تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: صدای مردم، نشریه حزب کمونیست کانادا
نویسنده: ویلیام بریگس
۳ مه ۲۰۲۴
فلسطین، اسرائیل، ایران و سرمایهداری

اکنون بیش از شش ماه از آغاز حمله نسلکشانه ماشین نظامی اسرائیل علیه مردم غزه میگذرد. مردم از این ددمنشی وحشت کردهاند. از زمانی که پرتاب بمبها آغاز شد، و تانکها به غرش درآمدند، هر هفته دهها هزار نفر به خیابانها آمدهاند. رسانههای ما این اخبار را منتشر کردهاند، اما شدیداً مسکوت مانده و سانسور شده است. در مطبوعات بورژوازی تحلیل کمی صورت گرفته است. تهاجم شدید و بیوقفه مردم را بی حس کرده است.
افزایش تنشها در روزها و هفتههای اخبر به حدی بوده که صلح منطقهای و جهانی به طور جدی به خطر انداخته است. هنگامی که اسرائیل به سفارت ایران در سوریه حمله کرد و زمانی که ایران به آن پاسخ داد، رهبران جهان خواستار خویشتنداری و احتیاط شدند. «گروه ۷» قدرت سرمایهداری در دعوت به آرامش پیشتاز بودند. یک جنگ تمام عیار در منطقه، نه فقط برای روابط ژئوپلیتیک، بلکه برای قدرتهای سرمایهداری، برای قیمت نفت و تداوم روابط جهانی سرمایهداری ویرانگر خواهد بود.
غرب ذرهای به مردم منطقه اهمیت نمیدهد – همدستی آن در نسلکشی این را ثابت میکند – اما به آینده سرمایهداری عمیقاً اهمیت میدهد. سرمایهداری با نابودی غزه تهدید نمیشود. شرکتهای تسلیحاتی که اسراییل را تامین میکنند سود میبرند.
قوانین و مصونیت از مجازات
اسراییل با مصونیت عمل کرده است و همچنان عمل میکند. از کشورهایی که با صدای بلند پایبندی خود را به «نظم مبتنی بر قوانین»* اعلام میکنند، نقهایی به این معنا که برای درهم شکستن غزه باید محدودیتهایی وجود داشته باشد، به گوش میرسد. واقعیت این است که در برابر چنین نقض آشکار کلیه قوانین بینالمللی، قوانین ابتدایی نجابت، و انسانیت مشترک، ایالات متحده با حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد، ادامه این کابوس را برای فلسطینیها تضمین کرده است، و دولت فلسطین یک رویا باقی خواهد ماند.
رای ایالات متحده به سایر دولتها اجازه نمیدهد کاری انجام دهند. کلمات خوب گفته میشوند، اما به جایی نمیرسند. طرفداران «نظم مبتنی بر قوانین» خواستار تحریم علیه حکومت شرور اسرائیل نیستند. آنها به تجارت با اسرائیل و ارسال سلاحهایی که هزاران نفر را میکشد، ادامه میدهند.
بیمارستانها با خاک یکسان میشوند. زایشگاهها ویران میشوند. مدارس بمباران میشوند. کلیساها و مساجد همگی به آوار تبدیل میشوند. گرسنگی مردم را آزار میدهد. گزارش های تایید شدهای وجود دارد که نشان میدهد غیرنظامیان بی گناه خودسرانه در غزه بازداشت و شکنجه میشوند. غیرنظامیان اعدام میشوند. هیچ تحریمی خواسته نمیشود.
نتانیاهو همچنان به «پیروزی کامل» در غزه متعهد است. از سوی متحدین او، حتی سرسختترین متحد او، ایالات متحده، درخواستهایی برای نشاندادن «خویشتنداری» و عدم انجام حمله زمینی در رفح وجود داشته است. پاسخ او ادامه بمباران میلیونها مردم غزه در رفح بوده است، و نشان داده است که تهاجم ادامه خواهد یافت. نیروها جمع شدهاند. زمینهای کشاورزی مجاور ویران شده است. ارسال سلاح به اسرائیل ادامه دارد.
آن «متحدینی» که احتیاط را توصیه میکنند، میتوانند پایان فوری نسلکشی را تضمین نمایند. آنها، بجای آن، [با نگرانی] دستهای خود را بهم میفشارند.
نسلکشی پیش درآمدی برای پاکسازی قومی غزه است. جوامع «شهرکنشینان» از پیش برای تصرف سرزمین فلسطین صف کشیدهاند، همانطور که این را در کرانه باختر انجام داده اند. این افراطگرایان راست با حمایت رژیم، زندگی را برای مردم کرانه باختری به جهنم مبدل کردهاند.
