تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

 

بیانیه اجلاس ریاض برای همکاری و توسعه بین شورای همکاری خلیج [فارس] و جمهوری خلق چین

۷– رهبران محکویت تروریسم، منبع آن هر چه باشد، و رد همه اشکال و مظاهر آن‌، و کار برای خشک کردن منابع مالی آن‎را ابراز کردند، و عزم خود را برای تقویت تلاش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی، جلوگیری از تأمین مالی، تسلیح و استخدام گروه‌های تروریستی از همه افراد و نهادها و مقابله با تمامی فعالیت‌هایی که امنیت منطقه و ثبات آن‌را تهدید می‌کند ابراز نمودند.

۸- رهبران مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی را مورد بررسی قرار دادند، و دیدگاه درباره اهمیت تلاش‌های هماهنگ برای دستیابی به صلح، امنیت، ثبات و رفاه در تمام نقاط جهان، و اولویت بازگرداندن صلح و امنیت بین‌المللی از طریق احترام متقابل و همکاری بین کشورها برای دستیابی به توسعه و پیشرفت و پایبندی به اصول حقوق بین‌الملل و حقوق بین‌الملل بشردوستانه، منشور سازمان ملل متحد و حسن هم‌جواری، حفظ نظام بین‌المللی مبتنی بر احترام به حاکمیت، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی دولت‌ها، عدم مداخله در امور داخلی آن‌ها و عدم استفاده یا تهدید استفاده از زور یکسان بود.

۹- رهبران بر لزوم حمایت از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، جلوگیری از گسترش سلاح‌های کشتار جمعی در منطقه شورای همکاری خلیج [فارس]، و تضمین ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران؛ در راستای حفظ امنیت منطقه‌ای و بین المللی تاکید کردند. آن‌ها بر خواست از ایران برای همکاری کامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مجدداً تاکید کردند.

۱۰- دو طرف بر لزوم قرار داشتن روابط بین دولت‌های شورای همکاری خلیج [فارس] و ایران براساس پیروی از اصل حسن هم‌جواری و عدم مداخله در امور داخلی، احترام به استقلال، حاکمیت و تمامیت ارضی دولت‌ها، و حل اختلافات از راه‌های مسالمت‌آمیز، مطابق با منشور سازمان ملل متحد و حقوق بین‌الملل و عدم توسل به زور یا تهدید به استفاده از آن و حفظ امنیت و ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی پافشاری نمودند.

۱۱- رهبران بر اهمیت گفت‌وگوی جامع با مشارکت کشورهای منطقه برای رسیدگی به پرونده هسته‌ای و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده منطقه‌ای ایران، رسیدگی به حمایت از گروه‌های تروریستی و فرقه‌ای و سازمان‌های مسلح غیرقانونی، جلوگیری از تکثیر موشک‌های بالستیک و پهپادها، تضمین ایمنی ناوبری بین‌المللی و تاسیسات نفتی، و پایبندی به قطع‌نامه های سازمان ملل و مشروعیت بین‌المللی پافشاری نمودند.

۱۲- رهبران بر حمایت خود از همه تلاش‌های صلح‌آمیز، از جمله ابتکار و تلاش امارات متحده عربی برای دستیابی به یک راه‌حل مسالمت‌آمیز برای موضوع جزایر سه‌گانه، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، از طریق مذاکرات دوجانبه بر اساس قوانین حقوق بین الملل، و حل این موضوع با رعایت مشروعیت بین‌المللی مجدداً تأکید نمودند.

۱۳- رهبران از جمهوری عراق خواستند به حاکمیت کشور کویت و تقدس اراضی آن احترام بگذارد و به قطع‌نامه‌های شورای امنیت به ویژه قطع‌نامه شماره ۸۳۳ و موافقت‌نامه‌های منعقده بین دو کشور و سپرده شده به سازمان ملل متحد پایبند باشد. رهبران هم‌چنین از جمهوری عراق خواستند که مرزبندی مرزهای دریایی با دولت کویت را تکمیل کند.

