تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاک اوغلو
دوشنبه، ۸ سپتامبر ۲۰۲۵
زندگی در قطبها

بیست و پنجمین اجلاس سران کشورهای عضو «سازمان همکاری شانگهای» هفته گذشته در تیانجین، جمهوری خلق چین برگزار شد. «سازمان همکاری شانگهای» دارای ۱۰ عضو (چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، هند، پاکستان، ایران و بلاروس) و ۱۴ شریک گفتگو است. مغولستان و افغانستان وضعیت ناظر دارند، اما این وضعیت از زمان به قدرت رسیدن طالبان عملاً به حالت تعلیق درآمده است.
در میان شرکای گفتگو، کشورهایی مانند ترکیه، آذربایجان، عربستان سعودی، مصر و قطر قرار دارند.
این اجلاس در تیانجین همزمان با یک رژه نظامی بزرگ بود که توسط چین برای بزرگداشت هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم سازماندهی شده بود. نخست وزیران صربستان و اسلواکی که هیچ ارتباط نهادی با «سازمان همکاری شانگهای» ندارند و وزیر امور خارجه مجارستان نیز در آن حضور داشتند.
وقتی گزارشهای مطبوعات بینالمللی درباره رویداد چین را مرور میکنید، اصطلاحی که بیش از همه با آن مواجه میشوید «نمایش قدرت» است. به سختی میتوان با این توصیف موافق نبود. چین به معنای واقعی کلمه یک نمایش قدرت نظامی، سیاسی و دیپلماتیک را به نمایش گذاشت.
بیشتر تفسیرها درباره این اجلاس تأکید داشتند که این اجلاس به هدف ایجاد یک قطب جایگزین برای غرب نزدیک شده است. آیا واقعاً اینطور است؟
برای درک این موضوع، باید فراتر از تصاویر نگاه کنیم و بستر را بررسی کنیم. به همین دلیل، واکنش طبیعی هر دیپلمات و روزنامهنگاری که سیاست خارجی را دنبال میکند، نگاه کردن به بیانیه پایانی اجلاس است.
شاید این بیکفایتی من باشد، اما توانستم متن کامل انگلیسی بیانیه مشترک اجلاس تیانجین را در وبسایت یک مؤسسه تحقیقاتی ایتالیایی پیدا کنم. نشانی آن را برای کسانی که کنجکاو هستند، درج میکنم.*
به طور خلاصه، این بیانیه بر کارکرد اصلی سازمان ملل متحد برای بشریت تأکید میکند، بر لزوم اصلاحاتی که به کشورهای در حال توسعه قدرت بیشتری در این نهاد میدهد، نسبت به رویکردهای تقابلی در حل مشکلات بینالمللی هشدار میدهد و بیان میکند که سازمان همکاری شانگهای نقش کلیدی در ایجاد «معماری امنیتی اوراسیا» ایفا خواهد کرد.
بیانیه شامل مجموعهای از «آرزوها و دلخواستهای» مشابه است که در متون تهیهشده بوسیله سازمانهای بینالمللی و منطقهای رایج است. فراتر از اینها، بیانیه بر مبارزه با تروریسم تمرکز دارد. در این زمینه، حمله تروریستی که باعث درگیری کوتاهمدت بین هند و پاکستان شد و همچنین دو حمله تروریستی جداگانه در استان بلوچستان پاکستان را محکوم میکند. این یک رویکرد متعادل است که از سازمانی که اعضای آن شامل هند و پاکستان میشود، انتظار میرود.
سازمان همکاری شانگهای، که خود را عمدتاً به عنوان یک نهاد آسیایی معرفی میکند، طبیعتاً یک بند را به موضوع افغانستان اختصاص داده است. این بند بر اهمیتی که افغانستان برای یک کشور مستقل، بیطرف، عاری از جنگ، تروریسم و مواد مخدر بودن قائل است، تأکید میکند.
بیایید کمی جلوتر برویم. بیانیه سازمان همکاری شانگهای نه تنها حمله اسرائیل به ایران را «به شدت» محکوم میکند، بلکه بر این واقعیت تأکید دارد که ایالات متحده در کنار اسرائیل حمله کرد.
