آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

تحلیل

واشنگتن در یک «سردرگمی استراتژیک»: سرنگون کردن تهران پیک ‌نیک نیست

یک بار دیگر، شرط‌بندی آمریکا روی این امکان این‌که خیابان‌ها در ایران تغییر مورد نظر را ایجاد کنند، شکست خورد؛ لحن تهدید به اقدام نظامی، با در نظر گرفتن هزینه بالای هر ماجراجویی نسنجیده، فروکش کرد، و جای خود را به «سردرگمی استراتژیک» داد. آن‌چه که اعلام و فاش شده، نشان می‌دهد که شکاف بین لفاظی‌ها و اعمال آمریکا بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. پرسش دیگر درباره خواسته‌های واشنگتن - که البته ریشه‌کن کردن رژیم ایران و جایگزینی آن با رژیمی وفادار به خود است - نیست بلکه درباره توانایی واقعی آن در تبدیل این خواسته به یک استراتژی منسجم و قابل اجرا است،

۲۰۲۶-۰۱-۱۵ ادامه

رویارویی بدون دستکش: چرا آپوزیسیون وابسته و مزدور علیه خشونت و آنارشیسم نسل «زد» موضع نمی‌گیرد؟ و چرا مهار این خشونت برای آینده ایران و ایرانی ضروری است؟

بحث پیرامون دلایل منطقی برای آغاز یک جنگ گسترده توسط ایالات متحده علیه ایران به نتایج واقع‌بینانه‌ای منجر نخواهد شد. هر کس که اظهارات شش ماه گذشته دونالد ترامپ را دوباره مرور کند، متوجه خواهد شد فردی که با یک حمله هوایی ادعای «پیروزی کامل» بر ایران را داشت، و به بهانه تسلیم شدن حوثی‌ها، علیه آن‌ها آتش‌بس اعلام کرد، اکنون خود را با «وظیفه الهی» برای آغاز جنگ برای سرنگونی نظام ایران به منظور «ساختن یک ایران بزرگ» روبه‌رو می‌بیند.

۲۰۲۶-۰۱-۱۴ ادامه

اعتراضات در ایران و قبل‌ و قال درباره پهلوی: تلاش برای ارائه یک گذشته‌ امپریالیستی به عنوان «بدیل»

حضور دوباره پرچم‌هایی که نماد سلطنت پهلوی است در اعتراضات، نشانه‌ای مهم از کانال‌های سیاسی است که از طریق آن‌ها قرار است خشم علیه حکومت ایران هدایت شود. رسانه‌های غربی این تصاویر را در روایتی از «بدیل شاه»، که مبارزه چندوجهی مردم ایران را از بستر تاریخی آن جدا می‌کند، و آگاهانه گذشته‌ای آمیخته با امپریالیسم را ستایش می‌کند، ارائه می‌دهند. با این حال، دوره تاریخی که به عنوان «دوران شاه» در ایران شناخته می‌شود، اساساً فقط داستان یک سلطنت نیست؛ بلکه داستان نفت، مداخله امپریالیستی و سرکوب سیستماتیک مخالفت‌های اجتماعی نیز هست.

۲۰۲۶-۰۱-۱۳ ادامه

رقص ایران با سیاهی در تاریکی

در مجموع، به نظر می‌رسد که مبارزه قدرت در ایران بین بخشی از نظام سرمایه‌داری که به دنبال روابط نزدیک‌تر با ایالات متحده است و بخشی که به عنوان «محافظه‌کار» تعریف می‌شود، بسیار شدیدتر و خطرناک‌تر از آن چیزی است که در خیابان‌ها می‌بینیم. ریشه مشکل به ویژه در زیرساخت اقتصادی کاملاً توسعه‌یافته، بازار-محور، خصوصی‌سازی- محور و لیبرالی نهفته است که در دوران رفسنجانی ایجاد شده است. این ممکن است برخی را شگفت‌زده کند، اما نهادهای هیولایی که ما آن‌ها را بازار و سرمایه‌داری می‌نامیم، همیشه کت و شلوار و کراوات نمی‌پوشند.

۲۰۲۶-۰۱-۱۲ ادامه

بربریت امپریالیستی

ایالات متحده تاکنون نه پینوشه و نه زلنسکی را پیدا نکرده است. ترامپ حتی ماریا کورینا ماچادو را برای رهبری یک دولت دست‌نشانده رد کرد و گفت که ایالات متحده ونزوئلا را، تا زمانی که بتواند «گذار امن» را انجام دهد، با «افرادی که پشت سر من هستند» (فرمانده نیروهای مسلح، ژنرال دن کین، و وزرای امور خارجه و دفاع، مارکو روبیو و پیت هگست) «اداره» خواهد کرد. در حال حاضر، ایالات متحده فاقد یک نیروی نیابتی درون‌زا با قدرت آتش و ظرفیت بسیج عمومی برای ایجاد یک دولت موازی در برخی از مناطق ساحلی «آزاد شده» است.

