تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

یک‌شنبه، ۳ آبان ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: بکیر جان باش‌اغمز
چهارشنیه، ۲۹ اوت ۲۰۱۵

فاشیسم: لاستیک زاپاس بورژوازی

 

ایده‌های فاشیستی در جاهایی بیش از همه به چشم می‌خورند که جنبش پرولتری در آن‌ها بیش‌ترین رشد را داشته و مبارزهٔ طبقاتی به آشکارترین شکل جریان دارد.

ما با یک سلاح ایدئولوژیک روبه‌رو هستیم که مدافع همکاری میان همه طبقات است، مبارزهٔ طبقاتی را رد می‌کند، مدعی است که همه منافع را در کورهٔ وحدت ملی ذوب می‌سازد، با محروم کردن توده‌ها از یک شالوده سیاسی، ذهن آنان را مسموم می‌کند، در عین حال خود به‌شدت با سیاست درهم‌تنیده است.

فاشیسم بر یک شالوده سیاسی در ذهن توده‌ها ریشه نمی‌دواند؛ زیرا توده‌ها از زیرساخت لازم برای پذیرش فاشیسم به‌مثابه یک ایدئولوژی برخوردار نیستند. تنها دلیل روی آوردن افراد به این ایدئولوژی بیمارگونه، احساسات عاطفیِ «ملی‌» است که بورژوازی در جامعه تزریق می‌کند. و اتفاقاً ، این احساسات فقط در دوره‌هایی اوج می‌گیرند که قدرت سرمایه‌داری دچار بحران شده است؛ دوره‌هایی که این اوج‌گیری با «تحریکاتی» هم‌راه است که رسانه‌های بورژوایی به جامعه تزریق می‌کنند.

یک نمونه‌ «کوچک» این ، لفاظی‌های تهاجمی و تهدیدآمیز بورژوازی ترکیه است که اکنون در بحران به سر می‌برد، در فاشیسم اولترا-ناسیونالیسم تجسم یافته است؛ بورژوازی‌ای که می‌کوشد با توسل به این تهدیدها، مردم را به سوی جست‌وجوی راه‌حل سوق دهد. پیام روشن است: «یا در این کشور به ثبات دست می‌یابیم، یا تروریسم همچنان ادامه خواهد یافت.»

روشن است که منظور از «ثبات» – که اینجا در گیومه آمده ــ چیزی جز تداوم فاشیسم «حزب عدالت و توسعه» و فرمان‌برداری احزاب مستقر در پارلمان نیست.

اما، تروریسم ناسیونالیستی تنها به یک شکل می‌تواند خود را تغییر دهد: از حملات خیابانی، کینه‌توزانه، با دهان کف‌کرده، گوش‌به‌فرمان علیه چپ‌گرایان، ترقی‌خواهان، علویان و کردها بر حسب اقتضای روز، تا ظاهر کت‌وشلوارپوش و آراسته آن در پارلمان.

مهم‌ترین دلیل اینکه این توده‌ تا این اندازه به‌آسانی تحت تأثیر قرار می‌گیرند و تحریک می‌شوند، آن است که در کل، از سطح هوشی که یک فرد بالغِ عادی باید داشته باشد، برخوردار نیستند. در واقع، بورژوازی با استفاده از سلاح فاشیسم، بخش‌های مختلف طبقات جامعه را همچون مهره‌هایی در مبارزهٔ ضدانقلابی خود به کار می‌گیرد.

توده‌هایی که از فاشیسم پیروی کردند، میان دو سپاه بزرگِ آنتاگونیسم‌ها و مبارزات طبقاتیِ تاریخ گرفتار شده بودند و به دلیل تجدید قوای بورژوازی و نیز از آن رو که رهبرانشان از همان ابتدا در کنار بورژوازی قرار داشتند، جانب آن را گرفتند. بورژوازی از فاشیسم برای درهم‌شکستن مبارزهٔ پرولتاریا و به بند کشیدن آن استفاده کرد. هرچه بحران اقتصاد سرمایه‌داری طولانی‌تر و شدیدتر شود و بار سنگین‌تری بر دوش پرولتاریا قرار گیرد، دفاع از نظم بورژوایی در برابر مطالبات توده‌های کارگر با اتکا به سازوکارهای موجود دشوارتر خواهد شد. ازاین‌رو، بورژوازی به نیروهایی تهاجمی علیه طبقه کارگر نیاز دارد. فاشیست‌ها این نیروی تهاجمی‌ هستند.

«فاشیسم در کشورهای مختلف به شکل‌های گوناگون خود را نشان می‌دهد، اما در همه‌جا جوهرهٔ آن ترکیبی است از خشونت خونین و تروریستی با لفاظی‌های پرطمطراق و هیاهوآمیزی که با توسل به عوام‌فریبی، احساسات، روحیات و نیازهای توده‌ها را هدف قرار می‌دهد.»*

در کشورهایی که فاشیسم در حال قدرت گرفتن است، اگر احزاب کمونیست سازمان‌یافته نباشند، فاشیسم پیشروی خواهد کرد و قدرت خواهد گرفت،. و اگر برای مقابله با آن هیچ سازمان انقلابی‌ مجهز به سلاح ایدئولوژیکِ سوسیالیسم علمیِ طبقه کارگر وجود نداشته باشد، فاشیسم به نیروی مسلط تبدیل خواهد شد؛ نیرویی که همچنان در دل مردم هراس می‌افکند و در مقام پاسدار نظام سرمایه‌داری عمل می‌کند…

منبع:
* بحث‌ها دربارهٔ فاشیسم در انترناسیونال سوم: اسناد، جلد اول، انتشارات دونوشوم، سپتامبر ۱۹۹۱، ص. ۲۳.

https://haber.sol.org.tr/blog/serbest-kursu/bekir-can-basegmez/fasizm-burjuvazinin-yedek-lastigi-127960