در این نقطه، تأکید بر یک نکته مهم است. تهیه چنین اعلامیههای مشترکی در سازمانهای بینالمللی و منطقهای نیازمند تلاش و کوشش دیپلماتیک قابل توجهی است. این کار هفتهها، گاهی ماهها، قبل از اینکه احلاس سازمان همکاری شانگهای آغاز میشود و ایجاد محتوا و ساختاری که هر ۱۰ کشور بتوانند بر سر آن توافق کنند، کار آسانی نیست. هدف قرار دادن ایالات متحده نسبتاً قابل درک است، اما امضای هند در این اتهام (موجه) علیه اسرائیل، که از بدو تأسیس با آن همکاری نزدیکی داشته است، باید یک تحول مهم تلقی شود. بیایید به سازمان همکاری شانگهای حق بدهیم، اما بیایید از ترامپ نیز به خاطر حماقتش تشکر کنیم که قبل از اجلاس، به دلیل خرید مداوم نفت روسیه، تعرفههای گزافی را بر هند اعمال کرد.
بیانیه بر ماهیت الزامآور قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد، که بر فعالیتهای هستهای ایران نظارت دارد، تأکید میکند. بیانیه همچنین به تلاشها برای تفسیر این قطعنامه به گونهای که اقتدار شورای امنیت سازمان ملل را تضعیف کند، اشاره دارد و بر لزوم ادامه گفتگو برای جلوگیری از تشدید تنش تأکید مینماید. این به «مکانیسم ماشه» که اخیراً توسط فرانسه، انگلیس و آلمان فعال شده است، به عبارت دیگر، از سرگیری تحریمها علیه ایران بدون قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل، اشاره دارد.
از سوی دیگر، بیانیه مشترک، لبنان را که ایالات متحده، از طریق نماینده ویژه خود در آژانس املاک و مستغلات، باراک، به سرعت آن را به یک جنگ داخلی جدید خواهد کشاند و اسرائیل را تغدیه خواهد کرد، یمن را که اسرائیل بارها به آن حمله کرده و نخستوزیر آن اخیراً کشته شده است، سوریه را که در حال تجزیه شدن است و سودان را که در چنگال یک جنگ داخلی وحشتناک گرفتار است، از قلم انداخته است. بیایید فقط بگوییم که یا وقت تنگ بود، یا توافق بر سر یک بیانیه مشترک غیرممکن بود.
ما به بخشی میرسیم که بیشتر از همه درباره آن کنجکاوم: خاورمیانه و مسأله فلسطین. ترجمه بخش سه جملهای بیانیه سازمان همکاری شانگهای درباره فلسطین به شرح زیر است:
«کشورهای عضو عمیقاً نگران تشدید مداوم درگیری فلسطین و اسرائیل هستند و اقداماتی را که منجر به مرگ غیرنظامیان بیشمار و فاجعه انسانی در نوار غزه شده است، به شدت محکوم میکنند.»
«کشورهای عضو بر لزوم دستیابی به آتشبس دائم و جامع در اسرع وقت، رساندن کمکهای بشردوستانه به غزه و تشدید تلاشها برای تضمین صلح، ثبات و امنیت برای ساکنان منطقه تأکید میکنند.»
«کشورهای عضو اعلام میکنند که یک راهحل جامع و عادلانه برای مسأله فلسطین تنها راه تضمین صلح و ثبات در خاورمیانه است.»
خب، اینها تنها چیزهایی هستند که میتوان در مورد سیاستهای اشغال، تخریب و نسلکشی اسرائیل در فلسطین گفت، که آخرین مرحله آن وارد سومین سال خود شده است، اما اساساً از زمان النکبه ادامه داشته است.
بیایید با استفاده از این فرصت یک پرانتز باز کنیم. متأسفانه، برخی در ترکیه هنوز آهنگ عجیبی بین ـشما خیلی شیفته فلسطین هستید»، «ما به اعراب اهمیتی نمیدهیم» و «حماس به هر حال ارتجاعی است!» میخوانند. من به کسانی که این کار را آگاهانه و برای پول انجام میدهند توجهی ندارم؛ ارزشش را ندارند. اما، کسانی که خود را چپگرا، دموکرات، میهنپرست، جمهوریخواه و حتی سوسیالیست مینامند، اما برای درک این موضوع که رویکرد به آنچه در فلسطین اتفاق میافتد نوعی آزمون لیتموس برای بشریت است، تقلا میکنند، باید کمی بیشتر تلاش کنند تا خطیر بودن آنچه اتفاق میافتد را درک کنند. کمی تلاش! لطفاً!