قتلعام و زمین
از ۷ اکتبر، قتلعام علیه شهروندان کرانه باختری بسیار بدتر شده است. بیش از ۵۰۰ نفر از جمله ۱۰۰ کودک کشته شدهاند. این قتلها هم توسط شهرکنشینان و هم توسط نیروهای نظامی اسرائیلی که از اوباش دست راستی در برابر جمعیت فلسطینی که به آنها حمله میکنند «محافظت میکنند» انجام شده است.
تازهترین حمله توسط نیروهای اسرائیلی علیه ساکنان اردوگاه پناهندگان نور شمس انجام شد. اسرائیل با این ادعا بود که به دنبال مبارزان مقاومت فلسطینی فعال در منطقه است، سعی در توجیه تروریسم و کشتار خود داشت. یک خبرنگار الجزیره چگونگی «یورش سربازان اسرائیلی به منازل، و بازجویی در محل» را توصیف کرد.
«اهالی حمله نظامی اسرائیل را به عنوان بدترین تخریبی که آنها از زمان تخریب اردوگاه آوارگان جنین در کرانه باختری در اوائل دهه ۲۰۰۰ دیدهاند، توصیف کردهاند.»
این اردوگاه در تولکرم بخشی از منطقه تحت کنترل فلسطینیها در کرانه باختری است. حضور ارتش اسرائیل در آنجا تنها میتواند به عنوان یک اشغال نظامی تلقی شود.
رژیم اسرائیل به تمامیت ارضی وقعی نمینهد. رژیم اسرائیل بارها اینرا نشان داده است. آخرین سوء استفاده از فضا و حاکمیت ارضی، بمباران سفارت ایران در دمشق بوده است. ایران با استناد به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل که به وضوح حق یک کشور را برای دفاع از خود در برابر حمله بیان میکند، با شلیک پهپاد و موشک علیه اسرائیل پاسخ داد. تشدید تنش از طریق حمله اسرائیل به ایران، منطقه و جهان را به مغاک کشانده است.
هزینهها
اینکه آیا منطقه به یک درگیری بزرگ خواهد افتاد، مطمئناً ذهن ایالات متحده و متحدین اصلی سرمایهدار آنرا بخود مشغول کرده است. آنها به سرعت اصرار به خویشتنداری کردهاند. این ابداً تمایل به صلح در منطقه را نشان نمیدهد. این برای حفظ زندگی نیست. این با کمک و حمایت از کشتار اسرائیل در غزه با وضوح وحشتناکی نشان داده شده است. دلیل نگرانی مراکز امپریالیسم و سرمایهداری این است که بلافاصله پس از حمله اسرائیل، پاسخ ایران و حمله اسرائیل به اصفهان، قیمت نفت افزایش یافت.
زمانی که حمله اسرائیل به غزه آغاز شد، کارشناسان بازار پیشبینی درباره نفت را آغاز کردند. در آن زمان قیمت آن کمی بیش از ۸۰ دلار در هر بشکه بود. تصور بر این بود که یک مشکل «کوچک»، که سهلانگارانه به کودتای تحریکشده توسط ایالات متحده در لیبی تشبیه میشد، شاهد افزایش بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه خواهد بود. یک اختلال «متوسط» در عرضه، مانند حمله به عراق، به معنای قیمت ۱۲۰ دلار در هر بشکه خواهد بود. یک اختلال بزرگتر مانند جنگ به معنای تشدید جدی تنش و جنگ در خاورمیانه به معنای قیمت ۱۵۰ دلار در هر بشکه خواهد بود. این افزایش ۷۵ درصدی تأثیر مخربی بر ظرفیت عملکرد سرمایهداری جهانی خواهد داشت. جای تعجب نیست که درخواستهای واحدی از سوی اتاقهای هیئت مدیره و دولتهای سرمایهداری برای کاهش تنشها وجود دارد.
زندگیها هیچ به حساب نمیآیند. جان دهها هزار نفر در غزه را میتوان از بین برد. آن مانع پیشرفت سرمایه نمیشود. کشتار سود میآورد، اما توسل به عقل و اخلاق تنها زمانی ظاهر میشود که کل نظامی که سود را ممکن میسازد مورد تهدید قرار میگیرد.
برگرفته از گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
https://pvonline.ca/2024/05/03/palestine-israel-iran-and-capitalism/
————————————————–
* نگاه کنید به این ادعای مضحک در سرلوحه «کارپایه گروه ۱۰مهر»: «جهان ما در حال گذار از یک جهان تکقطبی زیر سلطهٔ انحصاری امپریالیسم به یک جهان چندقطبی مبتنی بر قوانین و مقررات بینالمللی و احترام به حق حاکمیت ملی کشورها است.»
