تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
شنبه، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۳
برگردان فارسی: سهشنبه، ۲۶ دیماه ۱۴۰۲
در پی کشته شدن ۹ سرباز در حمله پ.ک.ک. به منطقه عملیاتی نیروهای مسلح ترکیه در شمال عراق، حزب کمونیست ترکیه بیانیهای منتشر کرد.
این بیانیه با اشاره به اینکه منشأ عملیات برون-مرزی، حرص سیریناپذیر طبقه سرمایهدار است میپرسد: «آیا ترکیه در نتیجه این همه سال عملیات برون-مرزی اکنون امنتر است؟»
در این بیانیه با اشاره به اینکه گرایشهای ترکیسم، کردیسم و اسلامیسم یکدیگر را تغذیه میکنند، تاکید شده است که این گرایشها «به طور مشترک به روندی کمک میکنند که به از بین رفتن جمهوری ترکیه میانجامد.»؛ بیانیه میافزاید: «ما اجازه نخواهیم داد گفتمانهای ناسیونالیستی، جامعه ترکیه را از واقعیتها دور سازند.»
بیانیه در حالیکه از ترکیه میخواهد به حضور نظامی خود در خارج از کشور پایان دهد، میگوید «امنیت هیچ کشوری نمیتواند به صورت فیزیکی در درون مرزهای یک کشور دیگر تامین شود.»
متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
تهدیدهای امنیتی واقعی: عثمانیگرایی، اسلامگرایی، کردیسم، ترکیسم و امپریالیسم
درشب ۱۲ ژانویه، سربازان بسیاری جان خود را از دست دادند و مجروح شدند. حمله نه در درون مرزهای ترکیه، بلکه در بیرون از آنها صورت گرفت.
ما میدانیم دلیل واقعی حضور نظامی ترکیه در کشورهای خارجی، به ویژه در سوریه و عراق، حرص سیریناپذیر طبقه سرمایهدار برای سودورزی است.
و ما همچنین میدانیم که طبقه سرمایهدار با دولت حزب عدالت و توسعه فرصت بیسابقهای برای ارضای جاه طلبیهای توسعهطلبانه خود بچنگ آورد؛ دولت حزب عدالت و توسعه منابع اساسی سیاست خارجی جمهوری را با رویکرد نوعثمانی بازنگری کرده است، و در نتیجه، جرأت ایجاد زمینه برای توجیه حضور نظامی خود در کشورهای خارجی را یافته است.
این بازی خونین که تمامیت ارضی کشورهای دیگر را نادیده میگیرد، با دستاویز امنیت ترکیه اجرا میشود. مرزهای لازم برای امنیت کشور ما میخواهند در درون قلمرو کشورهای دیگر کشیده شوند.
ما میپرسیم: آیا ترکیه در نتیجه آن همه سال عملیات برون-مرزی اکنون امنتر است؟
آیا این رویکرد به سیاست خارجی توانسته است از امنیت مرزهای ترکیه، آرامش و رفاه مردم و مراکز شهرها، میادین و خیابانها در برابر انفجار بمب حفاظت کند؟
برعکس، این عملیات که اهداف آنها مبهم، مدت آنها نامشخص، محتوا و جزئیات آنها از مردم پنهان است، و در شرایط نظامی نامساعد اجرا میشوند، به جایی رسیدهاند که تمامیت ارضی کشورهای همسایه، و امنیت جانی سربازان را نیز نادیده میگیرند. ترکیه نمیتواند امنیت خود را بر پایه حضور در منطقهای قرار دهد که بسیاری از قدرتهای منطقهای و بینالمللی در آن درگیر رقابت و درگیری شدید هستند. امنیت از این طریق به دست نمیآید!
حضور نظامی ترکیه در کشورهای خارجی، در ترکیه فضا را برای ادامه فعالیت عوامل گوناگون امپریالیسم، گروههای جهادی، و برای درکی که وجود جمهوری ترکیه را نامشروع میداند، ایجاد میکند. همانطور که اخراج همه پایگاهها و پرسنل نظامی خارجی ضروری است، این نیز ضروری است که دولت به حضور نظامی خود در خارج از کشور پایان دهد.
اینکه مرزهای ترکیه با عراق و سوریه کجا شروع میشوند و کجا ختم میشوند نامشخص شده است، و حتا این مرزها پاک شدهاند.
منبع حمله مشخص است، پ.ک.ک. مسئولیت حملات را بر عهده گرفته است. با نگاه به این تصویر، رویکردی که در «مبارزه با تروریسم» در خامترین شکل آن خلاصه میشود، سالهاست که بر نادیده گرفتن پیامدهای ادامه مبارزه با پ.ک.ک. در قلمرو کشورهای دیگر اصرار دارد. علاوه بر این، این نظر اجازه نمیدهد که سیاستهای نادرست داخلی و خارجی، روابط با آمریکا، عضویت ترکیه در ناتو، و یا بیعدالتی و نابرابری در ترکیه در دستورکار قرار گیرند.
امروز پ.ک.ک. باید از نظر استراتژی سیاسی، اهداف، متحدین و شیوههای آن مورد بازخواست قرار گیرد و محکوم شود. رویههای شناخته شده دولت حزب عدالت و توسعه و بیعدالتیهایی که کردها از گذشته تا کنون متحمل شدهاند نمیتواند این واقعیت را بپوشاند.
