آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

تئوری-ایدئولوژی

پیرامون اقتصاد سیاسی تجاوز آمریکا

آن‌ها به ایران حمله کردند، و این نخستین‌بار نیست، ما این را می‌دانیم. تا زمانی که ایران مقاومت کند، این آخرین بار نخواهد بود، و ایران به مقاومت ادامه خواهد داد؛ ایران با برانگیختن مقاومت‌های دیگر، در مقاومت خود رشد خواهد کرد. و در برابر جبهه امپریالیستی، که اقدامات آن هر روز پرهزینه‌تر، بزدلانه‌تر و ناکارآمدتر، می‌شود، قطعاً پیروز خواهد شد... مقاله‌ای که در حال مطالعه آن هستید، با کنار گذاشتن (ژئو)پلیتیک و با برجسته کردن بخشی از تضادهایی که در روند بازتولید گسترده شیوه تولید سرمایه‌داری به‌طور هم‌زمان در مقیاس‌های محلی و جهانی تشدید می‌شوند، بر دلایل ساختاری حمله امپریالیستی اخیر تمرکز دارد...

۲۰۲۶-۰۸-۲۱ ادامه

میان مبارزه با امپریالیسم و رمانتیسم بومی‌: خوانشی در مقاله «از بولیوی تا ایران: چپ بومی‌»

مقاله مستقیماً از این واقعیت که ایران با سلطه‌جویی آمریکا مقابله می‌کند و گفتمانی درباره‌ عدالت اجتماعی دارد، به این نتیجه می‌رسد که ایران شکلی از یک چپ بومی (اصالت‌گرا) است. اما، مبارزه با امپریالیسم ــ با تمام اهمیتی که دارد - به‌تنهایی برای تعیین جایگاه طبقاتی در یک مبارزه کافی نیست؛ بلکه باید آن را با دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی داخلی و چگونگی توزیع ثروت در هر نظام سیاسی پیوند داد. جنبش کمونیستی در طول تاریخ خود از بسیاری از جنبش‌های رهایی‌بخش ملی حمایت کرده است، اما هرگز رهایی ملی را با سوسیالیسم برابر ندانسته است؛ زیرا وظایف رهایی ملی به‌طور بنیادین با وظایف ساختمان سوسیالیسم تفاوت دارد.

۲۰۲۶-۰۸-۰۳ ادامه

از ایران تا بولیوی: چپ بومی

یک بحران جهانی وجود دارد که نمود آن در این است که نخبگان شهری در شهرهای بزرگ جهان، محیط‌هایی بسیار مشابهی در سراسر دنیا ساخته‌اند و از یک زبان چپ‌گرای اصلاح‌شده (که البته زبان چپِ مبارزه مسلحانه قدیمی نیست) استفاده می‌کنند. اوضاع همیشه این‌گونه نبود... بدین ترتیب، مجله «ژاکوبن» به بولیوی یا ایران می‌آید تا با افراد خاصی گفتگو کند؛ افرادی که همان چیزی را به او می‌گویند که او دوست دارد بشنود، زیرا این بخشی از هویت سیاسی آن‌هاست. در نهایت، «ژاکوبن» در لاپاز و تهران پا به زمین می‌گذارد و با «خوزه» و «علی‌اکبر» صحبت می‌کند و آن‌ها به او اطمینان می‌دهند که آنچه این مجله می‌نویسد درست است.

۲۰۲۶-۰۸-۰۳ ادامه

نکاتی چند دربارۀ راه رشد غیر‌سرمایه‌‌داری

اگر در کشورهای در حال رشد، حاکمیت با طبقات، قشرها و گروه‌های استثمارگر و نمایندگان اندیشه‌های بورژوایی باشد، راه رشد، راه سرمایه‌داری است. اگر حاکمیت با طبقات و قشرها و گروهای زحمتکش با هژمونی طبقه کارگر و رهبری حزب مارکسیست- لنینیست باشد، راه رشد، راه سوسیالیستی خواهد بود. در راه رشد غیرسرمایه‌داری، حکومت و رهبری در دست دمکراسی انقلابی متکی بر جبهه وسیع توده‌های میانی (خرده‌بورژوازی شهر و روستا، روشنفکران و کارمندان و سایر قشرهای غیرپرولتری)، کارگران صنعتی و کارگران غیرصنعتی (کارگران ساختمان، ترابری، خدمات و کشاورزی) و بورژاوزی (کوچک و متوسط) است. چنان‌که می‌بینیم، این جبهه وسیع، جبهه‌ایست کاملاً ناهمگون.

۲۰۲۶-۰۸-۰۲ ادامه

مانیفست مارکسیسم غربی

سازمان «سیا»، مسلماً یک «مارکسیسم سالنی» را که به راهروهای دانشگاه محدود شده، از طبقه‌ کارگر ناامید است، زبانی پیچیده دارد و اقدام و عمل در آن ناممکن است، به مارکسیسمی که به خیابان‌ها می‌آید، اتحادیه‌ها را تشکیل می‌دهد و هدفش دستیابی به قدرت است، ترجیح می‌دهد. هدف آن‌ها روشن بود: خلق یک روشنفکریِ چپ‌گرا که به جای تغییر دادن جهان، تا ابد تنها به «تفسیر» آن بسنده کند. به عبارت دیگر، همان نیهیلیسم روشنفکرانه‌ای که در ظاهر خود را به سازماندهی، جنبش‌های خیابانی و فعالیت‌های اتحادیه‌ای نزدیک نشان می‌دهد، اما در عمل از آن‌ها فرسنگ‌ها فاصله دارد؛ جریانی که احزاب لنینیست را با برچسب «دگماتیک/توتالیتر» طرد می‌کند.

