تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: جمیل فواد هندیک
۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴
خطر در حال صعود در آلمان
در حالی که تمرکز بر روی «آلترناتیو برای آلمان» است، خطر ضربه خوردن از یک گوشه دیگر نیز در حال افزایش است.
اگر از من بخواهند که فاشیسم کلاسیک آلمانی را فقط در سه کلمه در یک جمله کوتاه تعریف کنم، اینگونه پاسخ خواهم داد: «امپریالیسم، میلیتاریسم و نژادپرستی با هم در تیزترین اشکال آن!»
در حال حاضر در آلمان در اینمورد هراس وجود دارد. گفته میشود که یک حزب سیاسی به نام «آلترناتیو برای آلمان» (که برخی آن را «راست افراطی»، برخی «دارای گرایشات فاشیستی» و برخی کاملا «فاشیست» توصیف میکنند، در حال صعود است. علیه حزبی که گفته میشود در این جهت پیش میرود، به همه هشدار داده میشود. گفته میشود «خطر بزرگ است».
این حرف پوچ نیست. «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات واقعاً در حال صعود است. این حزب در راه تثبیت جایگاه خود به عنوان دومین حزب بزرگ پیش میرود. آنها اخیراً در انتخابات دو ایالت به موفقیت بزرگی دست یافتند. روز یکشنبه، آنها با کمتر از یک درصد آراء از تبدیل شدن به اولین حزب در ایالت شرقی براندنبورگ بازماندند. در حالی که «آلترناتیو برای آلمان» گامهای بزرگی برمیدارد، احزاب سنتی دائماً آراء خود را از دست میدهند. اکنون نه تنها از چپ، بلکه از سوی هر حزب راست سنتی نیز واکنشهایی وجود دارد. فریادهایی به گوش میرسد که «ما با آنها ائتلاف نخواهیم کرد».
اجازه بدهید در اینجا یک پرانتز باز کنم و خاطرهای را که اخیراً ناگهان بیادم آمد تعریف کنم.
در اوایل نوجوانی من، یک برادر بزرگتر در همسایگی ما بود. او به ما یاد میداد که چگونه دعوا کنیم. و همیشه به ما هشدار میداد: «در دعوا، باید به دو چیز توجه کنید. اولاً نباید عصبانی شوید یا از کوره در بروید. دوم، باید مراقب باشید که میدان دید خود را محدود نکنید. اگر بتوانید این دو کار را انجام دهید، حتی اگر کتک بخورید، با آسیب کمتری از دعوا بیرون خواهید آمد.»
اگر مبارزه سیاسی اساساً نبرد بین طبقات است، اجازه بدهید از اینجا ادامه دهیم.
خطر در آلمان بزرگتر میشود … پس مراقب باشید! ما عصبانی شدن را آغاز میکنیم. احزاب سنتی نظام نیز با پمپاژ باد زیاد این بادکنک را باد میکنند. آنها خشم و وحشت ما را افزایش میدهند. در این قیلوقالها، میدان دید ما محدودتر میشود. ما فقط درباره «آلترناتیو برای آلمان» صحبت میکنیم و برای دیدن هر چیز دیگر ناتوان میشویم. از این منظر، خطر واقعاً عظیم است! و ما درست در وسط این خطر قرار داریم، ما فقط یر روی یک نقطه تمرکز نمودهایم، و نمیتوانیم چیز دیگری را ببینیم. ما ممکن است نتوانیم پیشبینی کنیم که ضربه بعدی از کجا خواهد آمد.
پس بیایید ابتدا با آرامش به اطراف خود، یعنی، به صحنه سیاسی آلمان نگاه کنیم: صحنهای که در آن ۴۰ حزب سیاسی رسماً ثبت شدهاند. در اینصورت خواهیم دید که درست در وسط صحنهای هستیم که بخش قابلتوجهی از این احزاب در انتخابات فدرال، ایالتی و شهرداری و همچنین در انتخابات پارلمان اروپا شرکت میکنند، بنیادهای خود را دارند، انجمنها و اتاقهای فکر تحت نفوذ خود را دارند، و برخی از کادرهای آنها نیز تحت سپر مصونیت به عنوان کارمند دولت در ادارات دولتی کار میکنند.

