تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

یک‌شنبه، ۴ آبان ۱۴۰۴
منبع: دمکراسی مردم
نویسنده: مایوخ بیسواس
یک‌شنبه، ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵

دموکراسی، نه سلطنت

 

اصل اساسی شعر «همه ما در این پادشاهی پادشاه هستیم» (Amra sabai Raja amader ei Rajar rajotwe) اثر رابیندرانات تاگور مبنی بر این‌که هر فرد در یک دموکراسی واقعی یک حاکم مستقل است، در ایالات متحده نمود معاصر پیدا می‌کند. در حالی که دولت ایالات متحده تجاوز امپریالیستی خود را از غزه تا ونزوئلا تحمیل می‌کند، شهروندان این کشور در موج جدیدی از اعتراض علیه دولت ترامپ به خیابان‌ها آمده‌اند. این خشم در ۱۹ اکتبر، زمانی که جنبش «نه به پادشاه» یکی از بزرگ‌ترین تظاهرات در تاریخ اخیر آمریکا را سازماندهی کرد، و بیش از ۷ میلیون شرکت‌کننده را در سراسر ایالات متحده به خود جذب کرد، به اوج خود رسید.

این اعتراضات که ۲۷۰۰ مکان را در ۵۰ ایالت، از جمله شهرهای بزرگی مانند واشنگتن دی سی، نیویورک، بوستون، شیکاگو، آتلانتا و غیره در بر می‌گرفت، توسط ائتلافی از شهروندان عادی سازماندهی شده بود. جنبش «نه به پادشاه» در مخالفت با همه حاکمان زورگو و اقتدارگرا می‌ایستد، و اصول دموکراسی مستقیم و کمک‌ متقابل را رعایت می‌کند. حتی نیویورک تایمز درباره این اعتراضات گزارش داد و خاطرنشان کرد: «حال و هوای اکثر مکان‌ها هتاکانه اما مسالمت‌آمیز و مناسب خانواده بود. با این حال، هدف متمرکز بود. هر جمعیت، در همه جا، شعار یکسانی داشت: نه به پادشاهان.» پیام واضح بود، «آمریکا پادشاه نخواهد داشت.»

این نخستین‌بار نیست که چنین اعتراضات شدیدی علیه ترامپ رخ می‌دهد. نخستین «روز نه به پادشاه» در ۱۴ ژوئن امسال برگزار شد، که از نظر استراتژیک با رژه نظامی در واشنگتن دی سی، که همزمان دویست و پنجاهمین سالگرد ارتش ایالات متحده و تولد رئیس‌جمهور ترامپ را جشن می‌گرفت، همزمان بود. برگزارکنندگان از این لحظه برای اعتراض به آنچه که آن را نمایشی خطرناک از نظامی‌گری و تثبیت قدرت می‌دانستند، استفاده کردند. اعتراض اخیر در اکتبر ادامه مستقیم آن اقدام قبلی بود و شعارهایی مانند «نه به پادشاه»، «مرگ بر خودکامه» و «نجات قانون اساسی» بار دیگر در سراسر کشور طنین‌انداز شد.

رویداد ۱۸ اکتبر، با عنوان «نه به پادشاه- ۲»، به عنوان دومین اعتراض بزرگ تحت آن پرچم برگزار گردید. این رویداد همان مضامین را ادامه می‌دهد – مطالبه پاسخگویی دموکراتیک، حفاظت از آزادی‌های مدنی، مخالفت با سوءاستفاده از قدرت و مقاومت در برابر آنچه هواداران آن را «استبداد خزنده» توصیف می‌کنند. این جنبش رو به رشد بدون تردید منبع ناراحتی قابل توجهی برای دولت ترامپ است.

