گرجستان یک نمونه تلخ و غمانگیز از چگونگی پایمال شدن حاکمیت و استقلال ملی در عصر امپریالیسم است. حاکمیت/استقلال ملی و توسعه و همگرایی برابر ملتها، بدون تضاد با یکدیگر، تنها به مثابه وظیفه تاریخی طبقه کارگر مطرح است.
تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: ارهان نالچاجی
۱۵ ژوئن ۲۰۲۴
مسأله حاکمیت و استقلال در عصر ما: نمونه گرجستان
ما موضوع حاكميت و استقلال ملتها در عصر خود را از طريق گرجستان، كه اخيراً در دستور كار جهانی قرار گرفته است، بررسی خواهيم كرد.
نسل ما عکس زیر را به خوبی به یاد دارد، اما یادآوری آن برای جوانان مفید است.

میخائیل شاکاشویلی که پس از «انقلاب گل رز» در سال ۲۰۰۳ در گرجستان به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد و از عوامل امپریالیسم غرب است، هنگام ورود ارتش روسیه به اوستیا در مقابل رسانهها هنگام صحبت با رئیسجمهور آمریکا کراوات خود را میجوید.
اگرچه شاکاشویلی مدعی بود که از کودکی کراوات میجویده است، اما کسانی که در آن زمان از این موضوع مطلع بودند، این واقعه را نشانه شروع شکست آمریکا، ناتو، اتحادیه اروپا یا به طور کلی امپریالیسم غربی تلقی نمودند. ارزیابی ما از این فاکت اینبود که مشکل پرسنلی وجود داشت و اعزام عوامل بیصلاحیتی که نمیتوانستند فشار را مدیریت کنند، به عنوان نشانهای در نظر گرفتیم که امپریالیسم غربی میتواند رقابت امپریالیستی را ببازد.
ساکاشویلی به اوکرائین فرستاده شد، و سالومه زورابیشویلی، که یک شهروند فرانسوی است، و برای غرب کار میکند و در حال حاضر به عنوان رئیسجمهور خدمت میکند، جای او را گرفت. ساکاشویلی یک شهروند اوکرائینی شد و در دوره ۲۰۲۰-۲۰۱۶ دولت اوکرائین وظتئف رسمی را به او محول کرد. سپس آمریکا ساکاشویلی را به گرجستان فرستاد. او به محض بازگشت به کشور در سال ۲۰۲۱، دعوت به قیام کرد و دستگیر شد. شاکاشویلی که هنوز در زندان است بسیار ضعیف به نظر میرسد زیرا غذا و کراوات پیدا نمیکند و منتظر است تا توسط دولتهای که به آنها وابسته است نجات پیدا کند.
پس از ضدانقلاب ۱۹۹۰، کشورهای سوسیالیستی سابق گذار به سرمایهداری را در هرج و مرج و غارت اقتصادی آغاز کردند. امپریالیسم غربی، به معنای واقعی کلمه فناوری ایجاد هژمونی در این کشورها را توسعه داده است. امپریالیسم غربی خیلی ساده به عوامل خود تحت عنوان سازمانهای غیردولتی بودجه میداد، و رسانهها و سیاستمداران را میخرید و بسیاری از کارگزاران خود را در کشور سرکار میآورد
در نتیجه، اگرچه انتخابات پارلمانی در یک کشور نشان دهنده قدرت طبقه سرمایه محلی است، اما با حاکمیت مرتبط است. در نتیجه، انتخابات برگزار میشود، نمایندگان بورژوازی محلی به هر طریقی در مجلس نماینده میشوند، و از منافع بورژوازی دفاع میکنند. اما علاوه بر این، سازمانهای غیردولتی میگویند که در نتایج انتخابات به گونهای تقلب شده است، و گویی با فشار یک دکمه جمعیت در میادین شهرها گرد میآیند، رسانههای غربی و مطبوعات خریداریشده از آن حمایت میکنند، و عوامل غرب مانند ساکاشویلی به قدرت میرسند. آنها با افزودن نامی که بنحو رسوایی خاطرات زیبایی را در اذهان تداعی میکند، این پدیده را «انقلاب» مینامند. «انقلاب گل رز» در گرجستان در سال ۲۰۰۳ دقیقاً به این شکل بود.
توجه کنید، امپریالیسم غربی، بخشاً به دلیل احساس برتری خود، بخشاً به دلیل تجربه تاریخی کثیف استعماری آن، و بخشاً به دلیل نداشتن امکانات مالی، سعی در جلب بورژوازی محلی از طریق سرمایهگذاری یا توسعه روابط تجاری نداشت. بلکه با ایجاد طرحی مبتنی بر فریب سعی میکرد به هژمونی دست یابد.
به غوغایی که در ماههای اخیر در گرجستان برپا شده، و توسط «چپ» به تفصیل گزارش شده است، نگاه کنید. تحت رهبری حزب سیاسی حاکم، قانونی که هدف آن مداخله-هر چند خجالتی- در منابع مالی سازمانهای غیردولتی است، که توسط کشورهای خارجی بهویژه اتحادیه اروپا و آمریکا تأمین میشوند، به تصویب مجلس رسید.
