تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۶ بهمن ۱۴۰۴
منبع: «چپ»(soL)
نویسنده: آتیلا اوزسور
دوشنبه، ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶
برگ «فاشیسم» بورژوازی

این قابل توجه است که جنبشهای فاشیستی در بسیاری از نقاط جهان در حال ظهورند. رهبران و احزاب فاشیست در ایالات متحده (ترامپ)، ایتالیا (ملونی)، مجارستان (اوربان)، آرژانتین (میلی)، اسرائیل (نتانیاهو) و هند (مودی) در قدرت هستند.
از سوی دیگر، در فرانسه، «تجمع ملی»(RN )، حزب راست افراطی و فاشیستی مارین لوپن، بیشترین تعداد آرا را در انتخابات پارلمان اروپا در سال ۲۰۲۴ به دست آورد، و اگرچه در انتخابات ملی گذشته به حزب پیشرو تبدیل نشد، اما در جایگاه دوم قرار گرفت.
در آلمان، حزب راست افراطی و فاشیستی «آلترناتیو برای آلمان»(AfD) جایگاه خود را به عنوان دومین حزب بزرگ حفظ کرده است. در اتریش، حزب راست افراطی، فاشیستی و بیگانهستیز «آزادی اتریش» (FPÖ) حزبی بود که در انتخابات گذشته بیشترین آرا را به دست آورد. با این حال، «حزب آرادی اتریش» از دولت ائتلافی تشکیل شده توسط احزاب میانهرو کنار گذاشته شد.
در سوئد، حزب راست افراطی «دموکراتهای سوئد» دومین حزب بزرگ است، اما دولت ائتلافی تشکیل نمیدهد؛ بجای آن، از بیرون حمایت میکند. به همین ترتیب، در کشورهایی مانند هلند، پرتغال و نروژ، احزاب راست افراطی، حتی فاشیست، گرچه بخشی از دولت نیستند، عموماً جایگاه دومین حزب بزرگ را دارند.
موج نئوفاشیستی
همانطور که مشاهده میشود، در سراسر جهان یک موج راست افراطی، نئوفاشیستی در حال ظهور است. در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ در اروپا، یک جنبش سوسیالیستی در حال ظهور، یک مبارزه طبقه کارگر، وجود داشت. به این معنا، یک «تهدید کمونیستی» برای بورژوازی وجود داشت. در آن زمان، سرمایه انحصاری در اروپا برای جلوگیری از این تحول، کارت «فاشیسم» را بازی کرد.
بدون تردید، در آن زمان یک بحران اقتصادی شدید (رکود ۱۹۲۹) وجود داشت. برای غلبه بر این، طبقه سرمایهدار برای به قدرت رسیدن به جنبشهای فاشیستی تکیه نمود و از آنها حمایت کرد.
امروزه، برخلاف دوران کلاسیک فاشیسم، هیچ «تهدید کمونیستی» وجود ندارد، اما نظام سرمایهداری بار دیگر در بحران است و فقر در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. رکود اقتصادی و بیکاری فزاینده، به ویژه پس از بحران ۲۰۰۸، قابل توجه است.
به همین ترتیب، کاهش توانایی رژیمهای بورژوایی موجود برای اداره جوامع و مشکل مهاجرت، طبقات حاکم را به سمت ایجاد پیوند با جنبشهای فاشیستی سوق میدهد. در این چارچوب، خطر فاشیسم یک موضوع برجسته برای کارگران و سوسیالیستها است. اقدامات و سیاستهای ترامپ در ایالات متحده، اتحاد بین امپریالیسم و فاشیسم را آشکار میکند.
نظامیگری و فاشیسم
ذهنیت فاشیستی معاصر از عناصر تکنولوژیکی و فرهنگی برای جذاب کردن مضامینی مانند نژادپرستی، احساسات ضد-مهاجر و زنستیزی استفاده میکند و سرمایه انحصاری دیجیتال از این روند و نظامیگری حمایت میکند.
در بسیاری از کشورهای اروپایی، به ویژه آلمان، هزینههای دفاعی در حال افزایش است و دولتها در حال دامن زدن به ذهنیت نظامیگری هستند. طبقات حاکم در تلاشند با استفاده از لفاظیهای نظامیگرایانه و تأکید بر نگرانیهای امنیتی، بر بحران اقتصادی غلبه کنند.
