تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
۶ آذر ۱۴۰۳
منبع: مارکسیسم – لنینیسم امروز
نویسنده: گِرگ گودلس
۱۱ نوامبر ۲۰۲۴
انترناسیونالیسم: مرده است یا در حال مرگ است؟

فکر کردن به کوبا بدون درگیرشدن احساسی دشوار است. شب گذشته دوباره نتوانستم بخوابم، از خاموشی غم انگیز تقریباً کل کشور با نزدیک شدن یک تندباد دریایی مضطرب بودم.
بله، نسلکشی در فلسطین و لبنان، احساسات و بیخوابی مشابهی را برمیانگیزد. اقدامات دولت اسرائیل به طرز وقیحانهای حیوانی و جنایتکارانه است. اما، کوبا، به دلیل بیش از شش دهه مقاومت در برابر امپریالیسم آمریکا و فداکاریهای سترگ آن برای خلقهای دیگر، جایگاه ویژهای برای من دارد.
هیچ کشوری با این امکانات بسیار کم، آن همه برای دیگران کار انجام نداده است.
در نیمه اول قرن بیستم، نمونه حمایت فداکارانه از جمهوری در حال مبارزه اسپانیا، همبستگی با دیگران و همچنین انترناسیونالیسم را تعریف کرد. اتحاد شوروی اسلحه و مستشار فرستاد، محاصره بوسیله قدرتهای بزرگ را نادیده گرفت و با حمایت نازیهای آلمانی و فاشیستهای ایتالیایی از ارتش شورشیان مقابله کرد. دهها هزار داوطلب که عمدتاً توسط انترناسیونال کمونیستی سازماندهی شده بودند، به طور مخفیانه، با عبور از مرزهای بسته به اسپانیا آمدند، تا از جمهوری نوپا دفاع کنند.
میلیونها نفر در حمایت از جمهوری تظاهرات کردند – گرچه جمهوری، عمدتاً به دلیل بیتفاوتی و خصومت فعال به اصطلاح دموکراسیها، سقوط کرد. چگونه بود – که بسیاری برای نخستینبار متوجه شدند – دموکراسیها از یک دموکراسی در حال ظهور دفاع نمیکنند؟
برای شصت سال گذشته، کوبای کوچک مشعل همبستگی و انترناسیونالیسم برای نسلهای بعد بوده است. انترناسیونالیستهای کوبایی تقریباً به هر جنبش آزادیبخش مشروع، هر جنبش برای سوسیالیسم در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی کمک کردهاند و در کنار آنها جنگیدهاند. پزشکان و امدادگران کوبایی در فاجعههای طبیعی به کمک کشورهای بیشماری شتافتهاند. هر جا که نیاز بود، کوباییها نخستین کسانی بودند که داوطلب شدند، از جمله در ایالات متحده (توفان کاترینا)، کشوری که دولت آن بیشترین آسیب را به سرنوشت کوبا وارد کرده است.
چندی پیش بود که کوبا کمک به مبارزان آزادی ویتنام را سازماندهی کرد.
حتا مؤخرتر، ما همچنین باید، آن قهرمانانی را به یاد آوریم که جان و دست و پای خود را برای آزادی مستعمرات پرتغال در آنگولا، موزامبیک و گینه بیسائو فدا کردند. کوباییها قهرمانانه جان خود را در مبارزه و شکست دادن ارتش نژادپرست آپارتاید آفریقای جنوبی و جایگزینهای ایالات متحده فداکردن و یکی از مهمترین ضربهها را پس جنگ ویتنام به امپریالیسم آمریکا وارد نمودند. طبقه حاکم آمریکا هرگز این شکست تحقیرآمیز را فراموش نکرده است.
بدون تردید آپارتاید در نهایت سقوط میکرد، اما آن دهها هزار داوطلب کوبایی آن پایان را، سالهای بسیار تسریع کردند.
اما کوباییها پیش و پس از از آن مبارزه خارقالعاده برای آزادی دیگران فداکاری میکردند. به تعبیر سرودی درباره جو هیل، هر جا که مردم در حال مبارزه بودند- از کنگوی لومومبا تا شیلی آلنده، از گرانادای بیشاپ تا ونزوئلا چاوز- شما انترناسیونالیستهای کوبایی را خواهید دید.
برخی به یاد خواهند آورد که وقتی نلسون ماندلا آزاد شد، ابتدا تصمیم گرفت به کوبا سفر کند تا از مردم کوبا به خاطر مشارکتشان در آزادی آفریقا تشکر نماید.
البته، کوبا به تنهایی فاقد منابع مادی برای رویارویی با ارتش تا به داندن مسلح آپارتاید و همکاران آفریقایی مسلح شده بوسیله غرب آنها بود. در کنار کوبا و پشت کوبا حمایت مادی و نظامی اتحاد شوروی قرار داشت بود. این میراث انترناسیونالیسم شوروی، همراه با فداکاری الهامبخش کوبای فیدل، به میلیونها نفر که برای رهایی از یوغ امپریالیسم و سرمایهداری میجنگند، امید میداد.
بدون تردید، علت اصلی دردهای مداوم کوبا، ایالات متحده و نزدیکترین متحدین آن است. قدرتهای بزرگ هرگز کوبا را به خاطر انجام نخستین و تنها انقلاب سوسیالیستی در قاره آمریکا نبخشیدند، همانطور که هرگز هائیتی را، که نشان داد بردگان آفریقایی میتوانند بپاخیزند و یک قدرت بزرگ را شکست دهند و مردم بردهشده را آزاد کنند، نبخشیدند. محاصره کوبا بوسیله ایالات متحده صدمات جبران ناپذیری به مردمی وارد کرده است که امیدوارند مسیر سیاسی مستقلی را توسعه دهند و دنبال کنند. امپریالیسم مردمی را مجازات میکند، که با همان کمالی که به حاکمیت خود ارج مینهند، تعهد پرشور خود را به همبستگی با دیگران و انترناسیونالیسم فداکارانه نشان میدهد.
