تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۱۷ مهر ۱۴۰۴
منبع: «902.gr»، پایگاه خبری حزب کمونیست یونان
دوشنبه، ۶ اکتبر ۲۰۲۵
هزاران کارگر در خیابانها علیه… نتایج «یکپارچگی» (فیلم – عکس)
روز جمعه، ۳ اکتبر، دو تظاهرات گسترده در برلین و اشتوتگارت علیه جنگ برگزار شد. دهها هزار کارگر و جوان، در پاسخ به فراخوان اتحادیهها، سازمانهای مردمی، کمیتههای صلح، احزاب سیاسی، با شعارهایی علیه اقتصاد جنگی و آمادهسازی، علیه نسلکشی در فلسطین- علیرغم این واقعیت که در اکثر فراخوانهای رهبران اتحادیههای کارگری سوسیال دموکرات، با توجه به موضع حزب سوسیال دموکرات در حمایت از دولت اسرائیل، به این موضوع اشارهای نشد- تظاهرات کردند.
تظاهرات بستری بود برای محکوم کردن برنامههای جنگطلبانه بورژوازی آلمان برای به اصطلاح «تسلیح دوباره آلمان»، که به معنای افزایش تولید سامانههای تسلیحاتی و مهمات، افزایش تعداد سربازان است، و مردم آلمان در حال حاضر با زدن از درآمد خود هزینه آن را میپردازند. معترضان با شعارهایی برای افزایش دستمزدها، برای بودجه بیشتر برای بهداشت و آموزش، دولت ائتلافی «حزب دمکرات مسیحی- حزب سوسیال دمکرات» صدراعظم مرتس را محکوم کردند که «انحصارهای صنعت نظامی را با پول داغ پر میکند» و همزمان حقوق و دستاوردهای سالهای گذشته را کاهش میدهد، و از بالا به آنها میگوید که باید فداکاریها را بپذیرند، زیرا ظاهراً «سالها فراتر از امکانات خود زندگی کردهاند».
حزب کمونیست یونان و جوانان کمونیست یونان حضوری پویا در تظاهرات داشتند، و شرکتکنندگان در بلوکهای آنها شعارهایی علیه جنگ امپریالیستی و در حمایت از همبستگی انترناسونالیستی با مردم فلسطین که برای داشتن میهن خود مبارزه میکنند، سر دادند.

آنها صدها نسخه از اعلامیه حزب را به زبانهای یونانی و آلمانی توزیع کردند؛ در پایان اعلامیه آمده است: «مردم باید با تقویت قاطع مبارزه سازمانیافته خود، از منافع خود در برابر نقشههای امپریالیستها دفاع کنند؛ در برابر وجود، و فعالیت پایگاههای نظامی خارجی، اعزام نیرو و تجهیزات نظامی به خارج از کشور و همچنین هزینههای هنگفت جنگ که در خدمت منافع سرمایه است، بایستند؛ از ابتکارات اتحادیههای کارگری و سازمانهای تودهای برای ارسال کمکهای بشردوستانه به فلسطین، و بسیج آنها در برابر حمل محمولههای مرگبار سلاح و مهمات که علیه مردم فلسطین و سایر خلقها استفاده میشود، حمایت کنند؛ آنها نباید به دولتهایی که مردم را به کشتارگاههای جنگی میکشانند، اعتماد نمایند، و نباید در دام خطرناک نژادپرستی، فاشیسم و شوونیسم که نیروهای سیاسی مختلف پرورش میدهند، بیفتند.»
«امروز، مبارزه لازم است تا مردم خود را در پشت منافع و سیاستهای استثمارکنندگان خود قرار ندهند، از میان استثمارگران یک اردوگاه را انتخاب نکنند، بلکه مسیر خود را ترسیم نمایند؛ تا به طور پویا وارد مبارزه برای سرنگونی نظام جنگآغرین سرمایهداری شوند، و برای یک جامعه بدون استثمار انسان از انسان مبارزه کنند، جامعهای که بتواند امنیت و رفاه واقعی آنها را، با روابط صلحآمیز، همبستگی، همکاری، سودمند متقابل با سایر خلقها، بدون تعهدات مکانیسمهای امپریالیستی مانند ناتو و اتحادیه اروپا، تضمین نماید. این جامعه سوسیالیسم است!»
«یکپارچگی»… در استثمار!