۱۴- رهبران بر نیاز به دستیابی به یک راه‌حل عادلانه برای مسأله فلسطین بر اساس راه‌حل دو دولت، مطابق با قطع‌نامه‌های مربوطه سازمان ملل متحد و «ابتکار صلح عربی» و ایجاد یک دولت مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷، با بیت‌المقدس شرقی به عنوان پایتخت آن، توقف شهرک‌سازی و همه اقدامات یک‌جانبه، و احترام به وضعیت تاریخی موجود در بیت‌المقدس و اماک مقدس آن تأکید نمودند.

۱۵- رهبران بر حمایت خود از «شورای رهبری ریاست جمهوری» در یمن به ریاست عالی‌جناب دکتر رشاد العلیمی تاکید کردند، و ابراز امیدواری نمودند که یک راه‌حل سیاسی مطابق با ابتکار شورای همکاری خلیج [فارس] و سازوکار اجرایی آن، نتایج «کنفرانس گفتگوی ملی یمن» و قطع‌نامه ۲۲۱۶ شورای امنیت حاصل شود. آن‌ها از همه طرف‌های یمنی خواستند که فوراً مذاکرات مستقیم را تحت نظارت سازمان ملل آغاز کنند، و به ادامه آتش‌بس پایبند باشند، و از نیازهای بشردوستانه، امدادی و توسعه‌ای مردم یمن حمایت کنند، و رهبران همه حملات تروریستی انجام شده توسط شبه نظامیان حوثی به اهداف غیرنظامی در پادشاهی عربستان سعودی، امارات متحده عربی، داخل کشور یمن و در آبراه‌ها و مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی را محکوم کردند، و از همه کشورها خواستند در مقابله با این اقدامات همگاری نمایند و از تحریم تسلیحاتی تصریح شده در قطع‌نامه‌های ۲۲۱۶ و ۲۶۲۴ شورای امنیت پیروی نمایند.

۱۶- رهبران بر حمایت کامل خود از حاکمیت، امنیت، ثبات، توسعه و رفاه عراق، و تلاش‌های این کشور در مبارزه با تروریسم تاکید کردند. آن‌ها هم‌چنین بر ضرورت تشدید تلاش‌ها برای دستیابی به یک راه‌حل سیاسی برای بحران سوریه که حافظ وحدت و حاکمیت سوریه بر اساس قطع‌نامه ۲۲۵۴ شورای امنیت باشد، و ایستادگی آن‌ها در کنار مردم لبنان و حمایت مستمر آن‌ها از حاکمیت، امنیت و ثبات لبنان، و برای حراست نیروهای مسلح لبنان از مرزهای آن و مقاومت در برابر تهدات گروه‌های افراطی و تروریستی تأکید کردند. آن‌ها هم‌چنین حمایت خود را از تلاش‌ها برای حل بحران لیبی مطابق با قطع‌نامه‌های شورای امنیت، تشویق همه طرف‌های لیبی به برگزاری انتخابات، متحد کردن نهادهای دولتی، تحت نظارت سازمان ملل و خروج همه جنگجویان و مزدوران خارجی، تأیید کردند.

۱۷- رهبران بر اهمیت تقویت امنیت و ثبات در افغانستان، تشدید تلاش‌ها در ارائه کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان تاکید کردند، و از مقامات بالفعل در افغانستان خواستند تا تعهدات خود را برای تضمین حقوق اساسی، منافع و آزادی‌های همه مردم افغانستان اجرا نمایند، یک دولت فراگیر تشکیل دهند، و عدم استفاده از اراضی افغانستان توسط هر گروه تروریستی و یا بهره‌برداری از خاک افغانستان برای صادرات مواد مخدر را تضمین نمایند.

۱۸- رهبران بر مواضع خود در حمایت از همه تلاش‌های بین‌المللی با هدف یافتن یک راه‌حل سیاسی برای پایان دادن به بحران در اوکرایین، مطابق با قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل متحد، در راستای دستیابی به حفاظت از جان و مال، و حفظ امنیت و ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی تأکید نمودند.

https://tinyurl.com/st53v4nr

***

کیهان (سرمقاله)

۲ دی ۱۴۹۲

آقای لاوروف خطای شما بوی خیانت می‌دهد!

