش برای تطهیر مسئولیتهای خود، دوباره چفیه فلسطینی را تکان میدهند و وانمود میکنند که برای «آزادی فلسطین» تظاهرات میکنند.
جنبشی که اردوگاه امپریالیستی را انتخاب نخواهد کرد با به توهمات و خیالات مبنی بر اینکه میتوان با حمایت از تغییر در موازنه نیروها به نفع اردوگاه نیروهای امپریالیستی «در حال ظهور» (بلوک اوراسیا) به یک راه حل مردمی برای مردم کشور دست یافت، دامن نخواهد زد. این جنبش همبستگی بیقید و شرط خود را با مبارزه مردم فلسطین و همه خلقهایی که علیه امپریالیسم میجنگند، ابراز خواهد کرد. جنبشی که برای چشمانداز جدایی کشور از اتحادهای امپریالیستی ناتو و اتحادیه اروپا، همراه با مبارزه برای قدرت طبقه کارگر، مبارزه خواهد کرد.
شرایط برای بلوغ چنین جنبشی امروز از طریق مبارزات و ابتکارات روزمرهای که جهتگیری ضدسرمایهداری را تقویت کرده و با ایدههای بورژوایی و فرصتطلبانه مبارزه میکنند، در حال شکلگیری است. این با ویژگیهای جنبش امروز، همانطور که در بالا ذکر شد، تعیین خواهد شد.
امروز، اعضا و کادرهای حزب کمونیست یونان و چوانان کمونیست یونان این نبرد را در درون جنبش کارگری-مردمی پیش میبرند و سیاست و برنامه حزب را ارتقاء میدهند تا نیاز به یک ضدحمله، گسست از نظام کنونی و سرنگونی آن، و به دست گرفتن قدرت کارگران و مردم را برجسته کنند. این راه قطعی پیش روی خلقها خواهد بود.
* فرازهایی از مقالهای که در ریزوسپاستیس [رادیکال]، ارگان کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان، در تاریخ ۲ و ۳ آگوست ۲۰۲۵، تحت عنوان «جنبههایی از مبارزه در درون جنبش علیه جنگ امپریالیستی و در همبستگی با مردم فلسطین» منتشر شد.
