در صورت پیروزی ترامپ، احتمال خروج آمریکا از سوریه وجود دارد. از سوی دیگر، سرمایه ترکیه مانند دهه ۲۰۰۸ رویای سازوکار استثمار مرتبط با صادرات کالاها و سرمایه را در سر می‌پروراند.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: ارهان نالچاجی
شنبه، ۶ ژوئیه ۲۰۲۴

آرزوها و بن بست‌ها در سوریه

 

بیش از دوازده سال است که هیچ رابطه دیپلماتیکی بین ترکیه و سوریه وجود ندارد. معلوم بود که روسیه تلاش می‌کرد پیوند تقریباً کاملاً شکسته را دوباره برقرار کند.

با وجود این، برقراری مجدد رابطه رسمی بین دو کشور غیرممکن به نظر می‌رسید.

طرف سوری از ترکیه می‌خواست سربازان خود را از خاک سوریه خارج کند تا بر سر میز مذاکره بنشیند، در حالی که ترکیه مدعی بود که باندهای جهادی مخالف رژیم باید در دولت شرکت کنند.

با وجود این، شرایط و نیازهای طبقات سرمایه‌دار در حال تغییر بود، میانجی‌ها کار می‌کردند و موازنه‌های جدیدی برقرار می‌شد.

اخیراً، اسد به نمایندگی از بورژوازی سوریه، بدون اشاره به خروج نیروها از سوریه، گفته است اگر اردوغان به تمامیت ارضی و حاکمیت سوریه احترام بگذارد، می‌تواند با او گفت‌وگو کند. اردوغان، از سوی دیگر، بدون اشاره مستقیم به مشارکت جهادی‌ها در دولت، بطور بسیار مبهم اعلام کرد که به حاکمیت سوریه احترام می‌گذارد. او حتی به «جلسه خانوادگی» اشاره کرد.

وقتی صحبت از جلسه خانوادگی می‌شود، عکس زیر به ذهن بسیاری از افراد خطور می‌کند.

در سال ۲۰۰۹، زمانی که اردوغان و همسرش برای شرکت در یک نشست به دمشق رفتند، اسد و همسرش از آن‌ها در هتل دیدن کردند. این عکس «خانوادگی» که شبیه دیدار پسرعموها و همسران‌شان بود، بعدها صحبت‌هایی را بدنیال داشت.

همانطور که در عکس دیده می‌شود، اردوغان دست اسد را در بین دست‌های خود گرفته است و اسد هم هیچ واکنش دفاعی نشان نمی‌دهد. نگاه به این عکس و فکر کردن به کابوسی که دو سال بعد رخ داد و متهم کردن اردوغان به عدم صاقت ضرورتی ندارد. اردوغان یکی از اعضای طبقه سرمایه‌دار است و با توجه به الزامات عمل‌گرایانه طبقه ‌سرمایه‌دار موضع می‌گیرد.

بیائید آن سال‌ها را به یاد آوریم.

سال ۲۰۰۸ را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ جهان دانست. این بدین معنی نیست که این رویدادها از آن سال آغاز شد، بلکه روندها در آن سال خود را نشان دادند. ایالات متحده آمریکا با فروپاشی مالی خود، تجربه کردن فراز و نشیب‌های مداوم در سیطره جهان امپریالیستی را آغاز کرد. کشورهایی که به میزان مشخصی از انباشت سرمایه دست یافته‌ بودند، مانند ترکیه، اتخاذ موضع نسبتاً مستقل و توسعه‌طلبانه را آغاز کردند.

در سال ۲۰۰۹، زمانی‌که این عکس گرفته شد، سوریه به منطقه‌ای برای گسترش سرمایه ترکیه تبدیل شده بود. کالاهای تولید شده در ترکیه بازار سوریه را تسخیر کرده بودند و حرکت سرمایه از ترکیه به سوریه آغاز شد. سوریه در حال تبدیل شدن به دومین کشور پس از لیبی بود که سرمایه ترکیه در آن شروع به ایجاد هژمونی کرد. حرکت کالاها و سرمایه با مبادلات فرهنگی همراه بود، چنین به نظر می‌رسید که در سوریه کسی نیست که سریال‌های ترکی را تماشا و دنبال نکند.

در آن سال‌ها سوریه برای رهایی از انزوای تحمیل شده توسط امپریالیسم غرب، آزاد‌سازی را آغاز کرد، و نابرابری‌های اجتماعی در حال افزایش بود. محیط از هر نظر برای گسترش سرمایه ترکیه که صلح آمیز به نظر می‌رسید اما در واقع استقلال را نقض می‌کرد، مناسب بود. در عین حال، احتمالاً روابط پنهانی با اخوان‌المسلمین ایجاد می‌شد، اما ما فقط می‌توانیم این‌را حدس بزنیم.