تظاهرات همزمان با سی و پنجمین سالگرد «یکپارچگی» آلمان، یعنی احیای سرمایهداری در جمهوری دموکراتیک آلمان، و تأسیس دوباره یک دولت بورژوایی متحد آلمان برگزار شد.
برای یک سال دیگر، تحلیلها در مطبوعات بورژوایی پیرامون اینکه آیا «آلمان همچنان دچار تفرقه است»، درباره فقر نسبی و مطلقی که اکثریت قریب به اتفاق کارگران تجربه میکنند، درباره درگیری در جنگ، دلایل تقویت حزب ناسیونالیست-نژادپرست «آلترناتیو برای آلمان» و تضعیف احزاب سنتی بورژوایی و غیره، مطرح و بررسی شد.
و همچنین درباره «مشکل چیست»، و اینکه مردم نارضایتی خود را از وضعیتی که امروز در آن زندگی میکنند ابراز میکنند؛ درباره «Ostalgie» (ترکیبی از کلمات کلمات «شرق» و «نوستالژی» در آلمانی)، یعنی درباره این واقعیت که علیرغم تبلیغات و تحریف، جشنهای ستایش سرمایهداری، بخش بسیار بزرگی از مردم شرق آلمان دستاوردهایی را که در دوره ساختمان سوسیالیستی داشتند و پس از ضدانقلاب از دست دادند، به یاد میآورند. احساسی که بخش بزرگی از مردم در غرب آلمان نیز دارند، نه به این دلیل که در شرایط سوسیالیستی زندگی میکردند، بلکه به این دلیل که، همانطور که معمولاً میگویند، پیش از سال ۱۹۹۰، هز زمان که آنها خواستار دستمزد بهتر، شرایط بهتر در آموزش، بهداشت، بیمه و غیره، علیه سرمایهداران و دولت آنها بودند، همیشه «یک نیروی نامرئی وجود داشت که کفه ترازو را به نفع کارگران» و علیه سرمایه سنگین میکرد (منظور آنها اردوگاه سوسیالیستی و جمهوری دموکراتیک آلمان است).
در این شرایط، تلاش برای اصلاح نظام سیاسی بورژوایی در آلمان «چشمگیر» است، تا بار دیگر مردم را به دام بیندازد. به طور مشخص، نیروهای سوسیال دموکراسی مانند «حزب سوسیال دمکرات» که برتری خود را در جنبش اتحادیههای کارگری حفظ میکند، «حزب چپ» که از حقوق فردی به عنوان وسیلهای برای تأثیرگذاری بر جوانان و سایر نیروها استفاده میکند، «ائتلاف زارا واگنکنشت – منطق و عدالت» که خود را از روایت غالب اورو-آتلانتیک در مورد جنگها متمایز میکند، اما بدون اینکه کمترین تأثیری بر سیستم سرمایهداری داشته باشد، در تلاشند تا در جنبش کارگری مداخله نموذه و آن را به مسیرهایی هدایت کنند که برای نظام بدون دردسر باشد.
اینها برنامههایی برای اصلاح سوسیال دموکراسی است که با واقعیت عینی اقتصاد سرمایهداری در تضادند، و همین واقعیت همچنین مسئول ناتوانی بازیگران سیاسی سوسیال دموکرات در تدوین پیشنهادهایی برای مدیریت بورژوایی است که نیروهای مردمی طبقه کارگر را، مانند گذشته، در بر بگیرد. با این حال، به دلیل وضعیت دشوار جنبش کمونیستی در کشور، فعلاً موفق شدهاند بر تفکر و موضع سیاسی حتی بخشهای پیشگام و مبارز طبقه کارگر که میخواهند علیه وضعیت منفی فعلی مبارزه کنند، تأثیر بگذارند.
از اینرو، بسیار مهم است که در سالهای اخیر اعتصابات بخشها و شرکتها، اعتراضات علیه تمام مشکلات حاد مردمی و نسلکشی در فلسطین افزایش یافته است، و در تظاهرات بزرگ دوره قبل شعارهایی ظاهر شد که مسأله واقعی را در مرکز قرار میدهند. یکی از این شعارها، با صدها کارگر که پشت یک پرچم قرمز بزرگ که روی آن نوشته شده بود «سوسیالیسم به جای جنگ» جمع شده بودند، در تظاهرات اشتوتگارت ظاهر شد…
