تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: آنیل چنار
۲۶ ژوئن ۲۰۲۵

درس‌های جنگ ایران و اسرائیل – ۲: آیا ایالات متحده آمریکا متزلزل است؟

 

جنگ پایان یافت. در حالی که جهان سرگرم بحث در اینمورد است که حمله اسرائیل و آمریکا به ایران به کجا خواهد رفت، مانورهای ترامپ پرسش مهم دیگری را پیش کشیده است.

این‌که ترامپ می‌تواند در عرض چند ساعت یا حتی چند دقیقه نظرات مختلفی ارائه دهد، به چه معناست؟

طبیعتاً، اظهارات زاویه‌دار ترامپ درباره مداخله در ایران و حمایت از اسرائیل، از یک سو، به نظر می‌رسد که «اتحاد ترامپ» را دچار شکاف کرده است، در حالی که از سوی دیگر، این اظهارات، گمانه‌زنی‌ها مبنی بر انحراف ایالات متحده از مسیر ائتلاف «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم»  ترامپ را افزایش داده است.

در واقع، در حالی‌که دولت ترامپ دخالت ایالات متحده در عملیات اسرائیل را انکار کرده است، به نظر می‌رسد احتمال مشارکت این کشور در حملات، به اختلاف بین جناح‌های انزواطلب و طرفدار اسرائیل در ائتلاف «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» منجر شده است.

آیا آمریکا می‌رقصد یا می‌جنگد؟
از یک سو، ترامپ می‌تواند بگوید که می‌خواهد با ایران سر میز مذاکره بنشیند، و از سوی دیگر، می‌تواند اظهاراتی داشته باشد که به معنی تغییر رژیم در ایران باشد. او در حالی که می‌گوید آمریکا وارد جنگ نخواهد شد، می‌تواند دستور بمباران ایران را صادر کند.

یکی از مشاوران ترامپ به «اکسیوس» گفت: «این یک فریبکاری بود. او می‌دانست که رسانه‌ها نمی‌توانند جلوی بزرگنمایی آن را بگیرند. او می‌دانست که ایرانی‌ها ممکن است فکر کنند که او بلوف می‌زند. خب، همه اشتباه می‌کردند.»

یکی دیگر از مشاوران گفت: «رئیس‌جمهور می‌خواست زمان بخرد. او می‌دانست چه می‌خواهد بکند. و می‌داند که نمی‌تواند مشتاق جنگ به نظر برسد. بنابراین همه کسانی که «» خواستار خویشتن‌داری بودند، به او کمی فضا دادند.»[۱]

از یک سو، ترامپ ویتکاف و جی دی ونس را به منطقه می‌فرستاد تا راه‌هایی برای رسیدن به توافق با ایران پیدا کنند و از سوی دیگر، با خشونتی رفتار می‌کرد که به ویژه اظهارات ونس را تضعیف می‌کرد. «با این حال، همه اینها بخشی از نقشه بود.»

اختلاف‌ها بین چه کسانی است؟
با این حال، دلایل زیادی نیز وجود دارد که فکر کنیم این بازی «پلیس خوب، پلیس بد» آنطور که توصیف شده از «الف» تا «ی» ساختاریافته نیست.

یکم، به نظر می‌رسد که دولت ایالات متحده به شیوه‌ای هماهنگ پیش نمی‌رود، و اختلافات در مورد برخی موضوعات رو به افزایش است.

یکی از این نمونه‌ها، اظهارات ترامپ در تضاد با اظهارات تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی، مبنی بر اینکه ایران سلاح هسته‌ای ندارد، است. بیاد داریم که ترامپ در مورد گابارد گفت: «برای من مهم نیست که او چه می‌گوید. فکر می‌کنم آن‌ها خیلی به دستیابی به سلاح هسته‌ای نزدیک بودند.»

به همه این‌ها بحران سرهنگ‌ها در پنتاگون نیز اضافه شد. سرهنگ ناتان مک‌کورمک، رئیس شاخه شام و مصر مدیریت برنامه ریزی ستاد مشترک ایالات متحده، با استفاده از یک حساب کاربری نیمه ناشناس، نظرات متعددی را درباره اقدامات اسرائیل و حمایت ایالات متحده منتشر کرد.

دوم، لازم است بدانیم که دنیای استراتژیک مدیران ارشد ایالات متحده آنقدرها هم که تصور می‌شود غنی نیست. گفتگوی بین سناتور تد کروز و تاکر کارلسون، گوینده محافظه‌کار، که پیش از این به خاطر مصاحبه‌اش با پوتین بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، می‌تواند سرنخی باشد.

کارلسون از کروز می‌پرسد: «راستی، چند نفر در ایران زندگی می‌کنند؟» کروز پاسخ می‌دهد: «نمی‌دانم.» کارلسون می‌گوید: «آیا نمی‌دانی جمعیت کشوری که سعی در نابودی‌اش داری چقدر است؟» و گفتگوی بین این دو به یک دعوای جدی تبدیل شد.

مصاحبه با کروز ظاهراً اختلاف نظر بین جناح‌های «جنگ‌طلب» و «معتدل» درون «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» را آشکار کرد. در عین حال، کسانی که آشکارا از مداخله ایالات متحده حمایت می‌کردند، هم‌چنان به صحبت‌های خود ادامه می‌دهند، جی. دی. ونس، یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده‌ دولت ترامپ برای متقاعد کردن مردم ایالات متحده، طی سخنانی نشان داد هیچ تغییری در سیاست‌های «انزواطلبانه» ایجاد نشده است.

کروز ممکن است نماینده ذهن استراتژیک ایالات متحده نباشد. با این حال، لازم است بدانیم که نمونه‌های دیگری از نخوت امپریالیستی وجود دارد. در واقع، حمله به عراق نمونه‌ای است که این موضوع را نه تنها با نتایج آن، بلکه با پیشینه‌های آن نیز نشان می‌دهد.

در واقع، به گفته پیتر گالبرایت، سفیر سابق آمریکا در کرواسی، رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش حتی دو ماه پیش از آن‌که دستور حمله به عراق را صادر کند، از وحود فرقه‌های سنی و شیعه در عراق بی‌اطلاع بود. گالبرایت در کتاب خود با عنوان «پایان عراق» ادعا کرد که رهبری آمریکا درباره جامعه عراق و مشکلاتی که پس از سرنگونی صدام حسین با آن روبه‌رو خواهد شد، اطلاعات بسیار کمی داشت.

سردرگمی واقعی در کجاست؟
البته، این‌که چهره‌های مشهود سیاست ایالات متحده تا چه حد منعکس‌کننده عملکرد نظام هستند، موضوع قابل بحثی است. از سوی دیگر، لازم است بدانیم که «رئیس‌جمهور ایالات متحده» یک شخصیت نمادین معمولی نیست.

بدون تردید، رقص خطرناک ترامپ محصول رقص‌آرایی است که توسط دینامیسم پیچیده حکومت ایالات متحده ایجاد شده است. تأثیر کلی عناصر موجود در آن فهرست نه چندان طولانی، مانند کنگره ایالات متحده، پنتاگون، «سیا»، شرکت‌های بزرگ، رسانه‌ها… عامل واقعی تعیین‌کننده سیاست‌های ایالات متحده است.

از سوی دیگر، در آن‌جا نیز سردرگمی زیادی وجود دارد.

برای مثال، بحث‌ها درباره این‌که نتانیاهو ترامپ را دنبال خود می‌یرد، یا این‌که از آمریکا و اسرائیل کدام یک «برادر بزرگ‌تر» است، باید از این منظر بررسی شود. این‌که اسرائیل ارتباطات بسیار قوی در داخل دولت آمریکا دارد، بر کسی پوشیده نیست، و این‌که اعضای کنگره را می‌توان با پول و شغل خرید، شایعه نیست. همه این‌ها حقیقت است.

با این حال، آنچه مهم است این است که بین یک درک مشخص در دولت اسرائیل و یک تمرکز مشخص در دولت ایالات متحده در مورد استراتژی که باید در خاورمیانه و جاهای دیگر دنبال شود، اجماع روشنی وجود دارد. وقتی مداخلات انگلیس را، که تنش‌هایی را در داخل ایالات متحده برانگیخته است به این موارد اضافه کنیم، با نمونه‌های قابل توجهی در روسیه و خاورمیانه روبه‌رو می‌شویم.

در واقع، حمله پهپادی به پایگاه‌های روسیه تنها به برهم خوردن میز مذاکره در مورد مسأله اوکراین منجر نشد. به گفته برخی مفسران، ترامپ هم‌چنین با روش‌های مورد علاقه «دولت ژرف» به نوعی به بیراهه کشیده شد. در واقع، بین وادار کردن روسیه به پای میز مذاکره از این طریق و ارسال این پیام که «ترامپ کنترل اوضاع را در دست ندارد» تمایزی وجود داشت که دیدن آن دشوار نبود.

بنابراین از یک سو، دولت ترامپ می‌گوید «معامله»، اما از سوی دیگر، کسانی که فکر می‌کنند روسیه هنوز سر عقل نیامده و باید با آن برخورد شود، سعی می‌کنند دوباره با انگلیس و احتمالاً با اسرائیل بازی کنند.

به همه این‌ها، روزنه فرصت در خاورمیانه نیز اضافه شده است.

سرخوشی از حمله به ایران و «روزنه فرصت»
اظهارنظر زیر از «بن کاسپیت» اسرائیلی در «روزنامه معاریو» از نظر درک نوع استراتژی که دنبال می‌شود بسیار آموزنده است:

«آیا «پیشرفت» ایران به سمت سلاح‌های هسته‌ای واقعاً کشف شده است؟ احتمالاً نه.

آیا رهبر [معظم] واقعاً «دستور» دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای نظامی را داده است؟ احتمالاً نه.

پس چرا ما به جنگ رفتیم؟

چون چاره‌ دیگری نبود. آن‌ها نقشه‌ نابودی اسرائیل را تشویق می‌کردند و ما چاره‌ دیگری نداشتیم… ۷ اکتبر: یک دوش آب سرد بود. کل یک کشور را از خواب بیدار کرد. (…) سر هر ماری که برمی‌خیزد را باید زد…

و چیز دیگری هم هست:
یک روزنه‌ تاریخی نادر و بی‌همتا که ناگهان پیش روی ما باز شد… تمام شور و شوق باعث شد تصمیم برای رفتن به جنگ، تصمیم درستی باشد… نتانیاهو در حال حاضر سرخوشی را تجربه می‌کند.»[۲].

رونان برگمن از روزنامه «یدیعوت آحورونوت» می‌گوید:
«ماشه، پیروزی ارتش اسرائیل (نیروهای دفاعی اسرائیل) بر حزب‌الله، و به دنبال آن حمله موفقیت‌آمیز به ایران در ماه اکتبر و نابودی سامانه دفاع هوایی این کشور بود. سپس فروپاشی رژیم اسد در دمشق و نابودی سامانه دفاع هوایی آن توسط ارتش اسرائیل در ماه دسامبر رخ داد. این زنجیره رویدادها بسیاری از مقامات ارشد اسرائیلی را به این باور رساند که یک فرصت بی‌سابقه، روزنه‌ای بی‌نظیر برای حمله به ایران، ایجاد شده است…»[۳]

به گفته دیپلمات سابق، آلستر کروک، واکنش‌های تند ترامپ ناشی از روند اقناع است.[۴]

به نظر می‌رسد برخی گام‌ها، از جمله پالانتیر، نقش مهمی در این امر داشته‌اند.

ترامپ ظاهراً توسط نتانیاهو، ران درمر و ژنرال کوریلا فرمانده «سنتکام»، متقاعد شد. «پولیتیکو» گزارش داد که کوریلا در متقاعد کردن ترامپ به اشتباه بودن ارزیابی تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی، مبنی بر اینکه ایران «بمب ندارد» نقش کلیدی داشت.

در نتیجه، ترامپ جانب اسرائیلی‌ها را گرفت و گفت که فکر می‌کند ایران «به داشتن بمب بسیار نزدیک است». یک روز پیش از حمله غافلگیرکننده در ۱۳ ژوئن، ترامپ با صدای بلند حدس زد که حمله اسرائیل (به ایران) می‌تواند «توافق را تسهیل کند.»

