تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۷ مهر ۱۴۰۵
منبع: «چپ: (soL)
جمعه، ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶
«پیروزی تاریخی» در برلین: آیا داستان گذشته دوباره تکرار خواهد شد؟

پرسش اصلی برای دوره پیشِ رو این نیست که آیا حزب «چپ» (Die Linke) به دولت خواهد پیوست یا نه، بلکه این است که در صورت پیوستن، آیا واقعاً محدودیتهای نظم سیاسی سرمایهداری را به چالش خواهد کشید یا نه . بعید به نظر میرسد که آپورتونیسم حزب «چپ» بتواند پاسخگوی مطالبات مردم برلین باشد.
روز یکشنبه، ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، انتخابات بیستمین دوره مجلس ایالتی برلین (Abgeordnetenhaus) و بهطور همزمان، انتخابات شوراهای محلی در ۱۲ منطقه این شهر به پایان رسید، و نخستین نتایج رسمی اعلام شد.
در میان حدود ۲.۵ میلیون شهروند واجد شرایط رأیدهی، امسال برای نخستین بار جوانان ۱۶ و ۱۷ ساله نیز حق شرکت در انتخابات را داشتند. نرخ مشارکت که در انتخابات سال ۲۰۲۳ حدود ۶۳ درصد بود، در این انتخابات به ۷۵ درصد افزایش یافت، و به عنوان یکی از بالاترین میزانهای مشارکت در تاریخ انتخابات این شهر ثبت شد.
ارسال اعلانهای انتخاباتی برای رأیدهندگان و توزیع دعوتنامههای رأیگیری مکاتبهای ( Briefwahl) از ۴۱ روز پیش از انتخابات، یعنی در ۱۰ اوت ۲۰۲۶ آغاز شد؛ این به رأیدهندگان فرصت داد هفتهها پیش از روز انتخابات، بدون نیاز به حضور در پای صندوقهای رأی، آرای خود را ارسال کنند. این روند زودهنگام و گستردهٔ رأیگیری مکاتبهای را میتوان یکی از عوامل مؤثر در دستیابی به نرخ مشارکت بالای ۷۵ درصدی دانست.
رأیدهندگان دو رأی به صندوقهای انداختند: با رأی اول (Erststimme) ، یک نامزد مستقیماً در یکی از ۷۸ حوزه انتخاباتی انتخاب شد، و با رأی دوم (Zweitstimme)، به فهرست ایالتی یا منطقهای یک حزب رأی داده شد. در این میان، آرای دوم نقش اصلی را در تعیین چیدمان و توزیع صندلیها در مجلس ایالتی ایفا کردند.
بر اساس نتایج رسمی اعلامشده از سوی «اداره انتخابات ایالتی برلین»، توزیع آرا به شرح زیر رقم خورد:
● حزب چپ : ۲۵.۷ درصد
● اتحاد دموکرات مسیحی : ۱۸.۸ درصد
● حزب آلترناتیو برای آلمان: ۱۶.۳ درصد
● ائتلاف ۹۰/سبزها: ۱۴.۳ درصد
● حزب سوسیال دموکرات : ۱۲.۱ درصد
● ائتلاف سارا واگنکنشت : ۴.۷ درصد
● حزب دموکرات آزاد : ۲.۵ درصد
بر اساس این نتایج، ائتلاف «اتحاد دموکرات مسیحی- حزب سوسیال دموکرات» که از سال ۲۰۲۳ قدرت را در این ایالت در دست داشت، اکثریت کرسیهای مجلس را از دست داد. بدین ترتیب، حزبِ «چپ»، «اتحاد دموکرات مسیحی»، «آلترناتیو برای آلمان»، «اتحاد ۹۰/سبزها» موفق به ورود به مجلس ایالتی شدند. دو حزب «ائتلاف سارا واگنکنشت» و «حزب دموکرات آزاد» که نتوانستند حد نصاب ۵ درصدی را کسب کنند، از راهیافتن به مجلس بازماندند. مجموع آرای احزابی که موفق به عبور از این حد نصاب نشدند، حدود ۱۲.۷ درصد از کل آرای صحیح دوم را به خود اختصاص داد. همچنین حزب کمونیست آلمان در بخش رأیگیری به فهرستها، که در آن آرنولد شولتسل، سردبیر پیشین روزنامه «دنیای جوان» سرفهرست نامزدها بود، ۰.۱۱ درصد آرا را به دست آورد.
