تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
۲ دی ۱۳۹۲
منبع: Truthout
٣٠ نوامبر ٢٠١٣
آیا پاپ کاتولیکها را برای انقلاب اقتصادی آماده میکند؟ (شاید او مارکس را خوانده)

در سال ١۹۹٢، کلیسای کاتولیک بخاطر اذیت کردن گالیله، ستارهشناس قرن هفدهم، که جرأت کرده بود بگوید زمین به دور خورشید میگردد، رسماً معذرت خواست. در سال ٢٠٠۸، واتیکان حتا برپا کردن یک مجسمۀ او را در نظر گرفت.
آیا یک فیلسوف آتهایست بخصوص قرن نوزدهم میتواند شخص بعدی باشد؟
این واقعیت است که در سال ٢٠٠۹، یک مقالۀ روزنامه واتیکان اشاره مثبتی به کارل مارکس داشت. نویسنده مقاله، جورج سانس مورخ آلمانی، مارکس را بخاطر انتقاد او از بیعدالتی و ازخودبیگانگی که زحمتکشان در جهانی که در آن سرمایه به تعداد اندکی تعلق دارد با آن مواجه هستند، ستود. سان بدرستی گفت که نظر مارکس امروز مطرح است: «ما باید همصدا با مارکس از خودمان بپرسیم آیا شکلهای از خود بیگانگی که او از آنها سخن میگفت در نظام سرمایهداری ریشه ندارند…»
پاپ بندیکت شانزدهم مطمئناً آهنگ دیگری را میخواند، مارکسیسم را بمثابه یکی از آفات عصر مدرن محکوم میکرد (البته ما همیشه باید بین «ایسم» و شخص تمایز قائل شویم). اما پاپ فرانسیس از سنخ دیگری است. اظهارات اخیر او دربارۀ سرمایهداری نشان میدهد او انسانی است که راجع به اقتصاد- بویژه پیوند بین سرمایهداری مهارنشده و نابرابری- میداند. پاپ فرانسیس در سند ۸۴ صفحهای که روز سهشنبه منتشر شد سخنان غرّا و آتشینی علیه ددمنشی نظام اقتصادی ناعادلانه مطرح کرد- سخنان غرّا و آتشینی که خود مارکس برای آن هورا میکشید:
«همانطور که فرمان “قتل مکن” یک حد مشخص برای حفاظت از ارزش زندگی انسان تعیین میکند، ما امروز میتوانیم بگوییم اقتصاد بیعدالتی و محرومسازی را “دنبال نکن”. این اقتصاد میکشد… مادام که مشکلات فقرا بطور بنیادین از طریق رد استقلال مطلق بازارها و سوداگری مالی و با حمله به علل ساختاری بیعدالتی حل نشده است، هیچ راهحلی برای مشکلات جهان، و اساساً برای هیج مشکلی پیدا نخواهد شد.»
صبر کنید! اینها از کجا آمدند؟ برای درک پاسخ، باید کمی از الهیات رهاییبخش بدانید، جنبشی که در منطقه زادگاه پاپ فرانسیس-آمریکای لاتین- زاده شد. الهیات رهاییبخش، پدیده کاتولیکی که بر نبرد فعالانه علیه ستم اقتصادی و اجتماعی تمرکز دارد، جای شگفتانگیزی است که کارل مارکس و کلیسای کاتولیک بهم میرسند.
گرچه مارکس مطمئناً یک آتهایست بود، کاتولیکهایی که از الهیات رهاییبخش حمایت میکنند میفهمند که برخورد او به مذهب بسیار ظرِیف بود. او به مذهب مانند یک سکه با دو رو نگاه میکرد: یک نیروی محافظهکار که میتواند تغییرات مثبت را مسدود کند و همچنین یک منبع انرژی که میتواند در مقابل بیعدالتیها بایستد و آنها را چالش نماید. در ایالات متحده، جنبشهای مذهبی مانند جنبش «تعالیم اجتماعی»، که امروزه خود را در نبرد «دوشنبه اخلاقی» پدر روحانی ویلیام باربر علیه ستم راستگرایان بر فقرا در ایالت کارولینای شمالی نشان میدهد، بیان پتانسل اعتراضی مسیحیت است.
گوستاوو گوتیرز، یک کشیش کاتولیک اهل پرو که در فقر مطلق بزرگ شد، ایدههای مارکس پیرامون ایدئولوژی، طبقه و سرمایهداری را بکار گرفت تا چشماندازی ایجاد کند که نشان دهد چگونه میتوان از مسیحیت برای کمک به فقرا در زندگی بر روی کره زمین بجای تسلی دادن به آنها در بهشت استفاده کرد. با ظهور دیکتاتوریها نظامی در آمریکای لاتین در دهههای ١۹۶٠و ١۹۷٠، گوتیرز کاتولیکها را فراخواند تا همسایگان خود را دوست بدارند و جامعه را بهتر کنند. پیروان الهیات رهاییبخش جدید بر مشارکت فعال در تغییر اجتماعی و اقتصادی تأکید میکردند. آنها دربارۀ ساختارهای بدیل و خلاق، معمولاً از راههای مسالمتآمیز برای آزاد کردن فقرا از همه اشکال ستم صحبت میکردند.