با این وجود مردم کوبا استقامت مینمایند. توطئهگران در «سیا» و دیگر آژانسهای پلید و وزارت امور خارجه میبینند که مردم کوبا – حتا در ضعیفترین وضعیت، و در چالشبرانگیزترین لحظاتشان، مشعلی را که فیدل به آنها سپرده است، روشن نگه میدارند. علیرغم بهترین تلاشهای غول سرمایهداری در شمال، سوسیالیسم کوبا پابرجاست.
در روزهای بهتر، اتحاد شوروی سخاوتمندانه به کوبا در راهی که برای توسعه انتخاب کرده است کمک کرد. کوبا با وجود فقدان منابعِ از نظر صنعتی مطلوب و علیرغم اثرات ویرانگر قرنها استثمار امپریالیستی، با کمک اتحاد شوروی قادر شد در شورای کمک های اقتصادی متقابل جامعه سوسیالیستی (کمکون) ادغام شود. رسانههای سرمایهداری اغلب کمک «کمکون» به کوبا را با با کمکهای عظیم ایالات متحده به اسرائیل مقایسه میکنند. اما، کوبا از کمکهای برای تبدیل شدن به یک نیرو برای عدالت احتماعی جهانی استفاده کرد، در حالیکه اسرائیل از یارانههای ایالات متحده برای شرارت، و تبدیل شدن به یک نیرو برای کارزار نسلکشی جهت ایجاد یک اسرائیل «بزرگ» استفاده میکند.
اما کمکهای شوروی رفته است.
جای تأسف و اندوه، و شرمساری بسیار است، که هیچ کشوری که ادعای راه سوسیالیستی را دارد یا از فداکاریهای کوبا بهرهمند شده، حتا برای پر کردن بخشی از این خلاء گامی برنداشته است. مطمئناً، کشورهایی که تصور میشود «دوست» کوبا هستند، بیانیههای محکمی در محکومیت محاصره، ژستهای «برادرانه» انجام دادهاند و محمولههای نمادین مواد غذایی اولیه را ارسال کردهاند، اما نه به اندازهای که امکان بدهد کوبا از فاجعه اقتصادی، که با محاصره آمریکا صد برابر شده است، دور شود.
سرزمینهایی که رزمندگان انترناسیونالیست کوبایی در خاک دفن شدهاند، سرزمینهایی با منابع سرشار انرژی، سرزمینهایی با اقتصادهای مدرنی که اقتصاد شوروی سابق را کوتوله میکنند، فداکاریها و از خودگذشتگیهای کوبا را با وعده کمک یا سازماندهی کمک در این لحظه به ویژه دشوار به یاد نمیآورند. انتظار از دریافتکنندگان دوستی و همبستگی کوبایی برای انجام فداکاریهای مشابهی برای کوبا ممکن است گستاخانه به نظر برسد، – اما این همان چیزی است که میراث فیدلیسمو را در تاریخ سوسیالیسم بسیار خاص میکند. اما مطمئناً، آن کشورها میتوانند بهطور جداگانه یا جمعی زیرساختهای اساسی کوبا را بدون فداکاری زیادی تعمیر و تضمین کنند – حداقلِ ابزار را برای زنده ماندن کوبا از مجازاتی که امپریالیسم بر آن تحمیل کرده است، در اختیار کوبا قرار دهند.
باید گفت که به نظر میرسد «سوسیالیسم با ویژگیهای ملی» انترناسیونالیسمی را که آنچنان برای سوسیالیسم در قرن بیستم مرکزیت داشت، کنار میگذارد.
حقیقتاً، این چه نوع سوسیالیسمی است که نمیتواند برای کمک به یک کشور سوسیالیستی در حال مبارزه که از محاصره سرمایهداری در حال خفه شدن است، کمی فداکاری کند؟
یک خاطره شخصی، خوب به یاد دارم که از «ایست بازرسی چارلی» – نقطه عبور معروف بین سوسیالیسم آلمان و سرمایهداری آلمان – عبور میکردم. گردشگران و کسان دیگری از غرب که به دنبال بازدید از برلین شرقی بودند، مجبور بودنر از طریق ایست بازرسی برگردند. آنها در بازگشت پی میبردند که باقیمانده ارز جمهوری دمکراتیک آلمان خود را نه میتوانند مبادله کنند، و نه نگه دارند. گاردها گزینهای را به مراجعه کنندگان اغلب ناراضی نشان میدادند. آنها یک کشتی بزرگ مملو از پول نقد را نشان میدادند که علامتی بر روی آن به چند زبان میگفت «به بازسازی ویتنام کمک کنید»
من از اینکه میدانستم بخش کوچکی از یک جنبش جهانی هستم که مصمم به کمک به بازسازی آن چیزی است که امپریالیسم ویران کرده است، احساس غرور میکردم.
من آن تعهد به انترناسیونالیسم را در امتناع کارگران از بارگیری مهمات به مقصد اسرائیل در بندر پیرئوس، یونان میبینم.
من فقط میتوانم امیدوار باشم که سوسیالیسم قرن بیستویکم انترناسیونالیسم را که مُهری از سوسیالیسم قرن بیستم بود، احیا کند.