اما برجستهترین نتیجه انتخابات، عملکرد حزب چپ بود. این حزب با کسب ۲۵.۷ درصد آرا به قدرتمندترین حزب برلین تبدیل شد و میزان آرای خود را نسبت به نتیجه ۱۲.۲ درصدی سال ۲۰۲۳، بیش از دو برابر افزایش داد. این نتیجه، بالاترین میزان رأی این حزب در برلین تا به امروز محسوب میشود؛ رکورد قبلی در سال ۱۹۹۹ به دست آمده بود، زمانی که این حزب هنوز نام «حزب سوسیالیسم دموکراتیک» را بر خود داشت و ۱۷.۷ درصد آرا را کسب کرده بود. حزب «چپ» که شعار کارزار انتخاباتی خود را «برلین را مقرونبهصرفه کنیم» (Berlin bezahlbar machen) تعیین کرده بود، محوریت برنامههای خود را بر اجرای طرح (مصادره اموال شرکت دوتچه وونن و شرکا) قرار داد؛ طرحی که در همهپرسی سال ۲۰۲۱ تصویب شده بود و هدف آن ملیکردن شرکتهای بزرگ مسکن است.
الیف ارالپ، نامزد حزب «چپ» برای تصدی مقام شهردار-فرماندار برلین، با کسب این نتیجه، موقعیت مستحکمی برای تکیه زدن بر کرسی شهرداری به دست آورده است. شهروندان جدید و رأیدهندگان جوانی که برای نخستین بار پای صندوقهای رأی میرفتند، بویژه از حزب الیف ارالپ حمایت کردند. در صورت تحقق این، ارالپ نخستین عضو حزب «چپ» و نخستین فرد مهاجرتبار خواهد بود که در تاریخ برلین به این مقام میرسد.
وضعیت سایر احزاب
«اتحادیه دموکرات مسیحی» که پیش از انتخابات در قدرت بود، با ۱۸.۸ درصد آرا در جایگاه دوم قرار گرفت؛ این حزب در مقایسه با نتیجه ۲۸.۲ درصدی خود در سال ۲۰۲۳، بیش از ۹ درصد از آرای خود را از دست داد. این نتیجه، دومین عملکرد ضعیف تاریخ «اتحادیه دموکرات مسیحی» در برلین به شمار میرود. پیشبینی میشود که حدود ۶۰ هزار رایِ «اتحادیه دموکرات مسیحی» به سمت «آلترناتیو برای آلمان»و ۱۶ هزار رای آن به سمت حزب «چپ» سرازیر شده باشد. «اتحادیه دموکرات مسیحی» در طول مبارزات انتخاباتی، خود را به عنوان حزبی معرفی کرده بود که مانع از افراطگراییهای راست و چپ میشود، اما به نظر میرسد این پیام با استقبال رأیدهندگان روبهرو نشده است
«آلترناتیو برای آلمان» با کسب ۱۶٫۳ درصد آرا در جایگاه سوم قرار گرفت؛ نتیجهای که تقریباً دو برابرِ میزان ۹٫۱ درصدیِ کسبشده توسط این حزب در سال ۲۰۲۳ بود، و بهترین عملکرد تاریخ آن در برلین محسوب میشود. افزایش آرای این حزب بهویژه ناشی از آرای رأیدهندگانِ بارِ اولی و همچنین رأیدهندگان محافظهکارِ جناح راستی بود که از «اتحادیه دموکرات مسیحی» رویگردان شده بودند. آلیس وایدل، رهبر حزب، این نتایج را نشانهای از پایان یافتن سیاست «دیوار آتش» (Brandmauer) یا امتناع «اتحادیه دموکرات مسیحی» از همکاری با «آلترناتیو برای آلمان» دانست؛ او ائتلاف احتمالی در برلین را «اتحاد چپ افراطی» توصیف کرد و آن را «هشداری برای تمام رأیدهندگان محافظهکار-لیبرتارین» خواند. اصطلاح «دیوار آتش» به موضع سیاسی مشترکی اشاره دارد که احزاب سیاسی اتخاذ کردهاند تا در هیچ سطحی (ملی، ایالتی یا محلی) با «آلترناتیو برای آلمان» همکاری نکنند، با آن ائتلاف تشکیل ندهند و یا از حمایت انتخاباتی آن بهرهمند نشوند.
