در حالی‌که کریستیا فریلند وزیر بازرگانی کانادا هر روز با اشتیاق لبخند می‌زند و به خبرنگاران می‌گوید که معامله پیرامون نفتا «نزدیک» است، رییس‌جمهور ترامپ توئیت می‌زند که اگر نتیجه دور جدید مذاکرات «کاملاً به خواست ما نباشد. کاملاً»،  او با ۲۵ درصد تعرفه بر خودروهای ساخت کانادا «موجب ویرانی کانادا» خواهد شد. دولت فدرال کانادا باید حاکمیت و استقلال کانادا را نشان دهد، و اکنون که می‌تواند، از «نفتا» خارج شود. به جای «نفتا» ما به یک سیاست تجاری که چندجانبه و متقابلاً سودمند با کشورهای سراسر جهان است، نیازدر حالی‌که کریستیا فریلند وزیر بازرگانی کانادا هر روز با اشتیاق لبخند می‌زند و به خبرنگاران می‌گوید که معامله پیرامون نفتا «نزدیک» است، رییس‌جمهور ترامپ توئیت می‌زند که اگر نتیجه دور جدید مذاکرات «کاملاً به خواست ما نباشد. کاملاً»،  او با ۲۵ درصد تعرفه بر خودروهای ساخت کانادا «موجب ویرانی کانادا» خواهد شد. دولت فدرال کانادا باید حاکمیت و استقلال کانادا را نشان دهد، و اکنون که می‌تواند، از «نفتا» خارج شود. به جای «نفتا» ما به یک سیاست تجاری که چندجانبه و متقابلاً سودمند با کشورهای سراسر جهان است، نیاز داریم.

تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم

۶ مهر ۱۳۹۷

منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
نویسنده: الیزابت رولی*
۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸

تجارت به مثابه غارت: کانادا باید از «نفتا» خارج شود

 

فشار اعمال می‌شود. در حالی‌که کریستیا فریلند وزیر بازرگانی کانادا هر روز با اشتیاق لبخند می‌زند و به خبرنگاران می‌گوید که معامله پیرامون نفتا «نزدیک» است، رییس‌جمهور ترامپ توئیت می‌زند که اگر نتیجه دور جدید مذاکرات «کاملاً به خواست ما نباشد. کاملاً»،  او با ۲۵ درصد تعرفه بر خودروهای ساخت کانادا «موجب ویرانی کانادا» خواهد شد.

ترامپ می‌افزاید: «و هر وقت ما با نکته‌ای مشکل داریم، من فقط یک عکس از شورولت ایمپالا را نشان می‌دهم.» شورولت ایمپالا توسط کارگران جنرال موتورز در اوشاوا، کانادا ساخته می‌شود.

این یک تهدید توخالی نیست. اقتصاددانان «تورنتو- دومینیون بانک» تخمین می‌زنند که اگر ترامپ ۲۵ درصد تعرفه به خودروهای ساخت کانادا ببندد ۱۶۰ هزار شغل، عمدتاً در اونتاریو از دست خواهد رفت. اقتصاددانان «اسکوشیابانک» پیش‌بینی می‌کنند که تعرفه‌ها رشد اقتصادی کانادا را ۲۵ درصد کاهش خواهد داد- در اقتصادی که هم‌اکنون آهسته شده، با بیکاری و خشم عمومی فزاینده رو‌به‌رو است.

اما خسارات به صنعت خودروسازی محدود نخواهد ماند. به این دلیل که بخش خودروسازی در قلب بخش تولیدی کانادا قرار دارد، و نیروی محرکه اقتصاد است، خسارات از آنجا اشاعه خواهد یافت. تأثیر بر مشاغل، دستمزدها، و استانداردهای زندگی همه کسانی که معیشت‌شان مستقیم و غیرمستقیم به صنعت خودروسازی وابسته است، ویرانگر خواهد بود. تأثیر بر شهرهایی مانند ویندسور که کاملاً به فورد و کرایسلر- دو خودروساز دیترویت- وابسته اند فوری خواهد بود.

بعید است که ترامپ به تعرفه بر خودرو، آهن، آلومینیوم، مطبوعات، غذای دریایی و الوار بسنده کند. همان‌طور که ۲۰۰‌میلیارد دلار تعرفه‌های تنبیهی و «۲۶۷ میلیارد دلار تعرفه دیگر اگر من بخواهم» ترامپ بر چین نشان داده، تنبیه کلی خواهد بود.