در حالی که بورژوازی سعی میکند طبقات کارگر را متفرق کند و مقاومت آنها را سرکوب نماید، مانند هر دوره بحرانی، به اتحاد با جنبشهای فاشیستی نیز روی میآورد.
در نتیجه، سرمایه انحصاری، استثمارگرترین و متجاوزترین بخش بورژوازی، برای حفظ هژمونی خود به جنبشهای فاشیستی متوسل میشود. به عبارت دیگر، بورژوازی بار دیگر «کارت فاشیسم» را که همیشه در ذخیره نگه میدارد، به «پیش» میآورد.
مبارزه ضدفاشیستی
تحت این شرایط چگونه میتوان با فاشیسم مبارزه کرد؟ چون شرایطی که باعث ظهور فاشیسم شد، در بستر بحران سرمایهداری پدیدار گردید، مبارزه سوسیالیستها و کمونیستها لزوماً باید مبارزهای باشد که سرمایهداری را نیز هدف قرار دهد.
در غیر این صورت، صرفاً شکست دادن نیروها و احزاب فاشیستی از طریق انتخابات، تنها به عقبنشینی موقت آنها منجر میشود. در واقع، در ایالات متحده، ترامپ دقیقاً به این دلیل توانست برای بار دوم به قدرت بازگردد که نیروهای چپ و مترقی علیه نظام سرمایهداری مبارزهای نکردند.
بنابراین، در مبارزه علیه فاشیسم، علاوه بر اتحاد دموکراتیک، اتخاذ یک جهتگیری اقتصادی که در برخی مسائل اساسی از نئولیبرالیسم فراتر رود و نیروی کار و منافع عمومی را در مرکز توجه قرار دهد، ضروری میشود (رجوع کنید به: مقاله پرابهات پاتنایک با عنوان « فاشیسم یک پدیده کاملاً مدرن است»، دمکراسی مردم، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵).
اینرا چگونه باید انجام شود؟
مبارزه برای تغییر رژیم اسلامگرا-فاشیست در ترکیه بدون شک یک اولویت است. در اینجا، نیاز به یک مبارزه متحد، یک اتحاد دموکراتیک از نیروها، وجود دارد که بتواند همه زحمتکشان، از جمله طبقه کارگر، از سازمانهای چپ و سوسیالیستی را بسیج کند.
برخلاف ایتالیای دهه ۱۹۲۰ و آلمان دهه ۱۹۳۰، چپ باید از رفتارهای خود-متهمکننده که میتواند مبارزه ضدفاشیستی را تضعیف کند، اجتناب نماید.
در کشور ما، به نظر میرسد که چپها باید به جای اختلافات، بر اشتراکات خود تأکید کنند و مبارزه خود را بر اساس بخش کارگری – که ۷۰ درصد جامعه را تشکیل میدهد – هدایت کنند، در عین حال مضامین ضد امپریالیسم، سکولاریسم و دموکراسی را در اولویت قرار دهند.
در این مبارزه، رویکردی که مشکلات مشخص طبقات زحمتکش و همه بخشهای فقیر جامعه را در نظر میگیرد، و برای آنها راهحل پیشنهاد میکند و به آنها اولویت میدهد نیز مهم است. در نهایت، سوسیالیستها و کمونیستها باید روندها و ابزارهای سیاسی را ایجاد کنند که آنها را قادر به رسیدن به قدرت کند.
ترکیه بر سر یک دوراهی قرار دارد
سازماندهی عناصر پیشاهنگ طبقه کارگر برای مبارزه با فاشیسم و در نهایت برای پایان دادن به حکومت بورژوازی بسیار مهم است. در این زمینه، نمایندگان مبارز محل کار و مدیریتهای گروههای سندیکایی، عناصر مهم در سازماندهی هستند.
ویژگیهای «پرولتاریای جدید» که به عنوان کارگران یقه سفید نیز شناخته میشوند، استفاده از فناوریهای جدید در این مبارزات نیز باید در نظر گرفته شود.
کشور ما در یک دوراهی حساس قرار دارد: یا این دولت فعلی فاشیسم را با تمام نهادها و قوانین آن بنا خواهد کرد، یا همه نیروهای دموکراتیک و کارگری برای رهایی خود از این رژیم و ایدئولوژی فاشیستی مبارزه خواهند کرد. دستیابی به گزینه دوم وظیفه ماست…
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/atilla-ozsever/burjuvazinin-fasizm-karti-405717