طنین این مبارزه توسط سناتور برنی سندرز به طور قدرتمندی بیان شد، او در حین سخنرانی در این اعتراض، جنبش آن‌ها را با انقلاب آمریکا در سال ۱۷۷۶ مقایسه کرد. او به جمعیت یادآوری کرد که مردم زمانی مجبور بودند با قدرتمندترین ارتش روی زمین بجنگند تا خود را از حکومت یک پادشاه آزاد کنند.

خشم فزاینده علیه ترامپ فوران می‌کند
خشم عمومی علیه دونالد ترامپ به اعتراضات گسترده سراسری تبدیل شده است. در حالی که سال با تظاهراتی علیه ایلان ماسک، متحد سابق ترامپ، به دلیل اخراج‌های گسترده آغاز شد و با اعتراضاتی در ماه ژوئن دنبال شد، تظاهرات شنبه گذشته همه آن‌ها را تحت الشعاع قرار داد و سازمان‌دهندگان آن ادعا می‌کنند که این تاکنون بزرگ‌ترین تظاهرات بوده است.

میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمده‌اند تا مخالفت خود را با طیف وسیعی از نارضایتی‌ها، مانند رفتار غیردموکراتیک دولت ترامپ، استقرار سربازان در چندین شهر، حملات ضد مهاجران، تضعیف حقوق اتحادیه‌ها، نقض قانون اساسی، اخراج برنامه‌ریزی‌شده نزدیک به ۲۰۰۰۰۰ کارمند دولت و حملات بی‌وقفه به آزادی بیان، ابراز کنند. این اعتراضات توسط ائتلافی از احزاب چپ، سازمان‌های کارگری و پلتفرم‌های شهروندی رهبری می‌شود.

سرکوب‌ها و یورش‌های مهاجرتی، آتش را شعله‌ورتر می‌کند
طنز عمیق سیاست‌های سختگیرانه مهاجرتی دونالد ترامپ در تضاد کامل آن‌ها با تاریخچه خانوادگی خود او نهفته است. میراث ترامپ، به عنوان پسر یک مهاجر و شوهر یک آمریکایی خارجی‌تبار، به طرز متناقضی ریشه در همان سفرهای مهاجرتی دارد که دولت او سعی می‌کند از آن‌ها جلوگیری کند. با این حال، سیاست‌های او با ظلم حساب‌شده‌ای تعریف می‌شود که منتقدان به طور گسترده آن را غیرانسانی می‌دانند، و بدنام‌ترین آن‌ها سیاست «تحمل صفر» است که هزاران کودک مهاجر را به زور از والدین‌شان جدا نمود و آن‌ها را در شرایطی شبیه قفس زندانی کرد. این با ممنوعیت سفر مسلمانان، کاهش شدید پذیرش پناهندگان و گسترش اردوگاه‌های بازداشت تشدید شد، که در مجموع تصویری از یک ملت متحاصم نسبت به کسانی که به دنبال پناهندگی یا زندگی بهتر هستند، ترسیم می‌کند. این رویکرد نشان‌دهنده خیانتی عمیق به روایت مهاجران آمریکایی است، روایتی که خانواده خود او مستقیماً از آن سود برده‌اند و گسستی را آشکار می‌کند که سیاست‌های او را نه به عنوان یک حکومت عمل‌گرا، بلکه به عنوان یک حمله هدفمند به آسیب‌پذیرترین افراد ترسیم می‌کند.

یکی از محرک‌های اصلی خشم عمومی، استقرار بحث‌برانگیز نیروهای فدرال توسط دولت در شهرهایی مانند لس‌آنجلس و شیکاگو در ماه‌های اخیر بوده است، اقدامی که به طور گسترده به عنوان غیرقانونی و تلاشی برای سرکوب اجباری مخالفان دموکراتیک مورد انتقاد قرار گرفته است. علاوه بر این، اداره مهاجرت و گمرک حملات تهاجمی را در محله‌های غیرسفیدپوست انجام داده است و حضور معترضان از همین شهرها، بُعد شخصی قدرتمندی به تجمع ملی بخشیده است.