 

۱- نشست وزرای خارجه مجمع همکاری کشور‌های عربی و روسیه را که روز چهارشنبه با حضور سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در مراکش برگزار شد و بیانیه پایانی آن را نمی‌توان با بن‌بست رو به فروپاشی رژیم صهیونیستی بی‌ارتباط دانست. پذیرش این نکته شاید در نگاه اول بعید به نظر برسد ولی شواهد فراوانی حکایت از آن دارند که این نشست با هدف و انگیزه انحراف افکار عمومی جهانیان از جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم غزه تشکیل شده است و به سختی می‌توان باور کرد که روسیه از اهداف اصلی این نشست بی‌خبر بوده است. بخوانید!

۲– در این نشست بار دیگر ادعای واهی و بی‌اساس امارات درباره جزایر سه‌گانه ایرانی مطرح شده است! آقای لاوروف یک سیاستمدار کهنه‌کار است و به خوبی از ده‌ها سند غیر‌قابل انکار که مالکیت قطعی ایران بر جزایر یاد شده را ثابت می‌کند، با خبر است. نه فقط جمهوری اسلامی ایران بلکه ما در کیهان نیز فهرست روشنی از اسناد مورد اشاره را منتشر کرده‌ایم. و سؤال این است که دولت روسیه با توجه به مالکیت قطعی ایران بر جزایر سه‌گانه، چرا و با چه انگیزه‌ای بیانیه مجمع را امضا کرده است؟! این اقدام دولت روسیه غیر از نفاق و دورویی در سیاست خارجی این کشور چه نام دیگری می‌تواند داشته باشد؟!

۳- این روزها اصلی‌ترین مسئله فراگیر در جهان، و مخصوصاً در جهان اسلام، جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی در قتل عام و نسل‌کشی مردم مظلوم غزه، درماندگی صهیونیست‌ها در جنگی که هفتاد و چند روز از آن می‌گذرد و علی‌رغم ادعای برخورداری از چهارمین ارتش مدرن و مجهز جهان نه فقط به هیچیک از اهداف اعلام شده خود نرسیده‌اند، بلکه با تحمل تلفات سنگین و بی‌سابقه به دریوزگی آتش‌بس محترمانه! افتاده‌اند.

اسرائیل همین دیروز به تیپ ویژه گولانی که مجهزترین و کار‌آزموده‌ترین بخش از ارتش این رژیم است، دستور عقب‌نشینی از غزه را صادر کرد و روزنامه ‌ها‌آرتص نوشت نیروهای این تیپ ویژه خروج از غزه را فرار از مرگ نامیده و به خاطر این عقب‌نشینی به رقص و پایکوبی پرداخته‌اند. حالا، دو عامل دیگر را نیز که در همین حال و هوای بین‌المللی جریان دارد به شرایط یاد شده اضافه کنید. از یکسو، برانگیختگی افکار عمومی جهانیان علیه جنایات رژیم صهیونیستی و تظاهرات ضد‌اسرائیلی بی‌سابقه و چند صد هزار نفره ملت‌ها، به‌ویژه در آمریکا و اروپا که رژیم صهیونیستی را از فاش شدن هویت واقعی آن به وحشت انداخته است و از سوی دیگر، بی‌غیرتی و بی‌خیالی سران بسیاری از کشورهای عربی در مقابل جنایات اسرائیل که با اعتراض گسترده ملت‌های مسلمان به وادادگی غیر‌قابل توجیه و خیانت‌آمیز سران دست‌نشانده کشورهای یاد شده همراه است!

سؤال این است که نشست وزرای خارجه مجمع همکاری کشورهای عربی و روسیه در کجای این شرایط جای گرفته و با کدام ضرورت برپا شده است؟!

۴- ممکن است آقای لاوروف ادعا کند که این نشست در فواصل زمانی مشخص برگزار می‌شده و اجلاس چهارشنبه (۲۹ آذرماه / ۲۰ دسامبر‌) موعد ازقبل تعیین شده برای برگزاری آن بوده است! این ادعا برفرض که مطرح شود، کمترین توجیه منطقی و قابل پذیرشی ندارد. چرا که؛ اولین نشست این مجمع که زمان تشکیل آن نیز هست در سال ۲۰۰۹ در مسکو بوده است. دومین نشست در سال ۲۰۱۴ (به فاصله ۵ سال‌) در سودان، سومین نشست در سال ۲۰۱۶ (‌به فاصله ۲ سال‌) در مسکو. چهارمین نشست در سال ۲۰۱۷ (به فاصله یک سال‌) در ابوظبی. پنجمین نشست در سال ۲۰۱۹ (با فاصله ۲ سال‌) و نشست اخیر که ششمین نشست است در سال ۲۰۲۳ (با فاصله ۴ سال‌) در مراکش تشکیل شده است!