«اتحاد ۹۰/سبزها»* با کسب ۱۴.۳ درصد آرا در جایگاه چهارم قرار گرفت که نشاندهنده کاهش ۴.۱ واحدی نسبت به سال ۲۰۲۳ است؛ همچنین مشاهده شد که آرای این حزب، بهویژه در مناطقی از مرکز شهر که دژهای سنتی آنها محسوب میشد، به سمت حزب «چپ» تغییر جهت داده است. سیاست صلحجویانه و میانهروانه سبزها مبنی بر اینکه «تقویت حزب چپ به یهودستیزی دامن میزند و قدرت گرفتن حزب آلترناتیو برای آلمان نژادپرستی را افزایش میدهد» و همچنین راهبرد ورنر گراف، نامزد مقام صدراعظمی آنها، که خود را نامزد «همجنسگرای شهردارِ شهروندان» (Bürgergaymeisterkandidat) معرفی کرده بود، نتوانست موقعیت آنها را در برابر حزب «چپ» حفظ کند.
حزب سوسیالدموکرات با کسب ۱۲٫۱ درصد آرا در جایگاه پنجم قرار گرفت که پایینترین میزان آرا برای این حزب در انتخابات پارلمان ایالتی برلین محسوب میشود. اشتفن کراخ، نامزد این حزب، نتایج را «شبی فاجعهبار برای حزب سوسیالدموکرات برلین» توصیف کرد و افزود: «زیرا ما سالها و دههها “حزبِ برلین” بودیم، اما امروز قطعاً دیگر نمیتوانیم چنین ادعایی داشته باشیم.»
مذاکرات برای تشکیل ائتلاف آغاز شده است
اگرچه حزب «چپ» به عنوان حزب اول از صندوقهای رای بیرون آمد، اما تشکیل دولت بدون ائتلاف ممکن نیست؛ با توجه به میزان آرا، یک ائتلاف سهحزبی اجتنابناپذیر به نظر میرسد. در مجلسی که پیشبینی میشود ۱۵۹ کرسی داشته باشد، حزب «چپ» ۴۷ کرسی، «اتحادیه دموکرات مسیحی» ۳۴ کرسی، «آلترناتیو برای آلمان» ۲۹ کرسی، «اتحاد ۹۰/سبزها» ۲۶ کرسی و «حزب سوسیال دمکرات» ۲۲ کرسی دارند. از آنجا که سایر احزاب به دلیل سیاست «دیوار آتش» از همان ابتدا ائتلاف با «آلترناتیو برای آلمان» را رد کردهاند، از نظر ریاضی تنها ائتلافهای سهگانه بدون حضور «آلترناتیو برای آلمان» امکانپذیر ممکن است.
محتملترین سناریو، یک ائتلاف «سرخ-سبز-سرخ» (Rot-Grün-Rot) به رهبری حزب «چپ»؛ یعنی اتحاد «حزب چپ»، «اتحاد ۹۰/سبزها» و «حزب سوسیال دمکرات» است. توبیاس شولتسه، رئیس فراکسیون «حزب چپ»، اعلام کرد که هدف آنها تشکیل هر چه سریعتر ائتلاف جدید تا قبل از کریسمس است. رهبری استانی «سبزها» نیز رسماً اعلام کرد که این ائتلاف را ترجیح میدهد؛ اما «حزب سوسیال دمکرات» موضع محتاطانهتری اتخاذ کرده است: اشتفن کراخ ، نامزد اصلی فهرست این حزب، گفت که هنوز برای صحبت درباره گزینههای ائتلاف پس از انتخابات زود است، در حالی که ایریس اشپرانگر ، سناتور امور داخلی، اعلام کرد که انتظار یک ائتلاف میان «حزب چپ، سبزها و حزب سوسیال دمکرات» را دارد.