کارگران و معلمان به این اعتراض می‌پیوندند
اعتراض «نه به پادشاه» شاهد حضور قابل توجهی از اتحادیه‌های کارگری بود. در مرکز و جلو، فدراسیون معلمان آمریکا، یک اتحادیه قدرتمند آموزشی، قرار داشت. این مشارکت به هیچ‌وجه تعجب‌آور نیست، زیرا رئیس‌جمهور ترامپ اندکی پس از تصدی سمت، قصد خود را برای انحلال وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد. او «چپ‌گرایان» را به استفاده از این وزارتخانه برای اعمال نفوذ بی‌مورد بر مدارس، کالج‌ها و دانشگاه‌ها با کنترل برنامه‌های درسی متهم کرد. همین لفاظی توسط رهبران سنگهی در هند نیز مورد استفاده قرار گرفت. تصمیم به کاهش بودجه فدرال برای همه مؤسسات آموزشی مستقیماً منجر به کاهش حقوق معلمان شده و منجر به اعتراض گسترده شده است.

ما هم‌چنین اعتراضات گسترده در دانشگاه‌های آمریکا علیه نسل‌کشی غزه را علی‌رغم سرکوب پلیس و تهدیدهای دولت ترامپ به یاد داریم.

گسترش مخالفت‌ها فراتر از شهرها
این اعتراضات هم‌چنین شاهد حضور گسترده کارمندان سازمان‌یافته دولت بود. جوانان، زنان و اعضای جامعه ال‌جی‌بی‌تی به طور خودجوش در آن شرکت کردند. این جنبش محدود به مراکز شهری نبود؛ بلکه در مناطق روستایی و کشاورزی نیز طنین‌انداز شد. کشاورزی ایالات متحده که به دلیل سیاست‌های اقتصادی دولت ترامپ با بی‌ثباتی مواجه است، به کانون نارضایتی تبدیل شده است. با وجود این‌که کشاورزان و رأی‌دهندگان روستایی در طول مبارزات انتخاباتی از وفادارترین حامیان ترامپ بودند، دولت او اکنون از اقدام برای کاهش یارانه‌های دولتی خبر داده و همین امر آن‌ها را به پیوستن به اعتراضات ترغیب کرده است.

طرحی از تاکتیک‌های اقتدارگرایانه
از زمان به قدرت رسیدن، دونالد ترامپ و دولت او به شدت برای تضعیف احزاب سیاسی مخالف، دولت‌های ایالتی، مقامات شهری و نهادهای خودگردان اقدام کرده‌اند. مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا تحت پوشش سرکوب «نفوذی‌های غیرقانونی»، در بسیاری از شهرها مانند قلدر عمل کرده‌اند. کارگران مهاجر قدیمی که دهه‌ها در ایالات متحده بوده‌اند، ناگهان اخراج می‌شوند. دولت درگیر پارتی‌بازی آشکار شده و وفاداران را به پست‌های کلیدی منصوب کرده است و کاخ سفید نیروهای فدرال را در شهرها و ایالت‌هایی که توسط مخالفان سیاسی‌اش اداره می‌شوند، مستقر کرده است.

دولت در بن‌بست
دولت به نام کاهش هزینه‌های اضافی، به اخراج هزاران کارمند دولتی را آغاز کرده است. به طرز متناقضی، میلیون‌ها دلار برای بازسازی و زیباسازی اقامتگاه‌های خصوصی ترامپ اختصاص داده شده است. در همین حال، بودجه پیشنهادی دولت نتوانست حمایت اکثریت را در سنای ایالات متحده بدست آورد، و به بن‌بست سیاسی و تعطیلی کامل دولت منجر شد. این باعث توقف پرداخت حقوق نزدیک به دو میلیون کارمند دولتی، لغو برنامه‌های اجتماعی مختلف و انحلال ادارات اختصاص داده شده به آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و تغییرات اقلیمی شده است.