تظاهرات خشونتآمیز با پرچمهای اتحادیه اروپا و خشونتهای گسترده توسط سازمانهای غیردولتی رخ داد. زورابیشویلی که تا پنجاه سالگی در فرانسه زندگی کرد و در دوران «انقلاب گل سرخ» به عنوان سفیر فرانسه در گرجستان فعالیت میکرد، و یک سپس با قانون متقلبانه شهروند گرجستان شد و در حال حاضر رئیسجمهور این کشور است، خواستار قیام علیه خواست پارلمان شد.
چرا «دموکراسی و ارزشهای اتحادیه اروپا»نقض میشود؟
در ضمن، به سیاست ها/سازمانهایی که در اول نام خود از کلمه دموکراسی استفاده میکنند توجه کنید،و ببینید آیا بودجه آنها از خارج تامین میشود!
اما امپریالیسم غربی بسیار ستیزهجو است. درست زمانی که گرجستان در آستانه پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو بود، یک جبهه علیه روسیه از جنوب گشوده میشود.
ایالات متحده صدور ویزا برای نمایندگان مجلس گرجستان که از این قانون حمایت کردند، و اعضای خانواده آنها را ممنوع کرد. بنا به گزارشها، سازمانهای غیردولتی نمایندگان مجلس را با «شلیک گلوله به سر» تهدید کردند.
گرجستان یک نمونه تلخ و غمانگیز از چگونگی پایمال شدن حاکمیت و استقلال ملی در عصر امپریالیسم است.
پس، چگونه کشوری که امپریالیسم غربی آن را به تصرف خود درآورده بود، تا جایی که عوامل مفلوک خود را در ریاست جمهوری قرار داده بود، از دست آنها خارج میشود؟
سیاستهای بورژوازی در گرجستان، که مدتی است در حال ظهور است، آنها آنطور که متهم میشوند طرفدار روسیه نیست، اما هنگامی که ویرانی نابخردانه اوکرائین را میبینند، نمیخواهند کشور را به ویرانی بکشانند.
اما چیز دیگری، بازیگر دیگری وجود دارد که نه از طریق حاکمیت بلکه از طریق وابستگی عمل میکند. نمودار زیر منظور ما را بخوبی میرساند.

این نمودار افزایش حجم کل تجارت بین چین و گرجستان را در طول سالها نشان میدهد. واحد محور عمودی میلیون دلار است. افزایش حجم تجارت متاثر از همه رویدادهای سیاسی است و یک زمانبندی سیاسی ارائه میدهد. در طول جنگ ۲۰۰۴ اوستیا، کودتای میدان اوکرائین در سال ۲۰۱۴، و بحران اوکرائین در سال ۲۰۲۱ کاهش میباید، اما بلافاصله پس از آن به افزایش خود ادامه میدهد..
این نمودار نشان میدهد که در حالی که تمام توطئههای امپریالیسم غربی ادامه دارد، چین به طور مداوم و خستگیناپذیر حجم تجارت خود را با گرجستان گسترش میدهد. گفته میشود که از سال ۱۹۹۰ حجم تجارت بین دو کشور ۴۰۰ برار شده است. این در اوج مداخله امپریالیسم غربی کمی کاهش مییابد، و سپس دوباره افزایش مییابد.
باید اضافه کنیم که حجم کل تجارت به تدریج در حال افزایش است، و یک کسری تجاری بزرگ به نفع چین و وابستگی ایجاد میکند. گرجستان در یکی از مسیرهای جاده ابریشم جدید، یکی از ابزارهای اصلی هژمونی چین واقع شده است.
گرجستان سال گذشته شرایط ویزا را برای شهروندان چینی لغو کرد. همکاری چین و گرجستان اخیراً به سطح «مشارکت استراتژیک» ارتقا یافته است.
ما میدانیم که وابستگی در نهایت یک مشکل حاکمیتی ایجاد میکند.
امروز، طبقات سرمایهداری ملی، بسته به انباشت سرمایه خود، یا موضع توسعهطلبانه میگیرند و سعی میکنند بر حاکمیت یا استقلال خلقهای دیگر هژمونی برقرار کنند، و یا به درجات گوناگون از حاکمیت آنها کاسته شده و وابسته میشوند.
دولتهای ترکیبی، مانند ترکیه، که هم وابسته و هم توسعهطلباند نیز در این سلسله مراتب قرار میگیرند.
حاکمیت/استقلال ملی و توسعه و همگرایی برابر ملتها، بدون تضاد با یکدیگر، تنها به مثابه وظیفه تاریخی طبقه کارگر مطرح است.
https://haber.sol.org.tr/yazar/cagimizda-egemenlik-ve-bagimsizlik-sorunu-gurcistan-ornegi-393771