بیایید پرانتز را ببندیم و به موضوع خود برگردیم. ما در حال بررسی اظهارات مربوط به فلسطین در بیانیه مشترک هستیم. فرض کنیم که اعضای سازمان همکاری شانگهای، به دلیل «تعهد قوی» خود به هنجارهای حقوقی بینالمللی، از «نسلکشی» نامیدن اقدامات اسرائیل تا زمان صدور حکم دیوان کیفری بینالمللی خودداری کنند. آیا این صحنه که در آن ۷۰ غیرنظامی، که حداقل یک سوم آنها کودک هستند، روزانه با پیشرفتهترین سلاحها قتل عام میشوند و گرسنگی میکشند، یک «درگیری» است؟ به عنوان مثال، آیا میتوانید رنجی را که ارتش نازی هنگام حمله به گتوی ورشو در سال ۱۹۴۳ موجب شد، به عنوان یک «درگیری» توصیف کنید؟
دوم، آیا اسرائیل فقط غیرنظامیان را در غزه میکشد؟ آیا نهادهای این ده کشور از آنچه در کرانه باختری اتفاق میافتد بیخبرند؟ درست است که در غزه مقاومت مسلحانه وجود دارد (و در ورشو نیز وجود داشت)، اما در کرانه باختری چه میگذرد؟
سوم، تلاش متن برای جلوگیری از رنجاندن اسرائیل آنقدر مشهود است که حتی عاملان اقداماتی که منجر به مرگ غیرنظامیان در غزه شده است، نامشخص باقی ماندهاند. اقدامات خاصی وجود دارد که منجر به مرگ غیرنظامیان نیز میشود. همین!
در نگاه اول، شخص ممکن است این لحن را راهی برای جلوگیری از فشار بیشتر بر هند، که برای حمله به ایران متقاعد شده است، تفسیر کند، اما این نادرست است. حقیقت این است که روسیه و چین نیز بیشتر نگران این هستند که اسرائیل را نترسانند. روسیه روابط «ویژه» با اسرائیل دارد، چین روابط تجاری عمیقی با اسرائیل دارد و غیره. بسیار خب، فهمیدیم. من سؤال دیگری ندارم.
بزرگترین دشمن بشریت، نظام سرمایهداری است. غرب، نظم سرمایهداری را برقرار کرد. مرکز سلطه مخرب امروز نیز غرب است. برعکس، جزئیات بیانیه نهایی اجلاس تیانجین به وضوح نشان میدهد که نظام سرمایهداری در قطب دوم در شرق نیز حاکم است. اتحادی که مردم مظلوم را با ستمگران برابر میداند و در مخالفت با استثمار، استعمار، آپارتاید و اشغال شکست میخورد، تنها به انتقال سلطه امپریالیستی کمک میکند، نه از بین بردن آن.
از نظر جغرافیایی، دو قطب در جهان وجود دارد. قطب شمال از آب تقریباً یخزده (و به سرعت در حال ذوب شدن) تشکیل شده است، در حالی که قطب جنوب خشکی نیز دارد. اگر قرار باشد ساکن شوید، اگر ماهی یا پستانداری نباشید که بتواند زیر آب زندگی کند، ترجیح میدهید در جایی ساکن شوید که خشکی وجود دارد. با این حال، آب و هوای قطب جنوب بسیار سختتر از قطب شمال است. ساکن شدن و زنده ماندن در آن سرما آسان نیست. بنابراین، اگر میتوانید، انتخاب کنید!
اجلاس تیانجین بدون شک یک تحول مهم است. بدون شک نمایش باشکوهی از قدرت است. هرگونه تلاش برای مقابله با تجاوز امپریالیستی که جهان را فرا گرفته است، باید به طور جدی مورد بررسی و پیگیری قرار گیرد. بیایید فعلاً تضادها و اختلافات بین اعضای سازمان همکاری شانگهای و مشکلاتی که آنها در تشکیل یک اتحاد واقعی ایجاد میکنند را کنار بگذاریم. اگر با حقایق کلی شروع کنیم، دو قطبی بودن بهتر از تک قطبی بودن و چند قطبی بودن بهتر از هر دو است. رقابت بین قطبهای متعدد میتواند فضایی برای مردم مظلوم جهان ایجاد کند. یک جایگزین واقعی، جایگزینی که در آن بشریت از بشریت سوءاستفاده نکند، میتواند و باید در آن فضا ساخته شود.
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/kutuplarda-hayat-401096
———————————–
* متن کامل بیانیه پایانی اجلاس سازمان همکاری شانگهای در تیانجین، چین:
