تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
۷ آذر ۱۳۹۹
منبع: صدای مردم، نشریه حزب کمونیست کانادا
نویسنده: دین دتلوف
۲۲ اکتبر ۲۰۲۰
یک بوسه برادارانه بین شبح کمونیسم و روحالقدس؟

«بازار به خودی خود نمیتواند هر مشکلی را حل کند، اما از ما بسیار خواسته میشود این دگم مذهب نولیبرال را باور کنیم. چالش هر چه باشد، این مکتب فکری فقیر و تکراری همیشه نسخههای مشابهی را تجویز میکند. نولیبرالیسم به سادگی با توسل به تئوریهای جادویی «سرریز» (spillover) یا «نَشت» (trickle)- بدون استفاده از نام- خود را به مثابۀ تنها راهحل برای مشکلات اجتماعی بازتولید میکند. فهم کمی از این واقعیت وجود دارد که «سرریز» ادعایی مشکل نابرابری را- که موجب ظهور شکلهای جدید از خشونتی میشود که بافت جامعه را تهدید میکند- حل نمیکند.»
این پیام یکی از برجستهترین کیفرخواستهای بسیاری است که به وسیله پاپ فرانسیس در سومین «بخشنامه» او «Fratelli Tutti» («همه برادران») علیه وضعیت کنونی سرمایهداری جهانی مطرح شد. سند که در ۳ اکتبر امضاء شد «برادری و دوستی اجتماعی» را بررسی میکند، و همهجانبه و بیپروا است، به اقتصاد، سیاست، مهاجرت، همهگیری کووید-۱۹، مجازات اعدام، جنگ و غیره میپردازد.
پیامهای نامه پاپ فرانسیس گرچه برای کاتولیکها آموزنده است، اما خطاب او به «همه مردم دارای حسننیت» است. سوسیالیستها باید از بخشنامه (encyclical) به مثابۀ دعوت به گفتوگو استقبال کنند- و نقاط اتصال بسیاری وجود دارد.
از نقطهنظر تحلیل انتقادی، چندین نکته در جهت مترقی وجود دارد. یک ترجیعبند در متن، انتقاد فرانسیس از نظام اقتصادی است که به طور روزمره ثروت و قدرت را به هزینه اکثریت در دست اقلیت کوچکی متمرکز میکند.
به عنوان مثال، او میگوید پاسخ به بحران مالی ۰۸-۲۰۰۷ فقط ایدئولوژیهایی را تقویت کرد که آن بحران را ممکن ساختند و «آزادی قدرتمندان حقیقی را که همیشه بدون خسارت راه فرار پیدا میکنند، افزایش داد.» او از این نگران است که اگر ما از فرصت برای نگاه دوباره به اقتصاد براساس همبستگی، مراقبت و یک جنبش متحد مردمی استفاده نکنیم، پاسخ به همهگیری همان نتیجه را خواهد داشت.
پاپ فرانسیس برای یافتن منابع جهت ایجاد چنین جنبشی به سنت مسیحی متوسل میشود. از بخشهای جالب توجه برای سوسیالیستها بندهای سند درباره مالکیت است. آموزشهای کلیسای کاتولیک پیرامون مالکیت از دیرباز محلی برای مبارزه در درون کلیسا بوده اند. پاپ در اینجا با اقتدار مقام خود میگوید گرچه کلیسا از حق مالکیت خصوصی حمایت میکند، اما این حق «فقط میتواند بر حق طبیعی، که از اصل مقصد نهایی کالاهای تولیدشده ناشی میشود، ثانویه باشد. این پیآمدهای مشخصی دارد که باید در عملکردهای جامعه منعکس شوند. با این وجود حقوق ثانویه اغلب حقوق اولیه را باطل کرده و کنار میزنند، و در عمل آنها را بیاهمیت مینمایند.»
پاپ فرانسیس همچنین توجه را به بخشنامه پیشین خود درباره محیط زیست (Laudato Si’) جلب میکند، که «سنت مسیحی هرگز حق مالکیت خصوصی را به مثابۀ مطلق یا تخطیناپذیر به رسمیت نشناخته است، و بر هدف اجتماعی همۀ شکلهای مالکیت خصوصی تأکید کرده است.»