دولت عقب‌ می‌نشیند
در واکنش، مقامات ارشد دولت و رهبران جمهوری‌خواه حملات شدیدی را علیه معترضان آغاز کرده‌اند، و مخالفان را به استفاده از تعطیلی دولت به مثابه سلاحی برای ایجاد هرج و مرج متهم می‌کنند. با این حال، مردم آمریکا داستان متفاوتی را روایت می‌کنند. از دیدگاه آن‌ها، مردم از تاکتیک‌های آمرانه، نگرش عمیقاً غیردموکراتیک و رفتار نامنظم دولت ترامپ خشمگین هستند. ترامپ که با وعده‌های بلندپروازانه برای رفع بحران اقتصادی مبارزه انتخاباتی می‌کرد، در عمل به آن‌ها قصور است. در مقابل، سیاست‌های تعرفه‌ای «انقلابی» او مشکلاتی در زنجیره تأمین وجود آورده و باعث افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی شده است.

واکنش راست افراطی
طرفداران ترامپ در تلاش برای دامن زدن به وحشت درباره اعتراضات روز شنبه، به یک استراتژی کلاسیک راست افراطی متوسل می‌شوند: سوءاستفاده از ترس عمیق آمریکا از کمونیسم. آن‌ها هم‌چنین، معترضان را «طرفدار حماس» و «متنفر از آمریکا» می‌نامند، در حالی که یک مقام سابق دولت ترامپ همه معترضان را به «تروریست‌های چپ‌گرا» بودن متهم کرد.

تد کروز، سناتور راست افراطی در شبکه‌های اجتماعی، بی‌اساس ادعا کرد که اعتراضات «نه به پادشاه» توسط حزب کمونیست ایالات متحده سازماندهی شده است. او هم‌چنین ادعا کرد که رهبران اپوزیسیون در این تجمعات برای خشنودی چپ رادیکال سخنرانی نموده‌اند، و از احتمال تعطیلی دولت برای منافع سیاسی سوءاستفاده می‌کنند. به نظر می‌رسد ترس قدیمی از چپ‌ها هنوز آن‌ها را آزار می‌دهد.

رهبران جمهوری‌خواه به روش‌های زشت مختلفی واکنش نشان دادند و مجموعه‌ای از تصاویر نگران‌کننده تولید شده توسط هوش مصنوعی را به اشتراک گذاشتند. زننده‌ترین آن‌ها توسط خود ترامپ به اشتراک گذاشته شد: و یک جت جنگنده را که توسط ترامپ تاج بر سر هدایت می‌شود و در حال بمباران معترضان «نه به پادشاه» با مقادیر زیادی مدفوع است، به تصویر کشیده است.

مودی و ترامپ: دو پرنده‌ با یک بال
بین پروژه‌های سیاسی نارندرا مودی و دونالد ترامپ شباهت عجیبی وجود دارد، زیرا به نظر می‌رسد نخست‌وزیر هند، رویکردی کاملاً مشابه با رویکرد رئیس‌جمهور ایالات متحده را در پیش گرفته است. هر دو، چهره‌های اصلی راست افراطی معاصر هستند که ترکیبی قوی از ملی‌گرایی قومی-مذهبی و نفرت را به کار می‌گیرند. ایدئولوژی‌های آن‌ها اساساً ریشه در فاشیسم دارد – برای ترامپ، این یک بومی‌گرایی سفیدپوست‌محور با شعار «اول آمریکا» است، در حالی که برای مودی، یک ملی‌گرایی «هندوتوا» است – که به طور سیستماتیک اقلیت‌های مذهبی، به ویژه مسلمانان، را به عنوان تهدیدهای داخلی و مهاجم معرفی می‌کند. این لفاظی‌های اسلام‌هراسانه و بیگانه‌هراسانه مشترک، که مهاجران و اقلیت‌ها را به عنوان جنایتکارانی که بافت فرهنگی و اجتماعی کشور را تخریب می‌کنند، به عنوان ستون اصلی دستور کار سیاسی آن‌ها عمل می‌کند. علاوه بر این، رژیم‌های آن‌ها در یک نفاق مشابه عمل می‌کنند: سیاست‌های آن‌ها به شدت طرفدار انحصارات است، از سرمایه کلان حمایت می‌کند و حقوق کارگران و اتحادیه‌های کارگری را از بین می‌برد. این وضعیت با حمله عمیق به نهادهای دموکراتیک، از جمله مطبوعات و قوه قضائیه، و فرسایش عامدانه خدمات عمومی مانند بهداشت و آموزش، تشدید شده است. در نهایت، هر دو رهبر نمونه‌ای از یک الگوی اقتدارگرای مدرن هستند که در آن دموکراسی از درون تهی شده و جای خود را به سیاست‌های تفرقه‌انگیز و شخصیت‌محور داده است که بر پایه جنگ فرهنگی دائمی رشد می‌کند.