همان‌گونه که به وضوح دیده می‌شود فاصله‌های زمانی میان نشست‌های این مجمع، منظم و از قبل تعیین شده نبوده است. بنابراین پرسش از دولت روسیه که مدعی استقلال است (و نه سران دست‌نشانده عرب‌) این است که با توجه به بن‌بست رو به زوال رژیم صهیونیستی در جنگ غزه و خیانت بر ملا شده برخی از سران کشورهای عربی، انگیزه شما از برگزاری بی‌هنگام نشست اخیر همسویی با این جریان فاسد نبوده است؟! پاسخ شما چیست؟! آیا از دولت روسیه بعید نبود که در نمایش فراری دادن رژیم صهیونیستی و سران بی‌غیرت برخی از کشورهای عربی از بن‌بستی که با آن رو‌به‌رو شده‌اند، نقش‌آفرینی کند؟‌ این اقدام دولت روسیه اگر خطا باشد، خطایی نابخشودنی است و رنگ خیانت دارد!

۵- ممکن است ادعا شود که در بیانیه پایانی بر توقف بمباران نوار غزه، قتل عام مردم، لغو محاصره غذایی و دارویی و سوخت تاکید شده است! که باید گفت؛ اولاً اگر این تاکیدات نبود، هویت واقعی شرکت‌کنندگان در نشست یاد شده بیش از پیش از پرده برون می‌افتاد! ثانیاً؛ یک بار دیگر متن بیانیه را مرور کنید. در بخشی از ماده ۱۰ بیانیه آمده است: « … پایان دادن به اشغال سرزمین فلسطین اشغالی توسط اسرائیل در سال ۱۹۶۷، از جمله قدس شرقی، جولان سوریه و بقیه سرزمین‌های اشغالی لبنان … »! در این بند از بیانیه پایانی، موجودیت رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته شده و تنها خواستار بازگشت سرزمین‌های اشغال‌شده در جنگ شش روزه شده‌اند! در بخش دیگری از بیانیه سخن از «‌استقلال کشور مستقل فلسطین در امتداد خطوط ۴ ژوئن ۱۹۶۷، با پایتختی بیت‌المقدس شرقی‌…‌»! به میان آمده است که مفهوم روشن و خالی از ابهام آن از یکسو تن دادن به طرح خیانت‌بار دو دولتی است (بخشی در حاکمیت مشروط فلسطینی‌ها و بخش دیگر که شامل سرزمین‌های اشغالی در سال ۱۹۴۸ است تحت حاکمیت صهیونیست‌ها‌)! و

۶- رژیم صهیونیستی بارها اعلام کرده است که جمهوری اسلامی ایران را اصلی‌ترین و قدرتمندترین دشمن خود می‌داند و در این خصوص اشتباه نمی‌کند چرا که گزاره محو اسرائیل از جغرافیای جهان، دیدگاه منطقی و قانونی حضرت امام است که از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی امام راحل ما(ره) و رهبر معظم انقلاب با جدیت دنبال شده و امروز به دیدگاه و نگاه تمامی نیروهای مقاومت تبدیل شده است. اکنون با توجه به نکات یاد شده، می‌توان تشکیل بی‌هنگام مجمع همکاری کشور‌های عربی و روسیه و گنجاندن ادعای واهی و بی‌اساس حاکمیت امارات بر سه جزیره ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابو‌موسی در بیانیه پایانی این اجلاس را بخش دیگری از همراهی با رژیم صهیونیستی در ابراز دشمنی با ایران اسلامی دانست.