گرچه همه کاتولیکها این نتیجه را نمیگیرند، اما اگر جامعه نوشته پاپ را جدی بگیرد مشکل بتوان عملکرد سرمایهداری را تصور نمود. مالکیت خصوصی برای بعضیها در نظام سرمایهداری فقط یک حق مطلق است، اما به عنوان مثال، همانطور که مارکس و انگلس در مانیسفت کمونیست میگویند، «مالکیت خصوصی در حال حاضر برای نُه دهم جمعیت از بین رفته است؛ وجود آن برای تعدادی اندک صرفاً به علت عدم وجود آن در دست آن نُه دهم است.»
این خط به طرز چشمگیری در اظهارات فرانسیس طنینانداز است که «در قرنهای نخستین مسیحیت، شماری از متفکرین در تأملات خود پیرامون مقصد مشترک کالاهای تولیدشده یک بینش جهانی آفریدند. این بینش آنها را به این نتیجه رساند که اگر شخصی فاقد چیزهای ضروری برای زندگی است، به این دلیل است که شخص دیگری آن چیزها را مصادره کرده است. [مضمون این بینش در جملۀ امام علی منعکس است که «هرجا کاخی ساخته میشود بدانید که خونها و حقهای زیادی پایمال شده است.» البته، «بولتن نیوز» در ۱۶ مهر ۱۳۹۱ ادعا کرد: «این سخن امام علی ساخته کمونیستها است!]
دفاع کلیسا از مالکیت خصوصی در بخشنامه چنان نسبی است که شخص نمیداند به چه معنا است؛ در هر حال، با در نظر گرفتن استفاده مشترک از کالاها، دفاع کمرنگی است. به سخن دیگر، «همه برادران» جناح رادیکال تفکر مسیحی را پیرامون مالکیت بالا میآورد و تأیید میکند، جناحی را که مارکسیستها میتوانند، حتا اگر خواهان سخنان بیشتری از آن باشند، به راحتی با آن رابطه برقرار کنند.
بخشنامه فقط یک رساله مذهبی نیست. فرانسیس با انتقاد یکسان از لیبرالیسم و پوپولیسم از چیزی که سیاستهای «مردمی»، به سود مردم مینامد و مقوله سیاسی اصلی سند است، دفاع میکند. برای فرانسیس، این سیاستها در «جنبشهای مردمی که بیکاران، کارگران موقتی و غیررسمی، و بسیاری دیگر از کسانی را که در ساختارهای موجود به راحتی جایی نمییابند، متحد میکنند» ریشه دارند.
فرانسیس میگوید این جنبشها از ترتیبات اقتصادی «تکرنگ» متمایز هستند. با این حال، این جنبشها اشکال گوناگون اقتصاد مردمی و تولید جامعه را مدیریت میکنند. آنچه که لازم است یک الگوی مشارکت اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی است «که بتواند دربر گیرنده جنبشهای مردمی باشد و ساختارهای حکمرانی محلی، ملی، و بینالمللی را- با آن سیل انرژی اخلاقی که محرومان را در ساختمان یک سرنوشت مشترک درگیر میکند- احیاء نماید» و در عینحال همچنین تضمین کند «این تجربیات همبستگی که از پایین، از زیر خاک کرۀ زمین میرویند، بتوانند متحد، هماهنگتر شوند و به یکدیگر برسند.»
گرچه «همه برادران» یک نسخه برای انقلاب یا یک اثر مارکسیستی-لنینیستی نیست، فراخوان پاپ به یک «الگوی» متحدکننده از طرح کمونیستها برای ایجاد یک دولت مردمی چندان دور نیست. بینش فرانسیس، پژواک – میتوان گفت برادرانۀ- استراتژیهایی است که در برنامههای حزب کمونیست کانادا و حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا مطرح شده است، و ایجاد ائتلافی از جنبشهای مردمی و یک دولت مردمی را پیشنهاد میکند. در جهانی که مذهب کاتولیک هنوز نیروی محرکۀ اجتماعی عظیمی است، کمونیستها باید خود را خوب با این تحولات آشنا کنند.
درست است که «همه برادران» انقلاب را آغاز نخواهد کرد. اما هنوز میتواند به آماده کردن بستر گفتوگو و مشارکتی که انقلاب در آن ظهور خواهد کرد کمک کند، انقلابی که در آن شبح کمونیسم و روحالقدس ممکن است بوسۀ برادارانهای ارایه نمایند.
https://pvonline.ca/2020/10/22/a-fraternal-kiss-between-the-spectre-of-communism-and-the-holy-ghost/
