تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
چهارشنبه، ۱۷ دی ۱۴۰۴
منبع: گرانما
نویسنده: ماریو ارنستو آلمیدا باکالائو
چهارشنبه، ۱۰ دسامبر ۲۰۲۴
برگردان: کوشا
حقوق بشر و «بستگی دارد از که بپرسید»

مردم فقط زمانی درباره آزادی، دموکراسی و حقوق بشر صحبت میکنند که درک مشخص و بسیار خاصی از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در خطر نباشد.
چند دهه پیش، خوان دومینگو سانچز اشتوپ، فیلسوف اسپانیایی-مراکشی، که در دنیای نشر بیشتر با نام جان براون شناخته میشود، مقالهای با عنوان «سلطه لیبرال» منتشر کرد که در آن به بررسی شیوههای مختلف تبدیل لیبرالیسم به ابزاری برای قدرت پرداخت.
گفتمان مربوط به حقوق بشر، از جمله جالبترین و بحثبرانگیزترین تأملات بود. سانچز اشتوپ موج خشونتی را که ایالات متحده و اروپا پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ علیه جهان عرب به راه انداختند، یادآوری کرد.
جنایاتی که به نام حقوق بشر انجام میشد – یعنی شکنجه، اعدامهای فراقضایی، بمبارانها، تهاجم نظامی به کشورهای مستقل – نه به عنوان حوادث یا استثنائاتی مجزا، بلکه به عنوان بخشی از هنجار به نظر میرسیدند. و برای اطمینان از اینکه این موضوع در هر گوشهای از کره زمین درک شود، یک نمایش نمادین چشمگیر به راه افتاد، نمایشی که از زمان جنگ سرد تمرین شده بود.
این روند با سخنرانیهایی آغاز شد که مطبوعات جریان اصلی را در بر گرفت و با فیلمها (از جمله فیلمهای کودکان) و ادبیات ادامه یافت، که به جای توجیه آنچه اتفاق میافتاد، آن را از طریق لفاظیهای بیگانههراسانه و نژادپرستانه عادیسازی میکردند.
این فیلسوف نوشت، وقتی قتل عام و شکنجه به نام حقوق بشر انجام میشود، وقت آن است که به یاد بیاوریم که این ایدئولوژی – یعنی حقوق بشر – دشمن بربریت در دنیای امروز نیست، بلکه روی پنهان همان سکه است.
آنچه تقریباً ۸۰ سال است در فلسطین اتفاق میافتد، با تشدید وحشتناک اقدامات دولت صهیونیستی، مداخلهگر و استعماری اسرائیل از سال ۲۰۲۳، نمونهای زنده و احتمالاً گزارششدهترین نمونه از چگونگی اعمال وحشیگری لیبرال به نام اصول لیبرال است.
به نام حق تعیین سرنوشت و حاکمیت، زمین دائماً غصب میشود و حق ملیت انکار میشود؛ به نام آزادی عقیده، سایر مذاهب از هم جدا میشوند؛ به نام مخالفت جنسی، مخالفان جنسی به قتل میرسند – به زیر آوار غزه نگاه کنید؛ به نام حق زندگی، روشن میشود که برخی از جانها ارزشمندتر از دیگران هستند.
همانطور که گفتیم، فلسطین رسانهایترین نمونه است، اما جهان «آزاد» پر از همین چیز در مقیاسهای مختلف است.
به این فکر کنید که چگونه اکثر مردم بومی دائماً از حق تعیین سرنوشت، داشتن حافظه، داشتن آموزشی که آنها را ارج مینهد و توضیح میدهد، و فهرستی طولانی از چیزهای دیگر، از جمله حق وجود خودشان، محروم میشوند.
به سازوکارهای فراوانی، نه فقط سازوکارهای اقتصادی، فکر کنید که در بیشتر جوامع تعبیه شدهاند تا شهروندان «درجه یک» هرگز با شهروندان «درجه دو» یا «درجه سه» روبرو نشوند، چه در مهدکودک، مدرسه یا مکانهایی که در آنها زندگی میکنند، خرید میکنند، نفس میکشند، یا در تیم فوتبالی که از آن حمایت میکنند، یا در سکوهای ورزشگاه.
چند ماه پیش، نستور کوهان، فعال و روشنفکر آمریکای جنوبی، با مهربانی از فرناندو مارتینز هردیا، انقلابی و فیلسوف کوبایی که در سال ۲۰۱۷ درگذشت، یاد کرد.
نستور به یاد آورد که فرناندو گفت، اکنون در بسیاری از کشورها مردم با غرور و تکبر از دموکراسی و حقوق بشر صحبت میکنند، اما این کار را پس از – و بر اساس – دیکتاتوریهایی انجام میدهند که در عرض چند سال، بهترین ذهنها و درخشانترین روحهایی را که برای ساختن جهانی متفاوت تلاش کرده بودند، به قتل رساندند. به عبارت دیگر، مردم تنها زمانی در مورد آزادی، دموکراسی و حقوق بشر صحبت میکنند که درک خاص و بسیار خاصی از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در خطر نباشد.
در جهانی مملو از چنین تلهها و تناقضات، فرصتطلبی و خشونت، کوبا آبهای حوزه قضایی خود را دارد. این مسئولیت ماست و ما را شبها بیدار نگه میدارد که نه تنها این تلهها و تناقضات، فرصتطلبی و خشونت را درک کنیم، بلکه در زندگی و افقهای روزمره خود، انسانیتر – واقعاً انسانی – منصف، کامل، مؤثر و به طرز دردناکی انسانی باشیم.
https://en.granma.cu/mundo/2025-12-10/human-rights-and-it-depends-on-who-you-ask
