تفاوت ترامپ با محافل حاکمه اروپایی به دلیل دو استراتژی جایگزین متفاوت است که امپریالیسم میتواند در حال حاضر دنبال کند. یکی استراتژی قدیمی بایدن برای تجاوز به روسیه است که به بنبست رسیده بود؛ و دیگری استراتژی جایگزین برای پایان دادن به جنگ اوکراین و دور کردن روسیه از یک بلوک مخالف علیه هژمونی امپریالیسم غربی است. حاکمان اروپایی با استراتژی اول وصلت کردهاند در حالی که ترامپ برای دومی میکوشد.
با این وجود، در استراتژی ترامپ یک تضاد بزرگ وجود دارد. برای «رهبری» جهان سرمایهداری باید هزینه پرداخت؛ و ترامپ خواهان نقش رهبری برای ایالات متحده بدون پرداختن هزینه است.
تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: دمکراسی مردم، نشریه حزب کمونیست هند (مارکسیست)
نویسنده: پرابهات پاتنایک
۲ مارس ۲۰۲۵
برگردان: ع. سهند
استراتژی احیای امپریالیسم
سیاست خارجی دونالد ترامپ، مفسران را در یک سردرگمی واقعی قرار داده است. مواضع کاملاً متفاوت او در مورد اوکراین و غزه، در مورد اول ظاهراً به دنبال صلح، و در مورد دوم خواهان پاکسازی قومی کل جمعیت، آنها را به تعجب واداشته است که آیا تأثیر او در امور جهانی «مثبت» است یا نه. اما، دلیل این گیجی نه در کارهای ترامپ، بلکه در عدم شناخت از پدیده امپریالیسم قرار دارد. در این کمترین تردیدی نیست که امپریالیسم غربی به رهبری ایالات متحده خود را به یک گوشه انداخته بود، گوشهای که درآن انتخاب بین تشدید فاجعهبار جنگ در اوکراین حتی تا حد یک رویارویی هستهای، یا فرسایش تدریجی هژمونی امپریالیستی بود. دونالد ترامپ میکوشد امپریالیسم را از یک چنین گوشه بطرز ناخوشایند دشواری بیرون بکشد. نکته این نیست که آیا او «طرفدار صلح» است یا «حامی جنگ» یا به فکر منافع اروپا هست یا نه؛ نکته این است که او یک استراتژی امپریالیستی بدیل را، که امپریالیسم را از این بنبست نجات خواهد داد، دنبال میکند و او در موقعیتی قرار دارد که اینرا انجام دهد، زیرا با سیاست قبلی که در وهله اول این بنبست را ایجاد کرد، آلوده نشده است.
روش او برای احیای هژمونی امپریالیستی که به تدریج در حال فرسایش بود، ترکیبی از هویج و چماق است. نادرستی این فرض اساسی که در نتیجه آن میتوان روسیه را به تسلیم در برابر دستورات غربی واداشت، و زمینهساز تحریکاتی بود که جنگ اوکراین را به وجود آورد، اثبات شده است. موضوغ فقط این نیست که اوکراین در طول جنگ پیوسته تضعیف شده است، بلکه تحریمهای اقتصادی علیه روسیه که قرار بود «روبل را به خاک تبدیل کند» نتیجه معکوس داشته است؛ روبل پس از یک افت موقت کوتاه، در برابر دلار به سطحی حتی بالاتر از قبل از تحریمها بازگشت، و علاوه بر این، این تحریمها واکنشی را ایجاد کرد که در آن به چالش کشیدن هژمونی دلار در دستور کار قرار گرفت.
نشست کازان کشورهای بریکس «دلارزدایی» را به عنوان یک احتمال جدی مطرح کرد. تحریمهای یکجانبه امپریالیستی، مادام که علیه چند کشور هدایت شوند، میتوانند کاملاً مؤثر باشند؛ اما هنگامی که آنها تعداد زیادی از کشورها، از جمله کشورهایی به بزرگی، توسعه یافتگی و سرشار از منابع، مانند روسیه را هدف قرار میدهند، نه فقط اثربخشی خود را به عنوان تحریم از دست میدهند، بلکه تشکیل بلوکی از کشورها را تشویق میکنند که علیه کل نظم امپریالیستی مسلط که به عنوان نظم اقتصادی بینالمللی پدیرفته میشود صف آرایی کنند، و این گزینه گرایش دارد که حتی کشورهای تحریم-نشده را نیز به دامان خود بکشاند.
