تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
یکشنبه، ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
منبع: cubadebate.cu
نویسنده: ریکاردو ریورون روخاس
یکشنبه، ۲۲ فوریه ۲۰۲۶
زنده بودن، با مردن

گفتن «یا میهن یا مرگ» به معنای زندگی است، زیرا مرگ در دفاع از میهن یک تحمیل نیست، بلکه تنها سرنوشت ممکن برای کسانی است که از زندگی کاملی که فقط یک میهن آزاد آن را پرورش میدهد، دفاع میکنند. زندگی بدون میهن، جنسی بنجل، وارداتی و تقلبی، دست دوم و فرسوده از سیاستهای استعماری و نواستعماری است، که تمام رفاه مادی (و معنوی همراه آن) را برای لذت و خودنمایی متظاهرانه عدهای قلیل به قیمت بدبختی مقدر شده برای اکثریت، احتکار میکند.
شعار «یا میهن یا مرگ» به هیچ وجه با عبارت «میهن و زندگی» در تضاد و تناقض نیست: میهن زندگی است؛ بدون میهن، ما مردگانی متحرک خواهیم بود. شعار ما در ماهیت دوگانه خود مشروع است زیرا هر دو حد نهایی به لطف «یا» (که طبق گفته آکادمی سلطنتی اسپانیا، یک «حرف ربط هماهنگکننده است که وقتی یک گزینه را از بین گزینههای مختلف بیان میکند، ارزش تفکیلی دارد») مانعهالجمع هستند. سازندگان تکرار مکرر «میهن و زندگی»- که چند سال پیش کسانی که آرزوی پایان انقلاب کوبا را دارند، اغلب به آن استناد میکردند- نادیده میگیرند که آنها صرفاً ارزش واژه اصلی را تکمیل میکنند. معنای واقعی، «یا میهن یا مرگ» یا «میهن و زندگی» نیست، بلکه «میهن (که زندگی است) یا مرگ» است. البته، بند آخر، «ما پیروز خواهیم شد»، به این قطعیت اشاره دارد که ما همیشه میهن و بنابراین زندگی خواهیم داشت.
فقدان مداوم اصالت، که به طرز پوچی پاداش داده میشود، آنها را بر آن داشت تا از محبوبیت شایستهای که برای مردم کوبا از سال ۱۹۶۰، وقایعنگاری مبارزه برای ساختن آیندهای شرافتمندانه بوده است، بهرهبرداری کنند. آنها با سوءاستفاده از تأثیر آن، سعی در تخریب آن دارند. و اگر کمی با سوءظن فکر کنیم، این کلمه «مرگ» نیست که آنها را آزار میدهد، بلکه «سرزمین پدری» است، زیرا آنها سعی میکنند این ایده را در ما القا کنند که مردن برای سرزمین پدری ارزشمند نیست، حتی اگر یکی از مفاهیمی باشد که هویت ما، درست تا خود سرود بایامو، بر آن بنا شده است. سرزمین پدری، که زمانی فتح میشد، و دوباره فتح میشد، همیشه در خطر بوده است؛ مردن برای آن، از دوران استعمار، سرنوشتی مکنون بوده است.
«مردن برای سرزمین پدری، زندگی کردن است»؛ نه به این دلیل که ما آن را انتخاب میکنیم، بلکه به این دلیل که وظیفهای است در قبال اجدادمان، معاصرانمان و کسانی که پس از ما خواهند آمد. سرزمین پدری – نه به طور مسالمتآمیز – بلکه از طریق جنگ، بر روی تلی از «اجساد عزیزان» ساخته شد. مردن برای سرزمین پدری انتخابی آگاهانه است که نباید با خودکشی جمعی اشتباه گرفته شود، زیرا مرگ از دستی بیرحم و بیگانه در کمین است، در حالی که ما تلاش میکنیم با دستها، بازوها، مغزها و قلبها، قلمرویی حیاتی برای رفاه مشترک، عاری از تحمیلهای خارجی بسازیم. ما کار برای سرزمین پدریای را که برای زندگی ارزش قائل است، به عنوان والاترین پیشکش خود میپذیریم و در صورت لزوم، برای آن میمیریم.
من نمیدانم برخی افراد باهوش و حتی شریف، چگونه فرصتطلبانه این شعار را که به یک فاجعه موزیکال تبدیل شده است، بدون توجه به بدیهی بودن آشکار آن، میپذیرند. مدتی از آن نمایش، با آن نمایش مضحک و نمایشی و سطحی توسط هنرمندی که در آکادمیهای کشورش آموزش دیده بود و با صدای بلند تسلیم خود را اعلام میکرد، گذشته است. اما برخی هنوز آن را طوری بازتولید میکنند که گویی در حال ایجاد جایگزینی عادلانهتر برای تلاشهای انقلابی ما است. اکثریت مردم کوبا که در کوبا زندگی میکنند، همچنان به عنوان فراخوانی برای حفظ حیات کل ملت، دوگانه «یا میهن یا مرگ» را که فیدل به درستی در اولین نشانههای خطر عظیمی که در سپیده دم پیروزی انقلاب با آن روبرو بودیم، ابداع کرد، میپذیرند.
«ما به عنوان والاترین پیشکش خود، تلاش برای میهن به نفع زندگی و در صورت لزوم، مردن برای آن را میپذیریم.»
گفتن «میهن و زندگی» به طرز شگفتانگیزی معتبر است؛ این همان چیزی است که ما که حاضریم برای دفاع و حفظ میهن برای زندگی بمیریم، میخواهیم. اما کسانی که امروز سعی میکنند ما را با ظلم و ستم عملگرایانه وصفناپذیری از حاکمیت موجود در بخش اول عبارت محروم کنند، جایی در این مفهوم ندارند. پس گفتن «یا میهن یا مرگ. ما پیروز خواهیم شد» تنها فرمول نجات است، زیرا با پیروزی به کمال زندگی در صلح در یک میهن سعادتمند دست خواهیم یافت.
بزرگترین ایدئولوگ ما، رسول خوزه مارتی، به بهترین شکل آنچه را که برای کوباییها سرنوشتی غایتگرایانه است، بیان کرد: «وقتی شخص در آغوش میهن سپاسگزار میمیرد، مرگ پایان مییابد، زندان شکسته میشود و زندگی سرانجام با مرگ آغاز میشود.» ما مردمی هستیم که مقدر شدهایم مسیرهای خود را برای رسیدن به کمال میهنپرستانه از نو بسازیم، حتی اگر به معنای فدا کردن جان خود در این تلاش باشد. پس بیایید سخنان مارتی را تکرار کنیم: «میهن به فداکاری نیاز دارد. میهن یک محراب است، نه یک ستون. ما به آن خدمت میکنیم، اما از آن سوءاستفاده نمیکنیم.»
http://www.cubadebate.cu/especiales/2026/02/22/con-el-morir-la-vida-2/