بزرگترین مانع در مسیر این ائتلاف، مطالبهٔ مصادره و ملیکردن شرکتهای بزرگ مسکن است که حزب «چپ» مصرانه از آن دفاع میکند؛ مطالبهای که در واقع ادامهای بر کارزار «دویچه وونن و شرکا را ملی کنید» محسوب میشود. الیف ارالپ ، نامزد پست صدراعظمی، این موضوع را به عنوان خط قرمز و شرط صریح ائتلاف مطرح کرده بود و در شب پیروزی طی مصاحبهای اعلام کرد که از این مطالبه دست نخواهد کشید. در مقابل، کراخ ، نامزد «حزب سوسیال دمکرات»، اظهار داشت که به انجام این ملیکردن باور ندارد و اشاره کرد که اکثریت برلینیها در نظرسنجیها همچنان با این اقدام مخالف هستند. «سبزها» اما در مقایسه با «حزب سوسیال دمکرات»، رویکرد منعطفتر و بازتری به این موضوع دارند؛ این حزب تاکید میکند که به نتیجهٔ همهپرسی سال ۲۰۲۱ پایبند است.
به عنوان دومین احتمال، یک «ائتلاف کنیا»** (اتحادیه دموکرات مسیحی -سبزها-حزب سوسیال دمکرات) به رهبری «اتحادیه دموکرات مسیحی» در دستور کار قرار دارد. اشتفان اورز، نامزد اتحادیه دموکرات مسیحی، در شب انتخابات تاکید کرد که این گزینه همچنان میتواند ممکن باشد و برلین به یک دولت باثبات و دارای توانایی عنل نیاز دارد. با این حال، موانع جدی در مسیر این سناریو وجود دارد؛ مدیریت استانی سبزها اعلام کرده بود که به هیچ وجه به هیچگونه همکاری با «اتحادیه دموکرات مسیحی» فکر نمیکند..
مدیریت استانی حزب «چپ» نخستین جلسه خود را پس از انتخابات در ۲۱ سپتامبر برگزار کرد. تصمیمگیری در مورد اینکه آیا حزب مذاکرات ائتلافی را با سایر احزاب آغاز کند یا نه، در کنگره استانی که روز جمعه برگزار میشود، اتخاذ خواهد شد.
یکی از مهمترین عوامل در مذاکرات ائتلاف، میتواند بحثها و گمانهزنیها پیرامون انتخابات زودهنگام باشد. ناکامی بزرگ «اتحادیه دموکرات مسیحی» در انتخابات مکلنبورگ-فورپومرن که در همان روز برگزار شد و این حزب نتوانست حد نصاب لازم را برای ورود به مجلس کسب کند، در کنار عقبنشینی و کاهش آرای آن در برلین، تحولاتی بودند که پایههای قدرت فریدریش مرتس را به شدت متزلزل کردند. از این رو، احزاب تمایل دارند پیش از تشکیل دولت ائتلافی، با رویکردی استراتژیک، احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام را مد نظر قرار داده و منتظر بمانند.
کنار گذاشتن ائتلاف احتمالی با «اتحادیه دموکرات مسیحی» از سوی سبزها در طول مبارزات انتخاباتی و دعوتهای مداوم «آلترناتیو برای آلمان» از «اتحادیه دموکرات مسیحی» برای تشکیل ائتلاف را میتوان به این صورت تفسیر کرد. حزب «چپ» نیز به شکلی مشابه، با نتایج مثبتی از آخرین انتخابات فدرال خارج شده بود و اکنون در مسیر افزایش قدرت خود حرکت میکند. از این رو، انتخابی که حزب «چپ» انجام خواهد داد و ائتلافی که تشکیل خواهد داد، مستقیماً تعیینکننده سرنوشت این حزب در انتخابات سراسری خواهد بود؛ زیرا حزب «چپ»، رای بالقوه و قدرت خود را عمدتاً از ایالتهای جمهوری دموکراتیک آلمان سابق، به ویژه برلین، میگیرد. شکست این حزب در دوره ائتلاف در برلین، میتواند باعث سقوط مجدد آرا آن به مرز ۵ درصد شود. علاوه بر این، شایان ذکر است که این نوع ائتلافها در صورت ناتوانی در ارائه راهکارهای جایگزین برای مشکلات ساختاری مانند بحران اجاره مسکن، بستر را برای تقویت «آلترناتیو برای آلمان» فراهم میکنند؛ همانطور که در نمونه تورینگن مشاهده شد؛ ایالتی که پیشتر پایگاه اصلی حزب «چپ» بود، اما اکنون سرنوشت آن به «آلترناتیو برای آلمان» واگذار شده است.