در سال ۲۰۱۷ کانادا ۵۷ میلیارد دلار خودرو و ۱۵ میلیارد دلار قطعات خودرو به ایالات متحده صادر کرد. تهدید تعرفه با استفاده از قانون «امنیت ملی» ایالات متحده نشان می‌دهد ترامپ برای این‌که کانادا را به امضای قرارداد «نفتا»  طبق «تمام شرایط ایالات متحده» مجبور کند، آماده است تا کجا برود.

چیزی که ترامپ می‌خواهد
موافقت‌نامه‌های تجارت آزاد پیشین، با انتقال عملیات شرکت‌ها به مناطق دارای دستمزد پایین، مالیات کم، و نظارت‌زدایی و عدم نظارت در سراسر جهان، ایالات متحده (و کانادا) را از مشاغل تولیدی و صنعتی تهی کردند. ابر-سودهای نجومی برای شرکت‌ها، و بیکاری گسترده، کاهش دستمزدها، و تنزل استانداردهای زندگی کارگران پیام آن‌ها بود.

ترامپ وعده داده است آن مشاغل را به ایالات متحده بازگرداند. او با معامله ایالات متحده- مکزیک، که می‌گوید برای فروش خودرو در آمریکای شمالی ۷۵ درصد آن باید در ایالات متحده و مکزیک تولیده شده باشد، ممکن است به بخشی از وعده خود عمل کرده باشد. معامله هم‌چنین ملزم می‌سازد که ۴۰ درصد کارگران خودروساز مکزیک حداقل ۱۶ دلار در ساعت دستمزد دریافت کنند، که ترامپ انتظار دارد با این کار خروج کارخانه‌های خودروسازی ایالات متحده را به مکزیک را متوقف کند. این یک خوش طینتی برای افزایش دستمزدها و استانداردهای زندگی خودروسازان تحت استثمار مکزیک نیست که ساعتی ۳ دلار می‌گیرند و هرگز نمی‌توانند خودروهایی را که خود می‌سازند بخرند. هدف از این، نگه داشتن مشاغل در ایالات متحده از طریق غیرسودده کردن انتقال کارخانه‌های خودروسازی به آن سوی مرز است.

برای کانادا، این سه خودروساز بزرگ ایالات متحده را تشویق خواهد کرد عملیات خود را به ایالات متحده منتقل کنند. برای پایین آوردن دستمزدهای قابل زندگی در کانادا به سطوح فقیرانۀ اکثر ایالت‌های حق-کار [ایالات متحده آمریکا] که در آن‌ها به ندرت سندیکایی وجود دارد، این حتا فشار بیش‌تری بر سندیکاها و کارگران وارد خواهد کرد. این به سندیکاها فشار وارد خواهد کرد تا نظام دستمزدهای دو نرخی و حتا سه نرخی را که در ایالات متحده گسترش یافته و طی دو دهه گذشته به صنعت خودروسازی کانادا رسوخ کرده، بپذیرند.

اما ایالات متحده بیش‌تر می‌خواهد. به کشاوزران دامدار در ایالات متحده گفته شده که نظام مدیریت عرضه کانادا در بخش کشاورزی علت بینوایی واقعی آن‌ها است.

مدیریت عرضه طی دهه‌ها از کشاورزان در کانادا حمایت کرده است، یک کف مالی زیر پای تولیدکنندگان لبنیات و محصولات مرغی قرار داده، در ازای درآمد تضمین شده برای تولیدکنندگان، سهمیه شیر، تخم‌مرغ، و مرغ تعیین کرده است. این حمایت‌ها از جانب کشت‌وصنعت‌ها- شرکت‌های چندملیتی در کشاورزی که هدفشان افزایش منفعت به زیان کشاورازن است- زیر حمله قرار دارند.

مطالبات ترامپ شامل باز کردن بازارهای کانادا به روی شیر درجه ۷ اولترا-فیلترشده ایالات متحده می‌شود که از آن پنیر و ماست تولید می‌شود و ارزش آن سالانه ۲۰۰ میلیون دلار است. این در کانادا موجب ویرانی، تعطیل کارخانه‌ها و از دست رفتن مشاغل تولیدی خواهد شد. حدود ۱۵ درصد کاهش در سهمیه شیر می‌تواند کشاورزان کوچک را ورشکست کند، ضربه مهلکی بر مدیریت عرضه در بخش  لبنیات وارد نماید، ضربه‌ای بزرگ‌تر از تأثیر همه امتیازات تجاری داده شده در گذشته (بیش‌تر از مجموع «مشارکت ترانس پاسیفیک»، «توافق جامع اقتصادی و تجاری»، و غیره).