سلسله مراتب رسمی کلیسا رابطه پُرتنشی با الهیات رهاییبخش داشته است، اما برخی ناظران فرانسیس معتقدند که فصل جدیدی در آن تاریخ باز میشود. در اوایل سپتامبر، پاپ جدید یک دیدار خصوصی با گوتیرز داشت. در واکنش به رویداد، روزنامه واتیکان مقالهای را منتشر کرد که میگفت با رهبری کلیسا توسط یک پاپ از آمریکای لاتین، الهیات رهاییبخش دیگر نمیتواند «در سایهای، که برای سالها حداقل در اروپا نادیده گرفته شده بود، بماند»
جهان کاتولیک اکنون برای توجه تلنگری خورده است، و مؤمنین بر اظهارنظر اخیر پاپ فرانسیس، که از سیاستمداران میخواهد «کار آبرومندانه، آموزش و درمان» را تضمین نمایند و به «بتپرستی پول» حمله میکند، تأمل خواهند نمود. توجه جماعت جلب شده است. فرانسیس بسیار زیاد دربارۀ نابرابری و در دفاع از فقرا سخن خواهد گفت. متأسفانه موضع او دربارۀ کشیش شدن زنان نشان میدهد که او هنوز آماده نیست برخورد برابر با زنان را- که ترقی در آن دو عرصه را تقویت خواهد کرد- بپذیرد، اما فرانسیس با گفتن اینکه زنان باید نفوذ بیشتری در کلیسا داشته باشند، گام مهمی بجلو برداشت.
گرچه واتیکان اخیراً منجلابی برای مشکوکترین دلالان مالی و بانکداران فاسد بر روی کره زمین شده است (نگاه کنید به «باجگیران خدا»)، پاپ فرانسیس انزجار خود از حرص را بروشنی نشان داده، کاخ پاپ را برای یک مهمانسرای معمولی ترک کرده است و اخیراً یک اسقف را بخاطر هزینه کردن ۴١ میلیون دلار برای نوسازی و بهبود مسکن خود-از جمله ٢٠٫٠٠٠دلار برای وان حمام- تعلیق نموده است.
کاتولیکها، بویژه در ایالات متحده و کانادا، مطمئن نیستند با این همه همبستگی با فقرا و لفاظی ضدسرمایهداری چه کنند. برای مدتی طولانی، بسیاری بر این نظر بودند که دورۀ مارکس و نقد او از سرمایهداری بسر آمده و گذشته است. اما بسیاری دیگر شاهد آزادسازی، جهانیسازی و بازتوزیع بسمت ثروتمندان بودند که نوع بویژه کثیف و تهاجمی از سرمایهداری را آزاد کرد که بنحو فزایندهای با ارزشهای مسیحی در تضاد است. سرمایهداری، بجای منصفانه و معتدل شدن، ددمنشتر و افراطیتر شده است. پیشبینی مارکس، که گفته بود سرمایهداری نابرابری گستره بوجود خواهد آورد، در حالحاضر از هر زمان دیگری درستتر بهنظر میرسد.
پاپ فرانسیس برای اینکه دربارۀ یک نظام اقتصادی بیشتر انسان محور فکر کند، ممکن است خود را به روی ایدههای مارکس باز کرده باشد. مطبوعات آمریکایی هم اکنون با عصبانیت با این ایده قیلوقال براه انداختهاند، هلن هورن در «آتلانتیک» نوشت: «اگر معلوم شود پاپ فرانسیس مارکسیست است، تیترهای بسیار شگفتانگیزی را تولید خواهد کرد»، و بلافاصله نتیجه گرفت که «رهبران کلیسا خوشحال باشند» که این نمیتواند حقیقت داشته باشد.
ممکن است او مارکسیست نباشد. حقیقت این است که فرانسیس مانند سلف خارقالعاده خود، پاپ لئو سیزدهم (که از ١۸۷۸ تا ١۹٠٣ رهبر کلیسای کاتولیک بود) بطور مشخص حکومت کامل بازار بر انسانها، سنگ بنای تئوری نئوکلاسیک میلتون فریدمن، آلن گریناسپن و بخش عمده نظام سیاسی آمریکا [و نظام جمهوری اسلامی ایران] را محکوم کرده است. او نوشت: «بعضیها به دفاع از تئوریهای چکیدن از بالا که تصور میکند رشد اقتصادی از طریق بازار آزاد، نهایتاً موفق به آوردن عدالت و شمول بیشتر در جهان خواهد شد، ادامه میدهند. این نظر که فاکتها هیچگاه آنرا تأیید نکردهاند، یک اعتماد خام و ساده لوحانه به نیک سرشتی صاحبان قدرت اقتصادی و به تقدس عملکرد نظام اقتصادی غالب ابراز میکند.»
این شروع بسیار خوبی است. ما به آن لبیک میگوییم.