سرمایه برلین چگونه واکنش نشان داد؟
اقتصاد برلین، برخلاف سایر ایالتها، به جای صنعت و صادرات، بیشتر بر بخش خدمات تمرکز دارد. این ایالت از کند شدن روند رشد اقتصادی و کاهش نرخ رشد در سراسر آلمان، کمتر آسیب دید؛ اقتصاد برلین، هرچند به کندی، اما از سال ۲۰۱۳ به این سو روند رشد خود را حفظ کرده است. مهاجرتهایی که برلین هم از داخل آلمان و هم از خارج از کشور جذب میکند، باعث شده است که این شهر مسیری متفاوت از روند عمومی آلمان را دنبال کند. ترکیب این مهاجرت گسترده با پتانسیل گردشگری شهر و همچنین طمعورزی در بخش مسکن، باعث شده است که بحران اجارهبها و مسکن به یکی از اساسیترین مشکلات برلین تبدیل شود.
پیروزی حزب «چپ» به عنوان حزب اول در انتخابات، از هماکنون موجب نگرانی در بسیاری از محافل شده است. پرفسور هارالد کریست، رئیس «انجمنهای کارفرمایان» برلین و براندنبورگ، در ارزیابی نتایج انتخابات به دو نکته مهم اشاره کرد: هیچکس نباید در آلمان مسئولیت دولت را بر عهده بگیرد مگر اینکه به طور آشکار و صریح از یهودستیزی فاصله گرفته باشد؛ همچنین کسانی که میخواهند در این شهر مالکیت خصوصی را سلب کنند، آینده ما را به خطر میاندازند. کریست در این اظهارات با قرار دادن حزب «آلترناتیو برای آلمان» و حزب «چپ» در قطبهای افراطی مشابه و توصیف آنها به عنوان احزاب طرفدار روسیه، نشان داد که این دو حزب را به یک اندازه مانعی برای اقتصاد و توان اجتماعی آلمان میداند.
مانیا شراینر، مدیرکل «اتاق بازرگانی و صنایع برلین»، نیز با تأکید بر موضع شفاف اقتصاد برلین اظهار داشت: «برلین باید به عنوان شهر آزادی باقی بماند. این شهر باید مکانی باشد که از مالکیت خصوصی محافظت میکند و از این طریق، سرمایهگذاریها و فرصتهای شغلی را تضمین مینماید.»
علاوه بر این، باید اشاره کرد که فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، روز دوشنبه اعلام کرد که آنها در حال تدوین یک قانون فدرال جهت جلوگیری از ملیکردن شرکتهای مسکن هستند و پیشنویسهای اولیه این قانون در حال حاضر بین وزارتخانههای دادگستری و کشور در دست بررسی است
یک آزمون مهم برای ارالپ و حزب «چپ» در برلین این خواهد بود که با چه گامهای استواری در زمینه ملیکردن حرکت خواهند کرد. به نظر میرسد هم محافل قدرت و هم بخش سرمایهداری، از هماکنون در برابر این مطالبه که در مبارزات انتخاباتی مطرح شده بود، تدابیری اتخاذ کردهاند و آماده اقدامات بیشتر هستند.