۷- یکی از اهداف این نشست را می‌توان و باید سرپوش نهادن بر «خط زمینی ارسال کالا و مهمات» به اسرائیل دانست که گزارش‌های درخور توجهی از راه‌اندازی آن توسط عربستان، امارات و اردن خبر می‌دهد. متن بیانیه پایانی این نشست که برای اختصار به بخش‌هایی از بند ۱۰ آن اشاره کردیم گواه دیگری بر همراهی کشورهای یاد شده با رژیم صهیونیست است.

۸- از کشورهای عربی حاضر در نشست یاد شده غیر از دشمنی با ایران اسلامی و همراهی با رژیم صهیونیستی انتظاری نمی‌رود ولی دولت روسیه باید پاسخگوی اقدام پلشت و غیر‌قانونی خود علیه جمهوری اسلامی ایران باشد. آقای لاوروف از اسناد فراوانی که بر حاکمیت قطعی و بلا منازع ایران بر جزایر سه‌گانه حکایت می‌کند، با خبر است. و از این روی اقدام دولت روسیه اگر هم خطا باشد، بوی خیانت می‌دهد و کمترین انتظار از دستگاه دیپلماسی کشورمان آن است که از دولت روسیه بخواهد رسماً و علناً از اقدامی که علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی انجام داده است پوزش بخواهد و با توجه به اسناد غیر‌قابل انکار موجود، بر حاکمیت ایران بر سه جزیره یاد شده تاکید کند.

***

کیهان (سرمقاله)

۲۱ آذر ۱۴۰۱

سفر شی‌جین‌ پینگ و بیانیه ریاض

 

سفر رئیس‌جمهور چین به عربستان سعودی که با حضور تعدادی از رؤسا و مقامات دولت‌های عربی به مذاکرات بین چین و اعراب تبدیل شد، حاوی نکاتی است. در ایران بیش از مذاکرات و راهبردی که چین را به ریاض کشانده، نکات مطرح شده در مورد ایران در دو بیانیه ریاض برجسته شد و البته حق هم همین بود چرا که آنچه درباره کشور ما مطرح شده، نیاز به واکنش سطح ملی داشته است. اما واقعاً در بیانیه مشترک ریاض – پکن درباره ایران چه چیزی آمده است و آنچه بیان شده از تغییر در مواضع چین نسبت به حقوق و منافع ایران حکایت می‌کند یا خیر.

درخصوص سفر شی‌جین‌پینگ و توافقات چین و کشورهای عرب شرکت‌کننده در ملاقات ریاض و معانی خاص این سفر و آنچه درباره ایران گفته شده است، نکات زیر اهمیت دارند:
۱- آنچه ریاض در دو بیانیه کشورهای عربی و چین در مورد ایران ذکر کرده که البته با آنچه در بیانیه وزارت خارجه چین و خبرگزاری چینی شینهوا آمده متفاوت می‌باشد، حاوی سه نکته است، اول؛ ایران و امارات در مورد جزایر سه‌گانه از گفت‌وگو و راه‌حل مسالمت‌آمیز پیروی کنند. دوم؛ ایران با آژانس همکاری کند و به رژیم عدم اشاعه پایبند باشد. سوم؛ از دخالت در امور همسایگان پرهیز شود. این سه گزاره آشنا و مکرر دولت‌های عربی طی حدود سه دهه گذشته است که هر بار در بیانیه‌هایی که به نام کشورهای عربی صادر شده، ذکر گردیده و هر بار هم ایران جواب داده است کما اینکه این بار هم وزیر امور خارجه ایران پاسخ محکم و همیشگی ایران را تکرار کرد. در مورد جزایر سه‌گانه، موضع بیانیه صادرشده کشورهای عربی که امضای چین هم پای آن دارد، از موارد قبلی ضعیف‌تر است چرا که در بیانیه‌های قبلی کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس و کشورهای عضو اتحادیه عرب و گاهی بیانیه‌های یک کشور عربی عضو شورای همکاری خلیج‌فارس با صراحت از اماراتی بودن این جزایر صحبت به میان آمده است و اینک به‌طور کلی گفته شده این اختلاف از طریق گفت‌وگوی ایران و امارات حل‌وفصل شود.