دلیل برای وجود این احزاب چیست؟ همه آنها، به استثنای سه حزب، با این ادعا که «بهتر میتوانند این نظام را مدیریت کنند» رژه میروند. از این سه حزب، تنها دو حزبی که در نامشان کلمه «کمونیست» وجود دارد، به جای تغییر نظام، به دنبال ایجاد «دموکراسی بدون انحصارات» هستند! نظام در حال حاضر هر سه حزب را با قوانین، پلیس، «اداره حفاظت از قانون اساسی» و سازمانهای دیگر زیر نظر دارد، و در حال انباشت مواد برای ممنوع کردن آنها در صورت رشد آنها به یک سطح خطرناک است.
درباره ۳۷ حزب باقیمانده چطور؟ هر آنچه که در سه مفهومی ،که من در ابتدای این مقاله فهرست کردم- امپریالیسم، میلیتاریسم و نژادپرستی- وجود دارد، بصورت تکه تکه در همه آنها وجود دارد. هیچیک از آنها با استثمار مشکلی ندارد. دغدغه اصلی هر یک از آنها نه حقوق کارگران و زحمتکشان، بلکه زندگی سالم سرمایه است که «به آنها نان میدهد». هیچیک از آنها با گامهایی که آلمان در راستای منافع امپراتوری برمیدارد مشکلی ندارد. هیچیک از آنها با انجام عملیات نظامی آلمان در خارج از مرزهای آن مشکلی ندارند. هر کدام از آنها مملو از اعضایی است که با جان و دل از جوانب مشخصی از اهداف استراتژیک فاشیسم دفاع میکنند. در صحبت از نژادپرستی … هیچیک از آنها از یهودیان نام نمیبرد، اما این احزاب مملو از اعضایی هستند که با سیاهپوستان آفریقایی در تضادند، به ترکها یا عربها نگاه تحقیرآمیز دارند، یا از «ترس از اسلام» بخود میلرزند. غرغرهایشان در اینمورد به کنار، حتی یک کلمه مؤثر از هیچیک از آنها شنیده نمیشود. علاوه بر این، این نوع افراد کادرهای اجرایی همه این احزاب را تشکیل میدهند، و سیاست و عملکرد آنها را هدایت و مدیریت میکنند.

آیا ما به مثال نیاز داریم؟ بیایید با شرکای دولت شروع کنیم: زمانیکه شما آنالنا بائربوک، وزیر امور خارجه «سبزها» را دارید، که با ضدانقلاب «بوندیس ۹۰» – مدیران تخریب جمهوری دمکراتیک آلمان-دست به دست هم داده است، آیا این یک پرسش مشروع نیست که دیگر چه نیازی به یک حزب فاشیست طرفدار جنگ وجود دارد؟ آیا او یک مورد غیرعادی است؟ فرانک والتر اشتاین مایر (رئیسجمهور فعلی)، زیگمار گابریل، و هایکو ماس که همگی سوسیال دموکرات بودند و پیش از او روی یک صندلی وزارت نشسته بودند، چطور؟ آیا کسی میتواند ادعا کند که آنها سخنگویان دوآتشه امپریالیسم آلمان نیستند، و با عملیات نظامی خارج از مرز مخالفند؟
در مورد وزیر کشور کنونی، نانسی فائزر، سوسیال دموکرات چطور؟ بیایید به پیشینیان او، هر دو از احزاب راستگرای سنتی بورژوازی نگاه کنیم: توماس د مازییر، وارداتی از شرق آلمان، عضو «اتحادیه دموکرات مسیحی» و هورست زیهوفر، عضو «اتحادیه سوسیال مسیحی» که بعد از او به وزیر کشور شد… اگر کسی معتقد که نانسی از آنها «نرمتر» است، دست بلند کند.
در مورد وزیر دفاع… آنگرت کرامپ-کارن باوئر از «اتحادیه دمکرات مسیحی»، و کریستین لامبرشت، سوسیال دموکرات، و سپس بوریس پیستوریوس که یکی پس از دیگری به قدرت رسیدند. آنها سلام نظامی را آموختند. آنها سعی کردند به تدریج میلیتاریسم آلمان را افزایش دهند. در نتیجه، امپریالیسم آلمان چنان بی پروا شد که کشتیهای جنگی را در اقیانوس اطلس به حرکت درآورد، پایگاههایی در آفریقا ایجاد کرد، و کل هنگها را برای استقرار در خارج از کشور فرستاد.