این دقیقاً چیزی است که اتفاق افتاده است و چیزی است که ترامپ زمانی که سر کار آمد با آن روبهرو شده است. بخش چماق روش چماق-و-هویج او معروف است. او تهدید کرد که تعرفههای سنگینی را علیه کشورهایی که درصدد دلارزدایی هستند، وضع خواهد کرد، این یک عمل امپریالیستی آشکار و بر خلاف تمام قوانین بازی سرمایهداری است؛ هر چه باشد، هر کشور طبق این قوانین، آزادی تجارت با هر ارزی که بخواهد را دارد، مشروط بر اینکه شریک تجاری آن مایل باشد، و همچنین آزادی نگه داشتن ثروت خود به هر ارزی که دوست داشته باشد را دارد. محدود کردن این آزادی با تحمیل تعرفههای بالا علیه یک چنین ارزی اعمال زور آشکاری است که هیچ نظم بینالمللی نمیتواند صریحاً آن را تأیید کند؛ اما ترامپ، به عنوان یک امپریالیست آشکار و سرسخت، هیچ ابایی از اعمال کاملاً آشکار چنین اجبار اقتصادی نداشت.
هویج در این روش هویج-و-چماق، سعی او برای پایان دادن به جنگ اوکراین است. به جای تشکیل شدن یک بلوک قدرت جایگزین علیه ایالات متحده و به طور کلی علیه امپریالیسم غربی، پایان دادن به این جنگ با شرایطی که برای روسیه نامطلوب نیست، روسیه را از هرگونه بلوک جایگزین دور نگه خواهد داشت، این بدین طریق، تلاشهای جاری برای به چالش کشیدن هژمونی امپریالیستی را تضعیف خواهد کرد.
البته هرگونه پایان جنگ اوکراین بر اساس مذاکرات باید مورد استقبال همه قرار گیرد، اما اینکه این پایان را نتیجه تمایل به صلح یا بهعنوان پیگیری منافع ایالات متحده به قیمت «نگرانیهای امنیتی» اروپا بدانیم، کاملاً اشتباه است. ترامپ در یک مأموریت برای صلح نیست، اگر بود، اظهارات کاملاً جنگطلبانه در مورد غزه را انجام نمیداد؛ در واقع، سرمایهداری ذاتاً مخالف صلح است: همانطور که ژان ژور سوسیالیست فرانسوی گفته بود: سرمایهداری جنگ را در درون خود حمل میکند، درست مانند ابرها که باران را حمل میکنند.» این تمایلِ به قرار دادن هژمونی امپریالیستی در جایگاه بهتری است که به ترامپ انگیزه میدهد، نه تمایل به صلح. به همین ترتیب، مسأله امنیت اروپا یک رد گم کردن کامل است: امنیت اروپا هرگز بوسیله روسیه مورد تهدید قرار نگرفت، و همه صحبتها درباره خطر «امپریالیسم روسی» که بر اروپا عالب شد، فقط یک بهانه برای توجیه توسعهطلبی ناتو بود. بنابراین، مسأله تضعیف امنیت اروپا با اقدام صلح ترامپ وجود خارجی ندارد.
تفاوت ترامپ با محافل حاکمه اروپایی به دلیل دو استراتژی جایگزین متفاوت است که امپریالیسم میتواند در حال حاضر دنبال کند. یکی استراتژی قدیمی بایدن برای تجاوز به روسیه است که به بنبست رسیده بود؛ و دیگری استراتژی جایگزین برای پایان دادن به جنگ اوکراین و دور کردن روسیه از یک بلوک مخالف علیه هژمونی امپریالیسم غربی است. حاکمان اروپایی با استراتژی اول وصلت کردهاند در حالی که ترامپ برای دومی میکوشد. شخص باید مخالفت حزب نئونازی «آلترناتیو برای آلمان» با جنگ اوکراین را دقیقاً از این زاوبه ببیند: تجاوزگری افراطی آن در برابر فلسطین در مقابل تمایل آن برای پایان دادن به جنگ اوکراین، نه نشانهای از تمایل عمومی برای صلح و نه از بی توجهی به «امنیت اروپا»، بلکه از یک موضع استراتژیک مشخص است.