مجادلات پیرامون یهودستیزی
احزاب میانه و لیبرال به عنوان یکی از استدلالهای اصلی خود مطرح کرده بودند که پیروزی حزب «چپ» باعث تقویت یهودستیزی خواهد شد و در کنار حزب «آلترناتیو برای آلمان»، خطر «افراطگرایی» را به همراه خواهد داشت. در طول روند انتخابات، بحثهای مربوط به یهودستیزی درباره حزب «چپ» به یکی از عناوین مهم تبدیل شد. از طریق برخی اظهارنظرها در داخل حزب و به ویژه به دلیل یک رویداد انتخاباتی جنجالی در منطقه نوکولن، شایستگی این حزب برای بر عهده گرفتن مسئولیتهای دولتی زیر سؤال رفت. همچنین، دستاویز مبارزه با یهودستیزی، برای هدف قرار دادن مواضع انتقادی این حزب در قبال رویکرد اسرائیل در قبال فلسطین مورد استفاده قرار گرفت.
این مجادلات همچنین به عنوان یک ابزار سیاسی عمل کرد تا حمایت از اسرائیل در سیاست آلمان مورد تردید قرار نگیرد و صداهای مدافع حقوق فلسطینیها به حاشیه رانده شود. انتخابات برلین از این حیث، نشانگر و شاخص مهمی است: پیروزی حزب «چپ» به عنوان حزب اول با وجود تمام این مجادلات، نشان میدهد که این نوع جریانسازی رسانهای و سیاسی، حداقل بخش بزرگی از رایدهندگان را متقاعد نکرده است.
با این حال، در اینجا لازم است به یک تضاد در ارتباط حزب «چپ» و الیف ارالپ نیز اشاره کرد. خطمشی ارالپ و حزب در برلین، در خصوص مسأله اسرائیل به طور کامل از سیاست مرکزی حزب «چپ» جدا نیست. در واقع، ارالپ در یک مناظره انتخاباتی موضع خود را به وضوح مشخص کرد و گفت: «من از حق موجودیت اسرائیل دفاع میکنم و حزبم نیز پشت این موضع ایستاده است.» رویکرد آنها در زمینه دفاع از حق موجودیت اسرائیل و مبارزه با یهودستیزی، تفاوت بنیادی با چارچوب سیاست جریان اصلی در آلمان ندارد. بنابراین، نتیجه انتخابات نباید به عنوان یک گسست رادیکال از سوی حزب «چپ» در قبال مسأله فلسطین تفسیر شود.
«ائتلاف سارا واگنکنشت» با متمایز کردن خود از سایر احزاب در این زمینه، از پلاکاردهایی با مضمون «انتقاد از اسرائیل به معنای یهودستیزی نیست» در سراسر شهر استفاده کرد. علاوه بر این، پس از وقایع ۷ اکتبر، «ائتلاف سارا واگنکنشت» از نخستین احزابی بود که با ارسال تسلیحات به اسرائیل مخالفت کرد و این رویکرد خود را در مبارزات انتخاباتی برلین نیز ادامه داد.
آیا به نقطه آغاز بازخواهیم گشت؟
شایان ذکر است که حزب «چپ» مدتهاست در برلین در چرخهای مشخص فعالیت میکند و شواهد قوی حاکی از آن است که این چرخه ممکن است پس از انتخابات سال ۲۰۲۶ تکرار شود. با نگاهی به تجربه این حزب (و سلف آن، «حزب سوسیالیسم دمکراتیک») در برلین طی بیستوپنج سال گذشته، الگوی زیر مشهود است: قدرت گرفتن – مشارکت در دولت – برخوردن به محدودیتهای سیاسیِ درونائتلافی خود – کاهش حمایت رأیدهندگان – یک دوره در اپوزیسیون – و قدرت گرفتن دوباره.