سپس توطئه معروف برآمده از تحریکات آمریکا، موسوم به «بهار عربی» از راه رسید. سوریه اگرچه یک کشور دارای منابع غنی نبود، اما تقریباً تنها کشور در جغرافیای عربی بود که در برابر اسرائیل مقاومت نشان می‌داد. علاوه بر این، با وجود موج آزادسازی، تسلیم مؤسسات مالی امپریالیسم غربی نشده بود و هم‌چنان دارای جوانب مردمی بود.

سرمایه ترکیه علی‌رغم ابتکارات خودمختارانه آن، هم‌چنان تحت سلطه امپریالیسم آمریکا بود و خود را به عنوان یکی از ابزارهای اصلی توطئه می‌دید. مطمئناً، برخی دستاوردهای خیره کننده نیز به سرمایه ترکیه وعده داده شد. ترکیه جهادگران را از سراسر جهان به سوریه آورد، در طول جنگ داخلی حمایت لجستیک ارائه نمود، و به مخالفان امکان داد در ترکیه سازماندهی کنند. سازوکار استثمار ظریف مبتنی بر صادرات سرمایه جای خود را به غارت داد.

این سال‌های شرم‌آور در سال ۲۰۱۵ ویژگی جدیدی به خود گرفت. در حالی که حاکمیت ملی سوریه با روش‌های نفرت‌انگیز امپریالیسم غربی در شرف نابودی بود، خط گسل جنگ تقسیم امپریالیستی در داخل سوریه با مداخله نظامی روسیه ایجاد شد. ایالات متحده برای مبارزه با «داعش» که توسط خودش هدایت می‌شود، نیروهای خود را به سوریه اعزام کرد، و از طریق سیاست کردی یک منطقه هژمونی ایجاد کرد که نفت سوریه را در بر می‌گیرد.

در این مرحله، ترکیه به سیاست‌های الحاق‌گرایانه و امنیتی خود که در تنش با یکدیگر هستند، بازگشت. ترکیه از آنجایی که هژمونی کردها در سوریه را یک مشکل امنیتی می‌دید، از نظر نظامی در منطقه مستقر شد و شهرهایی مانند عفرین را تصرف کرد، اقلیم کردستان را به شرق فرات پیش برد. ترکیه «ارتش آزاد سوریه» را به ارتش مزدور خود تبدیل کرد. ترکیه گروه ‌جهادی شکست خورده در سوریه را قادر ساخت تا در ادلب جمع شوند و حفاظت از آن‌ها را به دست گرفت.

ترکیه از یک سو، از آمریکا خواست کردها را رها کند و از ترکیه برای ایجاد سلطه استفاده کند، از سوی دیگر، خلاف میل آمریکا که به حاکمیت سوریه آسیب زیادی وارد کرد، عمل نکرد. با انتصاب استاندار در شمال سوریه، شروع  به ساخت و ساز مسکن، ایجاد خدمات پستی، مدارس و غیره نمود، این با ایجاد یک بازار بر مبنای پول ترکیه، به شکلی در آمد که می‌تواند به الحاق بیانجامد.

اما زمان در حال تغییر است. در صورت پیروزی ترامپ، احتمال خروج آمریکا از سوریه وجود دارد. از سوی دیگر، سرمایه ترکیه رویای یک استثمار پیچیده مبتنی بر صادرات کالا و سرمایه را، شبیه عراق در ۲۰۰۸ دارد. دولت سوریه می‌خواهد از پشت خود در برابر حملات اسرائیل، که به سوریه و لبنان نیز تسری خواهد یافت، محافظت کند.

اما این آسان نیست.

عملیات غیرمنطقی و غیرانسانی سوریه را به گره سردرگمی تبدیل کرده است.

به محض اشاره به نشست دوجانبه، ناآرامی‌هایی شبیه به قیام در ترکیه و منطقه تحت کنترل ترکیه در سوریه به راه افتاد. باندهای جهادی به طور کامل تحت کنترل ترکیه نیستند، و هم‌چنان تحت هدایت امپریالیسم غربی قرار دارند. خود ترکیه برای تحریک بسیار مستعد است.

همه می‌دانند که اگر عملیات نظامی علیه باندهایی که حاکمیت و بهبود اقتصادی سوریه را تهدید می‌کنند ‌انجام شود، جایی که آن‌ها به طور طبیعی عقب‌نشینی خواهند کرد در داخل مرزهای ترکیه است.

اگر ایالات متحده به نحوی از سوریه خارج شود، معلوم نیست چه چیز در انتظار سیاست کردی است، که در حال حاضر یک سوم سوریه را کنترل می‌کند.

سوریه نمونه خوبی برای درک وحشت از بحرانی است که جهان امپریالیستی بشریت و جهان را به آن سوق داده است.

این جغرافیا، مانند هر جای دیگر، اراده سازمان‌یافته طبقات کارگر را انتظار می‌کشد.

https://haber.sol.org.tr/yazar/suriyede-arzular-ve-kordugumler-394061