۲۰۲۶-۰۵-۰۵ ادامه

«مارکسیسم غربی»: کسانی که از آزمون عملی اجتناب می‌کنند

به تازگی، وب‌سایت «ژاکوبن» مقاله‌ای از راسل جاکوبی در دفاع از «مارکسیسم غربی» منتشر کرده است. این متن در واقع نقدی است بر استدلال‌های گابریل راکهیل، استاد دانشگاه اهل آمریکا، که متفکران «مکتب فرانکفورت» را به خدمت در راه امپریالیسم آمریکا متهم کرده است. (برای کسانی که در جریان نیستند: کتاب راکهیل اساساً به دنبال اثبات این ادعاست که مارکسیسم غربی، با بودجه‌ «سیا»)، یک جریان «چپِ» ضد کمونیست اختراع کرده است.) راسل جاکوبی مقاله خود را با این جملات به پایان رساند: «یک "چپ نو" یا "مارکسیسم غربی" سالخورده، نویدبخش‌تر و ترجیح‌دادنی‌تر از یک استالین نسخه ۲ است.» پس بگذارید ما نیز این‌گونه نتیجه‌گیری کنیم:

۲۰۲۶-۰۵-۰۴ ادامه

پنهان کردنِ فقرِ محتوا در پسِ پرچم‌ها و جشن‌های اول ماه مه…

«چپ» مأموریتِ خود مبنی بر تبدیلِ «جهانی دیگر» به گزینه‌ای ملموس برای توده‌های زحمتکش را به‌کلی رها کرده است. اول ماه مه، روز وحدت و همبستگی طبقه کارگر، طبیعتاً از این زوالِ معنا آسیب دیده است. مسأله صرفاً اول ماه مه به معنای محدودِ کلمه نیست؛ اول ماه مه نمی‌تواند بارِ ۳۶۴ روزِ دیگر سال را به دوش بکشد. وقتی تنها یک روز از سال را به نام «کارگر» اعلام کنیم و [در بقیه روزها] با رویاهایِ سیاستِ بورژوازی هم‌پیاله شویم، فرجامِ گریزناپذیر آن، نابودیِ خودِ اول ماه مه خواهد بود. نجاتِ اول ماه مه، به معنای نجاتِ سیاستِ انقلابی است.

۲۰۲۶-۰۴-۳۰ ادامه

چپ نو: ستون پنجم

آزادی، اصول حقوقی جهانی، کثرت‌گرایی، دموکراسی... این مفاهیمِ جهانی پس از شکستِ سوسیالیسم معنای خود را از دست دادند و در زبان انگلیسی به «بولشیت» (مهملات/مزخرفات) تبدیل شدند. چپِ نو مدام در حال «بولشیت‌گویی» و بافتنِ مطالبِ بی‌معنی است. این‌که بگوییم «اگر در ایران دموکراسی وجود داشت، نیازی به این کارها نبود»، نشان‌دهنده عشق یا علاقه جهانی به دموکراسی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده همکاری با امپریالیسم است. «چپ نو» هنوز حتی از این موضوع آگاه هم نیست. لازم بود کسی بگوید که «چپ نو» دیگر «چپ» نیست؛ و این حرف مدت‌هاست که زده شده است. اما واکنش‌های «چپ نو» به حمله علیه ایران نشان داد که این موضوع نه تنها یک ضرورت آکادمیک و فکری، بلکه یک فوریتِ سیاسی است.

۲۰۲۶-۰۴-۰۲ ادامه

توهم چندقطبی: دو ماه، دو حرکت زلزله‌آسا در ونزوئلا و ایران؛ و جهان نظاره‌‌گر، قدرت هنوز یک نشانی دارد

دو دهه است که به ما گفته می‌شود این سبک از قدرت‌نمایی دیگر به پایان رسیده است. عبارت «ظهور دیگران» از فرید زکریا به یک شعار تبدیل شد: چین در حال اوج‌گیری بود، روسیه بازگشته بود، «بریکس» آینده بود، و دلارزدایی در همین نزدیکی‌ها بود. مدام می‌شنیدیم که «دوران تک‌قطبی» دیگر به تاریخ پیوسته است. سیاره زمین چندقطبی شده بود. گفتمان‌های دانشگاهی، اندیشکده‌های سیاست‌گذاری، و لفاظی‌های دیپلماتیک همگی حول این فرض به تفاهم رسیدند و «چندقطبی‌» را نه به عنوان یک احتمال دور، بلکه به عنوان واقعیتی که در حال وقوع است، معرفی کردند.

۲۰۲۶-۰۴-۰۲ ادامه

پیشنهاد پنج‌ ماده‌‌ای چین-پاکستان ماهیت سیاست خارجی «سوسیالیسم با ویژگی چینی» را نشان می‌دهد!

این پیشنهاد در ظاهر میانجی‌گرانه و در باطن یک بازتوزیع مسئولیت است که متجاوز و قربانی را هم‌سنگ می‌گذارد. اما برای فهم عمق این مشکل، باید از خود سند فراتر رفت و به رفتار چین در هفته‌های اخیر نگاه کرد – رفتاری که مستندات آن تصویری بسیار تیره‌تر از یک میانجی‌گر ناکارآمد به دست می‌دهد. واقعیت مستند این است که چین در روز اول حملات – ۲۸ فوریه – هیچ محکومیتی صادر نکرد. جلسه منظم وزارت خارجه چین به روال معمول برگزار شد، انگار که آمریکا و اسرائیل به یکی از شرکای جامع راهبردی پکن حمله نکرده‌اند. وقتی مشخص شد چین سکوت خواهد کرد، یک خبرنگار ایرانی در کنفرانس مطبوعاتی اعتراض کرد...

۲۰۲۶-۰۴-۰۱ ادامه