دولت ائتلافی «حزب سوسیال دمکرات- حزب سوسیالیسم دمکراتیک» بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۱، آشکارترین نمونه از این چرخه است. «حزب سوسیالیسم دمکراتیک» که در سال ۲۰۰۲ شریک ائتلاف شد، در روند «مدیریت» بحران مالی شدید برلین، در سیاستهای ریاضت اقتصادی سهیم گشت و در همین دوره، بخشی از روند خصوصیسازی ذخایر واحدهای مسکونی شد؛ همان مسکنهایی که امروز مطالبه ملی کردن آنها دوباره مطرح میشود. این خصوصیسازی، پیشینه تاریخی مهمی را در شکلگیری بحران اجارهبها در برلین و ظهور جنبش «دویچه وونن و شرکا را مصادر کنید» ایجاد کرد که اکنون به خط قرمز انتخابات ۲۰۲۶ تبدیل شده است. «حزب سوسیالیسم دمکراتیک» در حالی که پس از انتخابات ۲۰۰۶ نیز در دولت باقی ماند، روند نزولی نرخ آرای خود را تجربه کرد؛ به طوری که در سال ۲۰۱۱ رای این حزب به زیر ۱۲ درصد سقوط کرد. این نخستین تجربه بزرگ حضور در دولت، پیامدهای سیاسی سنگینی به همراه داشت که نه تنها در میان رایدهندگان، بلکه در داخل خود حزب باعث ایجاد شکافها و انشعاباتی شد. این پیامدها تا جایی پیش رفت که کادرهای حزبی را به چهرههایی سازشکار و هماهنگ با سیاستهای کلان آلمان و امپریالیسم آلمان تبدیل کرد.
در دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۳، «حزب سوسیالیسم دمکراتیک» از سوی حافظه سیاسی تنبیه نشد و پس از کسب یک درصد موفقیتآمیز از آرا در سال ۲۰۱۶، مجدداً در قالب یک ائتلاف سهجانبه با «حزب سوسیال دموکرات» و «سبزها» وارد دولت شد. در مقایسه با دوره قبل، گامهایی در زمینه سیاستهای اجتماعی و موضوع اجارهبها برداشته شد، اما حزب همچنان در موقعیت شریک کوچکتر قرار داشت و نمیتوانست جهتگیری کلی دولت را تعیین کند. بارزترین نمونه، همهپرسی جنبش «دویچه وونن و شرکا را ملی کنید» در سال ۲۰۲۱ بود: ۵۷.۶ درصد از شهروندان برلین به ملی کردن شرکتهای بزرگ املاک و مستغلات رأی مثبت دادند، اما این نتیجه در دوره دولت ۲۰۲۱-۲۰۲۳ نه تنها اجرا نشد، بلکه به دلیل موانع بوروکراتیک مطرحشده، حتی امکان بحث جدی درباره آن فراهم نگردید. با رسیدن به سال ۲۰۲۳، در انتخابات تجدیدشده برلین (که به دلیل تخلفات انتخابات قبلی دوباره برگزار شد)، حزب از اهداف خود بازماند و دوباره تضعیف شد؛ به طوری که أحزاب سوسیال دمکرات و دمکرات مسیحی برای رسیدن به اکثریت، دیگر نیازی به استفاده از آن به عنوان یک ابزار ائتلافی مفید نداشتند. در نتیجه، حزب در سال ۲۰۲۳ به طور کامل از دولت خارج شد.
امروز، حزب «چپ» به عنوان حزب اول، بار دیگر بازگشتی قدرتمندانه به برلین داشته است. با این حال، این اتفاق را نباید صرفاً یک موفقیت انتخاباتی دانست، بلکه میتوان آن را به عنوان آستانهای برای آغاز مجدد همان چرخه قدیمی تعبیر کرد. اگر این حزب نتواند خود را به معنای واقعی کلمه از سیاستهای «حزب سوسیال دموکرات» و «سبزها» متمایز کند و در درون ائتلاف، فقط به بخشیدن رنگ و لعاب کمی «سرختر» به سیاستهای دولت در مقایسه با گذشته بسنده کند، میتوان تصور کرد که این وضعیت به یک سرخوردگی جدید و در بلندمدت به یک پسرفت دیگر منجر خواهد شد. این یک پیشگویی نیست، اما تجربیات گذشته نشان میدهند که این خطر را باید کاملاً جدی گرفت.
پرسش بنیادین در اینجا این نیست که آیا حزب «چپ» میتواند در چارچوب نظام سرمایهداری دست به اصلاحات اجتماعی بزند یا نه؛ بلکه این است که آیا این حزب در صورت بر عهده گرفتن مسئولیت دولتی، میتواند قدرتی مستقل ایجاد کند که مناسبات قدرت اقتصادی و سیاسی موجود را تغییر دهد؟ تبدیل شدن به بخشی از ماشین دولتی که با سیاستهای تسلیح مجدد و آماده کردن آلمان برای جنگ همسو شده است، میتواند توانایی این حزب را برای معرفی خود به عنوان یک نیروی سیاسی بدیل به شدت محدود کند.