البته این موضوع در همین اندازه هم غیرقابل پذیرش است؛ چرا که جمهوری اسلامی هیچ خدشه‌ای به حاکمیت خود بر این جزایر را برنمی‌تابد و اصولاً قایل به هیچ گفت‌وگویی در این زمینه نیست و به همین جهت هم ما موضع مطرح شده در این بیانیه و به‌طور خاص امضای رئیس‌جمهور چین پای آن را غیرمسئولانه تلقی می‌کنیم و جا دارد به همین علت به‌طور رسمی از دولت چین توضیح خواسته شود. از آنجا که گفته می‌شود معاون نخست‌وزیر چین طی روزهای آینده به تهران می‌آید جا دارد ما پذیرش سفر او را به بعد از بیانیه ریاض موکول نمائیم. مسئولین چینی به یاد دارند که ایران در جریان سفر «نانسی پلوسی» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا به تایوان سفر وی را فتنه‌انگیزانه دانست و آن را محکوم کرد.

نکته دیگر بیانیه در مورد همکاری ایران با آژانس و پایبند بودن کشورمان به رژیم عدم اشاعه است. در جریان قطعنامه اخیر آژانس علیه ایران خود چینی‌ها با آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها همراهی نکردند و در مورد عدم اشاعه هم خود بارها اعلام کرده‌اند، ایران تلاشی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای نداشته است. بنابراین در اینجا آنچه در بیانیه ریاض آمده و حاوی توصیه‌ای است که خود آن را تحصیل حاصل می‌دانند، و حاوی نکته تازه‌ای نیست. درباره نکته سوم هم آنچه در بیانیه ریاض آمده اگرچه تصریح به دخالت ایران در امور همسایگان ندارد و عبارت بیانیه انشایی است، ولی این تاکید در بیانیه سمت و سوی قابل اعتراضی دارد و گویی ایران را به دخالت در امور دیگران متهم می‌کند! کاملاً معلوم است که ایران در امور همسایگان دخالتی ندارد و هیچ‌‌گاه سیاست ایران مبتنی بر آن نبوده و اصولاً همان‌طور که در قانون اساسی ایران آمده، دخالت کشوری در امور کشور دیگر را مردود و مذموم شمرده است. بنابراین، این بخش از بیانیه اگرچه ادبیات منصفانه‌ای ندارد اما همین مقدار هم زیاده‌گویی، غیرقابل پذیرش و در خور انتقاد و اعتراض است.

۲- سفر رئیس‌جمهور چین به ریاض و تبدیل گفت‌وگوی دوجانبه به گفت‌وگوی بلوک عربی و چین، برای غربی‌ها و به‌ویژه آمریکا بسیار گزنده بود، توافقات نسبتاً گسترده – ۳۴ قرارداد – اقتصادی بین این دولت‌ها، وضع واشنگتن در عرصه بین‌الملل را نشان داد. جهان در شرایط تحول به‌سر می‌برد و آمریکایی‌ها با چین چالش اقتصادی و امنیتی دارند و از سوی دیگر اکثر نزدیک به همه کشورهای عربی شرکت‌کننده در مذاکرات با رئیس‌جمهور چین، به‌طور سنتی در بلوک آمریکا قرار دارند و شرکت‌ مانورگونه آنان در مذاکرات ریاض نشان‌دهنده بروز ناامیدی از واشنگتن در بلوک آمریکاست. به همین جهت مقامات وزارت خارجه آمریکا به این مذاکرات واکنش نشان دادند و از چین به‌عنوان یک خطر برای منطقه غرب آسیا یاد کردند. یکی از مقاله‌نویسان روزنامه نیویورک‌تایمز نوشت در حالی که آمریکا در حال شناسایی‌ جای پاهایی در شرق آسیاست، چین در حال انعقاد قراردادهای متعدد اقتصادی با غرب آسیاست. البته در مورد نفوذ آمریکا در شرق آسیا که بعضی محافل ایرانی طی سال‌های اخیر روی آن مانور کرده‌اند، باید گفت فعلاً که نه به بار است و نه به دار. حداقل چهل سال است که ما با واژه «پیمان پاسیفیک» آشنا شده‌ایم و در این چهل سال شاهد هیچ پیشرفتی در موقعیت آمریکا در شرق آسیا نبوده‌ایم. در همین سال‌های اخیر و به‌خصوص در دو سال گذشته حتی نشانه‌هایی از فاصله گرفتن ژاپن و کره جنوبی از آمریکا بروز کرده است. بنابراین برخلاف آنچه در ایران تصور و تبلیغ شده است، آمریکا و چین در حال تغییر موقعیت مکانی در آسیا نیستند، کشوری در حال افول و کشور دیگر در حال ظهور است. سرمقاله‌نویس نیویورک‌تایمز هم کنایه درستی زده یکی در پی جای پا و دیگری در حال عقد قراردادهای پیاپی!