فروپاشی غیرمنتظره و ناگهانی سوریه ممکن است نئوکان‌ها را تشویق کرده باشد که تصور کنند می‌توانند به سرعت همان سناریو را در ایران تکرار کنند. به همین دلیل است که اینقدر بر ایده ترور [آیت الله] خامنه‌ای تأکید می‌شود.

به گفته کروک، ایران فرونپاشید، بلکه نظام ایران به طور غیرمنتظره‌ای به سرعت خود را بازسازی کرد، و هنگامی که حملات تلافی‌جویانه ایران به اسرائیل آغاز شد، بلوک طرفدار اسرائیل وحشت کرد. نتیجه، فشار زیادی بر ترامپ وارد شد تا ایالات متحده را به نفع اسرائیل وارد جنگ کند.

در واقع، نتیجه این شد که ترامپ حمله ایالات متحده را که ظاهراً از ابتدا به عنوان راه خروج برای پایان دادن به جنگ طراحی شده بود، امضا کرد.

چند استراتژی وجود دارد؟
با این حال، همانطور که مشاهده می‌شود، همه چیز در ترامپ و نتانیاهو خلاصه نمی‌شود.

می‌توان تصور کرد که اسرائیل واقعاً به چیزی بیش از حمله غافلگیرکننده در روز اول امید بسته بود. این روزنه فرصت به ساختاری نیاز دارد، که ماهیتاً تأکید زیادی بر «نقشه الف» داشته باشد. با این حال، با ادامه سقوط موشک‌ها بر تل‌آویو، برای میز مذاکره دو نتیجه باید حاصل می‌شد: یا دولت ایران مجبور به عقب‌نشینی به پای میز مذاکره می‌شد، یا دیده می‌شد که با رژیم کنونی ایران نمی‌توان ایران را به جایی رساند (یا همانطور که ترامپ گفت، «ایران را دوباره بزرگ کرد»)، و یک حرکت برای تغییر رژیم در ایران باید انجام می‌شد.

در هر صورت، روشن است که آمریکا و اسرائیل به یک «داستان پیروزی» نیاز دارند. این‌که «عملیات استثنایی» در فردو چقدر این را برآورده می‌کند، چقدر اسرائیل را آرام می‌کند و چقدر به تضعیف قدرت ایران و هموار کردن راه برای توافق کمک می‌کند، پرسش‌هایی است که پاسخ آن‌ها ممکن است حتی پیش از انتشار این مقاله تغییر کند.

بدون تردید مجموعه دیگری از پرسش‌ها درباره جهان وجود دارد…
پاسخ به این پرسش که همه این‌ها در کجای استراتژی «مبارزه با چین» که برای تقویت مجدد هژمونی ایالات متحده مطرح شده قرار می‌گیرد، و تا چه حد از تنش‌های درون سرمایه بزرگ در ایالات متحده تغذیه می‌کند، بسیار دشوارتر است.

زیرا در واقع، این پرسش‌ها بیش از حد دشوارند و از برخی جهات، فقط می‌توان به صورت عطف به ماسبق به آن‌ها پاسخ داد. در جهانی که همه چیز ساعت به ساعت تغییر می‌کند اما استراتژی‌های بزرگ در هوا هستند، عامل عدم قطعیت به سطح یک متغیر مستقل می‌رسد.

این هم یک بحران بزرگ و هم یک خطر بزرگ است.

اما یک چیز را می‌دانیم و آن این است که تعداد انگشت‌شماری از قدرت‌های امپریالیستی که می‌توانند هر جا که می‌خواهند در جهان هر طور که می‌خواهند عمل کنند، تنها می‌توانند نشانه‌ای از ویرانی‌های بزرگ‌تر در آینده باشند.

[۱]  https://www.axios.com/2025/06/22/trump-iran-strike-israel-behind-scenes

[۲]  https://www.maariv.co.il/journalists/article-12072043

[۳] https://www.ynet.co.il/news/article/hjqcgownll4

[۴] https://conflictsforum.substack.com/p/the-key-nuclear-allegation-that-started