برای نخستین بار «بزرگترین حزب»
میتوان گفت که سرنوشت انتخابات را علاوه بر فعالیتهای انتخاباتی الیف ارالپ که موفقیتآمیز ارزیابی میشود، موقعیت تاریخی حزب «چپ» نیز رقم زده است. حزبی که در برنامهاش هنوز هم، هرچند کمرنگ، کلمه سوسیالیسم به چشم میخورد، هر چقدر هم که رفرمیست و میانهرو باشد، به دلیل داشتن مواضع ضد نژادپرستی، ضد فاشیسم و ضد سرمایهداری، همچنان ادعای خود را به عنوان یک بدیل در میان احزاب موجود برای رأیدهندگانی که از قیمتهای اجارهبها رنج میبرند، حفظ کرده است
اما، تفاوت مهم نتیجه انتخابات ۲۰۲۶ در این است: حزب «چپ» برای نخستین بار نه به عنوان شریک کوچکتر یک ائتلاف، بلکه به عنوان بزرگترین حزب برلین از صندوقهای رأی بیرون آمده است. این، امکانات و فرصتهای بسیار بزرگتری را نسبت به دورههای گذشته در اختیار حزب قرار میدهد؛ اما از سوی دیگر، توجیهاتی مانند «ما شریک کوچکتر هستیم و بیشتر از این از دستمان برنمیآمد» دیگر خریدار و جایگاه سیاسی چندانی نخواهد داشت.
در این بستر، این رویداد بهویژه برای بخشهایی مانند تشکیلات «حزب چپ نوکولن» که خود را از خطمشی عمومی حزب متمایز نموده و به عنوان سوسیالیست/انقلابی تعریف میکنند، یک آزمون صداقت خواهد بود: اگر آنها بتوانند نشان دهند سیاستهایی که مدتهاست از آن دفاع میکنند به صورت ملموس قابل اجراست، تزها و استدلالهای جریان مدافعِ «یک حزب چپ سوسیالیست و انقلابی» در داخل حزب، بر روی یک زمین واقعی و عملی محک زده خواهد شد.
به همین دلیل، پرسش اصلی دوره پیش رو این نیست که آیا حزب چپ وارد دولت خواهد شد یا نه؛ بلکه این است که در صورت ورود، آیا واقعاً مرزهای نظم سیاسی سرمایهداری را به چالش خواهد کشید؟ بسیار بعید به نظر میرسد که مطالبات مردم برلین، در چارچوب اپورتونیسم حزب «چپ» بگنجد.
https://haber.sol.org.tr/haber/berlinde-tarihi-zafer-eski-hikaye-tekrar-mi-yazilacak-414233
———————————–
توضیحات عدالت:
* «اتحاد ۹۰/سبزها» (به آلمانی: Bündnis 90/Die Grünen) که در فضای سیاسی آلمان بهطور خلاصه «سبزها» نامیده میشوند، یکی از احزاب سیاسی آلمان با گرایش چپ میانه است. حزب اصلی «سبزها» در سال ۱۹۸۰ در آلمان غربی و از دل جنبشهای دانشجویی، ضد سلاحهای هستهای، محیطزیستی و جنبشهای صلح دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ متولد شد. پس از فروریختن دیوار برلین، در سال ۱۹۹۳، حزب سبزهای آلمان غربی با ائتلافی به نام «اتحاد ۹۰» (Bündnis 90) که متشکل از فعالان حقوق بشر و معترضان مدنی آلمان شرقی سابق بود، ادغام شد و نام فعلی آن شکل گرفت
** «ائتلاف کنیا» در سیاست آلمان به یک ائتلاف میان سه «اتحادیه دموکرات مسیحی»، «حزب سوسیال دموکرات» و «اتحاد ۹۰/ سبزها» گفته میشود. دلیل این نامگذاری، تطابق رنگهای سنتی این سه حزب با رنگهای پرچم کشور کنیا (سیاه، قرمز و سبز) است.