شما بدون نگاه به وزارت کار نمیتوانید درباره کارگران و زحمتکشان صحبت کنید. خب که چی؟ تصور کنید که زن وحشتناکی به نام اورسولا فون در لاین بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ در رأس این وزارتخانه قرار گرفت. سپس آندره ناهلس سوسیال دموکرات آمد. فکر نکنید که او چون عضو «حزب سوسیال دمکرات» بود، برای کارگران کاری انجام داد. سپس میبینیم که کاتارینا بارلی، دبیر کل «حزب سوسیال دمکرات» بطور موقت به این سمت منصوب میشود. سپس هوبرتوس هیل. نام این وزارتخانه تنها وزارت کار نیست، بلکه وزارت «جامعه» نیز هست. در نتیجه، این افراد به نمایندگی از جانب دولت مسئول «تضمین نظم اجتماعی افراد تحت استثمار» هستند.
من میتوانم در اینجا اسامی بیشماری را فهرست کنم که حواس خواننده را پرت خواهد کرد. اما اسامی مهم نیست. همه این افراد، بدون استثنا، اجزای سازنده فاشیسم، یعنی، گونههای از امپریالیسم، میلیتاریسم، و نژادپرستی را در جیب خود دارند. اینکه کدامیک اندکی کمتر و دیگری اندکی بیشتر از این اجزاء را دارد بی اهمیت میشود. هر کدام از یک صندلی بلند میشود و روی صندلی دیگر مینشیند. از یک مجلس به مجلس دیگر، از یک وزارتخانه به وزارتخانه دیگر، یا حداقل به پارلمان اتحادیه اروپا، یا در گوشه مهمی از دستگاه بوروکراتیک میرود… آنها سخت میکوشند تا نیازهای سرمایه را نمایندگی کنند، سیاستهای احزاب خود را تعیین نمایند، و بر اساس آن کشور را هدایت و اداره کنند.
پس اجازه بدهید تکرار کنیم: خطر بزرگ است! «آلترناتیو برای آلمان» واقعاً حزبی است که هسته اصلی فاشیسم سنتی را حمل میکند. و یک خطر است. ما به آن نگاه میکنیم و خشمگین میشویم. خشم ما گلویمان را میگیرد. درست در آن لحظه، ما باید هشدار برادر بزرگ همسایه را بیاد آوریم: در حالی که توجهها بر روی آن متمرکز است، خطر مشت خوردن از یک گوشه دیگر نیز در حال افزایش است. ما دید خود را از شبکهای که در آن مبارزه میکنیم، و در صحنه سیاسی که در بالا مثال زدم درهم تنیده است، از دست میدهیم.
بنابراین، بیایید دوباره چشمانداز خود را گسترش دهیم و در کنار «آلترناتیو برای آلمان»، خطر رو به صعود را ببینیم: شرکای ائتلاف حاکم با اقدامات خود حمایت رایدهندگان خود را از دست میدهند. روکش این احزاب کاملاً فرسوده شده است. از پیش مشخص بود که لیبرالها چه هستند. اما بیشتر و بیشتر مردم می پرسند، «این چندمین خیانت سوسیال دموکراتها است؟» روشن شده است که «سبزها» که به نام چپ میدوند چقدر راست، میلیتاریست و جنگافروز هستند.
اکنون، آنها در حالیکه همه را از «خطر آلترناتیو برای آلمان» میترسانند، یکبار دیگر به نام«شر کمتر» قدرت را تقسیم خواهند کرد. هر یک از آنها، خواه از طریق انتخابات زودهنگام یا زمانی که زمان انتخابات فرابرسد، یک دولتی اندکی بیشتر به راست، اندکی پیشرفتهتر در خصومت خود با کارگران و زحمتکشان، اندکی هماهنگتر با جاه طلبیهای امپریالیسم آلمان، تشکیل خواهند داد.
خطر بزرگ است، همه باید مراقب باشند.
https://haber.sol.org.tr/haber/almanyada-yukselen-tehlike-395173