البته در مورد اینکه آیا کنسرت متنوع ریاض می‌تواند صدای واحدی تولید کند یا نه، بحث زیادی وجود دارد. بن سلمان‌ها، ژنرال سیسی‌ها، بن‌زایدها، شیخ تمیم‌ها، برهان و… در طول ۷۷ سال گذشته – از زمان تأسیس اتحادیه عرب – هیچ‌گاه نتوانسته‌اند تولید‌کننده صدای واحدی باشند. از آنان نه امتی عربی تولید شده، نه جبهه‌ای عربی پدید آمده و نه شورایی کارآمد و نه اتحادیه‌ای مؤثر به وجود آمده است. همین الان شورای همکاری خلیج‌فارس به دل و جگر زلیخا شبیه‌تر است تا به یک شورای هماهنگ‌ و اتحادیه عرب به افتراقیه شبیه‌تر است. این دولت‌های عربی در طول ده‌ها سال گذشته که متحد غرب شناخته می‌شدند، از روابط با دولت‌های آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان طرفی نبستند و همواره در برابر دشمنان خود هزیمت کردند. حالا هم رابطه با چین نمی‌تواند گره تفرقه آنان را باز کند و همان‌گونه که قراردادهای اقتصادی با غرب، آنان را به کشورهایی صنعتی و پیشرفته تبدیل نکرده است، قراردادهای اقتصادی با چین هم کمکی به تغییر موقعیت ضعیف کنونی‌شان نمی‌کند. بعضی از آنان کماکان در جایگاه فروشنده نفت و بعضی دیگر در جایگاه دریافت‌کننده کمک‌های بلاعوض باقی می‌مانند.

۳- بعضی گفته‌اند ریاض می‌تواند روی روابط ایران و چین تأثیر منفی بگذارد. واقعیت این است که ایران در طول سال‌های گذشته، در ادبیات مقامات چینی، کشوری غیرقابل جایگزین در غرب آسیا معرفی شده است. در سطح بین‌المللی هم ایران با کشورهایی نظیر عربستان، مصر و… مقایسه نمی‌شود. در ادبیات غربی‌ها هم وقتی صحبت از قدرت‌های آسیایی می‌شود، نام ایران کنار نام چین و روسیه می‌نشیند. بنابراین روابط چین با دولت‌های عرب خلیج‌فارس حتی اگر با عدد و رقم‌های اقتصادی درشتی همراه باشد، روابطی یکطرفه و یک‌بعدی است چرا که عرب‌های شرکت‌کننده در دیدار ریاض به غیر از نفت چیزی برای عرضه ندارند و حداقل فعلاً نمی‌توانند در عرصه‌های سیاست بین‌المللی نقشی برعهده بگیرند. کشورهای عربی در کارزار امنیتی و اقتصادی میان چین و آ‌مریکا موقعیتی ندارند تا پکن به آنان چشم بدوزد. در حوزه امنیتی نیز دولت‌های عربی واجد موقعیتی نیستند. این دولت‌ها به‌خصوص در شرایط متحول جهانی حرفی برای گفتن ندارند. در طول سال‌های گذشته، سعودی‌ها حداکثر کاری که کرده‌اند در عرصه مدنی دست به آزادی‌هایی از نوع غربی‌ زده‌اند که نه تنها برای چین جاذبه‌ای ندارد بلکه در مقابل آن هم قرار دارد. بنابراین ما باید موقعیت تاریخی و بی‌بدیل کنونی خود را درک کرده و براساس آن به ایفای نقش کلان در عرصه بین‌الملل بپردازیم. «ایران تاریخی» با «اسلام بالنده» پیوند جهش‌آمیزی دارد؛ جمهوری اسلامی باید در این عرصه میدان‌داری کرده و شرکای واقعی خود را بشناسد.