۲۰۲۶-۰۱-۱۲ ادامه

خوانش‌‌ها و آموزه‌‌هایی پیرامون بمباران ونزوئلا توسط ایالات متحده

ما شاهد یک لحظه تاریخی با ابعاد مشابه ترور آلنده هستیم. هیچ تناسبی بین از افول تدریجی هژمونی سیاسی و اقتصادی ایالات متحده و قدرت نظامی آن وجود ندارد. در این زمینه نباید آن را دست کم گرفت. ترامپ مهم‌ترین مهره را گرفته است، اما هنوز کیش و مات نکرده است. این یک حرکت بسیار مهم و تماشایی بود، اما بازی هنوز تمام نشده است. و بله: «قضیه نفت است، احمق.» این چیزی است که مهم است. نه دموکراسی، نه آزادی، ابداً هیچ چیز دیگری. این چیزی است که خود ترامپ گفته است.

۲۰۲۶-۰۱-۱۰ ادامه

منش

صربستان توسط یک رهبر خودکامه، که مرتکب نسل‌کشی شد، اداره می‌شد. عراق یک دیکتاتور و سلاح شیمیایی داشت. افغانستان طالبان و مواد مخدر داشت. سوریه نیز یک رژیم دیکتاتوری داشت. لیبی نیز همینطور. ایران بمباران شد زیرا توسط ملاهای خودکامه اداره می‌شود و می‌خواهد به سلاح هسته‌ای دست یابد. همین الگو اکنون در ونزوئلا در حال آشکار شدن است... محکوم کردن این مداخله کثیف، و نشان دادن همبستگی با مردم ونزوئلا و همه خلق‌های دیگر، یک وظیفه انترناسیونالیستی خط مقدم است.

۲۰۲۶-۰۱-۰۷ ادامه

دیکتاتوری‌ها، نفت و شکلات دبی…

دلقک‌بازی دولت برای توجیه مداخله امپریالیستی ایالات متحده در ونزوئلا پایان ندارد. و اگر حتی... دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور صلح‌‌ساز ایالات متحده، بدون هیچ‌گونه پیچ و خم و بدون تظاهر، گفت و هم‌چنان می‌گوید که این مداخله برای نفت، و کنترل آن توسط ایالات متحده بوده است - در این‌جا مقامات دولتی از خجالت سرخ می‌شوند و می‌گویند « هر کس که با اقدامات ایالات متحده مخالف است، با مادورو دیکتاتور است.» الکسیس سیپراس، در پیام تند خود درباره ونزوئلا، فراموش نکرد که یکی از بهانه‌های مداخله ایالات متحده، یعنی «دموکراسی» را به کار بگیرد، و آنطور که او اشاره کرد، «دمکراسی در ونزوئلا نیز در حال آزمایش است»...

۲۰۲۶-۰۱-۰۷ ادامه

مرثیه‌‌ای برای جان‌‌‌باختگان کوبایی‌

حداقل ۳۲ کوبایی در قتل‌عامی که صبح روز ۳ ژانویه در کاراکاس رخ داد، کشته شدند. به مرور زمان از میزان خیانت مطلع خواهیم شد. طبق شهادت بازماندگان این حمله، سی و دو کوبایی که جان خود را برای محافظت از دولت و رهبر مادورو در ونزوئلا به خطر انداخته بودند، توسط سربازان آمریکایی اعدام شدند. صبح روز ۳ ژانویه، ۳۲ نفر از رفقای ما جان خود را از دست دادند. اکنون، کسانی که «باهوش» هستند، درباره موازنه قدرت، تفکر استراتژیک و محاسبات ژئوپلیتیک صحبت می‌کنند. به هر طریقی، همه آن‌ها در نهایت به چاپلوسی ایالات متحده می‌پردازند.

۲۰۲۶-۰۱-۰۶ ادامه

سال دهشتناک تکرار شد – Annus horribilis bis repetita

آیا ۲۰۲۵ سال دهشتناکی بود؟ بله. آیا این نخستین بار است یا سال پیش بهتر بود؟ خیر. سطح تجاوزگری دونالد ترامپ با موارد پیشین متفاوت است. او به دستاویزهایی مانند دموکراسی، آزادی یا حقوق بشر نیاز ندارد. او به سادگی می‌گوید: «من به گرینلند نیاز دارم، نفت ونزوئلا قبلاً متعلق به شرکت‌های آمریکایی بود» و غیره. بدترین قسمت این است که او هیچ رقیبی در جهان ندارد که قدرت یا قصد متوقف کردن او را داشته باشد. در حالی که مردم مقاومت می‌کردند، کشورها یا از طرح نابودی مقاومت فلسطین، معروف به «طرح ترامپ»، حمایت کردند یا پیرامون آن سکوت نمودند. نه روسیه و نه چین از حق وتوی خود در رأی‌گیری مربوطه در شورای امنیت سازمان ملل استفاده نکرد.

۲۰۲۵-۱۲-۳۱ ادامه