البته، پروژه ترامپ برای بیرون کشیدن امپریالیسم از گوشهای که به آن رانده شده است، به طور همزمان یک پروژه برای ثتبت هژمونی ایالات متحده بر بلوک امپریالیستی به عنوان یک کل است. شعار او «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» پروژهای برای بازسازی جهانی است که بی چون و چرا تحت سلطه امپریالیسم غربی با ایالات متحده به عنوان رهبر بی چون و چرای آن است. از این لحاظ این تداوم استراتژی وابستگی اروپا به منابع انرژی آمریکاست که با انفجار خط لوله گاز نورد استریم-۲ از روسیه به اروپا، ظاهراً توسط «دولت ژرف» ایالات متحده نشان داده شده بود.
با این وجود، در استراتژی ترامپ یک تضاد بزرگ وجود دارد. برای «رهبری» جهان سرمایهداری باید هزینه پرداخت؛ و ترامپ خواهان نقش رهبری برای ایالات متحده بدون پرداختن هزینه است. هزینه این است: «رهبر» باید کسری تجاری در مقابل دیگر قدرتهای بزرگ سرمایهداری را تحمل کند تا بتواند جاهطلبیهای آنها را برآورده نماید و از فرو رفتن کل جهان سرمایهداری در بحران جلوگیری کند. این چیزی است که بریتانیا در طول سالهای «رهبری» خود انجام داده بود و این چیزی است که ایالات متحده در دوره مؤخرتر انجام داده است. کسری تجاری بریتانیا در قبال اروپای قارهای و ایالات متحده که دیگر قدرتهای بزرگ در آن زمان بودند، به این کشور آسیب نمیرساند، زیرا این کسری را، از جمله موارد دیگر، با بدست آوردن مازاد درآمدهای نامرئی در مقابل امپراتوری استعماری خود متوازن میکرد، که بخش عمدهای از آن، مازاد من درآوردی بود که در ازای آن این متصرفات استعماری را «خالی» میکرد، و با آن کسری تجاری خود با قدرتهای بزرگ سرمایهداری را تسویه مینمود.
اما، ایالات متحده پس از جنگ در یک موقعیت «مساعد» مشابه نبوده است؛ کسری تجاری این کشور در مقابل دیگر قدرتهای بزرگ باعث شده است که این کشور بیشتر و بیشتر در بدهی فرو برود. تلاش آن برای جلوگیری از فرو رفتن بیشتر در بدهی، که بخشی از پروژه «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» ترامپ است و برای آن او در روند تحمیل تعرفهها علیه همه شرکای تجاری خود است، در شرایطی که تقاضای کل در اقتصاد جهانی سرمایهداری به دلیل فشار سرمایه مالی جهانیشده برای اجتناب از کسریهای مالی و اخذ مالیات از ثروتمندان برای افزایش هزینه دولت در همه جا گسترش نمییابد، فقط بحران سرمایهداری جهانی را، با قرار دادن یک بار بویژه سنگین بر دوش جهان سرمایهداری غیر-آمریکایی تشدید میکند.
بنابراین، استراتژی ترامپ برای احیای امپریالیسم، هم کیک را خواستن هم خوردنش را [هم خدا را خواستن هم خرما را] معنی میدهد . سعی او برای تثبیت رهبری ایالات متحده در حالی که به دنبال اعمال تعرفه بر دیگران است، به منزله سیاست «گدا کردن همسایهام» در مقابل بقیه جهان است. این سیاست «گدا کردن همسایهام»، که به منزله تضمین رشد برای خود با ربودن بازارها از دیگران است، اساساً با پروژه احیای هژمونی امپریالیستی در تضاد است. اگر بایدن امپریالیسم را به یک گوشه رانده بود، بیرون کشیدن آن توسط ترامپ از آن گوشه فقط به رانده شدن آن به یک گوشه دیگر میانجامد.
https://peoplesdemocracy.in/2025/0302_pd/imperialism%E2%80%99s-revival-strategy