بدیل در حال ظهور
یک بدیل پویا و امیدوارکننده برای ترامپیسم در حال ظهور است. این جنبش توسط نسل جدیدی از سیاستمداران رهبری می‌شود که اعتراض را به قدرت واقعی تبدیل می‌کنند، و از نو آن‌چه را که از نظر سیاسی امکان‌پذیر است، تعریف می‌کنند.

در خط مقدم، چهره‌های پویایی مانند زهران ممدانی، نماینده مجلس ایالت نیویورک، قرار دارند که این با عمل، نه فقط حرف، به این تغییر عینیت می‌بخشند. ممدانی، یک سوسیالیست دموکرات، و همکاران او مانند سناتور ایالتی جباری بریسپورت و نماینده کنگره سامر لی، فراتر از مخالفت صرف با راست افراطی عمل می‌کنند. رویکرد آن‌ها دگرگون‌کننده است. ممدانی فقط سخنرانی نمی‌کند؛ او از موقعیت خود برای سازماندهی مستاجران برای مقابله با مالکان سهل‌انگار استفاده می‌کند، و مستقیماً بی‌عدالتی در مسکن را به چالش می‌کشد. او مجموعه‌ای از اصلاحات جسورانه را پیشنهاد کرده است که بر باز-توزیع ثروت و گسترش بخش عمومی متمرکز است. این اصلاحات شامل اتوبوس‌های رایگان، فروشگاه‌های مواد غذایی متعلق به شهر، مهدکودک رایگان و گسترش عمده مسکن مقرون به صرفه با بودجه عمومی است – همه مسائلی که به نیازهای فوری طبقه کارگر نیویورک می‌پردازند. کارزار او از رسانه‌های اجتماعی هوشمندانه و جذاب برای صحبت در مورد این مسائل مادی و راه‌حل‌های پیشنهادی خود به شیوه‌ای شاد و قابل فهم استفاده می‌کند. این نسل جدید سیاسی می‌داند که مبارزات، از خیابان‌های کوئینز تا غزه، به هم پیوسته هستند. آنها برای «تضمین مسکن» مبارزه کرده‌اند و در عین حال برای سلب بودجه عمومی از ارتش اسرائیل نیز تلاش می‌کنند. با انجام این کار، آن‌ها ثابت می‌کنند که یک سیاست جسورانه و با شفافیت اخلاقی می‌تواند در انتخابات پیروز شود و پیروزی‌های واقعی را برای طبقه کارگر به ارمغان بیاورد.

موفقیت آن‌ها پادزهری قدرتمند برای ناامیدی است، و نشان می‌دهد که یک جنبش چند نژادی و سوسیالیستی، یک رویای دور از دسترس نیست، بلکه نیرویی در حال ظهور است.

https://peoplesdemocracy.in/2025/1026_pd/democracy-not-dynasty