دولت سیاسی، که مصمم است هیچ مسئولیتی در قبال از دست دادن سربازان نپذیرد، موظف است توضیح دهد که جوانان ما در کجا و چرا مستقر شدهاند. ما اجازه نخواهیم داد مشکلات جدی ترکیه با دستاویز «مبارزه با تروریسم» در پستو و دور از چشم قرار گیرد.
آنهایی که با بنیان و موجودیت جمهوری در ترکیه میجنگندند، از یک سو، با کنار آمدن با لوزان به سوور* متوسل شده و عمل میکنند، و از سوی دیگر، به سلطان عبدالحمید عثمانی بازمیگردند و پشت قصههای «قدرت منطقهای» پنهان میشوند. آنهایی که دشمن جمهوری هستند، آشکارا در جهانبینی عثمانیگرایی مشترکند.
بخشهای بزرگی از جامعه به سمت صف بندیهای ایدئولوژیک دروغین مانند ترکیسم، اسلامگرایی و کردیسم سوق داده میشوند و جمهوری ترکیه به سمت تجزیه کشیده میشود.
هزینه تعامل، نزدیکی یا همدردی چپ با هر یک از این خطوط ایدئولوژیک به هر شکل، بسیار سنگین خواهد بود.
واکنش غیرارادی توسعهطلبانه سرمایهداری ترکیه، آمیخته با ایدئولوژی نوعثمانی، به یک دکترین «امنیتی» ریاکارانه تبدیل شده است، که به مداخله ترکیه در امور داخلی و حقوق حاکمیتی دیگر کشورها مشروعیت میبخشد.
امنیت هیچ کشوری را نمیتوان بطور فیزیکی از داخل مرزهای یک کشور دیگر تضمین کرد. این موضع نه تنها اصولی است، بلکه با واقعیت عینی نیز مطابقت دارد: حضور نظامی ترکیه در سوریه و عراق امنیت کشور ما را تهدید میکند. دولت حزب عدالت و توسعه از مردم ما پنهان میدارد که حفظ حضور نظامی ترکیه در این کشورها بدون توافق با دولتهای این دو کشور چه معنایی دارد.
منشأ واقعی حضور نظامی در کشورهای خارجی، که با دستاویز امنیت کشور توجیه میشود، جستجوی سود توسط شرکتهای بزرگ در ترکیه است. امروز، بخش قابلتوجهی از سرمایهدارانی که در اقلیم کردستان عراق پولهای کلان میسازند، تمایلات «ناسیونالیستی» دارند. برای شرکتهای ترکیهای که فردا میخواهند در بازسازی سوریه سهمی به چنگ آورند، پر کردن جیب خودشان تعیینکننده است، نه امنیت ترکیه یا مردم ما.
دیگر بس است! ترکیه برای ما ارزشمندتر از آن است که بتوانیم آنرا به دو یا حتا ذهنیت، که به گونهای موضع میگیرند که گویا در برابر هم قرار دارند، اما در واقع یگدیگر را تغذیه میکنند، واگذار نماییم.
ما اجازه نخواهیم داد تعداد بیشتری از جوانان ما قربانی جاهطلبیهای امپریالیستی شوند، ما اجازه نخواهیم داد که کانونهای ترک، کرد و اسلامگرا مردم ترکیه را وارد روندی کنند که میتواند بسیار خطرناک باشد، ما اجازه نخواهیم داد که لفاظیهای ناسیونالیستی همراه با نفرت، برای راندن جامعه ترکیه از واقعیت، رشد کنند!
ما نظام اجتماعی مبتنی بر استثماری را که بر ترکیه حاکم است تغییر خواهیم داد. اما ما هرگز اجازه نخواهیم داد که جمهوری ترکیه نامشروع اعلام شود، و به مثابه یک واحد سیاسی که باید از بین برود، تلقی گردد.
امروز همه گرایشهای طرفدار کردها، ترکها و اسلامگرایان در ترکیه سهم مشترک در روندی دارند که به از بین رفتن مشروعیت جمهوری ترکیه منجر خواهد شد.
وظیفه ما در اینجا دفاع از ارزشهایی است که کل کشور، زحمتکشان ما را متحد میکند، و اقلیت بسیار کوچک این کشور، یعنی استثمارگران و انگلها را کنار میگذارد. حزب کمونیست ترکیه در این راستا سخن خود خواهد گفت و بخشی از گفتمان ویرانگری که مردم و کشور ما را تهدید میکند، نخواهد بود. این نظام اجتماعی پوسیده استثماری است که ما باید نابود کنیم.
تسلیت به مردم کشورمان…
۱۳ ژانویه ۲۰۲۴
کمیته مرکزی حزب کمونیست ترکیه
———————–
* توضیح عدالت: پیمان سور در ۱۰ اوت ۱۹۲۰ بین امپراتوری عثمانی که در جنگ جهانی اول در کنار امپراتوری آلمان و امپراتوری اتریش-مجارستان وارد جنگ شده بود و نیروهای پیروز متفقین یعنی (روسیه، بریتانیا و فرانسه) امضا شد.
پیمان لوزان در ژوئیه ۱۹۲۳ برای پایان دادن به مناقشهای که از جنگ جهانی اول بین نیروهای متفقین و متحدین آغاز شده بود، امضاء شد. این پیمان بین جمهوری سوم فرانسه، امپراتوری بریتانیا، امپراتوری ژاپن، پادشاهی ایتالیا، پادشاهی یونان، پادشاهی رومانی و پادشاهی یوگسلاوی به امضاء رسید.