اما کانادا مشکل نیست. مشکل سیاست‌های «غرق شو یا شنا کن» بازار آزاد سرمایه‌داری ایالات متحده است که موجب اشباع بازار و سقوط قیمت شیر تا کف شده، کشاورزان خانوادگی را به بدهی عظیم کشانده، بسیاری را به ورشکستگی و مصادره اموال‌شان سوق داده است. این سیاست ایالات متحده است که از نیواینگلند تا ایالت‌های میانی کشاورزان را به حال خود رها کرده، و مقصر دولت ترامپ است.

ترامپ امتیازات بسیار دیگری نیز می‌خواهد. در رأس آن‌ها فصل ۱۱ «نفتا» درباره «مکانیسم حل اختلاف مخترع- دولت» است که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد برای «منفعت آتی از دست رفته» از دولت‌ها شکایت کنند. دیگری فصل ۱۹ درباره مکانیسم حل اختلاف است که برای حل اختلاف بین دولت‌های «نفتا» بر سر تجارت، گروه‌های کارشناسی تشکیل می‌دهد. به دلیل این گروه‌های غیرجانبدار، کانادا تاکنون در همه شکایاتی که ایالات متحده بر سر الوار چوب نرم ارایه کرده، برنده شده است.

ترامپ هم‌چنین خواهان دسترسی کامل به صنایع فرهنگی کانادا، و خدمات عمومی آن، از جمله بهداشت، آموزش، مراقبت از کودک، مراقبت درازمدت و هر چیز دیگر است.

ترامپ دسترسی مدام و پیوسته به نفت و دیگر منابع طبیعی را می‌خواهد. او با تخفیف تغییرات اقلیمی یا هر عملی که مانع شرکت‌ها و منافع آن‌ها بشود، مخالف است.

چیزی که کانادا نیاز دارد
ماه‌های گذشته برای زحمتکشان، با صندلی ردیف اول برای دیدن این‌که سرمایه‌داری لاشخورصفت ایالات متحده و دولت ترامپ چگونه به کانادا و باقی جهان برخورد می‌کنند، آموزنده بوده است. چیزی که رییس‌جمهور و دولت ایالات متحده می‌خواهند با تحمیل شرایط خود بر سر کانادا بیاورند دقیقاً چیزی است که آن‌ها با هر کشور دیگری که با آن معامله دارند، انجام می‌دهند. تاکتیک‌های آن‌ها، از جمله توهین و تهدید تحریم‌های اقتصادی و بی‌ثباتی، کانادایی‌ها را تکان داده است، اما برای ایالات متحده این روال عادی است.

دولت فدرال کانادا باید حاکمیت و استقلال کانادا را نشان دهد، و اکنون که می‌تواند، از «نفتا» خارج شود. باید به ادامه ادغام کانادا در اقتصاد ایالات متحده و روال بندگی در برابر مطالبات اقتصادی، اجتماعی، و سیاست خارجی ایالات متحده پایان دهد.

به جای «نفتا» ما به یک سیاست تجاری که چندجانبه و متقابلاً سودمند با کشورهای سراسر جهان است، نیاز داریم. ما به یک سیاست اقتصادی که ایجاد شغل را در رأس برنامه خود قرار دهد، و با یک استراتژی صنعتی که ارزش افزوده ناشی از تولید را برای ساختن کل کشور به وجود بیاورد، و با مالکیت عمومی بر نفت، گاز و دیگر منابع طبیعی آغاز شود، نیاز داریم.

اولویت‌های ما باید برنامه‌های اجتماعی همگانی، بهداشت، آموزش، و مراقبت کودک؛ بالعکس کردن تغییرات اقلیمی؛ سیاست خارجی با هدف صلح و خلع‌سلاح، به جای مسابقه تسلیحاتی، جنگ و تجاوز باشند.

جهانی دیگر ممکن است و فوریت دارد.

——————————————————–
* الیزابت رولی رهبر حزب کمونیست کانادا است.

برگرفته از «صدای مردم»، نشریه حزب کمونیست کانادا

http://www.cpa.org.au/guardian/2018/1841/13-trade.html